در حالی که اپل به‌واسطه‌ی ARKit تلاش‌های فراوانی را در حوزه‌ی واقعیت افزوده انجام می‌دهد؛ اما مایکروسافت هنوز از نسل بعدی هولولنز رونمایی نکرده است.

    واقعیت افزوده به پروسه‌ای گفته می‌شود که اشیاء دیجیتال توسط الگوریتم‌های برنامه‌نویسی در دنیای فیزیکی ظاهر می‌شوند و کاربر از طریق هدستی که استفاده می‌کند؛ می‌تواند با آن‌ها تعامل داشته باشد. این اشیاء دیجیتال، بازه‌ی وسیعی را شامل می‌شوند؛ از موضوعات پیچیده مانند ظاهرکردِ جسم یک شخص به‌صورت مجازی در دنیای اطرافمان بگیرید تا خواندن متونی که درباره‌ی شی‌ای خاص، اطلاعات بیشتری را در اختیارمان قرار می‌دهد.

    به باور بسیاری از صاحب‌نظران، واقعیت‌افزوده انقلاب بعدی در حوزه‌ی رایانش شخصی است. شرکت‌های پیشروی فناوری نیز برای اینکه در این موج قرار گیرند، هرکدام استراتژی‌های گوناگونی را برای پیشبرد اهداف خود اتخاذ کرده‌اند.

    اپل و مایکروسافت در کنار گوگل،‌ ODG و مجیک لیپ، دو شرکت بزرگی هستند که به‌صورت جدی مبحث واقعیت افزوده را دنبال می‌کنند. مدیرهای عامل این دو شرکت، یعنی ساتیا نادلا و تیم کوک به‌صورت متفق‌القول باور دارند که واقعیت افزوده، آینده‌ی رایانش را شکل می‌دهد؛ با این وجود Microsoft و Apple برای رسیدن به هدفشان، هر کدام از زاویه‌ای مختلف به پیشبرد اهدافِ خود اقدام می‌کنند.

    ARKit / آیپد

    اهالی مایکروسافت به‌مانند مجیک لیپ و ODG، واقعیت‌افزوده را در قالب هدست‌هایی توسعه می‌دهند که روی سر قرار می‌گیرند و تعاملات با دنیای دیجیتال را از طریق حرکات انگشتان و دست میسر می‌سازند. مکملِ سخت‌افزارهای ردموندی‌ها نیز پلتفرم نرم‌افزاری ویندوز واقعیت ترکیبی (Windows Mixed Reality) است که ارتباط بین سخت‌افزار و نرم‌افزار را برقرار می‌سازد.

    اما در سویی دیگر اپلی قرار دارد که سیاست مشابه به گوگل را در پیش‌ گرفته است. آن‌ها درست به‌مانند پلتفرم ARCore گوگل، پلتفرم جدیدی را طراحی کرده‌اند که ARKit نامیده می‌شود و تجارب واقعیت افزوده را تنها از طریق دستگاه‌های مجهز به سیستم‌عامل iOS به‌ارمغان می‌آورد؛ همین امر موجب شده تا فناوری واقعیت افزوده در اختیار میلیون‌ها دارنده‌ی آیفون و آیپد در سراسر جهان قرار گیرد.

    مزایای پلتفرم ARKit اپل

    رویکرد مایکروسافت و اپل علی‌رغم مزایایی که دارند، معایبی را نیز در دل خود جای داده‌اند. سیاست اپل با ادغام ویژگی‌های واقعیت افزوده در سیستم‌عامل iOS باعث شده تا تجربه‌ی کاملی از این فناوری به کاربران ارائه نشود؛ از این رو هدست هولولنزِ مایکروسافت به‌سبب تجربه‌ی فراگیری که در اختیار کاربران می‌گذارد، پتانسیل بیشتری دارد. در عوض اپل از مزیت بزرگی به‌نام توسعه‌دهندگان بهره‌مند است؛ جامعه‌ی ۲۰ میلیون نفری توسعه‌دهندگان اپل و میلیون‌ها کاربر سیستم‌عامل iOS این امکان را برای کوپرتینونشین‌ها فراهم آورده تا با ذهنیت بازتری نسبت به تجارب واقعیت‌افزوده تصمیم‌گیری کنند.

    مقاله‌های مرتبط:

    همین جامعه‌ی کاربری وسیع باعث شده تا شرکت‌های بزرگی چون ادوبی، دلیل جذابی برای همکاری با اپل داشته باشند. این شرکت در کنفرانس توسعه‌دهندگانِ امسالِ اپل موسوم به WWDC 2018 از اضافه‌شدنِ پشتیبانی راهکارهای مبتنی بر واقعیت افزوده در Creative Cloud (مجموعه نرم‌افزارهای ادوبی) سخن گفت.

    ادوبی قصد دارد در آینده‌ی نزدیک، ابزارهایی را خلق کند که ویرایش بلادرنگ اشیاء مجازی در فضای واقعیت افزوده را در دسترس کاربران iOS قرار می‌دهد. در آخر نیز از پشتیبانی واقعیت افزوده در فوتوشاپ خبر می‌دهد که مسلماً خبر هیجان‌انگیزی محسوب می‌شود.

