رنو مگان RS و فولکس واگن گلف GTI دو هاچ‌بک اسپرت باسابقه‌ی بازار هستند که حالا رقیبی جدیدی و درعین‌حال قدرتمند به‌نام هیوندای i30 N را دربرابر خود می‌بینند.

    رنو و فولکس واگن را باید دو خودروسازی دانست که ید طولایی در ساخت خودروهای هاچ‌بک اسپرت دارند و اگر بخواهیم دقیق باشیم، از دهه‌ها قبل رنو با مدل رنو ۵ آلپاین و فولکس واگن با مدل گلف GTI بخش اعظم بازار هاچ‌بک‌های اسپرت را دراختیار دارند. باوجوداین، باید اذعان کرد رنو همواره در سایه‌ی فولکس واگن قرار داشته و هرگاه نام هاچ‌بک‌های جذاب به‌میان می‌آید، نخست فولکس واگن گلف GTI است که به ذهن خطور می‌کند. رنو البته در سال‌های اخیر پیشرفت زیادی کرده و مدل جدید مگان RS درکنار مدل فیس لیفت ۲۰۱۹ گلف GTI در بازارهای بزرگی چون استرالیا، رقابت جدی در بازار فروش دارند و هر دو نیز خودروهای موفقی هستند.

    Hyundai i30 N/Renault Megane RS/Volkswagen Golf GTI

    دراین‌بین، رقیب جدیدی از قاره‌ی آسیا وارد میدان شده و آن خودرویی نیست جز هیوندای i30 N. گرچه این خودرو فعلا چندان شناخته‌شده نیست، قرار است هیوندای را هم وارد این بخش از بازار کند و شروعی برای این شرکت محسوب می‌شود. نباید این‌طور فکر کرد که قدمت و سابقه در این بخش از بازار حرف نخست را می‌زند؛ چون هیوندای خودرویی بسیار توانا است و رقیبی جدی و سرسخت برای امثال گلف GTI به‌حساب می‌آید. فولکس واگن نیز بنا ندارد بازی را به‌راحتی به رقیب تازه‌وارد واگذار کند؛ به‌همین‌دلیل، در فیس‌لیفت ۲۰۱۹ بهینه‌سازی‌هایی روی گلف GTI انجام داده و ضمنا برخی از عناصر مهم نسل قبلی همانند کیت GTI Performance را حفظ کرده است.

    Hyundai i30 N/Renault Megane RS/Volkswagen Golf GTI

    مقاله‌های مرتبط:

    بدترین خبر برای فولکس سواران را باید حذف جعبه دنده‌ی دستی برای مدل ۲۰۱۹ دانست و این خودرو تنها با جعبه دنده‌ی دوکلاچه قابل خرید است. در سمت دیگر رنو پیشرفت زیادی کرده، در نسل قبلی مگان RS عملکرد بسیار بالایی را ارائه می‌داد و به عنوان معیار سنجشی در این کلاس شناخته می‌شد. در نسل جدید هم مدل RS هم با جعبه دنده‌ی دستی قابل انتخاب بوده و هم سیستم تعلیق آن خیلی اسپرت است و گویی برای پیست مسابقه ساخته شده و همین موارد سبب می‌شوند مگان RS جدید بیش از هر مگان دیگری بتواند گلف GTI را تهدید کند.

    هدف ما در این مطلب، یافتن بهترین خودرو هاچ‌بک اسپرت با قیمت کمتر از ۲۸هزار دلار است. حتما نام هوندا سیویک Type-R هم به ذهنتان خطور کرده؛ اما به‌دلیل قیمت بیشتر در این فهرست قرار نمی‌گیرد.

    قیمت و امکانات

    Volkswagen Golf GTI

    فولکس واگن گلف GTI جدید دیگر قیمتی کمتر از ۲۸هزار دلار ندارد و ارزان‌ترین مدل آن ۳۱هزار و ۸۴۳ دلار قیمت دارد. اگر بخواهید با مبلغی کمتر فولکس واگنی با کد GTI داشته باشید، به‌سراغ مدل پولو GTI باید بروید که قیمتش ۲۱هزار و ۷۰۰ دلار است. با‌توجه‌به اینکه دیگر جعبه‌دنده‌ی دستی هم برای GTI دردسترس نیست؛ درنتیجه قیمت مدل پنج این خودرو درمقایسه‌با مدل سال قبل ۲هزار و ۸۰۰ دلار افزایش پیدا کرده است.

    هیوندای با اختلاف کمی قیمت ارزان‌تری از فولکس واگن دارد و قیمت پایه‌ی آن از ۲۷هزار و ۳۰۰ دلار آغاز می‌شود و در گران‌ترین مدل به ۲۹هزار و ۴۰۰ دلار می‌رسد. هیوندای i30 N درحالی‌که قیمت ارزان‌تری دارد، امکاناتش در دیگر رقبا وجود ندارند. برخی از امکانات این خودرو عبارت‌اند از: سیستم شارژر بی‌سیم تلفن‌همراه، صندلی‌های جلو با تنظیم برقی، گرم‌کن صندلی‌های جلو و گرم‌کن فرمان. تجهیزات هیوندای به همین موارد ختم نمی‌شود و این خودرو در کلاس خود، تنها خودرو مجهز به رادیو دیجیتال به‌شمار می‌رود. همچنین تمامی مدل‌های هیوندای i30 N به سیستم ترمز خودکار اضطراری و رادار بین خطوط مجهز هستند که هر دو از امکانات بسیار کاربردی و مناسبی برای راننده محسوب می‌شوند.

    Volkswagen Golf GTI

    گلف GTI در بخش امکانات به‌صورت استاندارد به کروزکنترل هوشمند و سیستم پارک خودکار و سیستم هشدار نقطه‌ی کور مجهز است. رنو مگان فرانسوی در مدل دنده‌دستی ۳۰هزار و ۸۰۰ دلار و در مدل دوکلاچه ۳۲هزار و ۹۰۰ دلار قیمت دارد که مدل آزمایش‌شده از مدل اخیر است. قیمت مدل دوکلاچه‌ی رنو ۱۴۰۰ دلار از GTI گران‌تر است؛ ولی درعوض، همانند هیوندای از رینگ‌های بزرگ‌تر نوزده‌اینچی و رنگ‌آمیزی ویژه برای بدنه برخوردار است. در بخش ظاهری، گلف GTI را از روی سپرهای اسپرت جلو و عقب و خطوط افقی متفاوت در جلوپنجره می‌توان شناسایی کرد. هیوندای i30 N نه‌تنها از سپرهای اسپرت برخوردار است؛ بلکه گِل‌گیرهای آن نیز پهن‌تر از i30 استاندارد است و ارتفاع از سطح زمین کمتری نیز دارد.

    در آخر هم رنو مگان RS با کیت بدنه‌ی منحصربه‌فردش قرار دارد که فقط درهای آن با رنو مگان GT مشترک است. کیت بدنه‌ی مگان RS شامل سپرهای اسپرت دیفیوزردار است. به این نکته نیز اشاره کنیم که مهندسان بخش F1 رنو در طراحی و ساخت سرسیلندر مدل RS مشارکت کرده‌اند.

    درنهایت، تیم آزمایش CarAdvice در این بخش بیشترین امتیاز را به رنو دادند.

    عملکرد

    Hyundai i30 N

    امسال وارد بیستمین سالی می‌شویم که گلف GTI به توربوشارژر مجهز شده است. اولین نسل GTI که توربوشارژر داشت، مدل سال ۱۹۹۸ بود که پیشرانه‌ی ۱.۸لیتری آن می‌توانست ۱۴۷ اسب‌بخار قدرت تولید کند و در ۷.۹ ثانیه به شتاب صفر تا صد کیلومتر برسد.

    هفتمین نسل گلف حالا با قدرت ۲۴۱اسب‌بخاری پیش روی ماست و شتاب صفر تا صد کیلومتر را در زمانی بین ۶.۲ تا ۶.۴ ثانیه ثبت می‌کند. علاوه‌براین، گلف GTI، تنها خودرو این رقابت با قدرت کمتر از ۲۶۸ اسب‌بخار است. هیوندای i30 N از پیشرانه‌ی چهارسیلندر دولیتری توربو خود می‌تواند ۲۷۰ اسب‌بخار بیرون بکشد و درنهایت، رنو مگان RS با وجود برخورداری از پیشرانه‌ی کوچک‌تر ۱.۸لیتری، به‌دلیل قدرت ۲۷۴اسب‌بخاری پیشرانه‌‌اش قوی‌ترین خودرو در این جمع است.

    مگان RS با شتاب ۵.۸ثانیه‌ای خود که با مدل RS275 تروفی نسل قبل برابری می‌کند، سریع‌ترین خودرو این رقابت است و پس‌ازآن، هیوندای دنده‌دستی با شتاب ۶.۲ثانیه‌ای و سپس، گلف GTI قرار دارند. دراین‌میان، گلف GTI، تنها خودرو فاقد سیستم لانچ‌کنترل گروه است.

    در بحث گشتاور تولیدی پیشرانه، هیوندای با گشتاور ۳۵۳نیوتون‌متری کمترین گشتاور را در بین اعضای گروه دارد؛ ولی درعوض، گشتاور خود را در پایین‌ترین دور ممکن، یعنی بازه‌ی ۱۴۵۰ تا ۴۷۰۰ دوربردقیقه، دراختیار راننده قرار می‌دهد و در حالت تخت‌گاز نیز سامانه‌ی Overboost اجازه‌ی افزایش گشتاور تا ۳۷۸ نیوتون‌متر را می‌دهد.

    Hyundai i30 N

    گلف GTI با گشتاور ۳۷۰ نیوتون‌متر در دور موتور ۱۵۰۰ تا ۴۳۰۰ دوربردقیقه در میانه‌ی گروه قرار دارد. مگان RS هم با گشتاور ۳۹۰نیوتون‌متری در جایگاه نخست قرار دارد؛ اما خیلی هم نباید فریب اعداد و ارقام را خورد؛ چون گشتاور رنو در دور موتور کمتر از ۲۴۰۰ دوربردقیقه به‌دست نمی‌آید. هریک از این هاچ‌بک‌های اسپرت عملکردی متفاوت دارند. تأخیر توربو در هیوندای از بقیه بیشتر و محسوس‌تر است. صدای جذابی هم که در نسل قبلی گلف GTI هنگام افزایش دنده شنیده می‌شد، در مدل ۲۰۱۹ وجود ندارد. هیوندای i30 N صدای اگزوز بسیار جذابی دارد؛ به‌طوری‌که اگر چشمانتان را ببندید و درون هیوندای بنشینید احساس حضور در خودرو رالی به شما دست می‌دهد.

    هیوندای i30 N و رنو مگان برای تولید صدای جذاب از روشی مشابه استفاده می‌کنند. برای این کار هیوندای از سیستمی با نام اکتیو اگزوز استفاده کرده که صدای پیشرانه را به‌صورت مصنوعی تولید می‌کند. رنو نیز وقتی حالت رانندگی را در حالت اسپرت یا مسابقه (Race) قرار دهید، صدای اگزوز از بلندگوها پخش می‌شود. تفاوت در اینجاست که صدای پخش‌شده در کابین رنو صدای واقعی پیشرانه است؛ ولی در هیوندای این‌گونه نیست. وقتی در رنو پای خود را از روی پدال گاز برمی‌دارید، صدای جذابی تولید می‌شود.

