آیفون در فروش ویژه‌ی «روز مجردها» توانست محصولات هواوی و شیائومی را پشت سر بگذارد و به‌عنوان پرفروش‌ترین گوشی در این روز شناخته‌ شود.

    علی‌بابا، غول تجارت الکترونیک چین، هرساله فروش ویژه‌ای در روز مجردها برگزار می‌کند. حراج امسال نیز با رقم‌های قابل‌توجه و شکستن رکوردهای پیشین، نشان داد که بازار کالاهای مصرفی در چین همچنان داغ است. یکی از نکات قابل توجه در فروش ویژه‌ی امسال، برتری اپل در مقابل دیگر تولیدکنندگان بود. آیفون توانست هواوی را در این روز به جایگاه دوم براند و عنوان پرفروش‌ترین گوشی را نصیب خود کند. سومین تولیدکننده‌ی سرشناس چینی، شیائومی نیز به جایگاه سوم بسنده کرد.

    به‌گزارش CNBC، فروش ناخالص کالا در حراج امسال علی‌بابا به ۳۰.۸ میلیارد دلار رسید. در ۲۴ ساعت گذشته، هزاران تولیدکننده، محصولات خود را با تخفیف‌های قابل‌توجه به مشتریان عرضه کردند. روز مجردها که در یازدهمین روز از یازدهمین ماه میلادی (نوامبر) برگزار می‌شود، به‌عنوان نقطه‌ی مقابل روز عشاق در نظر گرفته می‌شود و علی‌بابا از این فرصت برای فروش‌های رکوردشکن استفاده می‌کند؛ از این رو شاید بتوان این فروش ویژه را با رویدادهایی نظیر جمعه‌ی سیاه و Prime Day آمازون مقایسه کرد.

    هواوی میت 20 پرو / Huawei Mate 20 Pro

    هرچند به‌گفته‌ی رسانه‌ها، برندهای چینی همچون هواوی و شیائومی با محصولات ارزان‌قیمت‌شان کار را برای اپل در بازار چین سخت کرده‌اند؛ اما حقیقت این است که اپل محصولات رده‌بالا را با بالاترین حاشیه‌ی سود به‌فروش می‌رساند و از این لحاظ به‌مراتب سودآورتر از دیگر رقبای چینی است.

    مقاله‌ی مرتبط:

    اهالی کوپرتینو در گزارش مالی سه‌ماهه‌ی منتهی به سپتامبر سال‌ جاری میلادی اعلام کردند که علی‌رغم رقابت شدید از سوی تولیدکنندگان چینی، توانسته‌اند سود خود در بازار چین را به‌ میزان ۱۶ درصد افزایش دهند. جالب آن‌که در مقایسه با قیمت‌های بالای گوشی‌های هوشمند اپل، میانگین قیمت گوشی‌های چینی در حدود ۲۰۰ دلار است. در مقابل شرکت‌هایی مانند Huawei تلاش کرده‌اند تا با افزایش قیمت محصولات خود، نظر خریداران آیفون را به‌ سمت محصولات خود جلب کنند، اما این راهبرد موجب موفقیت آن‌ها نشده است.

    سامسونگ گلکسی نوت 8 / samsung galaxy note 8

    شرکت کره‌ای سامسونگ که برای مدت‌ها محصولاتی گران‌تر از گوشی‌های اپل ارائه می‌داد هم نتوانسته از نظر عرضه‌ی گوشی‌های رده‌بالا به رکوردهای رقیب آمریکایی خود دست پیدا کند. ایجاد تمایز میان گوشی‌های هوشمند سامسونگ و محصولات تولیدکنندگان چینی در کشور اژدهای سرخ برای این غول کره‌ای کار آسانی نیست؛ چرا که تمام این محصولات از سیستم‌عامل اندروید استفاده می‌کنند. همین مسأله باعث شده تا محصولات این تولیدکننده‌ی کره‌ای در چین با اقبال چندانی روبه‌رو نشوند. براساس گزارش علی‌بابا، سامسونگ در حراج روز مجردها به جایگاه هشتم بسنده کرده است.

    به‌عقیده‌ی نیل شاه، مدیر بخش تحقیقات مؤسسه‌ی کانترپوینت:

    [برتری آیفون در فروش روز مجردها] یک نشانه‌ی مثبت برای اپل بود، زیرا به‌طور معمول شیائومی و هواوی برندهای محبوب این حراج بوده‌اند.

    او همچنین اضافه کرد:

    این مسئله نشان می‌دهد که کاربران گوشی‌های هوشمند در چین به‌سرعت به‌سوی بلوغ نیل می‌کنند و بیشتر به‌دنبال دستگاه‌های بالارده هستند، این نه‌تنها یک نشانه‌ی خوب برای اپل، بلکه برای دیگر برندها است.

    البته Samsung در دهه‌ی گذشته در زمینه‌ی فروش گوشی‌های رده‌بالا در چین چندان موفق نبوده است. تولیدکنندگان چینی هم در زمینه‌ی تولید گوشی‌های رده‌بالا در ابتدای راه قرار دارند و فروش محصولات رده‌بالای آن‌ها قابل مقایسه با فروش محصولات ارزان‌قیمت‌تر نیست. در این بازار Apple تنها شرکتی است که صرفا گوشی‌های رده‌بالا عرضه می‌کند؛ کاربرانی که بودجه‌ی محدودتری دارند نیز مجبور هستند تا به آیفون‌های کارکرده و یا آیفون‌هایی که توسط اپل نوسازی (Refurbish) شده‌اند بسنده کنند.


    به گفته‌ی تحلیل‌گران تعداد استارتاپ‌های یونیکورن بر خلاف افزایش ارزش بازار، نسبت به سال گذشته کاهش چشمگیری داشته است.

    «استارتاپ‌های تک شاخ» یا «یونیکورن» به شرکت‌های خصوصی گفته می‌شود که ارزش آن‌ها به بیش از یک میلیارد دلار می‌رسد. بر اساس گزارش‌های منتشر شده تعداد استارتاپ‌هایی که تک شاخ می‌شوند به تازگی کاهش پیدا کرده است. ارزش بازارهای خصوصی هر هفته به بالاترین میزان خود می‌رسد اما تعداد استارتاپ‌های یونیکورن کاهش می‌یابد. با این حال پنج استارتاپ تکنولوژی در سه ماهه‌ی سوم سال جاری به ارزش بیش از یک میلیارد دلار رسیده‌اند.

    هدر بلینی، تحلیلگر گلدمن ساکس در آخرین نسخه از گزارش‌های سه ماهه اعلام کرد سرعت استارتاپ‌هایی که تک شاخ می‌شوند نسبت به سال گذشته کاهش چشمگیری داشته است. در سه ماهه‌ی دوم سال گذشته ۲۰ استارتاپ عنوان یونیکورن را کسب کرده بودند درحالی‌که تعداد آن‌ها در سه ماهه‌ی سوم سال جاری به پنج استارتاپ تکنولوژی کاهش پیدا کرد. در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت به معرفی بیشتر پنج استارتاپی می‌پردازیم که به تازگی یونیکورن شده‌اند.

    ۱- استارتاپ AppLovin

    adam foroughi

    آدام فروغی، مدیرعامل استارتاپ AppLovin

    معرفی استارتاپ: AppLovin پلت‌فرم بازاریابی موبایل است که در سال ۲۰۱۲ در پالو آلتوی کالیفرنیا بنیان‌گذاری شد. آدام فروغی، هم‌بنیان‌گذار و مدیرعامل این شرکت است. استارتاپ AppLovin به طراحان بازی‌های آنلاین کمک می‌کند تحلیل بهتری روی بازی‌های خود داشته باشند و از این طریق درآمد کسب کنند.

    ارزش فعلی استارتاپ: دو میلیارد دلار

    کل سرمایه‌گذاری: ۹۵۵ میلیون دلار

    سرمایه‌گذاران: این استارتاپ از ابتدا توسط سرمایه‌گذاران فرشته از یاهو و ایبی حمایت شد و آخرین سرمایه‌گذاری آن توسط یک شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی به نام KKR و به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار بود.

    ۲- استارتاپ BenevolentAI

    Joanna Shields

    جوانا شیلدز، مدیرعامل استارتاپ BenevolentAI

    معرفی استارتاپ: استارتاپ BenevolentAI در سال ۲۰۱۳ و در لندن بنیان‌گذاری شد. این استارتاپ از هوش مصنوعی در تحقیقات پیشرفته‌ی پزشکی استفاده می‌کند و یک ستاره‌ی در حال رشد در زمینه‌ی زیست فناوری و کشف دارو محسوب می‌شود.

    ارزش فعلی استارتاپ: دو میلیارد دلار

    کل سرمایه‌گذاری: ۲۰۳ میلیون دلار

    سرمایه‌گذاران: این استارتاپ در روزهای آغازین توسط سرمایه‌گذاران خصوصی حمایت شد و در فروردین ماه از سرمایه‌گذارانی مانند Lansdowne Partners ،Lundbeck ,Nortrust Nominees ،Upsher-Smith Laboratories و Woodford Investment Management سرمایه‌ی ۱۱۵ میلیون دلاری دریافت کرد.

    ۳- استارتاپ Bird

    VanderZanden

    تراویس وندرزندن، مدیرعامل استارتاپ Bird

    مقاله‌ی مرتبط:

    معرفی استارتاپ: این استارتاپ در سال ۲۰۱۷ در سانتا مونیکای کالیفرنیا بنیان‌گذاری شد و در زمینه‌ی کرایه و رزرو اسکوتر برقی فعالیت می‌کند.

    ارزش فعلی استارتاپ: دو میلیارد دلار

    کل سرمایه‌گذاری: ۴۱۵ میلیون دلار

    سرمایه‌گذاران: این استارتاپ با سرمایه‌گذاری نقدی و با چند دوره سرمایه‌گذاری با سرعت زیادی رشد کرد و شرکت‌هایی مانند Sequoia Capital و Accel بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران آن هستند. سرمایه‌گذاری اخیر ۱۵۰ میلیون دلاری روی این شرکت ارزش آن را به بیش از دو میلیارد دلار افزایش داد.

    ۴- استارتاپ Automation Anywhere

    Mihir Shukla

    ماهیر شوکلا، مدیرعامل استارتاپ Automation Anywhere

    معرفی استارتاپ: استارتاپ Automation Anywhere در سال ۲۰۰۳ بنیان‌گذاری شد و در زمینه‌ی ساخت نرم‌افزار برای ربات‌هایی فعالیت می‌کند که به شرکت‌ها امکان می‌دهد کارهای روتین را به صورت خودکار انجام دهند. منظور از ربات در این استارتاپ، ربات‌های نرم‌افزاری هستند که آموزش داده می‌شوند از طریق اپلیکیشن کارهای لازم را انجام دهند.

    ارزش فعلی استارتاپ: ۱.۸ میلیارد دلار

    کل سرمایه‌گذاری: ۲۵۰ میلیون دلار

    سرمایه‌گذاران: این استارتاپ در اولین دوره‌ی سرمایه‌گذاری ۲۵۰ میلیون دلار از شرکت‌هایی مانند NEA و گلدمن ساکس سرمایه جذب کرد.

    ۵- استارتاپ Aihuishou.com

    David-Ramos

    معرفی استارتاپ: استارتاپ Aihuishou.com یک پلت‌فرم چینی است که در سال ۲۰۱۱ بنیان‌گذاری شد و در زمینه‌ی فروش لوازم الکترونیک دست دوم مانند گوشی موبایل و لپ‌تاپ فعالیت می‌کند.

    ارزش فعلی استارتاپ: ۱.۵ میلیارد دلار

    کل سرمایه‌گذاری: ۲۷۸ میلیون دلار

    سرمایه‌گذاران: این استارتاپ در چندین دوره سرمایه‌گذاری، سرمایه‌ی خوبی دریافت کرده و با همکاری شرکت‌هایی مانند Global Management و JD.com به بالاترین ارزش خود رسیده است.


