بهترین بازی های اندروید رایگان تیر 1397

    این ماه بازی‌های رایگان با کیفیت و متعددی از جمله Mayhem Combat و Boxing Star برای اندروید عرضه شد که در این مقاله به معرفی آنها پرداخته‌ایم.


    اپل فردا گزارش مالی سه‌ماهه‌ی دوم سال ۲۰۱۸ را منتشر می‌کند و احتمالا با افزایش درآمد بخش خدمات، رکورد یک تریلیون دلار را خواهد شکست.

    گزارش مالی اپل برای سه‌ماهه‌ی دوم سال ۲۰۱۸ فردا منتشر می‌شود. بسیاری از سرمایه‌گذاران معتقدند بخش خدماتی این شرکت مانند اپل موزیک، آی‌کلاد و اپل پی افزایش درآمد بالایی در این گزارش خواهد داشت. برخی اعتقاد دارند رقم درآمد این بخش به ۹.۲ میلیارد دلار خواهد رسید که افزایش ۲۷ درصدی نسبت به آمار مشابه سال گذشته را نشان خواهد داد.

    اپل یکی از معدود شرکت‌هایی است که مانند آمازون و مایکروسافت، پتانسیل تبدیل شدن به شرکت یک تریلیون دلاری را دارد. قطعا رسیدن به این نقطه‌ی عطف نیازمند گزارشی درخشان از درآمد در مراسم فردا است و شانس اصلی اپل برای رسیدن به این گزارش، افزایش درآمد زیاد در بخش خدمات است.

    مقاله‌های مرتبط:

    در این میان اگر بخش خدمات را آینده‌ی اپل بدانیم، قطعا محصولات آیفون، وضعیت زمان حال کوپرتینویی‌ها خواهند بود. پیش از ارائه‌ی گزارش سه‌ماهه‌ی اول سال جاری، نگرانی‌ها از کاهش فروش پرچمدار اپل یعنی آیفون x وجود داشت. دلیل این نگرانی‌ها نیز برچسب قیمتی بیش از ۱۰۰۰ دلاری این محصول بود. در نهایت پس از انتشار نتایج مشخص شد اپل با فروش ۵۲.۲ میلیون دستگاه آیفون، حتی از پیش‌بینی کارشناسان مبنی بر فروش ۵۲ میلیون پیشی گرفته است. آمار میانگین قیمت آیفون‌های به‌فروش‌رفته در این مدت نیز نشان داد که سهم مناسبی از فروش به iPhone X تعلق داشته است.

    apple-music

    سه‌ماهه‌ی دوم همیشه برای فروش آیفون‌ها آماری پایین‌تر داشته است. تحلیل‌گران رقم ۴۲ میلیون دستگاه را برای این مدت پیش‌بینی می‌کنند. این آمارها قدرت آیفون x در فروش بازار را نشان خواهند داد. با وجود انتشار اخباری مبنی بر عرضه‌ی سه مدل جدید گوشی در ماه سپتامبر (شهریور) و قیمت پایین‌تر آنها نسبت به آیفون x کنونی، فروش بالای این مدل می‌تواند نشان‌دهنده‌ی قدرت آن در سلطه بر بازار گوشی‌های هوشمند باشد.

    نوسان قیمت سهام اپل در سال‌های اخیر بسیار کاهش یافته است

    اپل در سال‌های اخیر به شرکتی قابل پیش‌بینی در بخش گزارش‌های مالی تبدیل شده است. آنها درآمدی بین ۵۱.۵ تا ۵۳.۵ میلیارد دلار را برای این بازه‌ی زمانی پیش‌بینی کرده‌اند و تحلیل‌گر تامسون رویترز نیز رقمی دقیقا در میان این بازه یعنی ۵۲.۵ میلیارد دلار را پیش‌بینی کرده است. نکته‌ی قابل‌توجه این که درآمد این شرکت در مدت مشابه سال گذشته ۴۴.۵ میلیارد دلار بوده است.

    نیل سایبارت تحلیل‌گر آژانس Avalon معتقد است ارزش سهام Apple نیز در سه‌ماهه‌ی گذشته نوسان پایینی داشته و در نتیجه عدم تمایل به سهام این شرکت و نگرانی در مورد بازدهی و آینده‌ی آن رو به کاهش است. این تحلیل‌گر در ادامه می‌گوید که حجم تبادلات این سهم در سه‌ماهه‌ی دوم نسبت به سه‌ماهه‌ی اول کاهش داشته اما ارزش آن با رشد ۱۳ درصدی مواجه بوده است. این در حالی است که در این مدت شاخص S&P 500 رشد ۶ درصدی را تجربه کرده است.

    گزارش مالی اپل‍

    نکته‌ی دیگر اینکه رسانه‌ها نگران تاثیر جنگ تجاری دونالد ترامپ و چین بر فروش محصولات اپل هستند اما اکثر تحلیل‌گران سهام این شرکت از جمله سایبارت، این نگرانی را قابل‌توجه نمی‌دانند. او معتقد است تمامی تیترها و اخباری که اخیرا در مورد این جنگ در رسانه‌ها منتشر شده، تنها هیاهوی خبری است.

    علاوه‌بر موارد فوق و امیدواری به افزایش درآمد بخش خدمات، تحلیل‌گران سوال‌های دیگری نیز در مورد گزارش مالی اپل در ذهن دارند:

    • آیا آیپد باز هم به فروش امیدوارانه‌ی خود مانند ۶ ماه گذشته ادامه خواهد داد؟ (۹.۱ میلیون دستگاه آیپد در سه‌ماهه‌ی گذشته فروخته شده‌اند.)
    • آیا سندی مبنی بر رشد ادامه‌دار فروش اپل واچ منتشر خواهد شد؟ (اپل هنوز آمار فروش گجت پوشیدنی خود را در دسته‌بندی اختصاصی منتشر نمی‌کند.) سایبارت معتقد است اپل با رشد ۴۰ درصدی نسبت به سال گذشته، در سه‌ماهه‌ی دوم ۳.۸ میلیون اپل واچ فروخته است.
    • آیا بخش مک نیز با رشد ادامه‌دار همراه خواهد بود؟ آنها در آمار سه‌ماهه‌ی اول فروش ۴.۱ میلیون دستگاه مک را گزارش کردند که نسبت به سال گذشته رشد ۲ درصدی داشت.

    تمامی سوال‌های بالا و نگرانی‌های دیگر تحلیل‌گران در مورد درآمد این برند باارزش و احتمال رسیدن آنها به ارزش یک تریلیون دلاری، در گزارشی که فردا توسط کوپرتینویی‌ها منتشر می‌شود، مشخص خواهد شد.