    مگان RS پیشرفت رنو در ساخت گیربکس‌های دوکلاچه را نشان می‌دهد. جعبه‌دنده‌ی EDC این خودرو نسخه‌ای بهینه‌سازی‌شده و ارتقایافته از جعبه‌دنده‌ی رنو کلیو RS است که آن را پس از جعبه‌دنده‌ی PDK پورشه، می‌توان بهترین جعبه‌دنده‌ی دوکلاچه ازنظر عملکرد دانست. در‌حالی‌که فولکس واگن نیز از جعبه‌دنده‌ی DSG استفاده می‌کند، در عملکرد آن نارسایی‌هایی به‌چشم می‌خورد. این درحالی است که جعبه‌دنده‌ی رنو عملکردی بسیار خوب و هوشمندانه دارد. هیوندای نیز جعبه‌دنده‌ای دوکلاچه را برای i30 N دردست توسعه دارد؛ ولی تا اواخر سال ۲۰۱۹ به بازار نخواهد آمد. جعبه‌دنده‌ی شش‌سرعته‌ی دستی هیوندای به سیستم همخوان‌سازی با دور موتور مجهز است.

    در بحث مصرف سوخت، هیوندای پرمصرف‌ترین عضو گروه است و در حالت ترکیبی، هشت لیتر بنزین را در هر صد کیلومتر مصرف می‌کند. در مقابل، رنو مگان فقط ۷.۵ لیتر و فولکس واگن نیز ۶.۵ لیتر بنزین را در هر صد کیلومتر می‌سوزانند. در شرایط آزمایش واقعی، مصرف سوخت افزایش پیدا می‌کند. برای مثال، مصرف ترکیبی مگان تا ۱۵.۸ لیتر و هیوندای تا ۱۳.۲ لیتر و گلف تا ۱۲ لیتر در هر صد کیلومتر افزایش پیدا کردند. دراین‌میان، مگان RS بیشترین هزینه‌ی سوخت را دارد؛ چون پیشرانه‌ی آن به بنزین اکتان ۹۸ نیاز دارد؛ ولی دو خودرو دیگر با بنزین اکتان ۹۵ نیز همخوانی دارند.

    سواری و هندلینگ

    Renault Megane RS

    رنو مگان RS به بسته‌ی ۱۰۵۰دلاری Cup مجهز است که کالیپرهای ترمز برمبو و لنت‌های ترمز قوی‌تر و دیفرانسیل اسپرت لغزش محدود را شامل می‌شود؛ اما این بسته را فقط در مدل دنده‌دستی می‌توان انتخاب کرد. جالب اینجا است مگان با اینکه اسپرت‌ترین خودرو در بین این سه خودرو محسوب می‌شود، بهترین سواری را هم دارد و خشک‌ترین سواری متعلق به هیوندای است.

    در یک مسیر کوهستانی ۳ کیلومتری عملکرد مگان بسیار خوب و پایدار است، البته با توجه به فرمان پذیر بودن چرخ‌های عقب در این خودرو چنین چیزی طبیعی است. سیستم چهارچرخ فرمان پذیر در سرعت زیر۶۰ کیلومتر بر ساعت چرخهای عقب را خلاف جهت چرخ‌های جلو زاویه می‌دهد و با افزایش سرعت، چرخ‌های عقب موازی با چرخ‌های جلو زاویه می‌‌گیرند.هیوندای اما بیشتر حس یک خودروی قدیمی‌تر را داشته و در عوض لذت خالص دنده دستی را با خود به همراه دارد.تنها خودرویی کره‌ای که می‌توان عملکرد فرمان بهتری از هیوندای i30 N دارد کیا استینگر است. هر سه خودروی این تست به سیستم تقسیم گشتاور در محور جلو مجهزاند ولی در هیوندای این قضیه به شکل مکانیکی انجام می‌شود و به پیچیدگی رقبای اروپایی نیست. عملکرد سیستم کنترل کشش رنو هم بسیار خوب است و با استفاده از ترمزها می‌تواند نیروی هر چرخ را کنترل کند. فولکس واگن GTI نسل قبلی از هرزگردی زیاد چرخ‌های جلو در نسل قبلی رنج می‌برد بنابراین سازنده تصمیم گرفت تا در فیس لیفت مدل ۲۰۱۹ با استفاده از قفل دیفرانسیل کلاچ دار این مشکل را حل کند.

    Renault Megane RS

    درکل، عملکرد هر سه خودرو درخورتوجه است و از انحراف فرمان‌گیری گشتاوری خبری نیست. فولکس واگن در مدل ۲۰۱۹ ترمزهای گلف GTI را ارتقا داده؛ ولی همچنان ترمزگیری دو رقیب دیگر حس بهتری منتقل می‌کند. درباره‌ی کیفیت سواری نیز هیوندای خشک‌ترین سیستم تعلیق را دارد و در مسافت طولانی ممکن است آزاردهنده باشد. پس‌از‌آن، فولکس GTI قرار دارد و رنو مگان RS بهترین سواری را ارائه می‌دهد و اصلا دست‌اندازها را در این خودرو حس نمی‌کنید. افزون‌براین، در جاده می‌توانید از کروزکنترل هوشمند مگان و گلف لذت ببرید و این  قابلیتی است که در i30 N وجود ندارد.

    کابین

    کابین مگان هنوز به‌طور گسترده از پلاستیک استفاده کرده؛ اما درمقایسه‌با نسل قبلی RS بسیار بهتر است و امکان سفارش تودوزی چرم آلکانترا با قیمت ۸۳۳ دلار نیز در آن وجود دارد. فرمان مگان هم از روکش چرمی بهره‌مند است و به‌سیاق خودروهای مسابقه‌ای نوار قرمزرنگی در بخش بالایی آن نصب شده است.

    Renault Megane RS

    رنو سعی کرده داشبورد را تاحدامکان خلوت کند؛ به‌همین‌دلیل، از نمایشگر ۸.۷اینچی به‌شکل عمودی استفاده شده که بیشتر کارها از داخل آن انجام می‌شوند. این کار رنو به‌نوعی پیروی از ولوو و تسلا محسوب می‌شود. دقت صفحه‌ی لمسی زیاد است؛ ولی بالاآمدن صفحات گاهی به‌کُندی انجام می‌شود. رنو سیستم صوتی حرفه‌ای Bose را نیز به قیمت ۳۵۰ دلار عرضه می‌کند. با واردشدن به هیوندای متوجه کابینی ارزان‌تر خواهید شد و به‌نظر می‌رسد این شرکت بیشتر انرژی‌اش را روی بخش فنی i30 N گذاشته است. هیوندای صندلی و فرمان اسپرتی دارد. کلیدهای تغییر حالت رانندگی به رنگ آبی روی فرمان قرار دارد که با دیدن آن‌ها متوجه می‌شوید با نسخه‌ی i30 معمولی طرف نیستید. هیوندای همچنین تنها خودرو این جمع است که آمپرهای آنالوگ دارد.

    Hyundai i30 N

    گلف GTI از مدل فیس‌لیفت به‌صورت استاندارد از پشت آمپرهای دیجیتال بهره‌مند است. عملکرد سیستم مالتی‌مدیای این خودرو نیز بهترین در این کلاس است و می‌توان با پرداخت ۱۶۱۰ دلار از سیستم صوتی ۴۰۰واتی با نمایشگر ۹.۲اینچی نیز بهره‌مند شد. با سفارش بسته‌ی لاکچری ۲۷۳۰دلاری برای گلف GTI امکانات دیگری همانند سقف پانوراما، صندلی های چرمی، کنترل برقی صندلی راننده و گرم‌کن صندلی‌های جلو را دریافت خواهید کرد.

    با اینکه کابین گلف در بین لوکس‌ترین رقبا است؛ اما به‌نظر می‌رسد همانند هیوندای در گلف نیز می‌توانستیم طراحی اسپرت‌تری را شاهد باشیم. ازنظر فضاسازی نیز گلف بهترین است؛ به‌طوری‌که با وجود اینکه کوتاه‌ترین خودروست؛ اما فضای داخلی آن با بزرگ‌ترین عضو گروه، یعنی رنو مگان RS مقایسه‌کردنی است. هیوندای با اینکه کوچک‌ترین فضای عقب را دارد،  خودرو چندان نامطلوبی نیست و تنها افراد قدبلند در آن احساس ناراحتی خواهند کرد.

    Volkswagen Golf GTI

    هر سه خودرو ازنظر فضای سر نزدیک به‌هم هستند؛ اما فقط هیوندای است که دریچه‌های تهویه برای سرنشینان عقب ندارد. در زمینه‌ی فضای صندوق هم هر سه خودرو قابلیت تاکردن صندلی‌های عقب برای افزایش فضای صندوق را دارند. مگان به‌دلیل پهنای بیشتر صندوق بزرگ ۴۳۴لیتری دارد و فضای صندوق هیوندای و گلف GTI به‌ترتیب ۳۸۱ و ۳۸۰ لیتر است.

    هزینه‌ی نهایی

    Volkswagen Golf GTI/Hyundai i30 N/Renault Megane RS

    همان‌طورکه قبلا اشاره کردیم، رنو مگان با‌ توجه‌ به نیاز به سوخت باکیفیت، بیشترین هزینه‌ی سوخت را دارد. خبر بد دیگر هم این است که مگان دیگر با گارانتی پنج‌ساله برای مدل‌های RS عرضه نمی‌شود. درعوض، هیوندای و فولکس هر دو گارانتی مناسب پنج‌ساله دارند. هزینه‌ی نگه‌داری هیوندای در هر دوره‌ سرویس دَه‌هزار کیلومتر یا دوازده‌ماهه ۲۰۹ دلار است. برای فولکس واگن سرویس پانزده‌هزار کیلومتر ۲۶۳ دلار و سرویس پنج‌ساله نیز ۵۵۳ دلار هزینه دارد. سرویس‌های رنو هم هر بیست‌هزار کیلومتر یا یک سال هستند و با قیمت ۲۷۹ دلار انجام می‌شوند.

    نتیجه‌گیری

    Volkswagen Golf GTI/Hyundai i30 N/Renault Megane RS

    گلف GTI را به‌عنوان بنیان‌گذار این کلاس خودرو، باید بسیار مناسب دانست؛ چراکه خریدارانش را به‌خوبی راضی نگه می‌دارد. گرچه نبود گیربکس دنده‌ای در این خودرو بسیاری را دلتنگ می‌کند، همچنان گلف انتخاب خوبی است. هیوندای i30 N نیز تازه‌وارد این کلاس است؛ ولی رانندگی بسیار اسپرتی را ارائه می‌کند و توانایی‌های زیادی دارد و بیشتر به درد افراد عاشق رانندگی می‌خورد.

    مگان RS خودرو گرانی است؛ اما ازنظر فناوری نیز برتری‌هایی همانند جعبه‌دنده‌ی EDC (با عملکردی بهتر از جعبه‌دنده‌ی DSG فولکس واگن) و کمک فنرهای دوتایی و سیستم فرمان‌پذیری چرخ‌های عقبی دارد. البته اگر مگان جذاب بخواهید، بهتر است مدل دنده‌دستی این خودرو را با بسته‌ی Cup سفارش دهید که هم توانایی‌های بیشتری دارد و هم راحتی بهتری ارائه می‌کند. در کل برنده‌ی این رقابت CarAdvice، رنو مگان RS انتخاب شده است.