    ابها پارسنس، معاون ارشد شرکت ادوبی در رابطه با ARKit می‌گوید:

    اپل با ARKit قدرت‌مندترین پلتفرم را برای واقعیت افزوده به ارمغان آورده است.

    علاوه‌بر این، اهالی کوپرتینو با همکاری شرکت پیکسار فرمت جدیدی را برای فایل‌های واقعیت‌افزوده توسعه داده‌اند که USDZ نام دارد. اکنون توسعه‌دهندگان می‌توانند از این فرمتِ جدید در داخلِ اپلیکیشن‌هایی مانند News یا وب‌سایت‌های که محتوای تعاملی دارند، بهره بگیرند.

    در این میان، اپل تنها به ساخته‌ی دیگر توسعه‌دهندگان اکتفا نکرده و برای نمایش کاربردهای فراوان واقعیت افزوده، محصولات نرم‌‌افزاری جدیدی را در دست توسعه دارد. یکی از محصولات نرم‌افزاری، اپلیکیشن Measure نام دارد که با بهره‌گیری از پلتفرم ARKit، اندازه‌گیری اشیاء حقیقی توسط گوشی را میسر می‌سازد. درست به‌مانند کاربرد بالای چراغ‌قوه در گوشی‌های موبایل، اپلیکیشن Measure نیز می‌تواند در آینده‌ای نزدیک به بخشی جدایی‌ناپذیر از استفاده‌ی روزانه‌ی کاربران تبدیل شود؛ افزون بر این، وجود چنین ساخته‌هایی به‌صورت پیش‌فرض، کاربران را با انقلابِ واقعیت افزوده بیش از پیش سازگار می‌سازد.

    مزایای هولولنز مایکروسافت

    هولولنز

    مقاله‌های مرتبط:

    هدست Hololens مایکروسافت علی‌رغم محدودیت‌های بسیاری که در میدانِ دید دارد؛ اما از لحاظ تکنولوژی نسبت به راهکارِ آیفون‌محورِ اپل برتری‌های قابل‌توجهی دارد. نخست، هولولنز یک رایانه‌ی پوشیدنی مستقل است که از ویندوز ۱۰ بهره می‌برد. نکته‌ی دوم به نحوه‌ی کارکردِ آن مربوط می‌شود که درست روی سر و مقابل چشمان قرار می‌گیرد؛ از این جهت میدان دید طبیعی کاربر با صفحه‌نمایش هولولنز در یک مسیر قرار داده می‌شوند. این موضوع به‌خصوص هنگامی که راهکار آیفون‌ و آیپد‌محورِ اپل را در نظر بگیریم، بیش‌از پیش برجسته جلوه می‌کند. کاربران برای استفاده از پلتفرم ARKit باید مدام دستگاهشان را روی دستِ خود حمل کنند و به‌ صفحه‌نمایش آن برای تعامل با محیط خیره شوند. در آخر نیز باید به ژست‌های حرکتی، ردیابی فواصل از طریق نور و صوت و فرامین صوتی اشاره کنیم که کاربرانِ هولولنز را قادر ساخته تا بدونِ لمس‌کردنِ هیچ نمایشگری، با محیط پیرامون در تعامل باشند.

    طبق اخبار منتشرشده، نسل بعدی هدست هولولنز مایکروسافت از واحد پردازش هولوگرافیک سفارشی‌ای استفاده خواهد کرد که در کنار پردازنده‌ی هوش‌ مصنوعی، اجازه‌ی بومی و انعطاف‌پذیرِ پیاده‌سازی شبکه‌ی پویای عصبی را می‌دهد. این امر باعث می‌شود تا داده‌ها مستقیماً روی دستگاه پردازش شوند و نیازی به پردازش در فضای ابری نباشد؛ از همین بابت، انتظار می‌رود که تعامل با اشیاء و تشخیص محیط پیرامون با سرعت بیشتری صورت پذیرد. افزون بر این، انتظار می‌رود که شاهد عمر باتری بیشتر و وزن کمتری در هولولنز ۲ باشیم.

    امسال اپل ویژگی‌های زیر را برای پلتفرم ARKit در iOS 12 معرفی کرد:

    • بهبود ردیابی چهره
    • رندرگیری واقع‌گرایانه
    • تشخیص اشیاء سه‌بعدی
    • تجارب مداوم: امکان الحاق همیشگی اشیاء و محیط‌های مجازی به وسایل حقیقی
    • تجارب اشتراکی: کاربران می‌تواند یک محیط مجازی مشخص را روی دیگر دستگاه‌های iOS خود نیز مشاهده کنند

    قابلیت‌های فوق در حالی امسال به پلتفرم اپل اضافه شده است که مایکروسافت از مدت‌ها پیش از وجودِ آن‌ها در هولولنز بهره می‌برد.

    رقابتِ افزوده

    از مدت‌ها پیش ویژگی‌ تجارب مداوم که بالاتر به آن اشاره شد، در هولولنز وجود دارد و کاربران می‌توانند به‌عنوان مثال، اپلیکیشن نتفلیکس را به بخش خاصی از اتاق نشیمن سنجاق (پین) کنند. علاوه‌بر این، تجارب اشتراک بخش پیچیده‌ای از اکوسیستم ویندوز محسوب می‌شود که هولولنز نیز قسمتی از آن است. ردموندی‌ها بارها نحوه‌ی اشتراک‌گذاری تجربه‌‌ی هولولنز میان اپلیکیشن‌ها، میان طراحی خودرو یا جراحی بیماران را در کنفرانس‌های خود نشان داده‌اند.