    مهمان‌نوازترین مردم یا کشورهای دنیا تنها از طریق برداشت‌های ذهنی افراد مشخص می‌شوند و معیار مشخصی برای انتخاب آن‌ها وجود ندارد. مهمان‌نوازترین کشورهای دنیا کدامند؟

    مقاله‌های مرتبط:

    هیچ روش علمی برای اندازه‌گیری و تخمین میزان مهمان‌نوازی مردم دنیا وجود ندارد و تنها برداشت‌های ذهنی افراد هنگام سفر به مناطق مختلف مهمان‌نوازی یا سردخویی آن منطقه را نشان می‌دهد. بر این اساس مردم برخی از کشورها به مهمان‌نوازی شهرت دارند و برخی دیگر خشک و بی‌احساس جلوه می‌کنند. با کجارو همراه باشید تا به مهمان‌نوازترین مردم دنیا بپردازیم.

    ۵. گرجستان

    گرجستان و مردم مهمان نوازش

    طبق نظرسنجی‌ها و رتبه‌بندی‌های مختلف، گرجستان در رده پنجم مهمان‌نوازترین کشورهای جهان قرار دارد. از نظر مسافران غربی، این کشور نه‌تنها به خاطر وجود طبیعت خیره‌کننده، رشته‌کوه‌های بکر، چشمه‌های زیبا و کلیساهای باستانی، بلکه به خاطر خوش‌رویی مردمی که معتقدند میهمان حبیب خدا است، ارزش یک‌بار امتحان کردن را دارد. هیچ مسافری در گرجستان احساس غریبی نمی‌کند، فقط تنها نکته‌ای که باید رعایت کرد احترام میزبان است؛ مثلا در این کشور رد کردن نوشیدنی که به شما تعارف می‌شود توهین بزرگی به حساب می‌آید. هرچند اقدامات اخیر دولت گرجستان وجه مردمی این کشور را زیر سؤال برده؛ اما حساب مردم از سیاست جدا است.

    ۴. ایران

    مردم مهربان ایران

    مردم خونگرم ایران مایه مباهات این سرزمین کهن هستند. ویل هاید، یکی از کارکنان روزنامه تایمز، مردم ایران را مهربان‌ترین مردم دنیا می‌خواند. مردمی لبخند به لب که همیشه برای کمک به دیگران حاضر هستند؛ از تعارف یک فنجان چای گرفته تا دعوت به ناهار و شرکت در جشن‌های محلی. هاید می‌گوید:

    اگر به ایران سفر نکنید هرگز نمی‌توانید بفهمید شرکت در عروسی‌های محلی چقدر دلپذیر است.

    ۳. کانادا

    مردم کانادا

    در یک نظرسنجی سال ۲۰۰۸، از بین ۵۰ کشور که بیش از ۲۰ هزار نفر از ۲۰ کشور جهان شرکت‌ کرده بودند، کانادا به‌عنوان مهمان‌نوازترین کشور دنیا انتخاب شد. هرچند رویکرد علمی در این مورد اندکی غیرقابل‌اعتماد به نظر می‌رسد، چرا که این کشور شرایط آب و هوایی نامساعد و بسیار سردی دارد؛ اما مردم این کشور به صمیمیت و مهربانی شهرت دارند.

    ۲. استرالیا

    استرالیا و مردم مهمان نوازش

    آسودگی و لبخند، هدیه‌ی استرالیا به همه‌ی مسافران است. مردم استرالیا بسیار مهمان‌نواز هستند و برخوردی دوستانه دارند. تفکر مثبت و حس دوستی به‌قدری فضای این کشور را در برگرفته که مسافران حس می‌کنند در خانه خود هستند. مسافران قاره سبز معتقدند در استرالیا محال است احساس تنهایی کنید. مردم محلی خوش‌مشرب و اجتماعی با یک فنجان چای یا اسپرسو سر صحبت را باز می‌کنند و گذر زمان را از دایره محسوسات خارج می‌کنند. اینجا خستگی معنا ندارد.

    ۱. ایرلند

    مردم ایرلند مهمان نوازترین مردم جهان

    مردم ایرلند به‌عنوان مهمان‌نوازترین مردم جهان شناخته شده‌اند. تعیین اینکه آیا ایرلندی‌ها از ایرانی‌ها یا کانادایی‌ها مهمان‌نوازترند واقعاً کار سخت و بحث‌برانگیزی است؛ اما قطع به‌یقین می‌توان گفت ایرلندی‌ها متفاوت هستند. هرچند ایرلندی‌ها به‌اشتباه به مردمی که مدام نسبت به وضع هوا، مشکلات اقتصادی و قیمت‌ها معترض‌اند معروف شده‌اند؛ اما واقعیت چیز دیگری است؛ ایرلندی‌ها فوق‌العاده صادق و مهربان هستند و همیشه برای کمک به دیگران حاضرند. باوجود شرایط آب و هوایی نامساعد، خوش‌رویی، مهمان‌نوازی و فطرت پاک مردمانش، این کشور را به یکی از بهترین مقصدهای گردشگری دنیا تبدیل کرده است.

    نظر شما درباره‌ی مهمان‌نوازترین کشورهای دنیا چیست؟ نظرات خود را با کجارو به اشتراک بگذارید.


    برای آزادکارها و بنیان‌گذاران انتخاب مشتری خوب بسیار مهم بوده و حکم مرگ و زندگی را دارد، داشتن مشتری نامناسب لذت کار را از بین می‌برد.

    مشتری حرف اول و آخر هر کسب‌وکاری است و بدون وجود آن‌ها کسب‌وکار معنایی ندارد. به همین دلیل آزادکارها و بنیان‌گذاران کسب‌وکارهای جدید باید در انتخاب مشتری دقت کنند. تا زمانی که شخصی از مشتری راضی نباشد، از کسب‌وکارش لذت نخواهد برد و این موضوع نهایاتا روی بهره‌وری و محصول نهایی تولید شده تأثیر می‌گذارد. اما چگونه می‌توان مشتری‌های بد را از مشتری‌های خوب تشخیص داد و از کار کردن با آن‌ها اجتناب کرد؟ در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت به معرفی چهار مدل از مشتری‌هایی می‌پردازیم که بهتر است با آن‌ها همکاری نکنید.

    ۱- مشتری‌هایی که بیش از اندازه مغرور هستند

    شاید تا به حال با این مدل از مشتری‌ها برخورد کرده باشید. آن‌ها کسانی هستند که احساس می‌کنند همه چیز را می‌دانند و هیچ نصیحتی را از طرف شما یا دیگران قبول نمی‌کنند. آن‌ها به نظر خود بیش از اندازه اهمیت می‌دهند و به همین دلیل کمک کردن به آن‌ها برای رسیدن به موفقیت آسان نیست. هر تلاشی که برای بازخورد دادن می‌کنید و نقدهای سازنده‌ای که می‌دهید به غرورشان آسیب می‌زند و حتی ممکن است حالت تدافعی پیدا کنند. چگونه می‌توان با شخصی که حاضر به شنیدن بازخورد و انتقادات سازنده نیست رابطه‌ی همکاری حرفه‌ای برقرار کرد؟ تلاش برای همکاری با این افراد نه تنها ارزشی ندارد بلکه باعث اتلاف وقت می‌شود.

    devil client

    ۲- مشتری‌هایی که به شما و وقتتان احترام نمی‌گذارند

    مشتری‌هایی که برای وقت دیگران ارزش قائل نیستند مانند مشتری‌های مغرور به هیچ‌کس جز خودشان توجه نمی‌کنند. درواقع آن‌ها فاقد احترام عمومی نسبت به افرادی هستند که با آن‌ها کار می‌کنند.