    رئیس هیئت‌مدیره‌ی شرکت ارتباطات زیرساخت از افزایش ظرفیت شبکه‌ی IP کشور به ۱۸.۵ ترابیت‌برثانیه خبر داد.

    حمید فتاحی، رئیس هیئت‌مدیره‌ی شرکت ارتباطات زیرساخت، با اشاره به اقدام‌های انجام‌شده در حوزه‌ی شبکه‌ی انتقال از افزایش ظرفیت به ۱۸.۵ ترابیت‌برثانیه در شبکه‌ی IP کشور خبر داد و اعلام کرد این پروژه به‌زودی افتتاح می‌شود. وی درباره‌ی میزان تبادل اطلاعات در داخل کشور گفت:

    از خرداد۱۳۹۶ که ۲۶۳ گیگابیت‌برثانیه میزان تبادل اطلاعات در داخل کشور بود، در‌حال‌حاضر، به ۸۰۰ گیگابیت‌برثانیه افزایش یافته که ۵۰درصد ترافیک اینترنت در ایران را شامل می‌شود. البته طبق برنامه‌، با بسته‌ای حمایتی برای مراکز تبادل داده‌ی غیر از تهران، این مراکز را نیز فعال خواهیم کرد.

    وی همچنین افزود این افزایش ترافیک داخل به خدماتی مربوط است که در بستر شبکه‌ی ملی اطلاعات در قالب ویدئو و سرویس‌های حمل‌ونقل اینترنتی ارائه شده و تولید و مصرف این محتوا در داخل کشور است. به‌گفته‌ی فتاحی، هزینه‌ی پرداختی برای مصرف‌کننده نصف هزینه‌ی مصرف اینترنت بین‌الملل است.

    حمید فتاحی معاون وزیر ارتباطات

    فتاحی همچنین از ارائه‌ی گزارش عملکرد یک سال گذشته‌ی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به مراجع و علما خبر داد. اقدام‌های انجام‌شده در حوزه‌ی شبکه ملی اطلاعات یکی از موضوعات مطرح‌شده در این دیدارها بود که با‌توجه‌به آگاهی از نفوذ فضای مجازی، به تأثیرگذاری این فضا تأکید شد و گزارش‌های ارائه‌شده با استقبال مراجع و علما مواجه شد. حمید فتاحی دراین‌باره گفت:

    با‌توجه‌به اینکه صاحب این فناوری نبودیم، اعمال حاکمیت در فضای مجازی به این سرعت انجام نمی‌شود و فرایندی زمان‌بر است که به فرهنگ‌سازی و فناوری نیاز دارد. البته اقدام‌هایی که در حوزه‌ی شبکه‌ی ملی اطلاعات و افزایش ترافیک داخل انجام‌شده، نیمه‌ی پر این لیوان در حوزه‌ی فضای مجازی است.

    هدف ما در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ارائه‌ی بهترین و باکیفیت‌ترین و امن‌ترین ارتباط برای استفاده‌ی حداکثری از فضای مجازی و تلاش برای به‌حداقل‌رساندن آسیب‌های این فضا است.


    رویدادهای اقلیمی موجب بروز تاثیراتی می‌شوند که این تاثیرات، خود آغازگر زنجیره‌ای از اثرات دیگر هستند.

    پژوهشگران تحت تاثیر رخدادهایی نظیر توفان هاروی در حال تلاش برای تعیین اثرات متقابل بین تغییرات اقلیمی و کشاورزی، انرژی، حمل‌و‌نقل و دیگر سیستم‌های انسانی هستند. بارندگی‌های بی‌سابقه‌ی توفان هاروی در اوت سال ۲۰۱۷، ایالت تگزاس را غرق آب کرد و موجب ایجاد آبشاری از بی‌نظمی در این منطقه شد. سیل وسیع موجب تبدیل شدن خیابان‌ها به رودخانه شده و مانع از انجام عملیات تخلیه و دسترسی به خدمات اورژانسی نیز شد. همچنین این پدیده موجب جریان یافتن فاضلاب کارخانه‌ها و انتشار مواد سمی و خطرناک شد. در برخی از مناطق، خدمات تلفنی و اینترنت قطع شده و در حدود ۳۰۰ هزار فرد در تگزاس بدون برق ماندند. توفان هاروی همچنین موجب توقف موقت یک‌چهارم از تولید نفت آمریکا در خلیج مکزیک شده و موجب افزایش قیمت گاز شد.

    سیل ناشی از توفان هاروی

    سیل ناشی از توفان هاروی در هیوستون در ایالت تگزاس

    تمرکز چهارمین ارزیابی ملی تغییرات اقلیمی (NCA) که توسط دولت فدرال آمریکا منتشر شده، بر چنین سناریوهایی است: رویدادهای اقلیمی موجب بروز تاثیراتی می‌شوند که این تاثیرات خود آغازگر زنجیره‌ای از اثرات دیگر می‌شوند (مثل فروافتادن یک ردیف از دومینوهای پشت‌هم‌چیده‌شده که موجب افتادن دیگر توالی‌ها می‌شود). در این ارزیابی که حدود ۳۰۰ نفر از پژوهشگران و دست‌اندرکاران در تهیه‌ی آن مشارکت داشتند، یک فصل کامل به اثرات متقابل بین تغییرات اقلیمی و چیزی که سیستم‌های پیچیده نامیده می‌شود، اختصاص داده شده است.

    نکته‌ی این گزارش این است که دانشمندان نه‌تنها باید روی چگونگی تاثیر گرمایش کره زمین بر سیستم‌های طبیعی توجه کنند بلکه لازم است درمورد تاثیر این تغییرات روی دیگر حوزه‌ها نیز تمرکز کنند؛ برای مثال، چگونگی آسیب ناشی از خشکسالی در بخش کشاورزی و تاثیر آن روی اقتصاد و دسترسی به مواد غذایی را نیز در نظر بگیرند. کاتارین ماچ، پژوهشگر ارشد دانشگاه استنفورد و یکی از نویسندگان NCA می‌گوید:

    واقعیت پیچیده است. در یک اقلیم در حال تغییر، تاثیرات مستقل از هم نیستند.

    پیچیدگی این اثرات آبشاری به‌حدی است که درک یا پیش‌بینی آن‌ها در مسیر معنی‌دار ممکن است دشوار و حتی غیرممکن باشد. اما این دقیقا همان موردی است که اکنون دانشمندان در حال کشف چگونگی آن هستند.

    پژوهشگران معمولا سیستم‌ها را نسبتا جداگانه مورد بررسی قرار می‌دهند تا نتایج مطالعه‌ی آن‌ها واضح باشد. به‌عنوان مثال آن‌ها ممکن است بررسی کنند که کدام جاده‌ها طی یک بارندگی دچار گرفتگی می‌شوند اما این موضوع را که چگونه آسیب وارده به ارتباطات یا خدمات اورژانسی در اثر توفان، ممکن است با مسدود‌شدگی‌های جاده‌ای در تعامل باشد و موجب اثرات بیشتری شود، در نظر نمی‌گیرند. ماچ می‌گوید:

    پرسش شما ممکن است این باشد که تاثیر تغییرات اقلیمی روی یک جنگل یا یک محصول کشاورزی به چه صورت است. درواقع شما محدوده‌ای در اطراف سیستم خود ایجاد می‌کنید و تنها درون جعبه‌ی مطالعه‌ی خود را مورد بررسی قرار می‌دهید.

    این موضوع هنگامی که دانشمندان در حال بررسی خطرات احتمالی ناشی از تغییرات اقلیمی هستند، یک ضعف بزرگ محسوب می‌شود. در اینجا یک مثال ساده می‌آوریم: اگر پژوهشگران بخواهند ببینند که چگونه تغییرات اقلیمی روی سیستم‌های انرژی تاثیر می‌گذارند، ممکن است تنها در یک مدل ساده اثرات ناشی از تغییرات دما و امواج گرمایی را روی میزان تقاضای برق مورد بررسی قرار دهند. این نگاه محدود ممکن است باعث این نتیجه‌گیری شود که برای اینکه تقاضای انرژی برای سرمایش برآورد شود، لازم است نیروگاه‌های بیشتری ساخته شوند. اما چنین مطالعه‌ای با تمرکز انفرادی می‌تواند یک موضوع مهم را نادیده بگیرد: درجه حرارت بیشتر همچنین موجب ایجاد وضعیت خشکسالی در برخی از مناطق می‌شود؛ در نتیجه، آب کمتری برای خنک کردن نیروگاه‌ها وجود دارد و حتی گرم‌تر بودن آب در این شرایط، بازده خنک کردن را کاهش می‌دهد. این تعامل پیچیده که معمولا نادیده گرفته می‌شود، می‌تواند آسیب قابل‌توجهی به تولید انرژی وارد کند. این همان چیزی است که دقیقا در تگزاس و جنوب شرق آمریکا طی خشکسالی‌های اخیر اتفاق افتاده است.

    نیروگاه های آمریکا

    تقریبا تمام نیروگاه‌های ایالات متحده از آب برای تنظیم دما استفاده می‌کنند

    آنتونی جانتوس، دیگر نویسنده‌ی NCA می‌گوید:

    با این مثال‌ها شما متوجه می‌شوید مشکلی که باید در جهان واقعی حل کنید، پیچیده‌تر از مشکلی است که در ذهن شما است. حتی ممکن است هزینه‌ی زیادی را صرف حل مسئله‌ی اشتباه کنید.

    یک روش ساده‌تر، توجه به دینامیک بین تمام این سیستم‌های محیطی و انسانی به شیوه‌ی بازنگری است؛ به این صورت که پژوهشگران، تهدیدهای ناشی از اثرات متقابلی که قبلا رخ داده است را در نظر بگیرند. اما سخت‌تر از خود پیش‌بینی‌ها، انجام وظایفی درجهت کمک به آمادگی جوامع برای اثرات حاصل از تغییرات اقلیمی آینده است. لئون کلارک، نویسنده‌ی دیگر NCA می‌گوید:

    مقاله‌های مرتبط:

    پژوهش در این حوزه در حال رشد است و ما تازه شروع به درک این پیچیدگی‌ها کرده‌ایم.

    در برخی از مطالعات جدید، چنین موضوعاتی تحت بررسی هستند: چگونه شوک‌های ناشی از تغییرات اقلیمی در بخش کشاورزی بر بازارهای جهانی، قیمت غذاها و استفاده از زمین تاثیر خواهند گذاشت؛ ارتباط بین خطر سیل و اقدامات محافظتی اتخاذشده دربرابر سیل چیست؛ چگونه گسترش مخازن آب می‌تواند موجب بدتر شدن مشکل کمبود آب در دوران خشکسالی شود و ارتباط بین افزایش دما و بروز خشونت درمیان مردم به چه صورت است.

    موضوع یکی از مطالعاتی که هنوز در حال بررسی است، این است که چگونه توفان هاروی روی شبکه‌ی جاده‌ای هیوستون و متعاقبا میزان دسترسی مردم به خدمات اورژانسی اثرگذار بود. در این مطالعه، پژوهشگران از داده‌های سیل و مدل‌سازی برای تجزیه‌و‌تحلیل اینکه آیا مردم ساکن در آن مناطق در زمان‌های مختلف توفان دسترسی به ایستگاه‌های آتش‌نشانی و بیمارستان داشتند یا نه، استفاده کردند. آن‌ها همچنین این مطلب را مورد بررسی قرار دادند که در صورت مسدود بودن راه‌های معمول، مدت زمان دسترسی مردم به خدمات اورژانس چقدر بوده است. آوانتیکا گوری پژوهشگر دانشگاه پرینستون می‌گوید:

    این‌ها زنجیره‌ای از رویدادها هستند که قصد داشتیم آن‌ها را آشکار کنیم.