    مایکروسافت با هولولنز نوعی تجربه‌ی فراگیری را ارائه می‌کند که کاربر را مستقیماً در دلِ دنیای دیجیتال‌فیزیکی قرار می‌دهد. برعکس، اپل در دموی AR Lego که در کنفرانس توسعه‌دهندگان امسالِ خود نمایش داد، روی محتوایی تمرکز داشت که کاربران تنها از طریق لمسِ صفحه‌نمایش آیپد یا آیفون قادر به تعامل با آن‌ هستند؛ بنابراین همواره صفحه‌نمایش به‌عنوان رابطی بین کاربر و دنیای فیزیکی مجازی عمل می‌کند.

    به‌نظر می‌رسد که اپل قصد دارد از طریق ARKit اکوسیستم خود را برای عینک واقعیت افزوده آتی آماده سازد. مسلماً وقوع چنین اتفاقی یک خطر بزرگ برای مایکروسافت ایجاد خواهد کرد؛ اما با توجه به تجربه‌ای که ردموندی‌ها در این چندسال توسط هدست هولولنز به‌دست آورده‌اند، آن‌ها راهی هموارتر برای دسترسی به بازار مصرف‌کنندگان در پیش خواهند داشت؛ با این وجود در حوزه‌ی فناوری هیچ مسئله‌ی قطعی وجود ندارد و فقط زمان است که پیروز نهایی این نبرد را مشخص می‌سازد.



    آیا موقعیت شغلی درستی را انتخاب کرده‌اید

    مهم نیست در چه موقعیت شغلی مشغول به کار هستید مهم این است که مهارت‌های خود را افزایش دهید، نکات جدید یاد بگیرید و اعتمادبه‌نفس داشته باشید.


    روز گذشته دستگاه جدیدی از سامسونگ در فهرست گیک‌بنچ رؤیت شد که به‌نظر می‌رسد (A7 (2019 باشد.

    اطلاعات منتشرشده در وب‌سایت Geekbench نشان می‌دهد که سامسونگ احتمالا در حال کار روی دستگاهی از سری گوشی‌های گلکسی (A (2018 است. براساس فهرست منتشرشده در گیک‌بنچ، دستگاه موردبحث با مدل SM-A750FN به تراشه‌ی اگزینوس ۷۸۸۵ مجهز خواهد بود. این تراشه علاوه‌بر دستگاه مذکور، تاکنون در چند گوشی جدید سامسونگ مانند گلکسی A8 و گلکسی A8 پلاس به‌کار رفته است. همچنین، اطلاعات گیک‌بنچ رم دستگاه را چهارگیگابایتی و سیستم‌عامل آن را اندروید ۸.۰ اوریو معرفی می‌کند و می‌توان حدس زد که پوسته‌ی اختصاصی سامسونگ بر پایه‌ی این نسخه از اندروید رابط کاربری گوشی جدید شرکت کره‌ای را تشکیل خواهد داد.

    رولاند کوانت، یکی افراد آگاه دنیای صنعت در حساب توییتر خود اذعان داشته است که گوشی موردبحث احتمالا گلکسی (A7 (2018 خواهد بود.

    سال گذشته نیز شایعاتی مطرح شده بود که ادعا می‌کرد Samsung دستگاهی با مدل SM-A730F را به‌نام (Galaxy A7 (2018 معرفی خواهد کرد؛ اما بعد سامسونگ این دستگاه را با نام گلکسی A8 پلاس معرفی کرد که از پردازنده و رمی مشابه دستگاه جدید برخوردار است.

    گیک بنچ

    از این‌ها گذشته، با توجه به تغییراتی که اخیرا در طراحی گوشی‌های میان‌رده‌ی سامسونگ شاهد بوده‌ایم، این احتمال وجود دارد که (Galaxy A7 (2018 به نمایشگری با نسبت تصویر کشیده مجهز باشد.

    مقاله‌های مرتبط:

    هرچند بعید نیست که سامسونگ دستگاه‌های میان‌رده‌ی جدیدی را برای سری ۲۰۱۸ در نظر داشته باشد، اما شایعاتی نیز در مورد میان‌رده‌های سری ۲۰۱۹ سامسونگ وجود دارد. یک نشریه‌ی کره‌ای به نام The Investor اخیرا مدعی شده است که دستگاه‌های گلکسی (A (2019 به دوربین سه‌گانه مجهز خواهند بود که یکی از این سه لنز، زاویه‌ی عریض خواهد داشت.