    آن‌ها همواره سعی دارند زمان و تلاشی که برای انجام یک پروژه کشیده شده است را نادیده بگیرند. خودشان هیچ توجهی به مهلت اتمام پروژه ندارند و وظایف خود را به روزهای آخر موکول می‌کنند و بابت این موضوع از شما شاکی هستند. یا از همه بدتر اینکه ناگهان نظرشان را عوض می‌کنند و مجبور هستید همه‌ی کارها را دوباره انجام دهید. هیچ شخصی لایق بی‌احترامی نیست اما بعضی مشتری‌ها در طول انجام پروژه رفتار خوشایندی با همکار خود ندارند. اینکه بابت انجام کار پول می‌گیرید به این معنا نیست که باید بی‌احترامی آن‌ها را بپذیرید. اجازه ندهید هیچ‌کس چنین رفتاری با شما داشته باشد. رفتارهای تبعیض آمیز جنسیتی نیز به هیچ عنوان پسندیده نیستند و در صورت مشاهده باید هرچه سریع‌تر همکاری خود را خاتمه دهید.

    ۳- مشتری‌هایی که علایق و انگیزه‌های متفاوتی دارند

    مشتری‌هایی که هیچ علاقه و احساسی به پروژه‌های خود نشان نمی‌دهند انواع دیگری از مشتری‌های ناسازگار و موهن هستند. آن‌ها امید و انگیزه‌ای به طرف مقابل نمی‌دهند و پروژه‌ی مورد نظر هیچ اهمیتی برایشان ندارد. این افراد نه تنها بهترین امکانات را در اختیارتان قرار نمی‌دهند بلکه هیچ تلاشی برای موفقیت پروژه نمی‌کنند. درواقع می‌توان گفت کیفیت نهایی کار برایشان اهمیتی ندارد و بهترین خود را وارد عمل نمی‌کنند. درنهایت بعد از همکاری با چنین افرادی متوجه می‌شوید پروژه‌ای در سطح متوسط ارائه شده که نام شما روی آن است. مطمئنا هیچ آزادکار یا کارآفرینی نمی‌خواهد در این موقعیت قرار بگیرد و درنتیجه راضی می‌شود دستمزد خود را پایین آورد، کار را سریع‌ترین انجام دهد و شاید برخلاف میلش راضی شود پروژه را به نام آن‌ها تمام کند.

    devil client

    ۴- مشتری‌هایی که احساس ریاست می‌کنند

    دنیا به هیچ دیکتاتور دیگری نیاز ندارد و مطمئنا هیچ‌کس دلش نمی‌خواهد مشتری دیکتاتور داشته باشد. دیکتاتورها افرادی هستند که علاقه‌ی زیادی به کنترل کردن دیگران دارند و «نه» را به عنوان جواب قبول نمی‌کنند. کار کردن با چنین مشتری‌هایی این احساس را می‌دهد که هیچ مدیریتی روی کار خود ندارید و در قفس عقاید مشتری حبس شده‌اید. از آنجایی که کنترل تمام حرکات با آن‌ها است درنتیجه اجازه نمی‌دهند تصمیم‌های خلاقانه بگیرید. آن‌ها هیچ ارزشی برای ایده‌های شما قائل نیستند و تجارب شما را نادیده می‌گیرند.

    کار کردن با چنین مشتری‌هایی احساس سوءاستفاده به فرد می‌دهد و هیچ فایده‌ی دیگری ندارد. این افراد شما را مانند عروسک‌های نخی تحت کنترل می‌گیرند و هر طور دلشان بخواهد تکان می‌دهند. اگر صاحب کسب‌وکار یا آزادکار هستید بهتر است مشتری‌های خود را با دقت بیشتری انتخاب کنید تا از کار خود لذت ببرید.


    تصاویر فاش شده توسط یک منبع اندونزیایی، قیمت نسخه‌های مختلف گلکسی نوت ۹ سامسونگ را نشان می‌دهد.

    سامسونگ قرار است گلکسی نوت ۹ را در تاریخ ۱۸ مرداد رونمایی کند و در این بین هر روز تصاویر بیشتری از گوشی یادشده افشا می‌شود. آخرین اطلاعات به‌دست آمده از گلکسی نوت ۹ قیمت این محصول را فاش می‌کند، این اطلاعات از اندونزی، جایی که قرار است پرچمدار جدید سری نوت پیش‌فروش شود، به دست آمده است.

    براساس تصاویر منتشر شده، نسخه‌ی ۱۲۸ گیگابایتی Galaxy Note 9 با برچسب قیمتی تقریبی ۹۴۰ دلاری روانه‌ی بازار خواهد شد، در حالی که قیمت نسخه‌ی ۵۱۲ گیگابایتی این فبلت پرچم‌دار و مورد انتظار، حدود ۱۲۱۵ دلار خواهد بود.

    سامسونگ گلکسی نوت ۹ در سه رنگ مشکی، آبی و مسی به بازار آسیا و اقیانوسیه عرضه خواهد شد؛ اما نسخه‌ی ۵۱۲ گیگابایتی محصول در رنگ قهوه‌ای نیز ارائه می‌شود. پیش‌خرید گوشی مذکور از دهم تا نوزدهم مردادماه برای عموم در دسترس خواهد بود و هدایایی از جمله ۱۲ ماه اینترنت رایگان نیز برای کسانی که پیش‌خرید می‌کنند در نظر گرفته شده است.

    قیمت گلکسی نوت 9

    قیمت‌هایی که در تصویر دیده می‌شود، با بازه‌ی قیمتی که پیش‌تر فاش شده بود و مدعی شده بود که قیمت نوت ۹ در اروپا بین ۱۲۳۰ تا ۱۴۶۴ دلار خواهد بود مطابقت دارد. به علاوه، در این تصاویر، قلم S Pen در نسخه‌ی آبی‌، طلایی رنگ است که گزارش‌های قبلی در این رابطه را تأیید می‌کند.

    برای مطالعه‌ی تمام مقالات مرتبط با گلکسی نوت ۹ به این صفحه مراجعه کنید.


    علی پروتوی (Ali Partovi) و هادی پرتوی (Hadi Partovi) دو برادر ایرانی آمریکایی مقیم ایالات متحده هستند که نامشان با بسیاری از استارتاپ‌های بزرگ سیلیکون ولی همچون دراپ باکس، فیسبوک و code.org گره خورده است. این دو برادر امروز نام‌هایی آشنا برای اهالی سیلیکون ولی هستند که حضورشان در هر شرکتی، نشان‌دهنده‌ی برنامه‌ای جدی برای رسیدن به موفقیت است.