    آیا تاکنون در تخت‌‌خوابی بوده‌اید که دل کندن از آن برای شما دشوار بوده است؟ برخی از هتل‌های لوکس جهان تخت خواب‌هایی دارند که واقعا چنین حسی نسبت به آن‌ها پیدا می‌کنید.

    مقاله‌ مرتبط:

    آیا دوست دارید روی تخت خوابی بخوانید که کاملا از یخ ساخته شده است، بخوابید یا شب را در تختی بگذارنید که در فضای باز و در زیر آسمان پر ستاره قرار دارد. در مورد یک تخت شاهانه و بسیار با ارزش قدیمی چه نظری ؟ آیا دوست دارید شفق قطبی را از روی یک تخت گرم و نرم تماشا کنید؟ در ادامه شما را با ۱۰ تخت خواب رویایی و منحصر‌به‌فرد در هتل‌های لوکس جهان آشنا می‌کنیم که شما را شیفته خود می‌کنند

    هتل یخی، منطقه مسکونی یوکاسیاروی، شهر نوربوتن، سوئد

    تخت های هتل یخی سوئد

    در اتاق‌های هتل یخی سوئد (Icehotel) که کاملا از یخ ساخته شده و دمای آن‌ها در روز و شب منفی ۵ درجه سانتیگراد است، تخت‌هایی وجود دارند که کاملا از یخ ساخته شده‌اند. این هتل می‌‌تواند مکانی عالی برای گذراندن تعطیلات زمستانی باشد. مهمانان هتل قبل از ورود به اتاق‌های آن، در اتاقی که در خارج از هتل قرار دارد و همیشه در حال تغییر است، لباس‌های زیر گرم و چکمه می‌پوشند.

    در اتاق‌های هتل نیز کیسه‌های خواب با کیفیتی وجود دارد که روی تخت‌هایی که با تکه‌ای از پوست گوزن شمالی پوشیده شده‌اند و یک بالش سرد اما کاملا نرم روی آن‌ها قرار دارد، گذاشته شده‌اند. دکوراسیون داخلی اتاق‌ها که بیشتر شبیه یک چیدمان هنری است، هم‌زمان با ترمیم اتاق‌ها قبل از فرا رسیدن بهار و آب شدن اتاق‌‌ها، تغییر می‌کند.

    هتل ویچری بای کستل، ادینبرا، اسکاتلند

    هتل ویچری بای کستل

    اگر علاقه‌مند به فضاهای رمانتیک و عاشقانه هستید، احتمالا هتل ویچری بای کستل (The Witchery by the Castle) را می‌‌پسندید؛ طراحی این هتل با طراحی مینیمالیسم یا حداقل‌گرایی مدرن، کاملا در تضاد است. در این هتل تخت‌های متنوعی وجود دارد؛ برخی از تخت‌ها با پارچه‌ای شبیه به شلن پوشانده شده‌اند؛ برخی دیگر تاجدار هستند و برخی دیگر هم دارای چهار ستون هستند؛ البته تمام این تخت‌ها قرمز رنگ هستند و با اثار و اشیایی همچون نقاشی‌های با ارزش، لباس‌های فرم نظامی و پارچه‌های مخمل به رنگ جواهر احاطه شده‌اند.

    هتل برج‌العرب

    سوئیت رویال هتل برج العرب

    بدون شک هتل برج‌العرب یکی از لوکس‌‌ترین هتل‌های جهان است و در زمره بهترین هتل‌های جهان نیز قرار دارد. سوئیت رویال دو خوابه این هتل از امکانات فوق‌العاده لوکس مانند سینما، کتابخانه، آسانسور، سالن پذیرایی و جکوزی اختصاصی برخوردار بوده و چشم‌اندازی عالی به دریا نیز دارد.

    در یکی از اتاق‌های این سوئیت یک تخت لوکس با چهار ستون وجود دارد که مهمانان می‌توانند بالش دلخواه خود را از میان ۱۴ نوع بالش انتخاب کنند.

     منطقه حیا‌ت‌وحش محافظت‌شده لویسابا، لایکیپیا، کنیا

    منطقه حیا‌ت‌وحش محافظت‌شده لویسابا

    در منطقه حیا‌ت‌وحش محافظت‌شده لویسابا (Loisaba wildlife conservancy) در کنیا تخت‌های ستون‌دار دست‌سازی وجود دارد که استاربِد یا تخت ستارگان (Starbeds) نام دارد. دلیل نامگذاری این تخت‌ها این است که در فضای باز قرار دارند و شب‌ها می‌توانید با خوابیدن روی آن‌ها و تماشای آسمان پر ستاره اطراف خود، یک شب رویایی را سپری کنید.

    منطقه حیا‌ت‌وحش محافظت‌شده لویسابا

    منطقه حیا‌ت‌وحش محافظت‌شده لویسابا تنها کمی با خط استوا فاصله دارد و آسمان این منطقه از آسمان هر نقطه‌ای دیگر از جهان پرستاره‌تر است. این تخت‌ها روی سکوهای چوبی واقع شده‌اند که به برکه کیباکو (Kiboko watering hole) چشم‌انداز خوبی دارند. در ضمن این برکه مکان مناسبی برای لذت بردن از یک نوشیدنی است.

    هتل کلاسیک V8، اشتوتگارت، آلمان

    هتل کلاسیک V8

    بدون تردید هتل کلاسیک وی 8 (V8 Hotel Classic) در اشتوتگارت برای عاشقان خودروهای کلاسیک، یک مکان رویایی است. در اتاق‌های این هتل همه چیز با تم اتومبیل طراحی شده و می‌توانید در تخت‌هایی بخوابید که به شکل انواع خودرو طراحی شده‌اند؛ از یک جگوار سبز رنگ و یک جیب رانگلر آفرود با رنگ نارنجی روشن ‘VTJI تا اتاق اصلی یک کادیلایک کوپه دِویل که به شکل یک تخت تغییر داده شده است و حتی یک خودروی خیابانی آلفا رُمِئو متعلق به دهه ۱۹۷۰ (تصویر فوق)

    انواع طرح تخت‌های هتل

    دکوراسیون داخلی اتاق‌های این هتل به شکل سینما پارکینگ (drive in-cinema) طراحی شده است. سینما پارکینگ در واقع پارکینگی است که ساختار و دکوراسیون آن مانند سینما بوده و دارای پرده سینما و ویدیو پروژکتور است و افراد می‌توانند فیلم را در خودروهای شخصی خود تماشا کنند.

    هتل ویلا لا ماسا

    هتل ویلا لاماسا

    هتل ویلا لاماسا (Villa La Massa) هتلی کلاسیک در توسکانی ایتالیا بوده که در آن بیشتر اشیا و عناصر اتاق با دقت خاصی و با شیوه‌ای تاثیرگذار با الهام از مد کلاسیک طراحی شده‌اند. در اتاق‌های ساختمان اصلی هتل، تخت‌های ستون‌داری با طراحی دوره رنسانس دیده می‌شود که دارای سایبان هستند و ریشه طراحی این سایبان‌ها به دوران خاندان مدیچی که زمانی در ایالت توسکانی می‌زیسته‌اند، باز می‌گردد.

    هتل آشیاوا تاور

    هتل Ushuaïa Tower

    در سوئیت فشن ویکتیم (Fashion Victim) هتل Ushuaïa Tower در تفرجگاه پلایا دِن باسا (Playa d’en Bossa resort) تخت جذاب گردی وجود دارد که در مرکز اتاق در زیر آینه‌های دایره شکل با اندازه‌های متفاوت قرار داد و یک دوش با کابین شیشه‌ای نیز در کنار تخت توجه شما را به خود جلب می‌کند. در تراس این سوئیت یک وان حمام با چشم‌انداز دریا وجود دارد که برای ماساژ با آب پرفشار استفاده می‌شود. در این نوع ماساژ که برای بهبود دردها و بیماری‌های عضلانی و مفصلی مفید است، از فشار آب برای ماساژ بدن استفاده می‌شود.

    هتل آمانجیری، ایالت یوتا، ایالات متحده آمریکا

    هتل آمانجیری

    مهمانان هتل آمانجیری (Amangiri) دوست دارند مدتی را در فضایی دور از شهر و زندگی ماشینی بگذرانند و اغلب آن‌ها پس از ورود به این هتل به این حس دست پیدا می‌کنند. این هتل در میان طبیعت آمریکای شمالی در دل بیابان واقع شده و معماری جذابی در اطراف آن مشاهده می‌شود. بهترین اتاق‌های این هتل چشم‌انداز شگفت‌انگیزی به بیابان دارند و مهمانان می‌توانند از تخت‌های بزرگ این اتاق‌ها نیز لذت ببرند. در ضمن پنجره‌های تاشوی اتاق‌های این هتل رو به تراس خصوصی آن‌ها که یک شومینه نیز در آن‌ها قرار دارد، باز می‌شوند.

    هتل زِتِر تانهاس ماری لبون، لندن، انگلستان

    زِتِر تانهاس ماری لبون

    دکوراسیون هتل زِتِر تانهاس ماری لبون (The Zetter Townhouse Marylebone) تلفیقی از دکوراسیون معاصر و دکوراسیون سنتی با اشیای عتیقه و دکوراسیون تقلیدی است. گرامافون هندلی، کتاب‌هایی با بند چرمی، رادیوهای قدیمی، چراغ‌های رومیزی برنجی، پرده‌های نفیس و مبل‌های ابریشمی با کوسن‌های مخملی، فضای اتاق‌های این هتل را بسیار زیبا کرده‌اند. در یکی از اتاق‌های این هتل، تخت ستون‌دار مجللی که پرچم انگلستان در بالای آن قرار دارد، توجه هر فردی را به خود جلب می‌کند. پیشنهاد می‌کنیم همین اتاق را برای اقامت خود انتخاب کنید.

    هتل لوین ایگلوت، فنلاند

    هتل لوین ایگلوت

    سقف اتاق‌های هتل لوین ایگلوت (Levin Iglut) درست مانند ایگلوها (خانه اسکیموها) طراحی شده و کاملا از شیشه ساخته شده است. این ویژگی این امکان را به شما می‌دهد که منظره زیبایی شفق قطبی با رنگ سبز خیره‌کننده و دیگر مناظر حیات‌وحش فنلاند را از زیر سقف شیشه‌ای اتاق خود و در یک تخت زیبا و گرم و نرم تماشا کنید؛ بنابراین نیازی نیست برای دیدن این مناظر از اتاق خود خارج شوید و سرمای هوا را تحمل کنید.


    براساس آخرین گزارش‌ها، جدیدترین نسخه از ابرخودروی بوگاتی شیرون با پیشرانه W16 و قدرت بیش از ۱۵۰۰ اسب بخار، در نمایشگاه خودرو ژنو ۲۰۱۹ معرفی خواهد شد

    شیرون جدید با قدرت ۱۵۰۰ اسب بخار سال آینده رونمایی می‌­شود؛ به نظر می‌رسد بوگاتی قصد دارد با این خودرو، برند فرانسوی را به‌عنوان خالق سریع­‌ترین خودرو جهان دوباره بر سر زبان‌ها بیندازد. براساس شایعات و گمانه‌زنی‌ها، بوگاتی در حال آماده‌­سازی نسخه­‌ی کامل‌­تری از شیرون برای نمایشگاه خودرو ژنو ۲۰۱۹ است.