    او امیدوار است که چنین مطالعاتی اطلاعات بهتری درباره‌ی محل مناسب تخصیص منابع مهیا کنند و بتوانند به برنامه‌ریزان شهری کمک کنند تا دربرابر رویدادهایی نظیر توفان هاوری وارد عمل شوند؛ برای مثال بهبود برنامه‌های تخلیه در محله‌های خاص یا دادن اطلاعات مسیریابی بهتر به وسایل نقلیه اورژانس در هنگام بروز توفان.

    تاثیرات تغییرات اقلیمی

    البته کارشناسان معتقدند که این نوع پژوهش، چالش‌برانگیز است؛ مدل‌سازی یک سیستم به‌تنهایی هم سخت است، چه برسد به اینکه بخواهیم ارتباط آن را با دیگر سیستم‌ها نیز در نظر بگیریم. مدل‌های مورد نیاز برای شبیه‌سازیِ جنبه‌های مختلفِ یک مسئله (مانند بارندگی یا سیل در جاده‌ها) ممکن است به‌طور کامل در مقیاس‌های زمانی و مکانی مختلفی عمل کنند. همچنین ممکن است لازم باشد که داده‌های مختلف از منابع متفاوت به هم متصل شوند. به‌طور کلی هرچه یک مسئله پیچیده‌تر می‌شود، نیاز به قدرت و زمان محاسباتی بیشتری برای اجرای این شبیه‌سازی‌ها خواهد بود. دانشمندان همچنین ممکن است نیاز به ترکیب نتایج شبیه‌سازی سناریوهای آینده با نظرات کارشناسان برای کمک به تکمیل پیش‌بینی‌هایی مبتنی بر تجربه داشته باشند. فراتر از پژوهش لازم است که پژوهشگران به افزایش درک تصمیم گیرندگان و اتخاذ تصمیمات مرتبط کمک کنند؛ به‌عنوان مثال، از آنجایی که پیش‌بینی مقدار دقیق افزایش سطح دریا ممکن نیست، کارشناسان می‌توانند به جوامع در ساخت موانع قابل تنظیم محافظ دربرابر سیل کمک کنند. هم‌اکنون برخی مناطق مانند نیویورک و بوستون با درنظرگرفتن سیستم‌های پیچیده، خود را برای تغییرات اقلیمی آماده می‌کنند. جانتوس می‌گوید:

    آن‌ها در حال انجام یک کار پیچیده در زمینه‌ی مدل‌سازی اثرات متقابل بین افزایش سطح دریا، بروز توفان، جغرافیای خاص بندرها و خطوط ساحلی و زیرساخت‌های در معرض خطر هستند و درمورد نحوه‌ی انطباق‌پذیری این بخش‌ها با اثرات ناشی از تغییرات اقلیمی در حال بررسی هستند.

    ماچ می‌گوید: «هرچند کارشناسان می‌گویند که هرگز قادر نیستند احتمال جداگانه و دقیقی را برای هر کدام از اثرات متقابل مشخص کنند، ولی این کارها موجب کسب اطلاعاتی می‌شود که به ما کمک می‌کنند تصمیم بگیریم در چه موقعیت‌هایی باید چه کاری انجام دهیم. ما باید تصمیم بگیریم و اجازه ندهیم پیچیدگی‌ها، موجب فلج شدن ما شوند».


    نتفلیکس تصمیم گرفته تا امکان پرداخت درون‌برنامه‌ای را برای کاربران جدید این سرویس در اپلیکیشن iOS خود غیرفعال کند.

    سرویس استریم ویدئویی نتفلیکس امکان پرداخت درون‌برنامه‌ای را برای کاربران جدید و کابرانی که در گذشته مدت اشتراک آن‌ها به پایان رسیده، غیرفعال کرده است. این اقدام نتفلیکس، آخرین نمونه از عدم پشتیبانی از پرداخت درون‌برنامه‌ای توسط یکی از اپلیکیشن‌های پرطرفدار و حیاتی است. در حالت پرداخت درون‌برنامه‌ای، بخشی از مبلغ دریافتی به جیب اپل واریز خواهد شد؛‌ اما با این اقدام جدید، تمامی حق‌ اشتراک دریافتی به‌ جیب نتفلیکس واریز می‌شود.

    نتفلیکس ضمن تأیید این خبر اعلام کرده است:

    ما از این پس، از iTunes به‌عنوان روش پرداخت جهت مشتریان جدید پشتیبانی نمی‌کنیم.

    Netflix نتفلیکس

    هرچند مشتریان جدید باید ازطریق یک مرورگر اقدام به پرداخت نمایند؛ اما مشتریان فعلی می‌توانند هم‌اکنون به استفاده از ویژگی پرداخت درون‌برنامه‌ای ادامه دهند. درعین حال، مشتریانی که در گذشته اشتراک آن‌ها به پایان رسیده و آن را تمدید نکرده‌اند هم باید برای پرداخت از یک مرورگر وب، همچون سافاری استفاده کنند. هرچند پرداخت‌های درون‌برنامه‌ای از نگاه کاربران راحت‌تر هستند؛ اما توسعه‌دهندگان همواره نسبت به سهم دریافتی توسط اپل و گوگل اعتراض داشته‌اند.

    مقاله‌ی مرتبط:

    اهالی کوپرتینو از هر پرداخت، میزان ۳۰ درصد را برای خود برمی‌دارند؛ البته در صورت ادامه‌ی اشتراک به‌مدت یک‌سال، مبلغ دریافتی توسط اپل به ۱۵ درصد کاهش می‌یابد. سیاست کاهش سهم دریافتی از ۳۰ درصد به ۱۵ درصد پس از یک دوره اشتراک یک‌ساله، در سال ۲۰۱۶ و پس از آن اتخاذ شد که اپل با شکایت‌های متعدد در زمینه‌ی سهم این شرکت از پرداخت‌های درون‌برنامه‌ای روبه‌رو شده‌بود. شایان ذکر است که اپلیکیشن پرطرفدار اسپاتیفای نیز به‌ دلایل مشابهی از سیستم پرداخت درون‌برنامه‌ای اپل پشتیبانی نمی‌کند.

    گوگل نیز در دنیای اندروید با انتقادات مشابهی روبه‌رو بوده است و نتفلیکس پیش از این، امکان پرداخت درون‌برنامه‌ای را برای کاربران دستگاه‌های اندرویدی غیرفعال کرده‌ بود. شرکت Epic Games که به‌خاطر بازی پرطرفدار Fortnite شناخته‌ شده است نیز به‌منظور دستیابی به سود بیشتر، امکان پرداخت ازطریق فروشگاه اپلیکیشن‌های گوگل را غیرفعال کرده‌ است.


    پورشه‌ی افسانه‌ای مدل 935 که سال‌ها پیش تنها برای استفاده در پیست مسابقه تولید شده بود، دوباره احیا می‌شود.

    پورشه قصد دارد خودروی مسابقه‌ای معروف خود، یعنی مدل 935 را با تیراژ ۷۷ عدد تولید کند. متاسفانه این خودرو برای رانندگی در پیست مسابقه طراحی شده است؛ مگر آنکه شخصی بخواهد آن را برای رانندگی در جاده تطبیق دهد.

    خودرویی که در تصاویر مشاهده می‌کنید، یک مدل بسیار کمیاب و مناسب برای رانندگی در جاده‌ی پورشه 935 بوده که برای قهرمان فرمول یک،‌ والتر وولف ساخته شده است.

    بازسازی پورشه ۹۳۵

    این خودرو یک خودروی مسابقه‌ی لِمانز و مجاز برای رانندگی در جاده‌ است. این خودرو در حدود ۹۸ درصد مشابه نسخه‌ی اولیه‌ی 935 در سال ۱۹۷۹ است.

    مقاله‌های مرتبط:

    در زیر کاپوت پیشرانه ۲.۸۵ لیتری ۶ سیلندر توربو دوقلو قرار دارد. این موتور ۷۴۰ اسب‌بخار قدرت در ۸۰۰۰ دور بر دقیقه را توسط جعبه‌دنده‌ی ۴ سرعته‌ی دستی به چرخ‌ها منتقل می‌کند. بدنه‌ی این خودرو از پنل‌های کولار ساخته شده و لاستیک‌های آن، به‌صورت دست‌ساز توسط شرکت گودیر تولید شده‌اند. یک حقیقت درباره‌ی این خودرو آن است که تولیدکننده‌ی آن، یکی از آرزوهای وولف را برآورده نکرده است؛ او همیشه یک سیستم تهویه‌ی جداگانه برای سرنشین می‌خواست، اما طراحان پورشه این کار را از لحاظ فنی غیرممکن می‌دانسته‌اند.  این خودرو با نهایت سرعت ۳۳۸ کیلومتر بر ساعت، در سال ۱۹۸۰ حدود ۸۰۰ هزار دلار قیمت داشت اما قیمت فعلی آن اعلام نشده است.

    بازسازی پورشه ۹۳۵

    این مطلب از وب سایت دان موزیک • دانلود آهنگ. انتشار گردید.

    دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام

    در این پست می توانید آهنگ مجید خراطها چشمام را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

    دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام

    download song | Singer: Majid Kharatha | Song name: Cheshmam  | With the text song Share To Majid Kharatha-Cheshmam Mo on your social network

    خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
    مجید خراطها چشمام حمید احدی ترانه غمگین

     

    تکس موزیک مجید خراطها چشمام

     

    🎵 یه وقتایی هرچی صداتو میبری 🎵

    🎵 بالاتر کمتر صداتو میشنون 🎵

    🎵 اما یه وقتا چشماته که داد میزنه … 🎵

    🎵 الان چشمام باهات حرف داره 🎵

    🎵 یه دقیقه تو چشام نگاه کن هیچی نگو 🎵

    🎵 چشمامو میبینی میبینی داغونم 🎵

    🎵 داغونه این خونه خونه دلتنگه 🎵

    🎵 خونمون دلتنگه دلتنگ چشماتو چشماتو 🎵

    🎵 میبینم میبینم سردی تو چه خونسردی 🎵

    🎵 انگار اصلا نمیدونی با خودم گیرم 🎵

    🎵 از چی دلگیرم تو خودم میرم 🎵

    🎵 ولی چشمات که میدونه تو 🎵

    🎵 یه بی اعصاب من یه دیوونه من بی تقصیرم 🎵

    🎵 انگار اصلا نمیدونی با خودم گیرم 🎵

    🎵 از چی دلگیرم هی تو خودم میرم 🎵

    🎵 ولی چشمات که میدونه تو یه 🎵

    🎵 بی اعصاب من یه دیوونه من بی تقصیرم 🎵

    🎵 چشمامو میبینی میبینی داغونم 🎵

    🎵 داغونه این خونه خونه دلتنگه 🎵

    🎵 خونمون دلتنگه دلتنگ چشماتو چشماتو میبینم 🎵

    🎵 میبینم سردی تو چه خونسردی 🎵

     

     

    دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام


    جرمی کلارکسون، مجری مشهور برنامه‌ی گرندتور پنج خودروی اروپایی را به‌عنوان بهترین مدل‌های سال ۲۰۱۸ انتخاب کرد. 