    علی پرتوی عضو تیم موسس شرکت تبلیغاتی LinkExchange بود که در سال ۱۹۹۸ به قیمت ۲۶۵ میلیون دلار توسط مایکروسافت خریداری شد. هادی پرتوی در تاسیس استارتاپ تشخیص صدای TellMe Networks نقش داشت که آن هم در سال ۲۰۰۷ به قیمت ۸۰۰ میلیون دلار به مایکروسافت فروخته شد. هادی در پروژه‌‌های اینترنت اکسپلورر و msn مایکروسافت نیز نقش مدیریتی داشته و مدتی به‌عنوان معاون ارشد مای‌اسپیس در این شرکت مشغول به کار بوده است.

    همان‌طور که گفته شد این دو برادر در تاسیس استارتاپ‌های بزرگ دیگری همچون دراپ‌باکس، فیسبوک و ایر‌بی‌ان‌بی نیز نقش داشته‌اند. آنها دو شرکت را نیز با همکاری یکدیگر تاسیس کرده‌اند. اولی iLike نام داشت که یک شبکه‌ی اجتماعی موسیقی بود. این استارتاپ در سال ۲۰۰۹ به رقم حدودی ۲۰ میلیون دلار به مای‌اسپیس فروخته شد. آخرین همکاری بزرگ این دو برادر، شرکت Code.org است که با هدف گسترش علوم کامپیوتر برای دانش‌آموزان تاسیس شده است.

    تولد و تحصیل

    برادران پرتوی در سال ۱۹۷۲ (۱۳۵۰ شمسی) در تهران به دنیا آمدند. آنها نوه‌های تاجر مشهور ایرانی مجید خسروشاهی بوده و با مدیرعامل کنونی اوبر یعنی دارا خسروشاهی، نسبت خویشاوندی دارند. پدر این دو برادر، موسس دانشکده‌ی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف یعنی فیروز پرتوی است. او پس از محمدعلی مجتهدی دومین استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف بوده است. فیروز پرتوی علاوه بر دانشگاه شریف در دانشگا‌ه‌های امیرکبیر، MIT و هاروارد نیز به تدریس پرداخته است. مادر دوقلوهای پرتوی نیز دانش‌آموخته‌ی علوم کامپیوتر از دانشگاه بوستون بوده است.

    برادران پرتوی

    برادران پرتوی در سنین کودکی

    پدر برادران پرتوی، فیروز پرتوی موسس دانشکده فیزیک دانشگاه شریف است

    آشنایی برادران پرتوی با کامپیوتر و برنامه‌نویسی از یک دستگاه کومودور ۶۴ بوده است. آنها با سعی و خطا و آموزش به یکدیگر با دنیای کامپیوتر آشنا شده و به آن علاقه‌مند شده‌اند. خانواده‌ی پرتوی در سال ۱۹۸۴ ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد. این خانواده ابتدا به اروپا رفت تا کشور مناسبی برای درخواست اقامت آمریکا پیدا کند. در نهایت ایتالیا به‌عنوان آخرین مقصد و امید آنها، با سفارت آمریکا وارد مذاکره شده و اقامت آنها را تایید می‌کند.

    والدین این دو برادر در سال‌های ابتدایی در شهرهای مختلف آمریکا به کار مشغول شدند تا آینده‌ی فرزندان خود را به‌عنوان مهاجران کشور آمریکا، تامین کنند. آنها در دو شهر مختلف با سه شغل به اداره‌ی خانواده می‌پرداختند. هادی و علی پس از تحصیلات اولیه و تلاش بسیار در مقطع دبیرستان به دانشگاه هاروارد رفتند و در سال ۱۹۹۴ با مدرک کارشناسی ارشد علوم کامپیوتر از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شدند.

    فعالیت کاری

    هادی پرتوی پس از فارغ‌التحصیلی در مایکروسافت استخدام شد و به عضویت تیم توسعه‌ی اینترنت اکسپلورر درآمد. او پس از مدتی مدیر گروه توسعه‌ی این مرورگر شد. هادی در سال ۱۹۹۷ روی پروژه‌ی نرم‌افزارهای نصب شده در پلتفرم وب مشغول به کار شد. او با همکاری تام ثای در مایکروسافت اولین سیستم دانلود و آپدیت اتوماتیک نرم‌افزاری تحت وب را با استفاده از XML توسعه داد. اولین نتیجه‌ی این پروژه در دسامبر همان سال به‌عنوان قابلیتی جدید در IE 4.01 معرفی شد. پس از آن هادی در توسعه‌ی نسخه‌ی پنجم مرورگر مایکروسافت نیز مشغول به کار شد.

    برادران پرتوی

    هادی در کنار کار در مایکروسافت پروژه‌ی تل‌می نتورکس را با همکاری مارک مک‌کو در سال ۱۹۹۹ اجرا کرد. محصول این پروژه، نرم‌افزاری بود که به تلفن‌ها امکان دسترسی به اینترنت از طریق پیام‌های صوتی را می‌داد. در نتیجه گستره‌ی محتوای در دسترس کاربران در وب افزایش پیدا می‌کرد. پرتوی در این پروژه از دانشجوها و فارغ‌التحصیلان تازه‌کار دانشگاه‌ها استفاده می‌کرد. شرکت تل‌می سرانجام در سال ۲۰۰۷ به مایکروسافت فروخته شد.

    هادی پرتوی علاوه بر موارد گفته شده در سال‌های ابتدایی قرن ۲۱ در بخش موسیقی و سرگرمی ام‌اس‌ان نیز مشغول به کار بود. او در سال ۲۰۰۴ به سمت مدیریت بخش موسیقی این شبکه رسید و ماموریت اصلی خود را شکست دادن آیتونز اپل در اروپا تعیین کرد. او در کنار این پروژه، در وبسایت Start.com نیز نقش انکوباتور داشت که بعدها به Live.com تغییر نام داد. هادی در نهایت به سمت مدیریت کل پرتال MSN رسید و در سال ۲۰۰۵ از این کار استعفا داد.

    هادی فعالیت کاری را در مایکروسافت و علی در اوراکل شروع می‌کند

    در این میان علی نیز فعالیت جداگانه‌ی خود را پیگیری می‌کرد. داستان شروع فعالیت کاری او به شغل مشاوره‌ای در اوراکل و سپس وبسایت تبلیغاتی LinkExchange باز می‌گردد. تونی، یکی از دوستان هادی در دانشگاه از او در خواست می‌کند که برای این پروژه با هم همکاری کنند؛ اما هادی که در آن سا‌ل‌های یعنی سال‌های پایانی قرن بیستم به طور جدی مشغول به کار بوده، برادرش علی را معرفی می‌کند و به این ترتیب، لینک‌اکسچینج به‌عنوان اولین تجربه‌ی جدی علی پرتوی شروع می‌شود.

    علی پرتوی

    علی پرتوی

    نکته‌ی جالب در مورد فعالیت این دو برادر این که آنها همیشه در جهت کمک به یکدیگر شغل‌ها را انتخاب کرده‌اند. علی در مصاحبه‌ای گفته که هدف نهایی آنها کمک به والدین و تامین هزینه‌های خانواده بوده است. زمانی که استارتاپ او در سال ۱۹۹۸ توسط مایکروسافت خریداری می‌شود، او در مایکروسافت مانده و هادی هیجان استارتاپی را تجربه می‌کند.