    تحریریه سایت Supercar Blog ادعا می‌کنند، در مراسم رونمایی از دیوو، طرح‌ اولیه شیرون جدید با عناوینی چون «زیبای سرعت» و «موشک زمین به زمین» برای مشتریان خاص نمایش داده شده است.
    Bugatti Divo / بوگاتی دیوو

    هنوز نام جدیدترین نسخه بوگاتی شیرون اعلام نشده است، اما به احتمال زیاد این خودرو با کد آشنای سوپراسپرت (SuperSport) همراه خواهد بود؛ باتوجه به اطلاعات موجود، تنها ۲۰ تا ۴۰ مدل از شیرون سوپراسپرت تولید خواهد شد. ابرخودروی جدید شیرون از همان پیشرانه­‌ی مدل استاندارد و دیوو، ۱۶ سیلندر W شکل ۸ لیتری با چهار توربوشارژر استفاده می‌کند؛ اما نهایت قدرت آن بیش از  ۱۵۰۰ اسب­ بخارخواهد بود.  W16 فولکس واگن در نمونه‌های فعلی شیرون، با ۱۴۷۹ اسب بخار قدرت و ۱۹۰۰ نیوتن‌متر گشتاور همراه است.

    bugatti chiron

    مقاله‌های مرتبط:

    هم‌اکنون جدیدترین خودرو با نشان بوگاتی، دیوو است؛ اما احتمالا سال آینده سریع‌­ترین خودروها و سوپراسپرت‌ها باید بوگاتی شیرون جدید رقابت کنند. درست مانند اتفاقی که پیش از این برای بوگاتی ویرون افتاد.

    حداکثر سرعت بوگاتی شیرون استاندارد و بوگاتی شیرون اسپرت به ۴۲۰ کیلومتر ­بر ­ساعت می‌رسد اما احتمالا رکورد کونیگزگ نیز دوام نخواهد داشت؛ کونیگزگ آگرا RS به‌تازگی با ثبت سرعت ۴۴۴.۶ کیلومتر بر ساعت در گینس، سریع‌ترین خودروی جاده‌ای جهان شناخته شد. این مقام پیش از این، در اختیار بوگاتی ویرون با سرعت ۴۳۱ کیلومتر بر ساعت قرار داشت.

    Bugatti Chiron Sport

     استفان وینکلمن، مدیرعامل بوگاتی اشاره می‌کند که شیرون استاندارد می تواند به آسانی رکورد سرعت‌­ ۴۴۰ یا ۴۵۰ کیلومتر بر ساعت را ثبت کند؛ البته مقامات بوگاتی درباره انجام تست‌های سرعت بوگاتی سکوت کرده‌اند.

    او ماه گذشته در همایش مونته‌ری کالیفرنیا  گفت:

    اگر رسیدن به این سرعت امکان‌پذیر باشد، تنها یک مدل از شیرون این توانایی را ندارد؛ بلکه تمام مدل‌های تولیدی این پتانسیل را خواهند داشت.

    بوگاتی شیرون / Bugatti Chiron

    با توجه به‌گفته‌های وینکلمن نسخه‌ی جدید شیرون، فرصت بی‌نظیری برای ثبت رکورد افتخارآمیز سریع­‌ترین خودرو برای بوگاتی است؛ به‌خصوص این که سوپراسپرت مدل جدیدی از شیرون محسوب می‌شود و بوگاتی از سال ۲۰۱۶ و عرضه‌ی مدل استاندارد، زمان کافی برای انجام تست‌های بالاترین سرعت، روی این خودرو داشته است.

    علاوه‌بر این، با پیشرفت و حرکت صنعت خودروسازی به‌سوی فناوری برقی، شیرون سوپراسپرت خداحافظی باشکوه پیشرانه‌ی W16 خواهد بود.


    فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ با قهرمانی لوئیس همیلتون از تیم مرسدس به پایان رسید؛ مکس وشتاپن و کیمی رایکونن به جایگاه دوم و سوم رسیدند.

    مرحله بیستم رقابت‌های فرمول یک ۲۰۱۸ که در کشور برزیل و پیست اینترلاگوس سائوپائولو برزیل برگزار شد، با قهرمانی لوئیس همیلتون راننده تیم مرسدس بنز به پایان رسید. در این رقابت زیبا، همیلتون توانست با زمان یک ساعت و ۲۷ دقیقه و ۹.۰۶۶ ثانیه در جایگاه نخست گرندپری برزیل قرار بگیرد. پس از همیلتون، مکس وشتاپن از ردبول و کیمی رایکونن از تیم فراری در جایگاه دوم و سوم ایستادند. 

    گرندپری موناکو فرمول یک

    رانندگان فراری با لاستیک‌های سافت به پیست آمده‌اند، در حالی که رانندگان مرسدس و ردبول با لاستیک‌های سوپرسافت مسابقه را آغاز خواهند کرد. گرندپری فرمول یک برزیل (Brazilian Formula 1 Grand Prix) با استارت عالی والتری بوتاس و سبقت گرفتن از سباستین فتل آغاز شد. مکس وشتاپن دو سبقت بسیار خوب از رانندگان فراری گرفت و خود را تا رده سوم بالا کشید. در ادامه وشتاپن از بوتاس نیز سبقت گرفت تا به تعقیب لوئیس همیلتون بپردازد. در ادامه بوتاس و همیلتون با مراجعه به پیت‌لین لاستیک مدیوم روی خودروی خود انداختند و جای آن‌ها به وشتاپن و رانندگان فراری رسید.

    گرندپری کانادا 2016 فرمول یک

    تعقیب و گریز در میان رانندگان پیشتاز بین رانندگان مرسدس بنز، ردبول و فراری به شدت ادامه یافت و جای نفرات بارها تغییر کرد. عملکرد بسیار خوب دنیل ریکیاردو و مکس وشتاپن با سبقت از بیش‌تر رانندگان باعث شد تا آن‌ها بتوانند خود را در میان نفرات برتر مسابقه فرمول یک برزیل قرار دهند. 

    فتل فرمول یک فراری

    فتل در اولین پیت‌استاپ، لاستیک‌های خود را با نوع مدیوم تعویض کرد؛ اما از دور ۵۴ با لاستیک سوپرسافت ادامه داد. در حالی که مسابقه از نیمه گذشته بود، برخورد استبان اکن با وشتاپن (پیشتاز مسابقه) موجب شد تا جای نفر اول و دوم (همیلتون) عوض شود؛ این برخورد تحت بررسی داوران قرار گرفت و پنالتی توقف و شروع برای اکن منظور شد که به نظر می‌رسد برای جریمه راننده فورس ایندیا کم باشد. 

    ردبول فرمول یک

    دورهای پایانی مسابقه بدون تغییر خاصی در ترتیب قرارگیری رانندگان پیشتاز انجام شد و تلاش وشتاپن برای جبران اشتباه استبان اکن و سبقت گرفتن از همیلتون ناکام ماند. راننده جوان ردبول که به دنبال پیروزی در سائوپائولو بود، نتوانست فاصله بین خود و همیلتون را جبران کند و به رده دوم رضایت داد. البته نباید از دفاع عالی لوئیس همیلتون گذشت که اجازه سبقت در دورهای پایانی نداد. 

    لوئیس همیلتون فرمول یک

    به این ترتیب لوئیس همیلتون با ثبت زمان یک ساعت و ۲۷ دقیقه و ۹.۰۶۶ ثانیه در جایگاه نخست گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ ایستاد. مکس وشتاپن با اختلاف ۱.۴۶۹ ثانیه نسبت به همیتلون در رده دوم ایستاد و کیمی رایکونن نیز با اختلاف ۴.۷۶۴ ثانیه‌ای نسبت به راننده هلندی، به رده سوم بسنده کرد. هم‌اکنون لوئیس همیلتون از تیم مرسدس با ۳۸۳ امتیاز در جایگاه نخست رانندگان فرمول یک ۲۰۱۸ قرار دارد و سباستین فتل با ۳۰۲ امتیاز او را تعقیب می‌کند. پس از فتل، کیمی رایکونن از تیم فراری، بوتاس از مرسدس، وشتاپن و ریکیاردو از ردبول در رده‌های سوم تا ششم قرار دارند. 

    رتبه راننده امتیاز
    ۱ لوئیس همیلتون ۳۸۳
    ۲ سباستین فتل ۳۰۲
    ۳  کیمی رایکونن  ۲۵۱
    ۴ والتری بوتاس ۲۳۷
    ۵ مکس وشتاپن ۲۳۴
    ۶ دنیل ریکیاردو ۱۵۸
    ۷ نیکو هالکنبرگ   ۶۹
    ۸ سرجیو پرز ۵۷
    ۹ کوین مگنوسن ۵۵
    ۱۰ فرناندو آلونسو ۵۰

    در جدول تیمی نیز تیم مرسدس بنز با توجه به عملکرد نسبتا خوب همیلتون و بوتاس در این هفته، با ۶۲۰ امتیاز جایگاه نخست را به خود اختصاص داده است. تیم فراری با ۵۵۳ امتیاز و ردبول با ۳۶۲ امتیاز در رده دوم و سوم قرار گرفته‌اند. تیم‌های رنو، هاس، مک‌لارن، فورس ایندیا، سائوبر، تورو روسو و ویلیامز نیز به رتبه‌های بعدی بسنده کرده‌اند. 

    رتبه تیم امتیاز
    ۱ مرسدس ۶۲۰
    ۲ فراری ۵۳۰
    ۳ ردبول ۳۹۲
    ۴ رنو ۱۱۴
    ۵ هاس ۹۰
    ۶ مک‌لارن ۶۲
    ۷ فورس ایندیا ۴۸
    ۸ سائوبر ۴۲
    ۹ تورو روسو ۳۳
    ۱۰ ویلیامز ۷

    مرحله بیست و یکم و پایانی رقابت‌های فرمول یک ۲۰۱۸، چهارم آذر ماه امسال در ابوظبی امارات متحده عربی برگزار خواهد شد. ویدئوی لحظات حساس گرندپری برزیل تا ساعت‌های آینده در انتهای مطلب، قابل مشاهده خواهد بود.


    فراری FXX K Evo مخصوص پیست با پیشرانه ۱۲ سیلندر و قدرت ۸۶۰ اسب بخار، برای اولین بار در خیابان‌های میلان دیده شد. 

    لذت بردن از صدای اگزوز خودروهای سوپراسپرت، حتی اگر علاقه‌مند به دنیای خودرو نباشیم، در خون ما نهفته است. باید بدانید که برای فهمیدن چگونگی پیدایش این هیجان، پژوهش‌های علمی صورت گرفته است؛ هزاران سال پیش وقتی نوع بشر تنها با شکار کردن غذایش را تأمین می‌کرد، صدای غرش شیر و گربه‌سانان به معنای خطر بود و انسان‌های اولیه به این صدا اغلب با ترس، بالا رفتن ضربان قلب و لرزش بدن واکنش می‌دادند. این عکس‌العمل در طی هزاران سال به‌ واکنش غریزی تبدیل شد و امروز به‌دلیل شباهت صدای اگزوز خودروهای قدرتمند به نعره حیوانات، واکنشی مشابه را بروز می‌دهیم.

    فراری FXX K Evo

    مقاله‌های مرتبط:

    اما حالا بهتر است خود را برای شنیدن صدایی جذاب و خشن آماده کنید؛ چراکه پیشرانه ۶.۲ لیتری ۱۲ سیلندر خورجینی فراری توان انجام چنین کاری را دارد. در ویدئوی زیر یک دستگاه فراری FXX K Evo با رنگ‌آمیزی مسابقه‌ای و شماره ۵۴ در خیابان‌های شهر میلان و در حاشیه رویداد فستیوال فراری مسابقه فرمول یک ایتالیا، جولان می‌دهد. بعد از تماشای ویدئو احتمالا متوجه خواهید شد، چرا تردد این ابر خودرو ایتالیایی در خیابان قانونی نیست.

    لینک دانلود


    ۱۰ سال پیش، تام پرستون ورنر، کریس وانستراث و پی‌جی هایت گروهی را برای انجام یک پروژه‌‌ی تقریباً تفریحی شکل دادند. هدف آنها، انجام این پروژه به‌صورت پاره‌وقت و در روزهای تعطیل بود. این گروه هیچ‌گاه تصمیم نداشت پروژه‌ی تفریحی خود را به کسب‌وکار دائمی تبدیل کند. پس از مدت کوتاهی، پتانسیل‌های این پروژه برای گروه روشن شد. ایده‌ی آنها واقعا ارزشی بیش از یک پروژه‌ی آخر هفته‌ای داشت. در نهایت این ایده،‌ شیوه‌ی برنامه‌نویسی و همکاری توسعه‌دهندگان را در جهان تغییر داد. ایده‌ی آنها، گیت‌هاب بود.