    شاید باید گفت که هم‌اکنون جرمی کلارکسون، مؤثرترین و مشهورترین نویسنده‌ی خودرو در جهان است؛ بنابراین نظرهای این مجری و روزنامه‌نگار پرطرفدار بریتانیایی درباره‌ی خودروها برای بسیاری از علاقه‌مندان مقدس و ارزشمند هستند.

    طرفداران کلارکسون حتما اطلاع دارند که او سال‌ها است درکنار اجرای برنامه‌های مختلف تاپ‌گیر (Top Gear) و گرندتور (The Grand Tour)، برای روزنامه‌ی ساندی تایمز (The Sunday Times) هم مقاله می‌نویسد. جدیدترین نوشته‌ی کلارکسون در روزنامه‌ی پرفروش بریتانیا که ۱۹۷ سال است چاپ می‌شود، برای علاقه‌مندان دنیای خودرو مهم خواهد بود.

    Jeremy Clarkson / جرمی کلارکسون

    کلارکسون در سال ۲۰۱۸ علاوه‌بر سفر به کشورهای مختلف درکنار ریچارد هموند، جیمز مِی و اندی ویلمن برای فیلم‌برداری فصل سوم گرندتور و اجرای مسابقه‌ی تلویزیونی «چه کسی می‌خواهد میلیونر شود؟»، ۲۸ مدل خودروی مختلف را به‌طور ویژه برای ساندی تایمز بررسی کرده است. جالب این است که از تمام این خودروها، ۱۴ مدل چهار ستاره‌ی مخصوص کلارکسون را دریافت کرده‌اند؛ درواقع یا خودروسازان کیفیت بهتری ایجاد کرده‌اند، یا کلارکسون استانداردهای متفاوتی پیدا کرده است.

    کلارکسون برای آخرین نوشته‌ی ۲۰۱۸ خود در ساندی تایمز، از بین ۲۸ خودروی مختلف، پنج مدل را به‌عنوان بهترین‌های سال انتخاب کرده است؛ در ادامه این پنج خودرو را معرفی می‌کنیم.

    ۱- لامبورگینی هوراکان پرفورمانته

    لامبورگینی هوراکان پرفورمانته

    اواخر سال ۲۰۱۷ بود که کلارکسون نمونه‌ی پیش‌تولید لامبورگینی هوراکان پرفورمانته (Huracan Performante)، جایگزین گایاردو (Gallardo) دوست‌داشتنی را بررسی کرد. او در پایان آزمایش فنی هوراکان گفت:

    فقط سریع نیست؛ بلکه هیجان‌انگیز نیز است. شاید صدایی مانند فرایند پیداش جهان داشته باشد و (با سرعت‌گیری) سر راننده به پشت‌سری صندلی بچسبد؛ اما می‌توان دمیدن خودرو روی موهای دست را (مانند گربه) حس کرد. این همان خودرویی است که غرش و خرخر را همزمان دارد.

    اما کلارکسون به مدل پیش‌تولید هوراکان، چهار ستاره داد؛ طولی نکشید که مهندس‌های ایتالیایی و آلمانی، نظر کامل این چهره‌ی شناخته‌شده را در سال ۲۰۱۸ جلب کردند. نسخه‌ی نهایی پرفورمانته به‌قدری تحسین مجری بریتانیایی و البته همکاران او را به‌دنبال داشت که این سوپراسپرت ایتالیایی با کسب پنج ستاره، بهترین خودروی سال ۲۰۱۸ از نظر کلارکسون انتخاب شده است. نظرهای کلارکسون همیشه شنیدنی بوده است؛ کلارکسون درباره‌ی لامبورگینی می‌گوید:

    دوست دارم فکر کنم که شرکت لامبورگینی را چند کودک ۱۰ ساله می‌گردانند؛ البته این روزها در اختیار آلمانی‌ها قرار گرفته است اما می‌توان حس کرد که اگر نظارت آئودی نبود، هوراکان حتما سلاح لیزری فضایی روی سقفش داشت.

    ۲- پورشه 911GT2 RS

    911 GT2 RS

    اگر با نظر‌های کلارکسون آشنا باشیم، قطعا از وجود یکی از محصولات پورشه در فهرست بهترین‌های سال متعجب می‌شویم. کلارکسون هیچوقت طرفدار پورشه نبوده و بارها در برنامه‌ها و نوشته‌های مختلف، طراحان پورشه را کم‌کارترین افراد حوزه‌ی طراحی خودرو توصیف کرده است. باتوجه‌به این موارد، پورشه 911GT2 RS با پیشرانه‌ی توئین توربوشارژ باید شگفت‌انگیز باشد که کلارکسون درکنار لامبورگینی هوراکان پرفرومانته، پنج ستاره به آن تقدیم کند و شباهت نسل‌های مختلف 911 با فولکس واگن بیتل را نادیده بگیرد.

    او در توصیف 911GT2 RS گفته است:

    واقعا عاشقش شده‌ام؛ همه‌چیزش را دوست دارم. GT2 RS یک خودروی اسپرت تمام‌عیار است. این جمله را از کسی می‌شنوید که هیچ‌وقت طرفدار پورشه نبوده است.

    ۳- آلپینا B5

    آلپینا بی ۵ / Alpina B5

    نسخه‌ی تیونینگ و سفارشی سدان لوکس و قدرتمند بی‌ام‌و، چهار ستاره دریافت کرده است تا در جایگاه سوم بهترین‌های سال ۲۰۱۸ از نظر کلارکسون قرار بگیرد. تولید سدان سری 5، به کیفیتی بهتر از حاصل‌کار متخصصان بی‌ام‌و، غیرممکن به‌نظر می‌رسد؛ اما کلارکسون معتقد است که تیم مهندسی آلپینا (Alpina) با مدل B5، این مأموریت غیرممکن را با موفقیت انجام داده است. آلپینا B5 به‌لطف پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل با قدرت ۶۰۰ اسب‌بخار سدانی سریع است، اما از طرفی سواری آن راحت بوده و رانندگی با آن لذت‌بخش است. کلارکسون که همیشه از طرفداران سری 5 بی‌ام‌و است، درباره‌ی آلپینا B5 می‌گوید:

    بدون شک، بهترین سری 5 است که تا حالا با آن رانندگی کرده‌ام. واقعا حس می‌کنم که نزدیک‌ترین نمونه یه یک خودروی بی‌نقص و کامل است.

    ۴- استون مارتین ونتیج

    Aston Martin Vantage / استون مارتین ونتیج

    همه می‌دانیم که کلارکسون از طرفداران همیشگی استون مارتین ونتیج (Vantage) بوده است؛ به‌همین دلیل، جای تعجب نیست که نسل جدید این مدل با چهار ستاره، در فهرست بهترین‌های سال به انتخاب او باشد. یکی از غیرمنتظره‌ترین نظرهای کلارکسون این بود که ونتیج جدید به‌عنوان یک خودروی اسپرت، از تمام محصولات فعلی استون مارتین بهتر است. شاید اگر نسل جدید ونتیج، چراغ‌های جلو و راهیاب ماهواره‌ای بهتری داشت، پنچ ستاره دریافت می‌کرد. کلارکسون درباره‌ی استون مارتین ونتیج جدید گفت:

    اگر هیجان خالص را درنظر بگیریم، استون مارتین رقیب پورشه 911 خواهد بود.

    ۵- بنتلی کنتیننتال جی‌تی
    Bente; Continental GT / بنتلی کانتیننتال جی تی

    بنتلی کنتیننتال جی‌تی (Continental GT) از معدود مواردی است که دو دوست و همکار کلارکسون، با او درباره‌ی آن هم‌عقیده هستند. هر سه مجری در تاپ‌گیر، محصول جدید بنتلی را مورد انتقاد قرار دادند و آن را خودروی مخصوص فوتبالیست‌ها توصیف کردند. اما به‌مرور و با تغییرات بیشتر تیم مهندسی بنتلی، کنتیننتال جی‌تی به یکی از خودروهای محبوب کلارکسون، هموند و مِی تبدیل شد. نسل جدید این مدل به‌قدری کامل بوده است تا در فهرست کلارکسون، از استون مارتین DB11 پیشی بگیرد. او درباره‌ی بنتلی کنتیننال جی‌تی گفت:

    طراحی عالی و متفاوت، درست مانند تزئین زیبا روی یک کیک خوشمزه.


    گوشی هوشمند، با ارائه‌ی اطلاعات مفید کل جهان در زیر یک اشاره‌ی انگشت، ما را به انسان‌های ماورائی با هوشمندی بالا تبدیل می‌کند. البته، انتقاداتی به این هوشمندی مدرن و ابزارهای وابسته به آن نیز وجود دارد. از نظر منتقدان، حضور همیشگی دستگا‌ه‌ها در کنار ما، نتایج ناگواری را نیز به‌همراه دارد.

    ما زمان زیادی را با گوشی‌های هوشمند سپری می‌کنیم و در آن حین، دنیا و افراد اطراف خود را نادیده می‌گیریم. مطالعات نشان داده‌اند که اعتیاد به فناوری، نتیجه‌هایی همچون کاهش شادی و رضایت از زندگی و حتی افزایش نرخ خودکشی دارد. دلیل تأثیرات فوق نیز، کاهش ارتباطات معنی‌دار ما در اثر اعتیاد است.

    Loup Ventures یک شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر بر پایه‌ی تحقیقات در آمریکا بوده و یکی از وظایف اصلی نیروهای این شرکت، بررسی تأثیر فناوری بر زندگی انسان‌ها است. محققان لوپ و البته اکثر کارشناسان اعتقاد دارند که فناوری، به‌طور کامل مضر نیست. درواقع فناوری هم مانند بسیاری از ابزارها و محصولات حوامع بشری، مانند چاقویی دولبه عمل می‌کند و فواید و مضرات خاص خود را دارد.

    فناوری به‌تنهایی مشکلات جدید را برای انسان‌ها ایجاد نمی‌کند؛ بلکه مشکلات موجود و مرتبط با روح و روان آنها را تشدید می‌کند. هدف اصلی فناوری، تقویت تجربیات انسان‌ها است. به‌همین دلیل، تقویت صورت‌گرفته از سوی فناوری، هم در جهت مثبت و هم در جهت منفی رخ می‌دهد.
    اعتیاد به فناوری /  Tech Addiction

    انسان‌ها به‌طور طبیعی به‌دنبال راحتی هستند و از درد و رنج فرار می‌کنند. چنین غریزه‌ای، نه‌تنها باعث بقای نوع بشر شده، بلکه پایه‌ی تمامی اعتیادها، ازجمله فناوری را تشکیل می‌دهد.

    مشکلات ایجادشده بر اثر اعتیاد به فناوری

    تحقیقات متعدد نشان داده‌اند که فناوری، ما را به انسان‌هایی ناراحت تبدیل می‌کند و گوشی‌های هوشمند، بیش از همه در آن دخیل هستند. به‌هرحال، گوشی‌های هوشمند به‌تنهایی موجب ناراحت‌تر شدن ما نمی‌شوند و مشکل اصلی، توسط اطلاعاتی ایجاد می‌شود که از طریق آنها دریافت می‌کنیم. درواقع دستگاه‌های ما وسیله‌ای برای ارائه‌ی محتوا هستند.