    هادی پس از جدایی از مایکروسافت نامه‌ای به استیو بالمر می‌نویسد و پس از تشکر از دوران همکاری، به او یادآوری می‌کند که مراقب استارتاپ تازه ظهور دنیای جستجو یعنی گوگل باشد. در واقع برادران پرتوی از سال‌ها قبل متوجه پتانسیل کلمات کلیدی در صنعت تبلیغات شده و آن را به شرکت‌های متعدد از جمله مایکروسافت گوشزد کردند؛ اما غول نرم‌افزاری در آن سال‌ها آمادگی سرمایه‌گذاری در این بخش را نداشت.

    هر دو استارتاپ اولیه‌ی این دو برادر به مایکروسافت فروخته شده‌اند. هادی در مورد این اتفاق در مصاحبه‌ای می‌گوید:

    وقتی متوجه شدم نت‌اسکیپ قصد خرید لینک‌اکسچینج را دارد، با مدیرعامل وقت مایکروسافت یعنی استیو بالمر جلسه‌ای ترتیب دادم. به او گفتم که تاکنون صحبتی در مورد استارتاپ برادرم با او نداشته‌ام اما بهتر است بداند که رقیب دیرینه‌ی ما یعنی نت‌اسکیپ قصد خرید آن را دارد.

    چند سال پس از خرید لینک‌اکسچینج، استارتاپ من یعنی تل‌می نیز توسط مایکروسافت خریداری شد. جایی شنیدم که یکی از اعضای هیئت مدیره‌ی مایکروسافت به بالمر گفته است: «وقتی با هادی جلسه داری، کیف پولت را به جلسه نبر!»

    برادران پرتوی

    هادی پرتوی

    آشنایی پرتوی‌ها با علوم کامپیوتر آنها را در زمان مناسب در مکان مناسب قرار داد

    برادران پرتوی معتقدند یادگیری علوم کامپیوتر در سال‌های نوجوانی آنها را در زمان مناسب در مکان مناسب قرار داده است. زمانی که آنها به‌عنوان متخصصات علوم کامپیوتر قدم به بازار کار آمریکا گذاشتند، زمان شکوفایی اینترنت و گسترش روزافزون شرکت‌های فناوری بوده است.

    iLike، فیسبوک و اوبر

    علی و هادی پرتوی در سال ۲۰۰۷ یک سرویس شبکه‌ی اجتماعی موسیقی با نام iLike تاسیس کردند. این پروژه از دل وبسایت Garageband.com بیرون آمد. این سرویس به کاربران امکان می‌داد تا موسیقی‌های مورد علاقه‌ی خود را راحت‌تر پیدا کرده و آن را با دوستانشان به اشتراک بگذارند. علاوه بر آن قابلیت دانلود فایل‌های رایگان MP3 و اعلان کنسرت‌های مورد علاقه نیز در این سرویس وجود داشت. هنرمندان نیز با استفاده از آی‌لایک می‌توانستند مستقیما با طرفداران خود ارتباط برقرار کنند.

    وبسایت آی‌لایک در ۱۳ ساعت اول راه‌اندازی به آمار ۱۰ هزار کاربر رسید و تا انتهای هفته‌ی اول یک میلیون نفر را به خود جذب کرد. در ادامه‌ی مسیر تعداد اعضا به ۵۵ میلیون نفر و بازدید ماهانه‌ی آن به ۱.۵ میلیارد رسید. این سرویس سریعا اپلیکیشن فیسبوک خود را نیز معرفی کرد و در مدت کوتاهی به پرطرفدارترین سرویس این شبکه‌ی اجتماعی تبدیل شد. برادران پروتوی سرانجام این وبسایت را در سال ۲۰۰۹ به قیمت ۲۰ میلیون دلار به مای‌اسپیس فروختند.

    اگرچه فروش استارتاپ به‌معنای شکست نیست اما پرتوی‌ها معتقدند فروش آی‌لایک به مای اسپیس که در آن زمان در حال محو شدن از صحنه‌ی روزگار بود، شکستی بزرگ برای آنها محسوب می‌شود. آنها دلیل اصلی شکست آی‌لایک و مجبور شدن به فروشش را تغییر سیستم اپلیکیشن‌های فیسبوک می‌دانند که جامعه‌ی ۱۶ میلیونی طرفداران آنها را از دسترس خارج کرده است.

    برادران پرتوی

    فروش iLike به مای‌اسپیس بزرگترین شکست دوران کاری پرتوی‌ها بوده است

    فیسبوک و اوبر دو استارتاپ بزرگ دیگر هستند که پرتوی‌ها را در میان سرمایه‌گذاران و مشاوران خود دیده‌اند. آشنایی هادی پرتوی با فیسبوک و زاکربرگ به‌کمک یکی از سرمایه‌گذاران آی‌لایک بوده که با شان پارکر رابطه‌ای دوستانه داشته است. هادی پس از ملاقات با تیم کوچک فیسبوک در سال ۲۰۰۵، متوجه پتانسیل بالای زاکربرگ می‌شود و با خود می‌گوید او نزدیک‌ترین فرد برای تبدیل شدن به بیل گیتس بعدی است. در آن زمان اطرافیان هادی به او می‌گفتند که سرمایه‌گذاری در فیسبوک مانند عضویت در یک انجمن برادری دانشگاهی است اما او با ایمان به زاکربرگ وارد این شرکت شد.

    پرتوی‌ها به‌عنوان سرمایه‌گذاران نهایی وارد اوبر شدند.هر سرمایه‌گذاری شانس ورود به یک استارتاپ آن هم در مراحل پایانی را نخواهد داشت اما این دو برادر به خاطر شبکه‌ی کاری بزرگ و پرنفوذ و همچنین اعتبار باارزش در زمینه‌ی جذی نیرو و تشکیل تیم، به اوبر پیوستند. آنها به مشکلات کنونی این شرکت اذعان می‌کنند اما معتقدند دارا خسروشاهی به‌عنوان مدیرعامل توانایی‌های زیادی در برطرف کردن مشکلات فرهنگ سازمانی دارد. بعلاوه او شخصیتی دارد که دیگران را به کمک کردن برای رسیدن به موفقیت تشویق می‌کند.

    ورود به دنیای سرمایه‌گذاری

    برادران پرتوی امروز بیش از هر چیز به‌عنوان سرمایه‌گذاران فرشته در سیلیکون ولی شناخته می‌شوند. آنها در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۲۰۰۰ در استارتاپ‌های متعددی سرمایه‌گذاری کردند. یکی از مهم‌ترین سرمایه‌گذاری‌های آنها در سرویس دراپ‌باکس است که علاوه بر سرمایه، مشاوره‌های فنی و مدیریتی به موسسان این استارتاپ از جمله آرش فردوسی را نیز شامل می‌شد.