    گیت‌هاب در مدت ۱۰ سال فعالیت خود، شیوه‌ی برنامه‌نویسی مردم را تغییر داد. این سرویس نه‌ تنها کدنویسی را آسان‌تر کرده، بلکه سبک تفکر برنامه‌نویس‌ها را نیز در مورد برنامه‌نویسی تغییر داده است.

    GitHub با شناسایی و درک مشکل میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان،‌ توانست به رشدی خارق‌العاده دست پیدا کند. همکاری در کدنویسی، مشکلی بود که برای سال‌ها چالش اصلی تیم‌های برنامه‌نویسی محسوب می‌شد. راهکار گیت‌هاب در این زمینه، ساده، کاربردی و مفید بود. محصول آنها دقیقاً همان چیزی بود که مردم نیاز داشتند.

    گیت هاب / GitHub

    مقاله‌های مرتبط:

    تیم گیت‌هاب، با استفاده از ابزار خارق‌العاده‌ی گیت، محصولی به‌صورت نرم‌افزار به‌عنوان سرویس یا SaaS عرضه کرد. آنها با استفاده از این سرویس متن‌باز و پیاده‌سازی عالی ایده‌ی خود، از این پروژه و اکوسیستم متن‌باز، به‌راحتی کسب درآمد کردند. این موفقیت‌های سریع باعث شد تا مایکروسافت (که زمانی دشمن اصلی اکوسیستم متن‌باز بود) به خرید شرکت علاقه‌مند شود.

    در این مطلب زومیت، به بررسی تاریخچه‌ی فعالیت این سرویس پرطرفدار می‌پردازیم. برای درک بهتر پیشرفت گیت‌هاب، بهتر است نگاهی به اکوسیستم توسعه‌ی نرم‌افزار در سال ۲۰۰۸ داشته باشیم.

    ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱: کدنویسی تیمی و نرم‌افزارهای اجتماعی

    اگرچه استیو جابز و بیل گیتس به‌عنوان بزرگترین تأثیرگذاران در دنیای کامپیوترهای شخصی شناخته می‌شوند. پرداختن به این تاریخچه‌ی جذاب، بدون توجه به کارهای مهم بزرگانی همچون لینوس توروالدز، دور از انصاف است. توروالدز، مهندس نرم‌افزار فنلاندی بود که سیستم‌عامل محبوب لینوکس، محصول نوآوری‌های او است.

    لینوکس در سال ۱۹۹۱ عرضه شد و دوقطبی ویندوز / مک را به چالش کشید. این سیستم‌عامل متن‌باز، با سرعت بالا بین گیک‌‌های دنیای فناوری محبوب شد. افرادی که می‌خواستند کنترل بیشتری روی سیستم‌عامل خود داشته باشند.

    گیت هاب / GitHub

    عرضه‌ی یک سیستم‌عامل، برای بسیاری از افراد، بزرگترین کار زندگی خواهد بود اما توروالدز، با اکثر مردم فرق داشت. او پس از چند سال از توسعه‌ی لینوکس،‌ سرویس جدیدی برای کنترل نسخه‌های نرم‌افزارها با نام Git معرفی کرد. کنترل نسخه در پروژه‌های نرم‌افزاری تیمی بسیار مهم است. این فرآیند، تغییرات نسخه‌های مختلف را در فایل‌های کامپیوتری ذخیره می‌کند.

    گیت،‌ بهترین راهکار کنترل نسخه در برنامه‌نویسی،‌ توسط توروالدز توسعه یافت

    کنترل نسخه‌ی نرم‌افزار، شبیه به نقاط و موقعیت‌های Restore است که کامپیوترها ذخیره می‌کنند. این فرآیند، به افراد حاضر در تیم برنامه‌نویسی امکان می‌دهد تا بدون دخالت در کدهای یکدیگر، نسخه‌های خود را روی برنامه توسعه دهند. دو اصطلاح عمومی در این فرآیند، فورک کردن (Forking) و شاخه‌های مستقل (Branching) هستند.

    وقتی یکی از اعضا تغییرات لازم را در شاخه‌ی مخصوص خود انجام می‌دهد، می‌توان این شاخه را به کد اصلی بازگردانده و با آن ادغام کرد. این فرآیند با اصطلاح commit در گیت استفاده می‌شود. همان‌طور که گفته شد،‌ کار کردن روی شاخه‌های مستقل، هیچ تغییری در پروژه‌ی اصلی ایجاد نمی‌کند.

    پیش از عرضه‌ی گیت، برنامه‌نویسان برای همکاری‌های گروهی انتخاب‌های محدودی داشتند. یکی از این انتخاب‌ها با نام Subversion یک ابزار متن باز برای کنترل نسخه بود. این ابزار در آن زمان و حتی اکنون،‌ بین برنامه‌نویسان مشهور است. البته کمبودهای ساب‌ورژن مختص آن نبود. در واقع همه‌ی ابزارهای این حوزه، کمبودهایی داشتند که ناشی از ذات برنامه‌نویسی گروهی و تیمی بود.

    در ابزارهای پیش از گیت، کسب اجازه از مدیر پروژه برای فورک کردن کد و کار روی نسخه‌ی مستقل، برخی اوقات زمانی بیش از نوشتن خود کد، طلب می‌کرد. این دشواری‌ها مشکلات متعددی را تیم‌های متن‌باز ایجاد می‌کرد و اکثر تلاش‌ها، بی‌فایده بود.

    گیت

    عرضه‌ی گیت در سال ۲۰۰۵ همزمان با رنسانس دنیای متن‌باز بود. در آن زمان استفاده از لینوکس به اوج محبوبیت خود رسیده بود و اولین نسخه‌های اپلیکیشن‌های وب ۲ در حال انتشار بودند. بسیاری از شرکت‌ها، پروژه‌های خود را روی سرورهای متن‌باز منتقل می‌کردند. در آن زمان اگرچه گیت مشکل اصلی کدنویسی گروهی را با عرضه‌ی قابلیت فورک مطرح کرد، اما یک چالش بزرگ هنوز بر قوت خود باقی بود. برنامه‌نویس‌ها در پیدا کردن پروژه‌های متن‌باز مشکل داشتند. در واقع برنامه‌نویس‌های بسیار زیاد روی پروژه‌های بسیار متعدد و جذاب کار می‌کردند اما گویی کسی از دیگری خبر نداشت.

    پی‌جی و کریس پیش از صحبت در مورد پروژه‌ی خود، در وبسایت CNET مشغول به کار بودند. آنها از طرفداران پلتفرم برنامه‌نویسی Ruby on Rails بودند و در زمان کار در این وب‌سایت، بهبودهای متنوعی را به کد اصلی ریلز اضافه کردند. در این میان،‌ پیدا کردن کسی که کدهای آنها را بررسی کند، مشکل اصلی بود.

    مشکلات ارتباط و دموکراسی در جامعه‌ی برنامه‌نویسی هنوز وجود داشت

    در آن زمان، ریلز نیز مانند بسیاری از پروژه‌های متن‌باز توسط گروه کوچکی اداره می‌شد که اضافه کردن و اعمال تغییرات جدید را به‌صورت دستی و سلیقه‌ای انجام می‌دادند. این برنامه‌نویس‌ها اصطلاحا دروازه‌بان پروژه بودند. پی‌جی و کریس تلاش‌های زیادی کردند تا دروازه‌بان‌های ریلز به کد آنها نگاه کرده و در صورت صلاحدید، آن را به پلتفرم اصلی اضافه کنند.

    حتی در صورت موافقت یکی از این دروازه‌بان‌ها، باز هم اضافه کردن کد جدید چالش‌های خاص خود را داشت. در واقع، همکاری در چنین پروژه‌هایی به‌جای معلومات برنامه‌نویسی، به آشنایی با تیم اصلی نیاز داشت.

    گیت هاب / GitHub

    گیت با هدف برطرف کردن برخی از این مشکلات به‌وجود آمد. این محصول توروالدز نیز مانند سیستم‌عاملش عالی و کاربردی بود. گیت به برنامه‌نویس‌ها اجازه می‌داد تا بدون درخواست رسمی، نسخه‌ای از کد اصلی پروژه‌ی متن‌باز را برای ویرایش دریافت کنند. به بیان دیگر، گیت اولین قدم‌ها در مسیر دموکراتیک شدن اکوسیستم برنامه‌نویسی را (خصوصا در جامعه‌ی متن‌باز) برداشت.

    البته گیت هم با تمام نقاط قوت، از کمبود ابزارهای همکاری تیمی رنج می‌برد. به‌علاوه، اشتراک کد بین دو برنامه‌نویس هنوز هم دشوار بود. تصور کنید تیم برنامه‌نویسی باید دائما بسته‌های کامل کد را برای یکدیگر ارسال می‌کردند. همین مورد ساده، نیاز شدید به گیت‌هاب در آن زمان را نشان می‌دهد.

    علاوه بر مورد بالا، گیت کمبود مهم دیگری هم داشت. این سرویس رابط کاربری نداشت و اساسا بر پایه‌ی خط فرمان عمل می‌کرد. این روش کار برای مدیران سیستم و کاربران حرفه‌ای خوب و مفید بود؛ اما کاربران دیگر از شرایط راضی نبودند. به‌هرحال پس از مدت کوتاهی اولین رابط‌های گرافیکی نیز برای گیت عرضه شدند.

    ورنر در مورد روزهای ابتدایی عرضه‌ی گیت می‌گوید:

    افراد در رویدادهای دورهمی روبی، در مورد گیت صحبت می‌کردند. آنها مجذوب امکانات این سرویس جدید بودند. البته هنوز کمبودهایی وجود داشت. گیت قرار بود به‌عنوان ابزاری برای کدنویسی به‌صورت غیرمتمرکز استفاده شود اما راهکاری برای حفاظت از کدهای خصوصی وجود نداشت. تنها راهکار، ساختن حساب‌های کاربری مجزا روی ماشین‌های یونیکس برای این منظور بود.

    گیت هاب / GitHub

    با تمام این کمبودها، ورنر که برنامه‌نویس روبی در منطقه‌ی Bay Area بود، ایده‌ی جالبی در مورد گیت پیدا کرد. ورنر در حال کار روی پروژه‌ای به‌نام Grit بود. این ابزار، به برنامه‌‌نویس‌ها امکان می‌داد تا با استفاده از روشی شی‌گرا و با بهره از روبی آن ریلز، به منابع کد پروژه‌های متن‌باز در گیت دسترسی داشته باشند. ورنر و وانستراث برای اولین بار یکدیگر را در یک باشگاه ورزشی ملاقات کردند. آنها در همان دیدار در مورد این پروژه با هم بحث و تبدل نظر کردند.

    گیت‌هاب یکی از بزرگترین مشکلات دنیای نرم‌افزار را هدف قرار داد

    پرستون ورنر در این فکر بود که سرویسی برای ذخیره‌ی تمام کتاب‌‌خانه‌های برنامه‌نویسی توسعه دهد. برنامه‌نویس‌ها در این سرویس قابلیت همکاری در پروژه‌ها و یادگیری در مورد گیت را داشتند.پرستون ورنر همان‌جا نام Git Hub را برای ایده‌اش انتخاب کرد.

    کار روی اولین نسخه‌ی از گیت‌هاب در یکم اکتبر سال ۲۰۰۷ شروع شد. در ساعت ۱۰:۲۴ جمعه، ۱۹ اکتبر، وانستراث اولین کامیت را در گیت‌هاب ایجاد کرد و دنیای برنامه‌نویسی را تغییر داد.

    وقتی پرستون ورنر و وانستراث در سال ۲۰۰۷ کار روی پروژه‌ی گیت‌هاب را شروع کردند، به‌هیچ وجه هدفی برای تجاری کردن آن یا ایجاد کسب‌وکار با آن را نداشتند. آنها برای همکاری به این ابزار نیاز داشتند و به همین دلیل آن را توسعه دادند. نکته‌ی مهم در مورد راه‌حل این دو نفر آن است که تقریبا همه‌ی برنامه‌نویس‌ها صرف‌نظر از زبان و پلتفرم، مشکل مشابهی را تجربه کرده‌اند. در نتیجه‌ی این نیاز همگانی، پتانسیل بالای پروژه‌ی آنها بسیار زود روشن شد.