    اینستاگرام پر از تصاویر تجملاتی و توییتر، مملو از اخبار بد و گلایه است

    در اینستاگرام، کاربران با بمبارانی از تصاویر افراد زیبا با زندگی‌های تجملاتی و عالی روبه‌رو هستند. در توییتر، داستان‌ها و اظهارنظرهای کوتاه و عموما گله‌مندی از سیاست یا موضوعات دیگر مشاهده می‌کنیم. یوتیوب، حجم زیادی از ویدئوهای جذاب و پشت سر هم را برای ما پخش می‌کند که اگر خودمان نخواهیم، تا ابد ادامه خواهند داشت.

    جریان دائمی اطلاعات و اعلان‌هایی که از طریق گوشی هوشمند دریافت می‌کنیم، سطحی جذاب و لذت‌بخش از دوپامین در ما ایجاد می‌کند. دوپامین ایجاد شده، ما را به بازگشت به اپلیکیشن‌ها و اطلاعات، نیازمند می‌کند. درنهایت، اعتیاد ما باوجود سازنده و مفید نبودن، تغذیه می‌شود. به‌نظر می‌رسد سه مکانیزم مرتبط با محتوا وجود دارد که موجب ناامیدی در افراد می‌شود: پایین‌تر دیدن خود، عصبانیت و حواس‌پرتی.

    اعتیاد به فناوری /  Tech Addiction

    حسادت در انسان‌ها از دیرباز وجود داشته است. ما به دلایل مختلف، خود را با اطرافیان مقایسه می‌کنیم و احتمالا، از کمبودهای موجود، بسیار عصبانی می‌شویم. فناوری، این حس و غریزه‌ی قدیمی انسان‌ها را بیش از پیش به واقعیت نزدیک کرد. در برخی پلتفرم‌ها و بیش از همه، اینستاگرام، همه‌ی کاربران زیبا، ثروت‌مند و جذاب به‌نظر می‌رسند.

    ما با دیدن کاربرانِ دیگرِ شبکه‌های اجتماعی (خصوصا اینستاگرام) که عموما زیباترین و جذاب‌ترین وضعیت خود را به نمایش می‌گذارند، خود را پایین‌تر از آنها می‌بینیم. درواقع ما تلاش می‌کنیم تا در رقابت با همه‌ی مردم پیروز شویم که البته امکان‌پذیر نیست. به‌علاوه، ما با دیدن شادی و تفریح دوستان، ریسک تنها و دور از جامعه ماندن را حس می‌کنیم.

    عصبانیت و خشم، در سطوح مختلف در شبکه‌های اجتماعی، این فرزندان بااستعداد و جذاب دنیای فناوری، وجود دارد. درواقع خشم، بیش از بحث منطقی ما را درگیر می‌کند. افراد، پس از احساس خشم، نیاز بیشتری به پاسخ دادن به دیگران و دفاع از نظرات خود، حس می‌کنند. سپس، این پاسخ‌ها را با افرادی که می‌شناسند درمیان می‌گذارند تا آنها هم نظر و پاسخ خود را ارائه دهند.

    شبکه‌های اجتماعی، از بحث کابران و درگیری بیشتر، کسب درآمد می‌کنند

    پس از اظهار خشم و عصبانیت و صحبت کردن تحت تأثیر این احساسات، ما منتظر پاسخ دیگران می‌مانیم. اگر نظر آنها به نظر ما نزدیک باشد، عصبانیت تاحدودی فروکش می‌کند؛ اما اگر نظرات مخالف دریافت کنیم، وارد جنگ‌های اخلاقی شده و عصبانی‌تر می‌شویم. پلتفرم‌های رسانه‌ای اغلب از طریق تبلیغات کسب درآمد می‌کنند و افزایش درآمد آنها نیز به درگیری و مشارکت بیشتر کاربران وابسته است. درنتیجه، ایجاد بحث‌هایی وابسته به احساسات کاربران، بیش از منطق، برای شبکه‌ها درآمد دارد.

    حواس‌پرتی، نتیجه‌ی مستقیم جست‌وجوی انسان برای شادی و لذت محسوب می‌شود. هر بار که ما اعلانی را از سرویسی دریافت کرده یا ویدئوی جذاب بعدی برایمان پخش می‌شود، احساسی از شادی را تجربه می‌کنیم. به‌علاوه، اگر یکی از اعلان‌ها یا محتواهای جذاب را از دست دهیم، حسی از شکست ما را فرا می‌گیرد. درنهایت، حواس‌پرتی ایجاد شده، مانع از تمرکز می‌شود. نتیجه‌ی نگران‌کننده‌ی حواس‌پرتی‌های مذکور، به تعویق افتادن کارها، کارایی پایین و افزایش استرس است.

    اعتیاد به فناوری /  Tech Addiction

    غول‌های فناوری، اعتیاد را درمان نخواهند کرد

    اپل، گوگل، فیسبوک و دیگر غو‌ل‌های دنیای فناوری با قطع کردن جریان شدید اعلان‌ها در محصولات خود، به‌راحتی می‌توانند اعتیاد به فناوری را کاهش دهند. درواقع ما نباید هر بار که فردی تصویر جدیدی در اینستاگرام منتشر می‌کند یا خبری در سرویس‌های مختلف پخش می‌شود، از آن مطلع شویم. هرچند قطع کردن این اعلان‌ها در برخی دستگاه‌ها به‌راحتی توسط کاربر انجام می‌شود؛ اما شرکت‌ها هم می‌توانند بهینه‌سازی بیشتری در خدمات خود داشته باشند.

    متأسفانه، قطع کردن جریان اعلان‌ها یا اپلیکیشن‌های مضر، سودآوری شدید شرکت‌های بزرگ دنیای فناوری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. کم شدن سرویس‌ها، به‌معنای کاهش فروش دستگاه‌ها، درگیری و مشارکت در پلتفرم و کاهش مشتریان پولی خواهد بود. هرچند شرکت‌های دنیای فناوری خود را بیش از همه، نگران چالش‌های اجتماعی جهان نشان می‌دهند، اما به‌هرحال آنها باید به سهام‌داران و کارمندان خود هم پاسخگو باشند.

    اپل، گوگل و فیسبوک سرویس‌هایی برای اطلاع بهتر از میزان استفاده از دستگاه‌ها یا خدمات خود به کاربران عرضه می‌کنند؛ اما آن‌ها نمی‌توانند به‌طور کامل اعتیاد به فناوری را درمان کنند. درواقع، کسب‌وکار غول‌های فناوری و نیاز آنها به کسب درآمد، مانع از عملکرد جدی در درمان اعتیاد کاربران می‌شود.

    اعتیاد به فناوری /  Tech Addiction

    راهکارهای قانونی

    وقتی پای تهدید جوامع در میان باشد، خصوصا در مسائلی که با اعتیاد سروکار دارند، نقش قانون‌گذاری بیش از همه‌ی بخش‌ها خواهد بود. به‌عنوان مثالی از تأثیرگذاری قانون، می‌توان به ممنوعیت‌های تصویب شده در ابتدایی قرن بیستم برای مصرف الکل در آمریکا را نام برد. اخیرا نیز قوانینی برای کاهش حجم نوشیدنی‌های گازدار در این کشور، تصویب شده است. درواقع، آمریکایی‌ها و بسیاری کشورهای دیگر جهان، قانون را به‌عنوان بازوی قدرت‌مند مبارزه با انواع اعتیاد، به‌کار گرفته‌اند.

    چالش اصلی، محافظت از مردم در برابر خودشان است

    البته، محافظت از مردم در برابر خودشان، هیچ‌گاه نتایج عالی به همراه نداشته است. آزادی و امنیت، تعادلی را ایجاد می‌کنند که افراد، بسته به طرز تفکر، یک سمت آن را بیشتر می‌پسندند. به‌عنوان مثال،‌ اکثر افراد منطقی، ترجیح می‌دهند که دیگران به‌نام امنیت و با هزینه‌ی آزادی، برای آنها تصمیم‌گیری نکنند. درواقع ما می‌خواهیم بهترین انتخاب را خودمان بسته به شرایط و نیازهای خود داشته باشیم؛ حتی اگر انتخاب غلطی باشد.

    پاسخ و راهکار واقعی برای اعتیاد به فناوری، همان پاسخ بسیاری از چالش‌های انسان‌ها است: نوآوری ترکیب‌شده با سرمایه‌ی مناسب. به‌بیان‌دیگر، گروهی از کسب‌وکارهای جدید باید ظهور پیدا کنند تا انتخاب کمک کردن به خودمان را به ما عرضه کنند. این شرکت‌های جدید، باید فواید قطع شدن از دنیای فناوری را به ما گوشزد کنند.

    اعتیاد به زندگی دیجیتالی

    رژیم گرفتن، نمادی است که شاید بتوان در اعتیاد به فناوری هم به آن اشاره کرد. بسیاری از مردم جهان، حتی در کشورهای توسعه‌یافته، رژیم‌های غذایی نامناسبی دارند. تعداد کمی از ما، شخصیت و تعهد لازم برای غذا خوردن سالم به‌مدت طولانی را داریم. عادتی که همه می‌دانیم برای سلامت‌مان مفید است. تنها برخی از ما پس از افزایش وزن زیاد، به فکر هزینه کردن و استخدام مربی شخصی و برنامه‌های متعدد می‌افتیم. درواقع، اغلب ما امروز به اضافه وزن مصرف فناوری دچار هستیم و به رژیمی جدید نیاز داریم.

    راهکار نهایی چیست

    کارشناسان، دو راهکار را برای درمان اعتیاد به فناوری پیشنهاد می‌دهد. راهکارها در دو دسته‌ی نرم‌افزاری و تجربی، قرار دارند. راهکارهای نرم‌افزاری، سرویس‌ها یا اپلیکیشن‌هایی هستند که به ما درباره‌ی زمان استفاده از فناوری، اطلاعات ارائه می‌کنند. برخی از آنها، درصورت استفاده بیش از مقدار مشخص، حتی دسترسی کاربر را به سرویس‌های مختلف مسدود می‌کنند. شرکت‌های بزرگ فناوری خدمات این‌چنینی را برای کاربران عرضه می‌کنند که از این میان می‌توان به Downtime در iOS اشاره کرد. شرکت‌های واسط، درکنار سرویس‌های شرکت‌های اصلی خدماتی را ارائه می‌کنند که رویکردی جدی‌تر برای مدیریت زمان دارند.

    محدود کردن استفاده از فناوری، اولین قدم در درمان اعتیاد است

    راهکارهای بر مبنای تجربه، کمتر از راهکارهای نرم‌افزاری عرضه شده‌اند. برخی از انواع این راهکارها، شامل گروه‌های دونفره‌ی ترک اعتیاد یا مکان‌هایی با ممنوعیت استفاده از گوشی هوشمند می‌شود.

    تا امروز، راهکارهای مبارزه با اعتیاد فناوری، به‌نوعی با محدود کردن استفاده از محصولی منفی و مضر محسوب شناخته می‌شوند. به‌عنوان مثال ما زمان استفاده‌ی خود را ردگیری یا محدود می‌کنیم. به‌هرحال، چنین رویکردی، نتیجه‌ی آن‌چنان مثبتی محسوب نخواهد داشت. کارشناسان اعتقاد دارند برای حل بهتر چالش، ابتدا باید محصول و سرویسی مثبت به کاربر عرضه شود. حتی شاید نباید صحبتی از اعتیاد یا دیگر کلمات با بار منفی داشته باشیم.