    مضاف بر این، شایعات مدعی شده‌اند که غول دنیای فناوری در این دستگاه‌ها از حسگرهای اثر انگشت یکپارچه با نمایشگر استفاده خواهد کرد؛ هرچند که انتظار می‌رود فناوری مورداستفاده در آن‌ها به‌اندازه‌ی مدل‌های به‌کاررفته در پرچمدارهای شرکت مثل گلکسی اس ۱۰ پیشرفته نباشد؛ با این حال، استفاده از قابلیت‌های این‌چنینی که به لطف تأمین‌کنندگان چینی ارزان تمام می‌شوند، می‌تواند امکان رقابت گلکسی (A (2019 را با گوشی‌های شرکت‌های چینی مانند شیائومی، هواوی، اوپو و ویوو فراهم کند.


    بنیاد کانسیومر ریپورتس، فهرست ۱۰ خودروی لوکس دنیا با بهترین کیفیت سواری را منتشر کرده است که در آن محصولاتی از اروپا، آمریکا و یک مدل کره‌ای دیده می‌شوند.

    همیشه بین علاقه‌مندان دنیای خودرو بحث برتری بی‌ام‌و سری 7 یا مرسدس‌بنز S کلاس داغ بوده است. واقعیت این است که این دو سدان لوکس هر دو جزو بهترین‌های بازار هستند و هرکس با کمی گرایش به یک برند، بهترین مدل را انتخاب می‌کند. طرفداران بی‌ام‌و به دینامیک بی‌نظیر سری 7 اشاره می‌کنند و در مقابل هواداران مرسدس، سواری فوق‌العاده راحت S کلاس را عامل برتری آن می‌دانند. باید توجه کرد که خریداران با انتظاراتی مثل سواری راحت، تجهیزات رفاهی مناسب و عملکرد فنی بالا به‌سراغ خودروهای لوکس می‌روند.

    نمی‌توان بدون اولویت‌بندی بهترین مدل لوکس آلمانی را انتخاب کرد. شاید بهترین راه، مراجعه به آزمایش‌های مؤسسه‌های معتبر و مستقل مانند کانسیومر ریپورتس (Consumer Reports) یا به‌اختصار CR باشد. در بررسی اخیر متخصصان این سازمان، ۱۰ خودروی لوکس بازار جهانی که در کیفیت سواری مثال‌زدنی هستند، طبقه‌بندی شده‌اند. بررسی CR فقط شامل خودروهای لوکس بالای گران‌قیمت بالای ۱۰۰ هزار دلار نمی‌شود، بلکه مدل‌های ارزان‌تر همچون شورولت ایمپالا و فورد فیوژن نیز، در این بین دیده می‌شوند. خودروهای لوکس باید قابلیت ایجاد سواری راحت برای سرنشینان و جلوگیری از انتقال تکان‌های شدید جاده به اتاق را داشته باشند.

    سدان لوکس

    مقاله‌ی مرتبط:

    داده‌ها و طبقه‌بندی CR بر اساس آزمایش خودروها در یک مسیر دایره‌ای شکل با مسافت ۴۸ کیلومتر و سرعت مشخص به‌دست آمده است. در این مسیر، انواع ناهمواری‌ها، سرعت‌گیرها و قسمتی مشابه بزرگراه طراحی شده است تا عملکرد سیستم تعلیق خودرو در جذب تکان‌ها سنجیده شود. سواری هر خودرو در قالب سخت، لرزان، نرم و فوق‌العاده نرم و شناور و توانایی دفع تکان‌ها توصیف شده است. فهرست قرار داده شده، به‌ترتیب صعودی به بهترین کیفیت سواری در خودروی شماره یک تنظیم شده است. لازم به‌ذکر است که سدان‌های فوق‌ لوکس مانند محصولات بنتلی و رولز رویس در آزمایش‌های CR شرکت داده نمی‌شوند.

    ۱۰- مرسدس‌بنز C کلاس

    2019 mercedes benz C-Class Coupe / مرسدس بنز کوپه کلاس C

    قیمت پایه تیپ استاندارد: ۴۰ هزار و ۲۵۰ دلار

    قیمت پایه مدل AMG: از ۷۳ هزار و ۷۰۰ دلار

    سدان لوکس مرسدس C کلاس حتی در مدل استاندارد C300 هم کابین لوکس و زیبایی دارد و تجربه‌ی رانندگی لذت‌بخش را فراهم می‌کند. C کلاس تعادل بین قدرت بالا و سواری راحت را تا حدودی حفظ کرده است اما به‌طور کلی کیفیت سواری به‌خصوص در جاده‌های ناهموار، خشک و سفت است. البته در جاده‌های هموار C کلاس کاملاً راحت بوده و درحقیقت در بین سدان‌های اسپرت لوکس، بهترین کیفیت سواری را دارد. مدل بررسی شده توسط متخصصان CR از سیستم تعلیق استاندارد استفاده می‌کرد که امکان سفارش سیستم تعلیق بادی هوشمند اسپرت با رینگ‌های ۱۸ اینچی هم وجود دارد. در مجموع C300 با استانداردهای مرسدس‌بنز همخوانی دارد و افرادی که این مدل اولین خرید آن‌ها از اشتوتگارتی‌ها باشد، C300 را یک سدان راحت، بی سر و صدا، چابک و کامل توصیف خواهند کرد.