    گیت هاب / GitHub

    در هفته‌های بعد، ورنر و وانستراث در روزهای آخر هفته به بهبود پروژه‌ی خود می‌پرداختند. ورنر بخش‌های طراحی را بر عهده داشت و وانستراث ایده‌های مورد نظر او را پیاده‌سازی می‌کرد. ورنر در مورد آن ماه‌های اولیه می‌گوید:

    تا سه ماه پس از عرضه‌ی اولین نسخه، کریس و من زمان‌ زیادی را به برنامه‌ریزی و برنامه‌نویسی گیت‌هاب اختصاص می‌دادیم. من با استفاده از پروژه‌ی Grit، رابط کاربری را توسعه می‌دادم و کریس هم اپلیکیشن ریلز را پیش می‌برد. ما هر هفته شنبه‌ها جلسه داشتیم و تصمیمات طراحی و درآمدزایی را در آن جلسات نهایی می‌کردیم.

    سرانجام در ژانویه‌ی سال ۲۰۰۸ پس از ماه‌ها کار بی‌وقفه و جلسات و تبادل نظرهای دونفره، گیت‌هاب به‌صورت عمومی عرضه شد. این سرویس ابتدا به‌صورت آزمایشی و خصوصی ارائه شد. وانستراث و ورنر در ایمیل‌هایی به دوستانشان در سیلیکون ولی، از آنها در خواست کردند که از سرویس جدید استفاده کنند. پاسخ و نظرات افراد به این پروژه‌ی جدید، بسیار سریع، مثبت و امیدوارکننده بود. یک ماه بعد، GitHub به‌صورت رسمی به‌عنوان یک شرکت ثبت شد. نام شرکت ابتدا Logical Awesome بود که به گیت‌هاب تغییر کرد.

    اگرچه آن دو نفر ایده‌ی جدی برای تبدیل کردن پروژه‌شان به کسب‌وکار سودآور نداشتند؛ اما پتانسیل تجاری آن به‌حدی بود که کشش لازم را برای طرح درآمدزایی ایجاد کرد. در آوریل سال ۲۰۰۸، سه ماه پس از عرضه‌ی نسخه‌ی بتا و همزمان با انتشار رسمی سایت اصلی، جفری گروزنباخ بنیان‌گذار وبسایت آموزشی PeepCode پیامی برای کریس ارسال کرد. جفری در این پیام گفته بود که کدهای خود را به گیت‌هاب منتقل کرده است.

    گیت هاب / GitHub

    گروزنباخ فردی بود که با وجدان خود، روند درآمدزایی را به گیت‌هاب نشان داد. او به کریس گفت از این که به‌صورت رایگان از گیت‌هاب برای پروژه‌های شرکتی استفاده می‌کند، احساس خوبی ندارد. پیام‌های این‌چنینی در ماه‌‌های بعدی هم ارسال شدند که نشان‌دهنده‌ی ارزش بالای این سرویس بودند. کاربران فعال گیت‌هاب با وجود رایگان بودن سرویس ترجیح می‌دادند وجهی را به صاحبان سایت پرداخت کنند.

    بنیان‌گذاران ابتدا هیچ برنامه‌ای برای درآمدزایی از GitHub نداشتند

    یکی از بزرگترین دلایل رشد گیت‌هاب، سادگی مدل کسب‌وکار آنها بود. اگر بخواهید کد خود را برای دسترسی عموم در این سرویس نگهداری کنید، استفاده از آن برای همیشه رایگان است. اگر پروژه‌ی شما خصوصی است، باید وجهی را پرداخت کنید. این دو نوع استفاده از گیت‌هاب کاملا مشخص و روشن هستند و مدل درآمدی ساده‌ای را ایجاد می‌کنند. این مدل، نسخه‌ی رایگان سرویس را بدون کم و کاست به کاربران عرضه می‌کند که محبوبیت آن را دوچندان کرده است.

    شرکت گیت‌هاب به‌سادگی می‌توانست سرویس‌های خود را به عضویت یا پرداخت حق ماهانه محدود کند. این روش، درآمد خوبی هم متوجه آنها می‌کرد اما به‌هرحال اجرا نشد. نکته‌ی مهم دیگر این مدل کسب‌وکار، سهولت در جابه‌جایی از مدل رایگان به مدل پولی سرویس است. 

    درواقع، مدل درآمدی گیت‌هاب تنها مدل کسب درآمد از یک پروژه‌ی توسعه‌ی نرم‌افزار متن‌باز بود. اگر آنها از ابتدا همه‌ی منابع کد را به‌صورت پولی عرضه می‌کردند، هرگز چنین استقبالی از گیت‌هاب نمی‌شد. قطعا همان استقبال‌های اولیه از رایگان بودن سرویس‌ها، به محبوبیت امروز این شرکت منجر شده است.

    گیت هاب / GitHub

    نکته‌ی مهم دیگر در روند قیمت‌گذاری سرویس‌های گیت‌هاب، مبتنی بر وب بودن آن‌ها بود. درواقع، میزبانی کدها در اینترنت ایده‌ی بسیار عالی بود اما بالاخره باید هزینه‌ی پهنای باند، پرداخت می‌شد. در اینجا، حرکت روزنباخ به‌عنوان اولین پرداخت‌کننده‌ی وجه به گیت‌هاب، شروع روندی از طرف دیگر شرکت‌ها برای پرداخت‌های بعدی بود. این پرداخت‌ها، بنیان‌گذاران را بر آن داشت تا سرویس خود را به‌عنوان کسب‌وکاری سودده بررسی کنند.

    وانستراث در مورد اولین ایده‌ها برای درآمدزایی از پروژه می‌گوید:

    در این موقعیت، با این نتیجه رسیدیم که گیت‌هاب علاوه بر تأمین هزینه‌های خود، قابلیت‌های دیگری هم خواهد داشت. می‌توانیم آن را به یک کسب‌وکار واقعی تبدیل کنیم. ما تصمیم گرفتیم که کتابخانه‌های عمومی را برای همیشه رایگان عرضه کنیم اما برای منابع خصوصی و شرکتی، مبلغی را به‌عنوان هزینه در نظر بگیریم. به بیان دیگر، ما از افرادی پول می‌گرفتیم که به پرداخت، تمایل داشتند.

    پی‌جی هایت به‌عنوان هم‌بنیان‌گذار سوم در ژانویه‌ی سال ۲۰۰۸ به گیت‌هاب پیوست. تنها چند ماه بعد، در دهم آوریل سال ۲۰۰۸، گیت‌هاب به‌صورت رسمی رونمایی شد.

    تا سال ۲۰۰۹، رشد گیت‌هاب و استقبال از آن بسیار زیاد بود. ورنر در فوریه‌ی سال ۲۰۰۹ در کنفرانس مخصوص توسعه‌دهندگان در یاهو سخنرانی کرد. او از ۴۶ هزار مخزن کد عمومی در گیت‌هاب گفت که ۱۷ هزار عدد از آنها فقط در ماه ژانویه به سرویس پیوسته بودند. تا سخنرانی بعدی ورنر در یاهو یعنی آوریل آن سال، تعداد کاربران به ۱۰۰ هزار و تعداد پروژه‌های عمومی به بیش از ۹۰ هزار عدد رسیده بود. رشدی ۹۵ درصدی تنها در ۵ ماه.

    گیت هاب / GitHub

    نکته‌‌ی مهم در مورد رشد اولیه‌ی گیت‌هاب این است که این شرکت، در ماه‌های اولیه و تنها با تبلیغ‌های دهان به دهان، توانسته بود در کمتر از یک سال به ۱۰۰ هزار کاربر برسد. گیت‌هاب به‌عنوان یک محصول از همان ابتدا اعتیادآور بود. دلیل آن نیز مشکل همگانی بود که گیت‌هاب حل می‌کرد. البته در آن زمان ابزارهای دیگر همکاری بر پایه‌ی گیت نیز وجود داشتند اما گیت‌هاب، بازار خود را با ساختن سرویسی بر پایه‌ی یک فناوری جذاب رو به رشد ساخته بود.

    مدل کسب‌وکاری دوگانه‌ی گیت‌هاب و محبوبیت در جامعه‌ی برنامه‌نویسان، رشد این شرکت را در سال‌های بعد تضمین می‌کرد. گیت‌هاب، حل چالش همکاری را در اولویت خود قرار داده بود و دسترسی به پروژه‌ها، فاکتور رشد آن بود. این سرویس، سرعت کار را با اهدای مجوز به همه‌ی کاربران برای فورک کردن پروژه‌ها، افزایش داد. درواقع، حل این مشکل تکنیکی در برنامه‌نویسی باعث شد تا فرهنگ همکاری نیز در جامعه‌ی برنامه‌نویس‌ها دچار انقلابی بزرگ شود.

    نیاز شدید بازار و محصول عالی، المان‌های اصلی موفقیت گیت‌هاب بودند

    البته نیاز بازار و اعتیاد به محصول، تنها فاکتورهای رشد گیت‌هاب نبودند. در واقع، ماهیت اجتماعی این سرویس نیز در رشد آن بی‌تأثیر نبود. پیش از گیت‌هاب، برنامه‌نویس‌ها برای نشان دادن تخصص خود تنها به جلسات پرسش و پاسخ عمومی محدود بودند. با این سرویس، آنها کدهای خود را برای عموم و کارفرمایان احتمالی عرضه می‌کردند، به‌علاوه، شرکت در پروژه‌های بزرگ نیز ابزاری برای افزایش محبوبیت و تخصص میان برنامه‌نویس‌ها شد.

    این ماهیت اجتماعی، علاوه بر برنامه‌نویس‌ها به شرکت‌ها هم امکان داد تا متخصصان نرم‌افزاری خود را بهتر پیدا کنند. آنها با جستجو در مخازن عمومی کد، افراد بااستعداد را برای استخدام کشف می‌کردند.

    در ۲۹ ژوئن سال ۲۰۱۰، گیت هاب قابلیتی با نام Organizations Feature اضافه کرد. این بخش به شرکت‌ها امکان می‌داد تا پروژه‌های گروهی را از یک پیش‌خوان واحد کنترل کنند. این قابلیت، پاسخی به نیازهای شرکت‌ها بود که در پیوستن به گیت‌هاب مردد بودند. به‌علاوه، برنامه‌های بلندپروازانه‌ی این پلتفرم همکاری نیز در این بخش جدید نمایان شد.

    گیت هاب / GitHub

    بنیان‌گذاران این سرویس تا سال ۲۰۱۰ مطمئن شده بودند که تنها راه درآمدزایی و آینده‌ی روشن برای این سرویس، عرضه‌ی آن برای شرکت‌ها و مشتریان تجاری است. یک سال بعد، نسخه‌ی نهایی این بخش با نام Enterprise عرضه شد.

    تا پایان سال ۲۰۱۱، گیت‌هاب بزرگانی همچون SourceForge، Google Code و Microsoft Codeplex را پشت سر گذاشته بود. آنها تا آن سال میزبان ۲ میلیون مخزن کد بودند. در این میان عرضه‌ی قابلیت Enterprise، گیت‌هاب را هم برای برنامه‌نویسان شخصی و هم شرکت‌های بزرگ دنیای فناوری، به نیازی حتمی تبدیل کرده بود. این روند یعنی جذب و حفظ مشتریان درآمدزا، تمرکز اصلی GitHub در خلال سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ بود.

    نکته‌ی جالب توجه دیگر در مورد گیت‌هاب، رشد سریع آنها بدون جذب سرمایه‌ی خارجی بود. البته از سال ۲۰۱۲ اولین سرمایه‌گذار یعنی اندرسن هورویتز وارد شرکت شد.

    ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵: از رشد سریع تا گسترش جهانی

    گیت‌هاب در سال ۲۰۱۲ به سرویسی بسیار مشهور تبدیل شده بود. این سرویس نه‌تنها بدون هیچ‌گونه جذب سرمایه یا تبلیغات،‌ به پایگاهی عظیم از مشتریان دست یافته بود، بلکه تعداد پروژه‌های خصوصی و شرکتی میزبانی شده در آن نیز روز به روز افزایش می‌یافت.

    گیت هاب / GitHub

    نیاز گیت‌هاب در آن سال‌ها، نفوذ بیشتر به فضای تجاری برای کسب درآمد بیشتر بود. اولین اقدام آنها، استخدام برایان دال بود که به‌عنوان معاون بازاریابی و استراتژی از فوریه‌ی سال ۲۰۱۲، مشغول به کار شد. قدم بعدی، جذب سرمایه‌ی ۱۰۰ میلیون دلاری به‌عنوان مرحله‌ی اول جذب سرمایه بود که توسط شرکت اندرسن انجام شد.

    پرستون ورنر در مورد آن سال‌ها و استراتژی شرکت می‌گوید:

    ما یک برنامه‌ی مخصوص با نام GitHub Everywhere داشتیم. می‌خواستیم هر کس در صنعت نرم‌افزار، از گیت‌هاب استفاده کند. اشخاص، تیم های کوچک، دانشجویان و همچنین شرکت‌های معتبر و بزرگ، همگی هدف ما بودند.

    مرحله‌ی اول جذب سرمایه به گیت‌هاب فرصت داد تا مسیرش در رسیدن به هدف فوق را با سرعت بیشتری طی کند. آن‌ها تا آن زمان ۱.۷ میلیون کاربر و ۳ میلیون مخزن کد داشتند. به‌علاوه، درآمد گیت‌هاب از سال تأسیس به‌صورت سالانه ۳۰۰ درصد رشد داشت. این رشد طبیعی آن‌ها را به سمت جذب شرکت‌های بزرگ فهرست فورچن ۵۰۰ سوق داد تا درآمدهای هنگفت سال‌های بعد را از طریق این شرکت‌ها تأمین کنند.

    در چند سال اول فعالیت، هیچ نیازی به جذب سرمایه وجود نداشت

    بسیاری از کارشناسان و کارآفرینان، از جذب سرمایه‌ی گیت‌هاب استقبال کردند اما برخی دیگر، نگاهی انتقادی به سرازیر شدن پول به این سرویس داشتند. یک گروه کوچک اما تأثیرگذار از جامعه‌ی متن‌باز، جذب سرمایه‌ی خارجی توسط پروژه‌ی گیت‌هاب را نوعی خیانت به پایه‌ها و اصول متن‌بازی می‌دانست که این شرکت روی آنها بنا شده بود. درواقع، کشمکش‌ پایه‌های متن‌باز گیت‌هاب و برنامه‌های آتی آن برای تبدیل شدن به ابزاری تجاری، نیاز به تعادلی دقیق در مسیر توسعه‌ی شرکت داشت.

    گیت هاب / GitHub

    انجام یکی از بزرگترین جذب سرمایه‌های تاریخ، آزادی عمل بیشتری را به گیت‌هاب می‌داد. البته این سرمایه، فشار بیشتری را نیز به شرکت وارد می‌کرد. شرکتی که پیش از آن نیز با هویت دوگانه‌ی خود دست به گریبان بود.

    گیت‌هاب تا سال ۲۰۱۲ رشدی عالی داشت و با جذب سریع کاربران، موفقیت‌های اولیه را بسیار زود کسب کرده بود. البته پس از مدتی مشخص شد که کار کردن با همان سرمایه‌های اولیه‌ی شخصی یا اصطلاحا مدیریت به‌صورت بوت‌استرپ، سقف مشخصی را برای رشد شرکت ایجاد می‌کند. در واقع برای حفظ سرعت پیشرفت و دسترسی به بازارهای بزرگتر، قطعا نیاز به سرمایه وجود داشت. جذب سرمایه‌ی ۱۰۰ میلیون دلاری از اندرسن به آنها قدرت داد تا تیم مهندسی بزرگ‌تری برای تولید محصولات جدید تشکیل دهند.

    پس از ورود اولین سرمایه‌گذار، انتقادهای جامعه‌ی متن‌باز شروع شد

    نکته‌ی جالب توجه این است که عدم جذب سرمایه در سال‌های اولیه، به‌خاطر تقابل سرمایه با اصول گیت‌هاب و اکوسیستم متن باز نبود. در واقع، آنها نیازی به سرمایه‌گذار خطرپذیر نداشتند اما از لحاظ اصولی و اخلاقی نیز اشکالی در این حرکت نمی‌دیدند. زمانی که این شرکت به جذب سرمایه اقدام کرد، پایگاه قوی مشتریان خود را ایجاد کرده بود. به‌علاوه، آن‌ها از همان روز اول یک کسب‌وکار سودده بودند. این موارد به گیت‌هاب امکان می‌داد که نه‌تنها محصول خود، بلکه فرهنگ جامعه‌ی برنامه‌نویسی را نیز شکل دهد.

    پرستون ورنر در مورد جذب سرمایه برای شرکت می‌گوید:

    ما هنوز هم اعتقاد داریم جذب سرمایه‌ی زیاد و زودهنگام، برای شرکت‌ها مضر است. اثرات خارجی زیاد، برای شرکت خطرناک خواهد بود. ما اکنون ۴ سال و نیم عمر داریم و به اندازه‌ی کافی، شخصیت خود را تثبیت کرده‌ایم. ما هیچ‌گاه با جذب سرمایه مخالف نبودیم بلکه ارائه‌ی محصول برای مقاصد اشتباه را نقد می‌کردیم.

    گیت هاب / GitHub

    به‌هرحال گیت‌هاب پس از جذب تعداد زیادی برنامه‌نویس و تیم‌های توسعه، رشد کافی را پیش از جذب سرمایه انجام داده بود. آنها مسیر و هدف خود را نیز به‌روشنی مشخص کرده بودند. هدف بعدی، نفوذ به بازارهای جدید و افزایش درآمدهای بالقوه بود. در این میان، مهم‌ترین المان در فرآیند جذب سرمایه‌ی گیت‌هاب، زبان ورنر در اعلام این تصمیم بود:

    شرکت ما برای سال‌ها، سودده بوده است و نیازی به پول ندارد. پس چرا این چالش را بپذیریم؟ چون ما می‌خواهیم بهتر باشیم. می‌خواهیم بهترین محصولات را بسازیم. می‌خواهیم مشکلات بزرگتر را حل کنیم. می‌خواهیم زندگی را برای مردم آسان‌تر کنیم. تجربه و منابع اندرسن به ما کمک می‌کند که به این اهداف برسیم.

    تمرکز اصلی صحبت‌های ورنر، حل مشکلات بود. با توجه به این صحبت‌ها، می‌توان سوءبرداشت‌ها در مورد گیت‌هاب به‌عنوان یک محصول یا شرکت را برطرف کرد. گیت‌هاب برای ساده‌تر کردن کدنویسی برای برنامه‌نویس‌ها طراحی نشده است. در واقع این سرویس، برای ساده‌کردن کدنویسی برای همه توسعه یافت.

    گیت‌هاب در طول سال‌های فعالیت خود بسیاری از مشکلات بزرگ برنامه‌نویسی را حل کرده است. وانستراث و تیمش می‌توانستند از همان ابتدا تنها به مشکلات کوچک و جزئی توجه کنند. اما آنها چالش‌های بزرگ و اساسی این اکوسیستم را هدف قرار دادند و در نهایت، محصولی با پتانسیل رشد بالا، حول آن توسعه یافت.

    حل مشکلات جامعه‌ی برنامه‌نویسی،‌ هدف همیشگی گیت‌هاب بوده است

    جذبه‌ی گیت‌هاب به‌سرعت از جامعه‌ی متن‌باز و عاشقان هک و برنامه‌نویسی فراتر رفت. جذب شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ، بسیار سریع انجام شد. تا سال ۲۰۱۳، اکثر شرکت‌های بزرگ سیلیکون ولی از گیت‌هاب استفاده می‌کردند. ادوبی، دراپ‌باکس، فیسبوک، گوگل، و توییتر، همگی مخازن کد اختصاصی خود را در گیت‌هاب داشتند. برخی شرکت‌ها مانند موزیلا، صدها مخزن کد در این سرویس داشتند و به‌عبارتی همه‌چیز را در گیت‌هاب ذخیره می‌کردند. شرکت‌های دیگر مانند فیسبوک، مخازن کمتر اما با مشارکت بیشتر داشتند. ۱۰۲ مخزن فیسبوک، ۱۵ هزار فورک داشتند.

    گیت هاب / GitHub

    رشد سریع و محبوبیت گیت‌هاب باز هم ادامه داشت. تا سال ۲۰۱۵، آنها ۲.۸ میلیون کاربر و ۴.۶ میلیون مخزن کد داشتند. به‌هرحال با این که ریشه‌های شرکت در فرهنگ برنامه‌نویسی بود، چشم‌انداز آن‌ها فراتر از این اکوسیستم ترسیم شد. مرحله‌ی بعدی رشد این شرکت، تبدیل شدن به بزرگترین هاب نرم‌افزارهای متن‌باز و در نهایت، ساخت پلتفرمی بود که به «فیسبوک توسعه‌دهندگان» تبدیل شد.

    نفوذ گیت‌هاب به سیلیکون ولی ختم نشد و آنها راه خود را به پایتخت آمریکا نیز باز کردند. در ۹ می سال ۲۰۱۳، کاخ سفید «سیاست‌های رسمی ایالات متحده در برابر داده‌های آزاد» را در گیت‌هاب منتشر کرد. این اولین مرتبه‌ای بود که یک سیاست رسمی فدرال به‌این صورت منتشر می‌شد. اگرچه فایل‌های منتشر شده در مقایسه با پروژه‌های ذخیره شده در گیت‌هاب، استفاده‌ی آن‌چنانی نداشتند، اما نماد مهمی محسوب می‌شدند. درواقع، میزبانی اسناد سیاست‌های دولتی در سرورهای یک شرکت خصوصی، حرکت جدیدی بود. به‌علاوه با این کار، امکان فورک کردن و تغییر این اسناد نیز برای عموم آزاد بود.

    بن بالتر، مدیر محصول گیت‌هاب در مورد آن اتفاق تاریخی گفت:

    این اقدام، اولین مرتبه‌ای بود که یک دولت، قانون را به‌صورت یک سند زنده و قابل همکاری منتشر می‌کرد. باید منتظر تغییر و تحولات جذاب در این سند باشیم که توسط جامعه ایجاد می‌شود. امیدواریم که این حرکت، شروعی بر یک روند دائمی در این زمینه باشد.

    github / گیت هاب

    به‌هرحال، این خبر به‌نوعی تبلیغات و روابط عمومی رایگان را برای گیت‌هاب انجام داد. به‌علاوه، با این کار کاربردهای جدیدی نیز برای گیت‌هاب روشن شد. کاربردهایی که برای سالیان دراز توسط فعالان حرکت آزادی داده، گوشزد می‌کردند. هرچند برخی از آن کاربردها هیچ‌گاه اجرایی نشدند.

    ۲۰۱۵ تا کنون: توسعه‌ی جهانی، گیت‌هاب به واشنگتن دی‌.سی. می‌رود

    تا سال ۲۰۱۵، بسیاری از برنامه‌نویس‌ها از گیت‌هاب برای کنترل نسخه‌ی برنامه‌های خود استفاده می‌کردند. البته این سرویس، کاربردهایی فراتر نیز داشت. گیت‌هاب به پلتفرمی تبدیل شده بود که برنامه‌نویس‌ها در آنجا از یکدیگر نکات کاربردی یاد می‌گرفتند. به‌علاوه، این سرویس به شبکه‌ی اجتماعی و محلی برای تبادل نظرهای حرفه‌ای نیز تبدیل شده بود. کاربرد مهم دیگر، استفاده از این پلتفرم به عنوان محلی برای نمایش نمونه‌ کارها و رزومه‌ی برنامه‌نویسی بود.