    پوسترهایی گویا در وصف اعتیاد امروز انسان به تکنولوژی

    مردم برای رژیم یا برنامه‌های تمرینی و بدنسازی، هزینه پرداخت می‌کنند. چون فواید فیزیکی، ذهنی و اجتماعی سالم بودن و ظاهر مناسب، کاملا قابل دیدن و درک کردن است. برای پرداخت کردن هزینه به‌منظور قطع شدن از دنیای اینترنت نیز مزایایی همچون شادی و موفقیت وجود دارد. شادی، نتیجه‌ی از بین بردن احساساتی همچون خودکمتربینی و خشم است. موفقیت نیز با تمرکز بیشتر و دوری از حواس‌پرتی تضمین می‌شود.

    به‌طور خلاصه، دو نوع راهکار نرم‌افزاری و تجربی برای چالش اعتیاد به فناوری بیان شد. هر دوی این مسیرها، به موفقیت و شادی منجر می‌شوند. با ترکیب داده‌های فوق، می‌توان هر راهکار را به نتیجه‌ی مرتبط خود متصل کرد. به‌عنوان مثال، راهکارهای نرم‌افزاری با آسوده کردن ذهن، محدود کردن شبکه‌ها و محدود کردن دستگاه‌ها، شادی را به‌همراه می‌آورند. همین راهکارها، با تنظیم وظایف، انگیزه‌دادن، ردگیری زمان، مسدود کردن اپلیکشن‌ها و دیگر خدمات محدودکننده، موفقیت در کارها را نتیجه می‌دهند.

    راهکارهای تجربی، عموما روی ارتباطات، تشکیل جوامعی با هدف مشترک و تمرکز روی خانواده، شادی را به‌همراه می‌آورند. در بحث موفقیت‌های کاری و شخصی نیز مواردی همچون اتاق‌های تمرکز، کارگاه‌های بهره‌وری و انواع دیگر آموزش، جزو نتایج راهکارهای تجربی هستند.

    مقاله‌های مرتبط:

    مثال‌های گفته‌شده در بالا که در تصویر هم مشاهده می‌کنید، راهکارهای جامع و نهایی محسوب نمی‌شوند. درواقع، در هر شاخه می‌توان مثال‌ها و ایده‌های بیشتری را عنوان کرد. در ادامه، برخی ایده‌ها برای راهکارهای نرم‌افزاری و تجربی آورده شده‌اند:

    محدود کردن دستگاه‌ها: ایجاد محدودیت در تعداد و نوع دستگاه‌هایی که روزانه استفاده می‌کنیم، به‌نوعی اعتیاد را در اولین مرحله کنترل می‌کند. چنین محدودیتی را می‌توان در سطح سیستم‌عامل پیاده‌سازی کرد. البته تصور این که اپل و گوگل، بیش از امکانات کنونی، قابلیت‌هایی را برای محدودسازی بیشتر به کاربران عرضه کنند، دور از انتظار است.

    اعتیاد به تلفن

    استاده از گوشی‌های موبایل شبیه محصولات یک دهه قبل، می‌تواند راهکاری مناسب باشد. گوشی‌هایی که تنها قادر به برقراری تماس، ارسال پیام و چند قابلیت محدود هستند، احتمالا شادی و رضایت را تاحدودی در ما افزایش خواهند داد. به‌علاوه، لپتاپ‌های بدون دسترسی یا با دسترسی محدود (پیاده شده در سطح سیستم‌عامل) تمرکز بیشتر را برای کاربر فراهم می‌کنند که درنهایت، موجب موفقیت بیشتر خواهد شد. به‌طور خلاصه اگر توانایی افراد به مشارکت در رفتارهای اعتیادآمیز محدود شود، امید به برطرف شدن اعتیاد، بیشتر خواهد شد.

    تغییر انگیزه‌ها: انگیزه، موتور محرک فعالیت محسوب می‌شود. لذتی که در شنیدن صدای اعلان از گوشی همراه ایجاد می‌شود، مشوقی برای رجوع مجدد به آن خواهد بود. از همین انگیزه، می‌توان برای کاهش تمایل ما به استفاده از گوشی موبایل استفاده کرد. به‌عنوان مثال یک اپلیکیشن می‌تواند اخطارهایی مبنی بر استفاده‌ی بیش‌ازحد به کاربر بدهد یا او را تشویق به بازگشیت به وظایف اصلی‌اش بکند. حتی انگیزه‌های مالی یا موارد دیگر را نیز می‌توان به چنین برنامه‌هایی اضافه کرد.

    کاهش اعتیاد به فناوری، موجب شادی و موفقیت ما می‌شود

    با تغییر تمرکز یا ایجاد مانع بر سر فعالیت‌های بدون کارایی، می‌توان تمایل به تغییر را در خود تقویت کرد. شاید نتوانیم رفتارهای کاربردی و مفید را مانند اینستاگرام به یک اعتیاد تبدیل کنیم؛ اما می‌توان با برخی راهکارها، به آن هدف نزدیک شد.

    اتاق تمرکز: هر فضای کار اشتراکی یا دفتر کار، باید اتاقی با محدودیت استفاده از اینترنت و گوشی تلفن همراه داشته باشد. چنین فضایی، در محیط کار پر از حواس‌پرتی، موقعیتی جذاب برای کارمندان محسوب خواهد شد. قانون‌گذاری، بخش مهم اجرای این راهکار محسوب می‌شود. به‌علاوه، باید مشتریان نیز درباره‌ی قوانین جاری در شرکت و آن فضای اختصاصی آشنا شوند. اتاق تمرکز، علاوه بر مزیت‌های فوق، به‌عنوان یادآوری برای کارمندان دیگر کاربرد خواهد داشت و آنها را به کارایی بیشتر تشویق می‌کند.
    اعتیاد به سفر

    جمع‌بندی

    قطعا گوشی‌های هوشمند یا شبکه‌های اجتماعی به‌این راحتی از زندگی ما خارج نمی‌شوند. درواقع، جراحی کامل تومور فناوری و از بین بردن فناوری‌ها، بخش‌های مثبت و منفی آن را با هم از بین می‌برد. انسان‌ها همیشه راهی برای تکامل پیدا می‌کنند و کشف راه‌حلی برای اعتیاد به فناوری نیز از این قائده مستثنی نیست.

    نبوغ حاصل از آزادی بازارها، راهکارهای متعددی را برای حل مشکل اعتیاد به فناوری، ایجاد خواهد کرد. افرادی که از آن راهکارها استفاده کرده و در مسیر از بین بردن عادت‌های غلط قدم بر می‌دارند، قطعا سرانجام بهتری خواهند داشت. درواقع، همیشه چنین سرانجامی در انتظار افراد با رفتارها و عادت‌های صحیح بوده است. شاید همین حقیقت تاریخی، بهترین مشوق برای شروع درمان اعتیاد به اینترنت باشد.


    واردات خودروهای خارجی در سال جاری، برای سال آینده هم تمدید شد. با این شرایط، ادامه‌ی فعالیت و عمل به تعهدات، توسط واردکنندگان خودرو مثل کارمانیا، غیرممکن خواهد بود.

    ماه‌ها قبل، زمانی‌که پیش‌فروش افسارگسیخته‌ی خودروهای وارداتی توسط‌ شرکت‌های مختلف با تبلیغات گسترده انجام می‌شد، خبر از مشکلات فراوان در بازار خودروی ایران دادیم. تعداد زیادی از هم‌وطنان، در این طرح‌ها ثبت‌نام کردند و مبالغی هنگفت به جیب شرکت‌های مختلف واریز شد.

    چند نکته‌ی بسیار مهم در برنامه‌های پیش‌فروش امسال وجود داشت که متاسفانه توسط عامه‌ی مردم، نادیده گرفته شد و البته نهادهایی قانونی نیز واکنشی در قبال آن‌ها نشان ندادند.

    مقاله‌های مرتبط:

    اول اینکه، با وجود ممنوعیت واردات و مشکلات مربوط به انتقال ارز برای معامله با طرف خارجی، عرضه‌ی هزاران دستگاه خودروی خارجی، بعید به‌نظر می‌رسید. دوم اینکه، سود مشارکت و انصراف برای خریدار، پایین‌تر از نرخ سود رایج در شبکه‌ی بانکی ایران بود. به بیان بهتر، شرکت واردکننده می‌توانست صرفا با انتقال پول ثبت‌نام‌کنندگان به حساب سرمایه‌گذاری در بانک‌های خصوصی، سود قابل‌توجهی کسب کند و هنگام انصراف خریدار، باز هم برنده‌ی معامله باشد. نکته‌ی سوم، نامشخص بودن زمان تحویل و قیمت نهایی خودرو است که طبیعتا امکان شکایت از گروه واردکننده را حذف می‌کند.

    خودروسازی کارمانیا

    موضوع بسیار مهمی که نباید نادیده گرفته شود، سودجویی و طمع خریدار است. کاهش ارزش پول ملی ایران ظرف چند ماه، قیمت خودروهای خارجی را تا ۳۰۰ درصد افزایش داد. این شرایط، منجر به هجوم مردم برای ثبت‌نام شد که البته با هدف حفظ ارزش سرمایه، طبیعی و قابل پیش‌بینی بود. طبق معمول، شرکت‌های واردکننده و فعالان بازر هم، روش سوءاستفاده از شرایط را می‌دانستند و با طرح‌های پیش‌فروش رنگارنگ، به استقبال مردم رفتند.

    کارمانیا، به‌عنوان نماینده‌ی رسمی خودروسازی BYD چین در ایران فعالیت می‌کند. این شرکت، زیرمجموعه‌ی گروه خودروسازی کرمان موتور محسوب می‌شود. شاسی‌بلند S6 اولین خودروی عرضه‌شده توسط کارمانیا در ایران است که سال گذشته به بازار رسید و مدتی پس از آن، سدان F3 هم به خریداران تحویل داده شد. این شرکت، اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷، از بی‌وای‌دی S7 رونمایی کرد تا ۳ محصول متفاوت در سبد خود داشته باشد.

    کارمانیا BYD بی وای دی

    شرکت کارمانیا پس از ثبت‌نام مدل‌های S6 و F3 در آبان‌ماه امسال، به‌تازگی اعلام کرده است فعلا برانامه‌ی دقیقی برای واردات و تحویل خودروهای ثبت‌نام‌شده در مهرداد و شهریور ۱۳۹۷ ندارد. نکته‌ی بسیار مهم، تلاش مدیران کارمانیا برای خودروساز جلوه دادن این شرکت است. آن‌ها تلاش می‌کنند محدویت‌‌های گمرک و مشکلات مربوط به واردات قطعات را دلیل بر عدم عرضه‌ی محصولات، خصوصا شاسی‌بلند S7 اعلام کنند. در سایت رسمی کارمانیا آمده است:

    قطعات هنوز وارد نشده ولی خط تولید این خورو (بی‌وای‌دی S7) راه‌اندازی شده است و به‌محض ورود قطعات تولید با سرعت بالا آغاز می‌شود. پرسنل آموزش‌دیده جهت تولید آماده هستند و حتی واحد خدمات پس از فروش آموزش‌های لازم را انجام داده‌اند.