    ۹- جگوار XF

    جگوار XF  استیشن (اسپرت بریک)  2018 Jaguar XF Sportbrake

    قیمت پایه تیپ استاندارد: ۴۷ هزار و ۷۷۵ دلار

    قیمت پایه تیپ پرتفولیو: ۶۷ هزار و ۴۲۵ دلار

    سدان سایزمتوسط جگوار XF نبرد سختی با مثلث آلمانی آئودی، بی‌ام‌و و مرسدس‌بنز دارد. نقطه‌ی قوت XF فرمان‌پذیری فوق‌العاده‌ی آن بوده که با سواری بی‌نظیر آن در بزرگراه همراه شده است. XF تقریباً در بیشتر مسیرها راحت است و سرنشینان چندان متوجه شرایط متفاوت جاده نمی‌شوند. عامل اصلی فروش کم گنگستر بریتانیایی در برابر محصولات آلمانی طراحی بی‌روح کابین، سیستم اطلاعات و سرگرمی قدیمی و سر و صدای زیاد فضای داخلی است.

    ۸- کادیلاک CT6

    کادیلاک CT6

    قیمت پایه تیپ استاندارد: ۵۵ هزار و ۹۰ دلار

    قیمت پایه تیپ پلاتینیوم: ۸۵ هزار و ۲۹۰ دلار

    سدان پرچمدار لوکس کادیلاک با داشتن کابین راحت و جادار، قوای فنی پرقدرت و تجهیزات رفاهی مدرن یکی از بهترین‌های بازارجهانی است. متخصصات CR معتقد هستند که CT6 یکی از ارزشمندترین سدان‌های لوکس بازار است که کیفیت سواری آن هم در حد بالا قرار دارد. سیستم تعلیق سدان گران‌قیمت کادیلاک تا جای ممکن مسئولیت خود را انجام می‌دهد ولی در دفع تمام تکان‌ها موفق نیست. سواری آن در بزرگراه بی‌نظیر است اما در جاده‌های ناهموار، به‌خصوص مسیرهای آسفالت ترمیمی؛ بدون نقص نیست.

    ۷- بی‌ام‌و سری 5

    بی‌ام‌و سری 5   bmw 5 series M power 2018

    قیمت پایه تیپ استاندارد: ۵۳ هزار و ۴۰۰ دلار

    قیمت پایه تیپ M550i xDrive : از ۷۴ هزار ۴۵۰ دلار

    تمرکز مهندسان بی‌ام‌و در کاهش وزن، افزایش تجهیزات رفاهی مدرن و کم کردن صدای کابین، سدانی ارزشمند اما خارج از کلاس اسپرت نتیجه داده است. کابین لوکس، لوکس و کاربرپسند از نقاظ قوت سری 5 است. سواری سری 5 در مقایسه با گذشته، نرم‌تر شده است و فقط در جاده‌هایی با ناهمواری زیاد کمی تکان به کابین منتقل می‌شود. در مجموع شرایط، سری 5 کیفیت سواری فوق‌العاده بالایی دارد و در مقایسه با سواری مدل‌های نسل‌های گذشته، بهبود داشته است.

    ۶- جنسیس G90

    Genesis G90 / جنسیس

    قیمت پایه تیپ استاندارد: ۶۸ هزار و ۳۵۰ دلار

    قیمت پایه تیپ آلتیمیت: ۷۴ هزار و ۳۵۰ دلار

    سدان لوکس جنسیس G90 یکی از بهترین‌های بازار است و اگر از تاریخچه این برند بگذریم، به‌راحتی توانایی رقابت با غول‌های خودروسازی جهان در این کلاس را دارد. البته سواری G90 اصلاً در سطح قالیچه‌ی جادویی S کلاس مرسدس نیست اما در رده‌ی قیمتی زیر ۸۰ هزار دلار، انتخاب معقولی است. G90 سدانی بزرگ و سنگین است که فقط در ناهمواری‌های شدید و سرعت‌های بالا مزاحم راحتی سرنشینان می‌شود. جنسیس G90 کیفیت سواری، قوای فنی و تجهیزاتی در سطح مدل‌هایی با قیمت ۲۰ هزار دلار بیشتر از خود ارائه می‌کند. قرار گرفتن جنسیس G90 در شماره‌ی ۶ این فهرست، نشان از موفقیت کره‌ای‌ها در این برند دارد. 

    ۵- آئودی A8

    آئودی / Audi A8

    قیمت پایه تیپ V6 تیپ‌ترونیک: ۸۳ هزار و ۸۰۰ دلار

    سدان پرچمدار آئودی در تمام آزمایش‌های متخصصان CR، عملکرد قابل توجهی داشته است. مشکل اصلی A8 سواری سخت و سفت آن در سرعت‌های پایین‌ است. تکان‌های بدنه کم و کیفیت سیستم تعلیق آن در ناهمواری‌ها بی‌نظیر است که در کنار کابین بی سر و صدا و مجهز، یک تجربه‌ی سواری لذت‌بخش مهیا می‌شود.