    گیت‌هاب به محلی برای ذخیره‌ی کدهای مهم جهان تبدیل شده بود. از پروژه‌های برنامه‌نویسی شخصی تا پروژه‌های بزرگترین شرکت‌های فناوری جهان، در این سرویس حضور داشتند.

    گیت هاب / GitHub

    مانند هر شرکت بزرگ دیگر، گیت‌هاب نیز با بزرگ‌تر شدن، هدف مهمی برای مجرمان سایبری شد. در ۲۸ مارس سال ۲۰۱۵، گیت‌هاب بزرگترین حمله‌ی سایبری تاریخ خود را تجربه کرد. گفته شد که این حمله‌ی DDoS،‌ از طرف چین برنامه‌ریزی شده است. البته این حمله، تلاش یک رقیب آسیایی برای به زانو در آوردن یک شرکت آمریکایی نبود. هدف اصلی، دو پروژه‌ی مهم در گیت‌هاب بودند.

    پروژه‌ی اول، GreatFire بود که به کاربران اینترنت در چین امکان می‌داد تا محدودیت‌های دولتی را دور بزنند. هدف بعدی، صفحه‌ی گیت‌هاب وب‌سایتی چینی و کپی نیویورک تایمز بود. این صفحه نیز به کاربران چینی امکان می‌داد تا با گذر از برنامه‌های نظارتی، به این رسانه دسترسی داشته باشند. اگرچه این حملات به سرعت خنثی شد، اما خطرات نگهداری آن حجم از کد و برنامه در یک مکان را به همه نشان داد.

    اولین دفتر بین‌المللی گیت‌هاب در توکیو ژاپن تأسیس شد

    ۴ ماه پس از حمله‌ی دی‌داس چینی، مرحله‌ی دوم یا B جذب سرمایه برای گیت‌هاب به مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار و توسط Sequoia Capital انجام شد. این جذب سرمایه، ارزش گیت‌هاب را به بیش از ۲ میلیارد دلار رساند. وانستراث در مورد استفاده از این سرمایه‌های جدید، هدف آنها را سرمایه‌گذاری در بخش‌های دیگر، توسعه‌ی محصولات جدید و تلاش برای حضور بین‌المللی عنوان کرد.

    اولین دفتر بین‌المللی گیت‌هاب در توکیو تأسیس شد. انتخاب ژاپن به‌عنوان اولین مقصد خارجی توسط GitHub، استراتژی مهمی داشت. نه‌تنها ژاپن از لحاظ تولید ناخالص ملی، سومین اقتصاد جهان محسوب می‌شود، بلکه این کشور به نوآوری‌های فناورانه نیز مشهور است. این ویژگی‌ها، ژاپن را به بهترین مقصد برای شرکتی تبدیل کرد که قصد میزبانی از همه‌ی کدهای جهان را داشت. شرکت‌های بزرگ ژاپنی همچون هیتاچی و سایبرایجنت نیز جزو اولین مشتری‌های گیت‌هاب بودند.

    گیت هاب / GitHub

    توسعه‌ی گیت‌هاب باز هم ادامه پیدا کرد. آن‌ها تا جولای سال ۲۰۱۵ بیش از ۹ میلیون کاربر و ۲۱ میلیون مخزن کد داشتند. در آن زمان، این سرویس به بزرگترین مخزن کد در جهان تبدیل شده بود. اگرچه رشد کاربران با سرعت خوبی ادامه داشت، ورود به بازارهای تجاری و جلب نظر شرکت‌ها، نقش اصلی را در حفظ درآمد دائمی GitHub ایفا می‌کرد. بیش از نیمی از شرکت‌های بزرگ و مشهور آمریکایی از گیت‌هاب استفاده می‌کردند. این وضعیت،‌ نمادی از چشم‌انداز پرستون ورنر با عنوان GitHub Everywhere بود.

    مقاله‌های مرتبط:

    البته گیت‌هاب با وجود رشد زیاد و جذب ۱۰ هزار کاربر جدید در هر روز، از طرف رقبای قدرتمندی تهدید می‌شد. GitLab و Bitbucket بزرگترین رقبای این سرویس بودند که سرعت رشد کاربران گیت‌هاب را تحت تأثیر قرار می‌دادند. البته درآمد گیت‌هاب باوجود ظهور این رقبا باز هم به‌سرعت افزایش پیدا می‌کرد. درآمد این سرویس در سپتامبر سال ۲۰۱۵ حدود ۹۰ و در سال بعد حدود ۱۴۰ میلیون دلار گزارش شد.

    درآمد گیت‌هاب در دوره‌ی ۲۳ ماهه از سپتامبر ۲۰۱۴ تا آگوست ۲۰۱۶، در بخش پروژه‌های شخصی رکود نسبی داشت. البته درآمد از بخش‌های Organization دوبرابر و از بخش Enterprise نیز حدود سه برابر شد. در سپتامبر ۲۰۱۴،‌ این بخش حدود ۳۵ درصد از درآمد شرکت را تأمین می‌کرد که تا آگوست ۲۰۱۶ به بیش از نیمی از درآمد رسید.

    گیت هاب / GitHub

    تا سال ۲۰۱۷، وابستگی افزایش و حفظ درآمد به بخش‌های شرکتی و تجاری کاملا روشن شد. در آن زمان شایعه‌ی یک عرضه‌ی عمومی سهام (IPO) قوت گرفت. البته شایعات دیگر در مورد خرید یا ادغام با شرکت‌های دیگر نیز وجود داشتند. در نهایت در ۴ ژوئن سال ۲۰۱۸، خبر بزرگ دنیای فناوری منتشر شد. مایکروسافت، گیت‌هاب را به قیمت ۷.۵ میلیارد دلار خرید.

    تنها در عرض چند ساعت، سرویس‌هایی مانند هکر نیوز، ردیت و تک‌درت مملو از نظرات و پست‌های کاربران عصبانی شد. آنها خرید گیت‌هاب را نوعی خیانت می‌دانستند. بسیاری از کاربران، برنامه‌هایی جامع برای ترک گیت‌هاب طراحی کردند. بسیاری از آنها فرآیند کوچ از گیت‌هاب به سرویس‌های رقیبی مثل گیت‌لب را شروع کرده بودند.

    فروش شرکت به مایکروسافت، شوک بزرگی به کاربران وارد کرد

    کاربران با شنیدن این خبر، جوک‌هایی را از روی عصبانیت در مورد امنیت کدهایشان منتشر می‌کردند. به‌هرحال نگرانی بین اکثر کاربران وجود داشت. بسیاری از آنها این حرکت را شبیه خرید سان مایکروسیستمز توسط اوراکل و در اختیار گرفتن MySQL می‌دانستند.

    به‌هرحال در کنار تمام نگرانی‌ها و انتقادات، احساس عمومی، تیره و تار شدن آینده‌ی گیت‌هاب بود. البته، اکثر مردم متوجه این نکته نمی‌شدند که خرید گیت‌هاب در حال حاضر، تأثیری روی کلیت آن به‌عنوان یک محصول نخواهد داشت. گیت‌هاب برای مدت یک دهه به استاندارد صنعت برای توسعه‌ی نرم‌افزار به‌صورت گروهی تبدیل شد.

    قطعا گیت‌لب و بیت‌باکت تعدادی از کاربران ناراضی گیت‌هاب (به خاطر فروش به مایکروسافت) را جذب خواهند کرد اما موقعیت این سرویس و کاربرد آن نزد جامعه‌ی برنامه‌نویسی، ضامن موفقیت و رشد آتی آن خواهد بود.

    گیت هاب / Github

    به‌علاوه، تجربه‌ی مایکروسافت به‌عنوان یک سرویس‌دهنده‌ی تجاری، گیت‌هاب را به یک دارایی استراتژیک برای این غول دنیای فناوری تبدیل خواهد کرد. برای مایکروسافت، خرید گیت‌هاب به‌عنوان تصاحب یک محصول نیست. بلکه هدف اصلی، جذب اکوسیستمی است که با این سرویس همراه هستند.

    اکثر بحث و تبادل نظرهای آنلاین پیرامون هوشمندانه بودن یا نبودن خرید گیت‌هاب توسط مایکروسافت شکل می‌گیرد. سؤال اصلی این است که ایا مایکروسافت از GitHub استفاده‌ی صحیحی خواهد داشت؟ خریدهای قبلی این غول فناوری یعنی لینکدین و ماین‌کرافت نشان می‌دهد آنها به این زودی‌ها ساختار GitHub را تغییر نخواهند داد.

    مقاصد بعدی GitHub

    مقاله‌های مرتبط:

    اکنون که مایکروسافت به صاحب قدرتمند بزرگرین مخزن کد جهان تبدیل شده است، مسیر آینده‌ی گیت‌هاب به تصمیم‌گیری‌های این شرکت در زمینه‌ی رشد بلندمدت وابسته می‌شود. در این میان، برخی تصمیم‌گیری‌ها در مورد ادامه‌ی مسیر این سرویس، احتمال بیشتری دارد:

    ۱- یکپارچگی با Visual Studio

    کارشناسان معتقدند یکپارچه شدن گیت‌هاب با ویژوال استودیو، حرکت حتمی مایکروسافت خواهد بود. این مجموعه ابزار قدرتمند مایکروسافت برای توسعه‌دهندگان، پتانسیل بالایی را به گیت‌هاب می‌افزاید. این حرکت، در مسیر استراتژی‌های بزرگ‌تر مایکروسافت مبنی بر تغییر مسیر از فروش ویندوز به خدمات تحت ابر خواهد بود.

    ۲- ابزارهای بیشتر برای توسعه‌دهدنگان

    در حال حاضر هنوز هم برنامه‌نویس‌ها با مشکلات متعدد در نوشتن و توسعه‌ی کدهای خود روبرو هستند. ابزارهای متنوع برای بهبود تجربه‌ی کدنویسی، هماهنگی بیشتر با سرویس آژور یا روش‌هایی برای کشف بهتر خطاها، امکاناتی هستند که پتانسیل اضافه شدن به گیت‌هاب را دارند. در این میان ترکیب گیت‌هاب و مایکروسافت با تمرکز بر خدمات ابری، به توسعه‌ی این ابزارها کمک می‌کند.

    گیت هاب / GitHub

    ۳- خدمات و محصولات جانبی

    GitHub در حال حاضر علاوه بر مهندسان نر‌م‌افزار، برای متخصصان دیگر از جمله مدیران محصول نیز کاربردی است. این سرویس در خدمات آتی خود می‌تواند قابلیت‌ها و کاربردهایی را مخصوص این متخصصان عرضه کند. به‌عنوان مثال ابزارهای مدیریت یکپارچه‌ی پروژه، یکی از این حرکت‌های احتمالی خواهد بود. این هدف، احتمال بالایی برای وقوع دارد؛ چرا که مایکروسافت نیز به‌روشنی به‌دنبال اجرای هرچه بیشتر اپلیکیشن‌های شرکتی و ابزارهای همکاری تیمی است.

    درس‌هایی از تاریخچه‌ی گیت‌هاب برای کارآفرینان

    گیت‌هاب در نهایت به ردموند رسید و اکنون، عضوی از خانواده‌ی بزرگ مایکروسافت است. صرف‌نظر از آینده‌ی این سرویس محبوب، تاریخچه‌ی آن درس‌های بزرگی برای علاقه‌مندان به فعالیت در دنیای فناوری دارد.