    برادران پرتوی

    علاوه بر دراپ‌باکس، استارتاپ‌های دیگری همچون BlueKai, Flixster, IronPort, Practice Fusion, Facebook, Zappos و Airbnb نیز در مراحل اولیه‌ی سرمایه‌گذاری میزبان این دو برادری ایرانی-آمریکایی بودند. سرمایه‌گذاری در پروژه‌های عام‌المنفعه و حامی محیط زیست نیز از همان سال‌های ابتدایی در برنامه‌ی پرتوی‌ها بوده و استارتاپ BrightFarms میزبان این دو سرمایه‌گذار بود.

    توانایی آنها در تشکیل تیم باعث پیوستن به اوبر درلحظات آخر شده است

    علی و هادی پرتوی در کنار سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها، در تعدادی از آنها به‌عنوان مدیران اصلی نیز مشغول به کار بوده‌اند. هادی در سال ۲۰۱۰ عضو هیئت مدیره‌ی TASER International شد و در همان سال در هیئت مشوران Opower نیز فعالیت می‌کرد. فعالیت‌های این دو برادر در آن سال‌ها به قدری گسترده و تاثیرگذار بود که یکی از رسانه‌های معتبر آمریکایی آنها را به‌عنوان برترین سرمایه‌گذاران فرشته در سیلیکون ولی معرفی کرد.

    Code.org

    مقاله‌های مرتبط:

    آخرین و مشهورترین پروژه‌ی برادران پرتوی، وبسایت آموزشی Code است. این دو برادر همیشه تلاش می‌کردند تا آموزش علوم کامپیوتر و اینترنت در مدارس آمریکا، مانند علوم دیگر نهادینه شود. آنها در سال ۲۰۱۳ این سرویس را راه‌اندازی کردند تا خدمات آموزش کامپیوتر را به‌همه‌ی مدارس آمریکا و حتی دیگر نقاط جهان انتقال دهند. در دو سال اول تاسیس، نزدیک به صد میلیون نفر از جمله رئیس جمهور وقت آمریکا یعنی باراک اوباما در برنامه‌ی Hour of Code این وبسایت شرکت کردند.

    برادران پرتوی

    سرویس‌های آمزوشی Code به‌سرعت فراگیر شده و حجم بالایی از مدارس آمریکایی به آن ملحق شدند. به‌عبارتی برادران پرتوی با این استارتاپ توانستند فرهنگ آموزش علوم کامپیوتر را در مدارس آمریکایی تغییر دهند. آنها برای آموزش دانش‌آموزان از متخصصین کامپیوتری استفاده نمی‌کنند چرا که قطعا این افراد در شرکت‌های دیگر حقوق بالاتری خواهند داشت و تمایلی به معلم شدن ندارند. در عوض این سرویس معلم‌های علاقه‌مند را با برنامه‌نویسی و آموزش علوم کامپیوتر آشنا کرده و آنها نیز مدارس و دانش‌آموزان را تشویق می‌کنند.

    کلید موفقیت Code.org، غیرانتفاعی بودن آن است

    برادران پرتوی در مورد غیرانتفاعی بودن این سرویس معتقدند شرکت‌هایی که با اهداف مالی وارد این صنعت بشوند، از کمک به مدارس عمومی و افراد طبقه‌ی متوسط عاجز خواهند بود. بعلاوه همین ویژگی باعث شده تا افراد زیادی برای موفقیت وارد Code شوند و از لحاظ مالی و موارد دیگر آنها را حمایت کنند. در حال حاضر شرکت‌های بزرگی مانند آمازون،‌ فیسبوک و مایکروسافت از حامیان این سرویس هستند.

    وضعیت کنونی برادران پرتوی

    علی پرتوی و هادی پرتوی فعالیت‌های سرمایه‌گذاری خود را روی استارتاپ‌هایی با اهداف جهانی و در جهت بهبود زندگی جهانی ادامه می‌دهند. آنها معتقدند ترکیب کسب درآمد و کمک به زندگی در سطح جهانی، معجونی از موفقیت خواهد بود و ارزش ریسک کردن دارد. بعلاوه این دو برادر در سرمایه‌گذاری اشخاص را مهم‌تر از ایده‌ها می‌دانند و حتی روی افراد خوب با ایده‌های بد نیز سرمایه‌گذاری می‌کنند.

    در حال حاضر شرکت‌های زیر به‌عنوان سازمان‌هایی با اهداف جهانی در پورتفولیوی برادران پرتوی حضور دارند:

    • Arivale
    • Bigfoot Biomedical
    • Bridge International Academies
    • Bright Farms
    • Causes
    • Clara Foods
    • Codecademy
    • Edusoft
    • FarmlandLP
    • Farmigo
    • iBeat
    • indiegogo
    • OPOWER
    • PaperKarma
    • Virgin Pure
    • Teach For America
    • Vittana
    • New Schools Venture Fund
    • Food Corps
    • Keep A Child Alive
    • I Am Scholarship

    نکته‌ی جالب در مورد روند سرمایه‌گذاری پرتوی‌ها روی تیم‌ها، آزمون‌های فنی این دو برادر است. آنها پیش از سرمایه‌گذاری در تیم‌ها از آنها آزمون‌هایی فنی در حد آزمون‌های استخدامی گوگل و فیسبوک انجام می‌دهند. حتی موسسان دراپ باکس این آزمون‌ها را برای جذب سرمایه از پرتوی‌ها گذارنده‌اند. دوقلوهای سیلیکون ولی معتقدند افرادی که تصمیم به جذب میلیون‌ها دلار سرمایه‌دارند حداقل باید توانایی استخدام شدن در این شرکت‌های فناوری را داشته باشند.

    برادران پرتوی

    هادی پرتوی در دفتر Code.org

    در حال حاضر هادی پرتوی مدیرعامل وبسایت کد است و ماموریت آماده‌سازی اساتید برای تدریس علوم کامپیوتر را بر عهده دارد. علی پرتوی علاوه بر فعالیت‌های مشاوره‌ای وسرمایه‌گذاری، انکوباتور NEO را تاسیس کرده که با هدف شناسایی و پروش استعدادهای فنی در سیلیکون ولی فعالیت می‌کند. این انکوباتور از متخصصان سابق بزرگترین شرکت‌های فناوری همچون فیسبوک و گوگل تشکیل شده و کشف استعداد را از سال‌های ابتدایی دانشگاه شروع می‌کند.

    مقاله‌های مرتبط:

    برادران پرتوی در مصاحبه‌ای با بلومبرگ از سیاست‌های مهاجرتی دونالد ترامپ نیز انتقاد کرده‌اند. آنها معتقدند مهاجران متخصص زیادی در آمریکا باعث پیشرفت‌های امروزی این کشور شده‌اند. خود این برادران و بسیاری متخصصان ایرانی دیگر همچون دارا خسروشاهی، آرش فردوسی، پیر امیدیار و بسیاری دیگر، نمونه‌هایی از مهاجران هستند که به‌نوعی معمار سیلیکون ولی بوده‌اند.