    BYD S7

    مقاله‌های مرتبط:

    مبلغ  ۷۰ میلیون تومان برای ثبت‌نام بی‌وای‌دی S7 از مردم دریافت شده و تا لحظه‌ی نگارش مطلب، حتی یک دستگاه از این خودرو به دست مصرف‌کننده نرسیده است. باتوجه‌به ارزش دلار در بازار آزاد، عرضه‌ی S7 با قیمتی کمتر از ۳۰۰میلیون تومان، غیرممکن به‌نظر می‌رسد. تحویل این خودرو با قیمت نهایی ۲۳۰ تا ۲۵۰ میلیون تومان که در لحظه‌ی ثبت‌نام به‌صورت غیررسمی عنوان شده بود، محال است. 

    شرکت کارمانیا، همچنان با ابراز امیدواری به آزادسازی واردات خودرو یا قطعات مربوطه، به مشتریان پاسخ می‌دهد؛ در حالی‌که محدودیت‌های قانونی در این زمینه، لاینحل به‌نظر می‌رسند. باتوجه‌به لایحه بودجه سال ۹۸ و تاکید نهادهای مسئول بر ادامه‌ی ممنوعیت واردات خودرو در سال آینده، ادامه‌ی فعالیت شرکت‌هایی مثل کارمانیا و سرنوشت سرمایه‌گذاری مردم در این بنگاه‌های تجاری، مبهم است.

     صفحه رسمی کارمانیا در اینستاگرام، امکان ارسال نظر (کامنت) به مخاطبین نمی‌دهد و حتی نظرات مردم برای تمامی پست‌های قبلی، پاک شده‌اند.


    بسیاری از اوقات، ایده‌های ساده و روشنی که فکر می‌کنیم دیگران نیز به‌راحتی قادر به اجرای آن هستند، ایده‌های پربازده و خوش سرانجامی خواهند بود.

    اندرو فورمن؛ هم‌بنیانگذار پلتفرم آنلاین کمک‌های خیریه Givz است و به‌تازگی مقاله‌ای نوشته است که در ادامه از زبان خود او می‌خوانیم.

    من به مدت هشت سال، از اقدام در خصوص ایده‌ای که به کارایی و بازدهی آن ایمان داشتم، سر باز زدم. این ایده نه‌تنها حاوی ابتکارات تکنولوژیک بود، بلکه ارزش اجتماعی هم ایجاد می‌کرد. ایده‌ی من می‌توانست به مردم کمک کند که با مهم‌ترین و تأثیرگذارترین مؤسسات خیریه‌ی کشور همکاری داشته باشند. اما من این افکار را صرفاً در حد اشتیاقات درونی نگه‌ داشته بودم.

    علت اصلی کنار کشیدن من، این نبود که می‌ترسیدم، یا کاهل و برعکس، پرمشغله بودم. هیچ‌یک از موانع طبیعی کارآفرینی نیز بر سر راهم وجود نداشت. علت اصلی، مسئله‌ی کاملاً متفاوتی بود.

    من ایده‌ی خودم را پیگیری نمی‌کردم، زیرا بیش‌ازحد واضح و بدیهی به‌نظر می‌رسید. کاملاً متقاعد شده بودم که سرانجام فرد دیگری این کار را انجام می‌دهد. به همین دلیل هم دست به عمل زدن را اتلاف وقت و انرژی می‌دانستم.

    من اشتباه می‌کردم. شاید اگر به نوآوران مشهوری مانند استیو جابز و ایزاک آسیموف گوش داده بودم، این موضوع را بهتر و زودتر می‌فهمیدم. واقعیت این است که واضح و مشهود بودن، یکی از ویژگی‌های رایج و حتی مهم پروسه‌های خلاقانه است. اگر می‌خواهید استارتاپ خودتان را راه‌اندازی کنید، یا تصمیم دارید تغییر مهمی در سازمان خود به‌وجود بیاورید، به تجربیات من گوش کنید. وقت خود را مانند من از دست ندهید.

    سالیان زیادی بود که من بخش جمع‌آوری کمک‌های خیریه را در رستوران‌ها و کافه‌ها، سازمان‌دهی می‌کردم. من دوستان و آشنایان را دورهم جمع می‌کردم، درباره‌ی یک مشکل یا مسئله، اطلاعاتی را در اختیار آن‌ها می‌گذاشتم و اهمیت موضوع را شرح می‌دادم. سپس توضیح می‌دادم که یک سازمان خیریه‌ی خاص، در این زمینه چه اقداماتی انجام می‌دهد. من عکس‌های مستندی را به مخاطبین نشان می‌دادم، داستان وقایع را تعریف می‌کردم و توضیح می‌دادم که هر سازمان خیریه، چگونه به حل این مشکل کمک می‌کند.

    Don’t Give Up on a Great Obvious Idea

    در میان افرادی که از آن‌ها به‌عنوان دوستان یاد می‌کنم، عده‌ای از بانکداران جوان بخش سرمایه‌گذاری نیز بودند که غالباً موافقت می‌کردند ۵۰۰ تا هزار دلار اهدا کنند. من از آن‌ها تشکر می‌کردم و می‌پرسیدم که آیا می‌توانند به من چک بدهند؟ آن‌ها جواب می‌دادند: «چک؟ نه، من فقط ۲۵ سال دارم و هنوز از دسته‌چک استفاده نمی‌کنم.» من توضیح می‌دادم که ازطریق وبسایت خیریه نیز می‌توانند کمک خود را اهدا کنند. ایده‌ی خوبی نیست که در یک کافه، از دیگران بخواهید با موبایل خود به یک وبسایت مراجعه کنند. بسیاری از آن‌ها می‌گفتند که در خانه و ازطریق کامپیوتر این کار را انجام می‌دهند. اما اغلب آن‌ها باوجود نیت خیری که داشتند، این کار را نمی‌کردند. درنهایت تنها کمکی که من از این رویدادها دریافت می‌کردم، چند صد دلار پول نقد بود. این مبلغ را هم افرادی که پول نقد اضافی به همراه داشتند، در وجوه ۲۰ دلاری یا همین حدود، اهدا می‌کردند.

    در همین زمان، به نکته‌ی ظریفی پی بردم؛ ما در کافه‌ها، زمانی‌که می‌خواهیم هزینه سفارش خودمان یا دوستانمان را پرداخت کنیم، از اپلیکیشن‌های موبایل استفاده می‌کنیم. پس باید یک اپلیکیشن ساده داشته باشیم که به مردم کمک کند با هر خیریه‌ای که در کشور وجود دارد، در ارتباط باشند.

    همان‌طور که می‌بینید، ایده‌ی من، ایده‌ی روشن و واضحی بود. گرچه می‌توانستم با یک تیم خوب، اپلیکیشن مؤثر و مقبولی را توسعه دهم، اما می‌دانستم که افراد دیگری نیز قادر به انجام این کار هستند. پس اجازه دادم که این حدس و گمان‌ها و فرضیات، مرا از اقدام بازدارند. درحالی‌که باید احساس وضوح و بدیهی بودن امر را نشانه‌ای برای حرکت روبه‌جلو و توسعه‌ی ایده‌ی خود می‌دیدم.  

    Don’t Give Up on a Great Obvious Idea

    سال ۱۹۹۶، استیو جابز به مجله‌ی Wired گفته بود:

    وقتی از مردم خلاق سؤال می‌کنید که چگونه کاری را انجام داده‌اند، آن‌ها کمی احساس گناه می‌کنند، زیرا درواقع کار خاصی نکرده‌اند؛ آن‌ها صرفاً چیز روشنی را دیده‌اند. علت موفقیت ایده‌ی خلاقانه‌ی افراد، توانایی آن‌ها در همگام‌سازی و متصل کردن تجربیات شخصی و چیزهای جدید است.

    بگذارید به سال ۱۹۵۹ برگردیم. یعنی وقتی‌که ایزاک آسیموف مقاله‌ای را با موضوع مشابه منتشر کرد. این مقاله «چارلز داروین و آلفرد والاس، به‌طور مستقل از یکدیگر نظریه تکامل برحسب انتخاب طبیعی را ارائه کرده‌اند» نام داشت. ۱) هر دو نفر، در سفرهای خود، تنوع گیاهان و زندگی حیوانات را مشاهده کرده بودند. ۲) هردوی آن‌ها، مقاله‌ی «جمعیت» توماس مالتوس را مطالعه کرده بودند. ۳) آن‌ها فهمیده بودند که اظهارات مالتوس، می‌تواند علت تنوع جمعیتی جانداران را توضیح دهد. آسیموف در مقاله‌ی خود نوشته بود: «هنگامی‌که ارتباط متقابل پدیده‌ها را درک می‌کنیم، همه‌چیز بدیهی به نظر می‌رسد.» او به ماجرای توماس هاکسلی بیولوژیست اشاره می‌کند که پس از مطالعه‌ی «منشأ گونه‌ها» گفته بود: «چقدر احمق بودم که تابه‌حال به این موضوع فکر نکرده بودم.»

    Don’t Give Up on a Great Obvious Idea

    یکی از تحقیقات دانشگاه مینه‌سوتا استدلال می‌کند که تشخیص وضوح و بدیهی بودن، بخش مهم یکی از «پنج مرحله‌ی فرایند خلاق» است. به‌گفته‌ی محققان این مطالعات، در دوران وضوح، ایده‌ها و تصمیمات ساده و بدیهی به نظر می‌رسند؛ اما واقعیت این است که علت سادگی، روشن و منظم بودن تمامی زوایای یک راه‌حل یا راهکار است.

    اما نکته‌ی مهم دیگری که باید به یاد داشته باشید، این است که پاسخ یا ایده‌ای که از دید شما کاملاً بدیهی به نظر می‌آید، از دید عموم مردم بدیهی نیست؛ شاید به این دلیل که اصولاً عموم مردم به این مسئله فکر نمی‌کنند.

    ایده‌ها فقط در ذهن افرادی طلوع می‌کنند که مشکلی را تشخیص داده‌اند و به‌دنبال راه‌حل نوآورانه‌ای برای آن هستند. همان‌طور که در کتاب «چگونه مانند اینشتین فکر کنید» آمده است؛ حتی اگر اینشتین هم با مسئله‌ی اشتباهی مواجه بود، نمی‌توانست راه‌حلی برای آن بیابد. شما به یک مسئله‌ی توان‌بخش و پرظرفیت نیاز دارید، مسئله‌ای که می‌توان راه‌حل‌های خلاقانه و الهام بخشی فرای انتظارات اصلی برای آن متصور شد. پیدا کردن چنین مسئله‌ی بزرگی، مستلزم تفکرات عمیق و زیادی است، مخصوصاً وقتی‌که راه‌حل کاملاً بدیهی به نظر می‌آید.

    درنهایت من به‌عنوان هم‌بنیانگذار مؤسسه‌ی Givz، ایده‌ام را به مرحله‌ی اجرا درآوردم. این تجربه، مرا برای بازخوردهایی که از شرکا و ذی‌نفعان دریافت می‌کردیم، آماده کرد. حالا زمانی‌که برای یک نمایندگی یا یک شرکت، ایده‌ی بسیار ساده‌ای را مطرح می‌کنم و آن‌ها به بدیهی بودن جریان اشاره می‌کنند، پاسخ می‌دهم: «دقیقاً».