    ۴- لینکلن کانتیننتال

    lincoln continental/ لینکلن کنتیننتال

    قیمت پایه تیپ استاندارد: ۴۵ هزار و ۱۶۰ دلار

    قیمت پایه تیپ بلک لیبل: ۶۹ هزار و ۶۳۰ دلار

    سدان لوکس کانتیننتال (Continental) از سال ۱۹۳۹ تولید شده و یکی از اصیل‌ترین خودروهای بازارجهانی است. این سدان لوکس و مجهز در بیشتر جاده‌های بهترین سواری ممکن را ارائه می‌کند. کارشناسان CR مدل با رینگ‌های ۱۹ اینچی  محصول لینکلن را به‌جای ۲۰ اینچی توصیه می‌کنند.

    ۳- آئودی A6

    Audi A6 2019 / آئودی

    قیمت پایه تیپ استاندارد: ۴۹ هزار و ۷۰۰ دلار

    قیمت پایه تیپ پرستیژ: ۶۱ هزار و ۴۰۰ دلار

    A6 همانند دیگر محصولات آئودی سواری راحتی دارد اما برخلاف بسیاری از آن‌ها (مدل‌های تست شده توسط CR)، کیفیت سواری در سرعت‌های پایین متغیر نیست. تکان‌های کابین حداقل، و جذب ناهمواری‌های جاده حداکثر است. کمی سر و صدای بیرون به کابین درز می‌کند اما چندان محسوس نیست. آئودی A6 با سیستم تمام چرخ محرک (AWD) کواترو در تمام جاده‌های خشک، برفی و بارانی عملکرد بی‌نظیر دارد.

    ۲- بی‌ام‌و سری 7

    BMW 7 Series / بی ام و سری 7

    قیمت پایه تیپ استاندارد:‌ ۸۳ هزار و ۶۵۰ دلار

    قیمت تیپ 760i xDrive با امکانات کامل: ۱۵۶ هزار و ۷۰۰ دلار

    نسل جدید سری 7 تمام موارد مورد نیاز یک سدان لوکس مانند کابین مجهز، سواری راحت و قوای فنی پرقدرت را به‌همراه دارد. سیستم تعلیق بادی که به‌صورت استاندارد در بی‌ام‌و سری 7 نصب شده است، در تمام جاده‌ها عملکردی فوق‌العاده دارد و سرنشینان در راحتی کامل سفر خواهند کرد. تنها در سرعت‌هایی پایین و در جاده‌های بسیار ناهموار کابین سری 7 تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

    ۱- مرسدس‌بنز S کلاس

    s class

    قیمت پایه تیپ استاندارد: ۸۹ هزار و ۹۰۰ دلار

    قیمت تیپ AMG با امکانات کامل :‌ ۲۲۹ هزار و ۵۰۰ دلار

    در آزمایش‌های متخصصان CR، سدان گران‌قیمت مرسدس‌بنز S کلاس بهترین کیفیت سواری را داشته است. در توصیف سواری S کلاس فقط باید به اصطلاح سیستم تعلیق بی‌نظیر آن؛ «قالیچه‌ی جادویی»، بسنده کرد.


    دانشمندان یک شکل هندسی کاملا جدید را در پوست بدن شناسایی کرده‌اند.

    پوست بزرگترین ارگان بدن محسوب می‌شود. اندازه ی آن به حدود دو متر مربع می‌رسد و البته شکل آن به صورتی که ما قبلا فکر می‌کردیم، نیست. دانشمندان یک شکل هندسی کاملا جدید را که قبلا در علوم یا ریاضی شناخته نشده بود و به نظر می‌رسد در پوست بدن پنهان باشد، کشف کردند. این ساختار در سلول‌های بافت پوششی (اپیتلیال)، واحدهای ساختمانی بافت ساختاری لایه‌های خارجی و داخلی پوست را تشکیل می‌دهد.

    سلول‌های پوششی انواعی از مهم‌ترین سلول‌های اولیه در زندگی هستند که به ساخت ساختارها در جنین در حال رشدی که در نهایت تبدیل به تمام اندام‌های مختلف بدن ما می‌شود، کمک می‌کنند. بافت پوششی که از شمار میلیون‌ها میلیون سلول کوچک در هم تنیده، تشکیل شده‌است نه‌تنها پوست خارجی را می‌سازد؛ بلکه اندام‌های داخلی را هم می‌پوشاند. دانشمندان هیچ وقت کاملا درک نکرده بودند که شکل منفرد این سلول‌ها به چه صورت است؛ اما فرض می‌شد که آن‌ها شبیه ستون‌های منشورمانند یا به شکل یک بطری یا مخروط ناقص هستند.

    هنگامی که دانشمندان از مدل‌های کامپیوتری برای شبیه‌سازی بسته‌های سه‌بعدی سلول‌های اپیتلیال استفاده کردند، به مورد عجیبی برخوردند. خاویر بوکتا  مهندس علوم زیستی و نویسنده‌ی مقاله، می‌گوید:

    نتایجی که ما طی فرایند مدل‌سازی دیدیم، عجیب بود. مدل ما پیش‌بینی کرد که با افزایش انحنای بافت، ستون‌ها و اشکال بطری مانند، تنها اشکال ایجاد شده از سلول‌ها نیستند.

    در این مطالعه علاوه بر اشکال مورد انتظار معمول، شکل عجیبی نیز دیده شد که قابل شناسایی نبود.