    همان‌طور که خواندیم نام برادران پرتوی در کنار استارتاپ‌های بزرگی در آمریکا نقش بسته است. این دو برادر دلیل اصلی این موفقیت‌ها را ارتباطات سازنده با موسسان استارتاپ‌ها می‌دانند. آنها از هر استعدادی در استارتاپ‌ها استقبال کرده و حتی پس از فروش شرکت نیز پیگیر فعالیت‌های آنها هستند. به‌عنوان مثال آشنایی آنها با تیم دونفره‌ی موسسان دراپ‌باکس، از طریق یک برنامه‌نویس که برای عضویت در استارتاپی دیگر دعوت شده بوده شکل گرفته است. در نهایت هر دوی این کارآفرینان ایرانی-آمریکایی، شبکه‌ی کاری فعال را عامل موفقیت خود می‌دانند.

    هادی پرتوی و علی پرتوی در پایان یکی از مصاحبه‌های خود به‌عنوان توصیه‌ای به جوانان علاقه‌مند به حضور در دنیای فناوری، دو نصیحت متفاوت دارند. علی توصیه می‌کند که جوانان به خودشان اعتقاد داشته و روی شخصیت خودشان سرمایه‌گذاری کنند. هادی که اهداف گسترش علوم کامپیوتر تمام فکر و ذکرش را مشغول کرده توصیه می‌کند صرف‌نظر از هر نوع فعالیت در این بازار، باید کدنویسی و علوم کامپیوتر را بیاموزیم. او معتقد است این آموزه‌ها آسان‌تر از آن چیزی است که مردم فکر می‌کنند و قطعا در آینده به کمکشان خواهد آمد.


    مدیرعامل شرکت مگا، مجری طرح‌های فروش اینترنتی خودرو معتقد است امکان اعمال نفوذ و تبانی به نفع افراد خاص در طرح‌های فروش اینترنتی خودرو وجود ندارد.

    قرار بود براساس اعلام شرکت بهمن، فروش اینترنتی مزدا 3 از ساعت ۹ صبح آغاز شود. اما از همان دقیقه نخست آغاز ثبت‌نام داستان تکراری سرگردانی مردم در خریدهای اینترنتی خودرو تکرار شد و کمتر کسی توانست حتی به سایت فروش گروه بهمن دسترسی پیدا کند. جالب اینجاست دو دقیقه بعد از گشایش سایت شرکت اعلام کرد ظرفیت به اتمام رسیده و دور دوم فروش رأس ساعت ۹:۱۵ آغاز می‌شود.  در ساعت مقرر، بازگشایش سایت برای مشتریان مقدور نبود و در نهایت بعد از یک دقیقه سایت فروش اعلام کرد مرحله دوم پذیرش هم به اتمام رسیده و مرحله بعد رأس ساعت ۹:۳۰ آغاز می‌شود. اختلاف قیمت بسیار بالای مزدا 3 از کارخانه تا بازار عاملی شد تا مشتریان زیادی به سایت فروش مراجعه کنند اما پاسخگو نبودن سایت ثبت سفارش، باعث شد تا کمتر کسی بتواند حتی ثبت نام اولیه خرید این خودرو را با موفقیت انجام دهد. 

    پیش فروش جنجالی مزدا3

     جعفر توحیدی در پاسخ به پرسش خبرنگاران مبنی بر اینکه طرح‌های فروش اینترنتی خودروهای پرتقاضا، صوری بوده و تنها افراد وابسته و مرتبط با خودروسازان مربوطه موفق به خرید خودرو می‌شوند، تاکید کرد:

    فروش اینترنتی خودروهای پرتقاضا از طریق شرکت مگا که شرکت مستقل است و خدمات فروش اینترنتی ارایه می‌دهد و سایت در اختیار آن که پورتال جامع خودروی کشور است، صورت می‌گیرد؛ خودروساز شرایط طرح فروش اینترنتی خود را به ما اعلام می‌کند و ما از طریق سایت خود به اجرای آن اقدام می‌کنیم.

     اعمال نفوذ خودروساز در سایت فروش اینترنتی امکان‌پذیر نیست، مگر اینکه ما و خودروساز مربوطه با هم تبانی کنیم که این موضوع نیز به دلیل نظارت‌های سازمان‌های نظارتی نمی‌تواند اتفاق بیفتد.

     مدیرعامل شرکت مگا در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه چه ارگانی بر کار شما به عنوان مجری طرح‌های فروش اینترنتی خودرو نظارت می‌کند تا تخلفی رخ ندهد، اظهار کرد:

    سازمان بازرسی کل کشور و وزارت اطلاعات بر کار ما نظارت می‌کنند. به عنوان مثال در پیش فروش خودروی ۲۰۰۸، چهار نفر کارشناس وزارت اطلاعات در شرکت ما مستقر شده و پس از بررسی‌ها، صحت کار را تایید کردند.

     روز گذشته گزارش کامل فروش خودروی مزدا 3 را به وزیر صنعت، معدن و تجارت ارائه کردیم، ضمن آنکه نسخه‌ای از آن به ریاست جمهوری، سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان و سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) نیز ارائه شده است.

     توحیدی با بیان اینکه در فروش اینترنتی خودروهای پرطرفدار سایت بین ۵ تا ۱۵ ثانیه باز می‌شود تا متقاضیان به ترتیب کلیکی که می‌کنند، وارد سایت شوند، خاطرنشان کرد:

    در این فرآیند هر که زودتر کلیک کند، شانس بیشتری برای موفقیت در روند ثبت نام خواهد داشت. به عنوان مثال در فروش خودروی مزدا 3 حدود ۲۷۰ دستگاه خودرو به فروش رسید که چند صد هزار نفر متقاضی آن بودند. بنابراین از هر ۱۰۰۰ نفر متقاضی، یک نفر موفق به خرید خودروی مزدا 3 شد که این به معنای نارضایتی ۹۹۹ نفر از هر ۱۰۰۰ نفر مراجعه‌کننده به سایت است.

     


    برند آمریکایی میشا دیزاینز از کیت بدنه‌ی جدید خود برای فراری 488 رونمایی کرد.

    از سال ۲۰۰۳، برند آمریکایی میشا دیزاینز (Misha Designs) به‌طور غیر رسمی به تولید انواع کیت بدنه‌ی اختصصای برای مدل‌های مختلف پورشه، مرسدس‌بنز و اخیراً فراری مشغول است. مدتی پیش بود که کیت جدید این گروه کالیفرنیایی برای فراری 488 رونمایی شد اما حالا نسخه‎ی جدیدتری از این کیت برای کوپه‌ی پرقدرت اسب وحشی ایتالیا تولید شده است.

    Ferrari 488 / فراری 488

    این کیت بر یک دستگاه فراری 488 مدل ۲۰۱۷ با رنگ سفید مرواریدی سوار شده است. سپر جلو و عقب، شیشه‎های دودی، اسپویلر جلو، رینگ‌های سفارشی، دیفیوزر جدید، چراغ‌های سیاه رنگ عقب و نشان اختصاصی میشا دیزاینز از تغییرات محصول این برند است. در کنار رینگ‌های بزرگ ۲۰ اینچ برند Strasse Wheels با رنگ آبی تیفانی و سیاه، باله‌ی سفارشی بزرگ عقب هم قرار گرفته است. باید گفت که این ترکیب رنگ بسیار به‌سلیقه‌ی افراد برمی‌گردد؛ یا مورد پسند فرد است یا با تمام وجود حس تنفر به آن پیدا می‌شود. درواقع طراحی کیت بدنه‌ی جذاب و تیونینگ ظاهری برای خودروهای پرطرفداری چون فراری و لامبورگینی بسیار مشکل است. در هر صورت بدون توجه به سطح‌کار متخصصان میشا دیزاینز، حداقل می‌توان گفت که این تیم در مأموریت تولید یک محصول متفاوت موفق بوده‌اند؛ اما متفاوت بودن به‌هر قیمتی موضوعی جدا است.