    اسکوتوئید

    نمایی از اسکوتوئیدهای متصل و جدا

    به نظر می‌رسید که این شکل جدید چیزی شبیه یک منشور باشد، ولی یک انتهای این منشور دارای ۵ ضلع و انتهای دیگر آن دارای ۶ وجه بود؛ تغییری هندسی که در نتیجه‌ی آن در یک لبه‌ی منشور مثلت کوچکی تشکیل می‌شود. این شکل عجیب از منشور تاب‌خورده تا‌کنون در هیچ متن علمی گزارش نشده بود. بوکتا گفت:

    جای تعجب بود که این شکل اضافی حتی در ریاضیات نامی نداشت! یک فرد به‌طور معمول فرصت نام‌گذاری یک شکل جدید را ندارد.

    در نهایت پژوهشگران نام این شکل را اسکوتوئید نهادند، با الهام از اسکوتلوم (سپرچه) حشرات؛ بخش خلفی سینه برخی از حشرات که شبیه همان شکل مثلثی کوچک است.

    سوسک protaetia

    نمایی از بخش خلفی سوسک پروتائیتیا

    دانشمندان در پاسخ به این پرسش که چرا اسکوتوئید در سراسر پوست داخلی وجود دارد، می‌گویند زمانی که خمیدگی‌های بافتی برای پایدار شدن، گرایش به حداقل کردن انرژی دارند، این حالت منشور تاب‌خورده شکلی پربازده از نظر انرژی است و امکان خمیدگی سلول‌ها را فراهم می‌کند. به همین دلیل داده‌های بیولوژیکی ما نشان می‌دهند کار سلول‌های فوق این است که به خود شکل اسکوتوئیدی بگیرند.

    مقاله‌ی مرتبط:

    هنگامی که دانشمندان در مدل‌سازی‌های خود شکل اسکوتوئید را شناسایی کردند، به‌دنبال یافتن فرم‌هایی از این اشکال در طبیعت شدند و به شواهد اولیه‌ای از وجود چنین اشکال منشور تاب‌خورده‌ای در بافت پوششی مگس سرکه و گورخرماهی دست یافتند. از آن جایی که تمام حیوانات دارای این نوع از سلول‌ها هستند، این گروه علمی بر این باور است که شناسایی این شکل می‌تواند نقطه‌ی عطفی در نحوه‌ی تفکر ما پیرامون اپلتلیوم باشد.

    در حالی‌ که برای تعیین اینکه این شکل اسکوتوئید واقعا تا چه میزان درون مخلوقات (از جمله خود انسان) وجود دارد، نیاز به پژوهش‌های بیشتری است. پژوهشگران ادعا می‌کنند که یافته‌های آن‌ها مسیر را برای درک جدیدی از ساختارهای سه‌بعدی سلول‌های اپیتلیال هموار می‌کند. بوکتا می‌گوید:

    برای مثال اگر شما قصد پرورش اندام‌های مصنوعی را دارید، این کشف می‌تواند به کمک کند داربستی بسازید که سلول‌ها به این شکل در آن بسته‌بندی شوند و به‌طور دقیق، شیوه‌ی طبیعی توسعه‌ی کارآمد بافت را تقلید کنید. ما راه حل طبیعت برای ایجاد خمیدگی‌های کارآمد در سلول‌های اپیتلیال را کشف کرده‌ایم.

    این یافته‌ها در Nature Communications گزارش شده‌ است.


    تکنولوژی واقعیت افزوده فرصت‌های جالبی برای تولید محتوای جدید ایجاد کرده است و با فراهم آوردن تجربه‌ای جدید میزان فروش محصولات را افزایش می‌دهد.

    این روزها مفهوم علمی تخیلی جدیدی در زندگی مردم سراسر دنیا به نام واقعیت مجازی برجسته شده است. واقعیت مجازی تکنولوژی جدیدی است که به زندگی ما وارد شده و تنها به بازی‌های ویدئویی محدود نمی‌شود. بسیاری از شرکت‌های بزرگ از واقعیت مجازی به‌عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی محتوا استفاده می‌کنند تا مشتری‌ها و مخاطبان خود را از راه جدیدی هدف قرار دهند.

    واقعیت مجازی یا VR محیط مصنوعی را تعریف می‌کند که با کمک نرم‌افزار ساخته شده و کاربران با استفاده از تجهیزات الکترونیکی مخصوص می‌توانند در آن محیط تعامل کنند. طبق پیش‌بینی شرکت WebpageFX امسال ۱۷۱ میلیون کاربر از تکنولوژی واقعیت مجازی استفاده خواهند کرد. این روزها شرکت‌های زیادی تجهیزات واقعیت مجازی را با قیمت منطقی در اختیار مشتری‌ها قرار می‌دهند و مردم بیش از هر زمانی به این ترند جدید دسترسی دارند. درنتیجه شاهد شرکت‌هایی خواهیم بود که از این فرصت برای پیشرفت استفاده می‌کنند.

    واقعیت مجازی مفاهیم بازاریابی محتوا را گسترش می‌دهد و شرکت‌ها کاربرانی را ملاقات خواهند کرد که پیش از این هرگز با آن‌ها تعامل نداشتند. در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت به معرفی بیشتر سه برندی می‌پردازیم که در حال حاضر از تکنولوژی واقعیت مجازی به منظور بازاریابی استفاده می‌کنند.

    ۱- خریداران محصولات را پیش از خرید امتحان می‌کنند

    virtual reality

    امروزه واقعیت مجازی این امکان را فراهم کرده است که مشتری‌ها می‌توانند هر محصولی را بدون نیاز به خرید و بدون نیاز به حضور در فروشگاه امتحان کنند. مشتری‌ها محصولات را به طور دقیق و آنلاین بررسی می‌کنند درنتیجه شک و تردید آن‌ها برای خرید از بین می‌رود و در نتیجه فروش محصولات افزایش پیدا می‌کند. به‌عنوان مثال شرکت لوازم خانگی ایکیا با استفاده از تکنولوژی واقعیت مجازی امکانی را فراهم کرده است که مشتری‌ها می‌توانند مبلمان یا هر وسیله‌ی دیگری را در منزل خودشان ببینند. بنابراین راحت‌تر می‌توانند همخوانی رنگ محصول با دکور خانه را مشاهده کرده و نسبت به خرید محصول ترغیب شوند.

    ۲- شرکت‌ها محتوای جذاب‌تری تولید می‌کنند

    virtual reality

    محتواهای قدیمی که به روش سنتی تولید می‌شدند تکراری شده‌اند و جذابیت زیادی برای خواننده ندارند. اما یک کسب‌وکار با کمک واقعیت مجازی می‌تواند محتوایی تولید کند که بیش از هر زمانی برای کاربر جذاب باشد. همان‌طور که می‌دانید درگیر شدن مخاطب با محتوا یکی از مهم‌ترین فاکتورهای بازاریابی محتوا است. برندها باید به فکر تولید محتوایی باشند که کاربر مدت‌ها با آن درگیر شود نه محتوایی که بعد از یک نگاه گذرا کنار گذاشته شود. هرقدر مشتری‌ها بیشتر با محتوا درگیر شوند، احتمال اینکه واکنش مورد انتظار برند را انجام دهند بیشتر می‌شود. واقعیت مجازی امکان یک تجربه‌ی تعاملی را برای مخاطبان هدف فراهم می‌کند که برایشان جذاب بوده و ارتباط آن‌ها با برند را افزایش می‌دهد.

    برند North Face یک شرکت آمریکایی است که در زمینه‌ی تولید محصولات فضای باز فعالیت می‌کند و با استفاده از تکنولوژی واقعیت مجازی شانس صعود از قله‌ی هیمالیا در نپال را برای مشتری‌ها فراهم کرده است. یعنی مشتری‌ها به جای تماشای ویدئوی تبلیغاتی می‌توانند با محصولات برند در تعامل بوده و استفاده از آن‌ها را به صورت مجازی تجربه کنند. مخاطبان هدف این برند کسانی هستند که به فعالیت‌هایی مانند چادر زدن در طبیعت و کوهنوردی علاقه دارند و بهترین راه تبلیغ برای این افراد این است که تجربه‌ای متفاوت از رویایشان رقم زده شود.

    ۳- شرکت‌ها ارتباطات احساسی را گسترش خواهند داد

    toms shoes

    مردم از برندهایی خرید می‌کنند که با آن‌ها ارتباط احساسی برقرار کرده باشند و واقعیت مجازی امکان داستان‌سرای و برقراری روابط احساسی را برای شرکت‌ها فراهم می‌کند. نتیجه‌ی تحقیقات نشان داده است مشتری‌ها عاشق شرکت‌هایی هستند که به مردم اهمیت می‌دهند. در یک نظرسنجی از مردم سوال پرسیده شده بود که از نظر احساسی با چه برندهایی ارتباط برقرار می‌کنند و اغلب آن‌ها برندهایی را انتخاب کرده بودند که به مردم اهمیت می‌دهند. ۵۵ درصد مردم گفته بودند برای برندهایی ارزش قائل هستند که تغییرات مثبتی در جهان ایجاد می‌کنند.

    به‌عنوان مثال Toms Shoes شرکتی است که به ازای فروش هر یک جفت کفش، یک جفت به کودکان نیازمند اهدا می‌کند. این شرکت همچنین امکانی را فراهم کرده است تا کارمندان شرکت و شرکا بتوانند طی یک سفر، خودشان کفش‌ها را به کودکان اهدا کنند و ببینند این شرکت چگونه برنامه‌های سلامتی و تحصیلی خود را در بیش از ۷۰ کشور گسترش داده است. مشتری‌ها با استفاده از تکنولوژی واقعیت مجازی می‌توانند در این تجربه سهیم شده و خودشان را جزئی از برنامه‌ی خیرخواهانه‌ی شرکت بدانند.

    تکنولوژی واقعیت مجازی با سرعت زیادی در حال همه‌گیر شدن است و به زودی تمام کسب‌وکارها باید به این ترند ملحق شوند. واقعیت مجازی تجربه‌ی شگفت‌انگیزی را برای مشتری‌ها فراهم کرده و داستان برند را به بهترین نحو برایشان بازگو می‌کند. داستان‌سرایی تعامل مشتری با برند را افزایش می‌دهد و فروش محصولات را بالا می‌برد.