    Ferrari 488 / فراری 488


    مقاله‌ی مرتبط:

    همانند تمام محصولات میشا دیزاینز، فراری 488 هم صرفاً کیت بدنه‌ی جدید دریافت کرده و قوای فنی آن دست‌نخورده باقی مانده است. این یعنی، 488 همچنان از پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۳.۹ لیتری توئین توربوشارژ با قدرت ۶۶۱ اسب بخار و ۷۶۰ نیوتن‌متر گشتاور استفاده می‌کند. فراری 488 با نهایت سرعت بیش از ۳۳۰ کیلومتر بر ساعت، در زمان ۳ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت و در زمان ۸.۳ ثانیه به سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد. نظر شما در مورد کیت بدنه‌ی جدید میشا دیزاینز چیست؟ عالی یا افتضاح؟


    اخیرا اطلاعات جدیدی از آیفون‌های ۲۰۱۸ در توییتر منتشر شده است که مشخصات آن‌ها را در اختیار قرار می‌دهد.

    چندی پیش گزارش‌هایی مبنی بر عرضه سه آیفون جدید توسط اپل به گوش رسید که تا سپتامبر سال جاری روانه بازار خواهند شد. طی این گزارش تصویری، قسمت‌هایی از آیفون های جدید در معرض نمایش قرار گرفت؛ اما اطلاعات چندانی را در اختیار قرار نمی‌داد. اکنون تصاویری از سه iPhone جدید اپل به بیرون درز کرده است که اطلاعات بیش‌تری را در دسترس قرار می‌دهد.

    تصاویر لو رفته از آیفون های ۲۰۱۸

    ظاهرا اطلاعات لو رفته توسط توییتر منتشر شده و دو آیفون را به تصویر می‌کشد که یکی از آن‌ها ۶.۱ اینچی و دیگری ۶.۵ اینچ است. همان‌طور که در تصویر قابل مشاهده است، هر دو تلفن هوشمند به یک دوربین سلفی، یک اسپیکر و یک سنسور اضافی برای فیس آی‌دی مجهز هستند.

    این‌گونه به نظر می‌رسد که اپل قصد دارد بریدگی صفحه نمایش را در آیفون‌های جدید خود نیز داشته باشد. طبق تصویر منتشر شده، در قسمت پشتی آیفون ۶.۱ اینچی یک دوربین تعبیه شده؛ در حالی‌که نوع بزرگ‌‌تر آن دربردارنده دو دوربین است.

    تصاویر لو رفته از آیفون های ۲۰۱۸

    Apple معمولا آیفون های جدید خود را در ماه سپتامبر معرفی می‌کند و امسال نیز این روال ادامه خواهد داشت. در حالی‌که هنوز هیچ اطلاعات دقیقی راجع به قیمت آیفون‌های ۲۰۱۸ در دست نیست، این‌گونه پیش‌بینی می‌شود که حدود هزار دلار قیمت‌گذاری شوند. جهت کسب اطلاعات بیش‌تر پیرامون آیفون‌های ۲۰۱۸، باید تا زمان معرفی رسمی آن‌ها صبر کنیم.


    هرچند که پژو 205 فروش بالایی در بازار ایران نداشت؛ با نسخه‌ی GTI و T16 در سال‌های دهه‌ی ۹۰ میلادی، یکی از محبوب‌ترین هاچبک‌های اروپا بود.

    وقتی قرار باشد مردم یک هاچ‌بک سریع و اسپرت را نام ببرند، احتمالا اولین خودرویی که به ذهنشان می رسد، پژو 205 نخواهد بود. در سال‌های نه‌چندان دور، پژو 205GTI یک نماد قدرت با قیمت منصفانه بود. این محصول، امروز به یک کلاسیک گران قیمت تبدیل شده و در نسخه‌ی T16 دارای ارزش بالایی برای مجموعه‌داران است.

    205 t16

    گروه B به گروه خاصی از خودروهای عصر طلایی رالی قهرمانی جهان اطلاق می‌شود که پژو 205T16 هم جزو آن‌ها بود. این خودروها را این گونه توصیف می کردند: ” هیولاهایی که با بلعیدن هوا جهش می‌کردند و از دهان‌های خود آتش بیرون می‌دادند و سروصدایشان تا درهای جهنم می‌رسید. “

    205 t16

    یکی از معدود قوانین خوب مسابقات رالی دهه‌ی ۹۰ میلادی، این بود که خودروسازان می‌بایست بیشتر از ۲۰۰ عدد از نسخه‌های خیابانی مدل‌های مسابقه‌ای خود را تولید کرده و بفروشند. با وجود این که 205T16 بلیط و برگ برنده‌ی پژو برای حضور در مسابقات رالی قهرمانی جهان بود، اما این قانون باعث شد، پژو حاضر شود ۲۰۰ نسخه‌ی خیابانی از 205T16 را بسازد.

    205 t16

    همه ی ۲۰۰ عدد 205T16 از خط تولید 205های سه درب استاندارد بیرون آمدند. اما شانسی که باعث موفقیت‌ آن‌ها شد، استفاده از یک چارچوب لوله‌ای در عقب و جلو خودرو بود. با استفاده از چارچوب لوله‌ای، استفاده از چرخ‌های بزرگ‌تر ممکن شد. به همین دلیل 205T16 دارای بدنه‌ی پهن‌تری نسبت به نمونه استاندارد است.

    205 t16

    قلب پژو 205 T16 یک موتور بنزینی توربوشارژ ۱.۸ لیتری ۱۶ سوپاپ بود که توانایی تولید قدرت خیره‌کننده‌ی ۵۰۰ اسب‌بخار را داشت. اما مدل‌های خیابانی محدود شده بودند و بیشتر از ۱۹۷ اسب‌بخار نداشتند.  با وجود وزن کم پژو 205T16، مدل خیابانی می‌توانست سرعت‌گیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت را در ۶.۶ ثانیه ثبت کند و از فراری 308GTB در دوران خود سریع‌تر باشد.

    205 t16

    مدل خیابانی پژو 205T16 یک پیوند خوب و محسوس با دوران طلایی گروه B است تا توسط کلکسیونرها به عنوان خاطره‌ای از آن دوران، جمع‌آوری شود. معلوم است که این اسب شاخدار بهای سنگینی برای خرید دارد. به تازگی نمونه‌ای از آن در جزیره آملیا به قیمت ۱۵۶,۸۰۰ دلار فروخته شد.