    ۱- مشکل بزرگی را برای حل کردن پیدا کنید

    آسان‌تر کردن استفاده از گیت، یکی از اهداف GitHub بود؛ اما کار هیچ‌گاه به اینجا ختم نشد. مأموریت اصلی گیت‌هاب، تقویت همکاری و کدنویسی آسان‌تر بود. هر برنامه‌نویسی در جهان با مشکلاتی روبرو بود که گیت‌هاب قصد حل کردن آنها را داشت. این واقعیت، بازاری با پتانسیل بالا در اختیار این سرویس قرار داد.

    code

    اگر شما هم به فکر محصول یا خدمات هستید، پیش از انجام هر کاری این سوالات را از خود بپرسید:

    • آیا محصول شما، مشکل اختصاصی گروه کوچکی از جامعه را حل می‌کند؟ یا مشکلی متداول از جامعه‌ای بزرگ‌تر با آن حل می‌شود؟ تولید محصول احتصاصی امتیاز رقابتی خوبی است اما هدف قرار دادن مشکلات بزرگ و جامع، پتانسیل بازار را افزایش می‌دهد.
    • آیا خود شما در کارهای روزمره از محصولتان استفاده خواهید کرد؟ بسیاری از شرکت‌ها فرهنگ استفاده از محصول خود را تشویق می‌کنند اما تعداد کمی از آنها این استراتژی را به عمل می‌رسانند.
    • اگر خودتان از محصول استفاده نمی‌کنید، دلیل آن را پیدا کنید. آیا مشکل از محصول است یا چالش حل شده توسط آن ارتباطی با خود شما ندارد؟ هر دوی این سناریوها به نوبه‌ی خود خطرناک هستند. استفاده نکردن از محصول خود،‌ این سؤال را ایجاد می‌کند که آیا محصول نهایی اصلا کاربردی هست یا خیر؟ اگر خود شما، مشکل حل شده توسط محصول را تجربه نکرده‌اید، چگونه می‌توانید به بهترین شرکت برای ارائه‌ی راه‌حل تبدیل شوید؟

    ۲- حل مشکلات بزرگ را برنامه‌ی همیشگی خود بکنید

    یکی از فاکتورهای موفقیت ادامه‌دار گیت‌هاب، نه‌تنها تمرکز روی حل مشکلات بزرگ،‌ بلکه تلاش دائمی برای رفع چالش‌های همیشگی و دردناک اکوسیستم استارتاپی بود. این تلاش همیشگی، پتانسیل دست‌یابی به پایگاه بزرگ مشتریان را در مدل کسب‌وکار آن‌ها ایجاد کرد. پیشنهاد می‌شود شما هم در مورد محصول و خدمات خود این تصورات را داشته باشید:

    • قابلیت‌های جدید محصول یا خدمات شما، چه مشکلاتی را حل خواهند کرد؟
    • چرا این ویژگی در حال حاضر در محصول وجود ندارد؟ آیا بلندپروازانه یا سخت است؟ چگونه با چالش‌های توسعه‌ی این قابلیت روبرو می‌شوید؟
    • چه عاملی موجب دردناک شدن و مهم شدن این مشکل شده است؟ آیا مشکل موجود ناشی از کمبودهای انسانی یا فنی است؟

    solution

    ۳- توسعه‌ی سریع و بهینه‌ی فرهنگ سازمانی

    گیت‌هاب در روزهای ابتدایی خود به اهمیت فرهنگ سازمانی پی برد. این شرکت با قدرت فرهنگ خود را توسعه داد. فرهنگ سازمانی نه بر اساس محصول بلکه بر اساس تصمیم‌ها و عملکرد مدیران در تصویب قوانین شکل می‌گیرد. در مورد فرهنگ سازمانی شرکت خود به این سؤال‌ها پاسخ دهید:

    • فرهنگ سازمانی شما، چگونه نمایان‌گر ارز‌ش‌های سازمان خواهد بود؟ گیت‌هاب از همان روزهای ابتدایی با برنامه‌های متنوع و حتی طراحی دکوراسیون دفتر، فرهنگ همکاری و عدم وجود سلسله‌مراتب سنتی را به روشنی نشان داد.
    • کارمندان در چه زمینه‌هایی فرهنگ شرکت را تشکیل می‌دهند؟ به‌بیان دیگر، چه مقدار از فرهنگ سازمانی به‌خاطر قوانین دیکته شده و چه مقدار متأثر از استخدام‌ها خواهد بود؟
    • رقبا، شرکت و محصول شما را چگونه می‌بینند؟ چه‌مقدار از این تصور وابسته به فرهنگ سازمانی است؟

    در پایان یادآور می‌شویم که گیت‌هاب با دو رویکرد به موفقیت سریع رسید. حل مشکل عمومی و بزرگ جامعه‌ی هدف و ساخت محصولی که نیاز به استفاده از آن، همیشگی باشد.

    شاید مایکروسافت به‌عنوان یکی از مخالفان سنتی جامعه‌ی متن‌باز، خانه‌ی خوبی برای GitHub نباشد اما تلاش‌های این غول دنیای فناوری برای عرضه‌ی هرچه بیشتر و بهتر خدمات تجاری و تمرکز بر محصولات شرکتی، می‌تواند برای آینده‌ی گیت‌هاب مسیری روشن ایجاد کند. در پایان باز هم به سؤال اصلی می‌رسیم: مایکروسافت با این اسباب‌بازی جذاب و گران‌قیمت خود چه کاری انجام خواهد داد؟


    دور تعیین خط گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ با پول پوزیشن لوئیس همیلتون از تیم مرسدس بنز به پایان رسید؛ سباستین فتل و والتری بوتاس، دوم و سوم شدند.

    پس از سه دور تمرینی در پیست خوزه کارلوس پیس یا اینترلاگوس سائوپائولو، رانندگان تیم‌های حاضر در مسابقات فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ برای تعیین خط به میدان رفتند که با پیشتازی لوئیس همیلتون همراه شد. به این ترتیب لوئیس همیلتون فردا رقابت اصلی گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ را از خط اول آغاز خواهد کرد. پس از همیلتون انگلیسی، سباستین فتل از تیم فراری و والتری بوتاس از مرسدس قرار گرفتند. این دهمین پول پوزیشن همیلتون در فصل جاری و صدمین پول پوزیشن تیم مرسدس بنز در سری مسابقات فرمول یک است. 

    2018 Brazilian Grand Prix Formula 1 / گرندپری فرمول 1 برزیل 2018

    تمرین اول گرندپری برزیل (Brazilian Grand Prix) با پیشتازی مکس وشتاپن از تیم ردبول به پایان رسید؛ اما در تمرین دوم این والتری بوتاس بود که با فاصله بسیار کم نسبت به هم‌تیمی خود، در جایگاه اول ایستاد. تمرین سوم فرمول یک برزیل نیز با برتری سباستین فتل از تیم فراری و جایگاه دومی همیلتون پایان یافت. 

    2018 Brazilian Grand Prix Formula 1 / گرندپری فرمول 1 برزیل 2018

    مرحله اول تعیین خط فرمول یک برزیل با خروج کارلوس ساینز، لانس استرول، فرناندو آلونسو، برندون هارتلی و استوفل وندورن از جدول و باز ماندن از راهیابی به مرحله دوم تعیین خط ادامه یافت. در این مرحله وشتاپن، رایکونن و فتل بهترین زمان‌ها را ثبت کردند. 

    2018 Brazilian Grand Prix Formula 1 / گرندپری فرمول 1 برزیل 2018

    در حالی که بارش باران افزایش پیدا کرده است،‌ دور دوم مرحله تعیین خط گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ با پیشتازی بوتاس، فتل و همیلتون ادامه یافت؛ کوین مگنوسن، سرجیو پرز، استبان اکن، نیکو هالکنبرگ و سرگئی سیروتکین نیز از راهیابی به مرحله سوم تعیین خط باز ماندند. به این ترتیب رانندگان تیم‌های مرسدس، فراری، ردبول، هاس، سائوبر و تورو روسو توانستند در مرحله نهایی تعیین خط حضور داشته باشند.

    2018 Brazilian Grand Prix Formula 1 / گرندپری فرمول 1 برزیل 2018

    مقاله‌های مرتبط:

    سرانجام دور تعیین خط گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ با پیشتازی لوئیس همیلتون از تیم مرسدس و ثبت زمان یک دقیقه و ۷.۲۸۱ ثانیه به پایان رسید. سباستین فتل نیز که تا لحظات پایانی در جایگاه نخست قرار داشت، با ۰.۰۹۳ ثانیه اختلاف در جایگاه دوم ایستاد. والتری بوتاس فنلاندی هم با ۰.۰۶۷ ثانیه اختلاف نسبت به فتل در مکان سوم تعیین خط گرندپری فرمول یک برزیل ایستاد. پس از آن‌ها، کیمی رایکونن راننده دوم فراری، مکس وشتاپن و دنیل ریکیاردو از ردبول، مارکوس اریکسون و چارلز لکلرک از سائوبر، رومن گروژان از هاس و پیر گسلی از تورو روسو در جایگاه چهارم تا دهم قرار گرفتند.

    2018 Brazilian Grand Prix Formula 1 / گرندپری فرمول 1 برزیل 2018

    مرحله اصلی فرمول یک برزیل ۲۰۱۸، یک‌شنبه ۲۰ آبان ماه ۹۷ از ساعت ۲۰ و ۴۰ دقیقه به وقت تهران آغاز خواهد شد. 

     


    آیا اخبار محیط‌زیست شما را هم نگران کرده است؟ با این راه‌کارها می‌توانید به کره‌ی زمین کمک کنید.

    اگر شما هم درباره‌ی آینده زمین نگران هستید، باید بگوییم که کاملاً حق دارید، چون گزارش‌های جدید پیش‌بینی می‌کنند که برای جلوگیری از فاجعه‌بارترین سناریوی تغییرات آب‌و‌هوایی تنها ۱۰ سال زمان باقی‌مانده است.

    در همین حال، وضعیت بد و شرایط نگران‌کننده‌ی آب‌وهوای جهان، هر روز رکوردهای قبلی را پشت سر می‌گذارد. پیش‌بینی می‌شود با روند حاضر، تا سال ۲۰۵۰ وزن پلاستیک‌های درون دریا بیشتر از وزن ماهیان باشد و هم‌اکنون، گونه‌هایی از آبزیان نیز در خطر انقراض هستند که هنوز از جانب ما انسان‌ها شناسایی نشده‌اند.

    شاید فکر کنید اثر اقدام‌های ما، مانند استفاده از کیسه‌های چندبار مصرف برای خرید، در برابر تصمیمات دولت‌ها و صنایع بزرگ ناچیز به نظر می‌رسد. اما از لحاظ علمی این‌طور نیست. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۶ نشان داد که بیشترین تأثیر انسانی روی سیاره‌مان، بیشتر از هر عامل دیگری به فعالیت مصرف‌کنندگان وابسته است.

    مقاله‌های مرتبط:

    درست است که اقدام‌های فردی و جزئی قادر به حل مشکلی به بزرگی گازهای گلخانه‌ای انتشاریافته در اتمسفر زمین نیستند؛ ولی انتخاب‌هایی که در شبانه‌روز و در زندگی طیف وسیعی از مصرف‌کننده‌ها اتفاق می‌افتد، می‌تواند تأثیرگذار باشد.

    ما قبلاً می‌دانستیم که باید کمتر از خودرو‌هایمان استفاده کنیم، بطری‌ها را بازیافت کنیم و لباس‌ها را در آب سرد بشوریم؛ ولی اگر می‌خواهیم کره‌ی زمین را نجات دهیم، نباید به همین کارها اکتفا کنیم.

    در ادامه با چند راهکار ساده و علمی که تأثیرات شگفت انگیزی بر محیط‌زیست دارند، آشنا می‌شویم.

    کره زمین

    ریزدانه‌های پلاستیکی را کنار بگذارید

    دانه‌های ریزی که درون محصولات آرایشی و بهداشتی وجود دارند،‌ به محض استفاده کردن و انتقال به فاضلاب، به رودخانه ها و اقیانوس‌ها راه پیدا می‌کنند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که این دانه‌های ریز پلاستیکی سلامتی ماهی‌ها و سایر موجودات زنده‌ی دریا را تهدید می‌کند. ریزدانه‌ها که خاصیت جذب سموم را دارند، به اشتباه وارد زنجیره‌ی غذایی شده و باعث مسمویت انسان توسط غذاهای دریایی می‌شوند.

    بسیاری از کشورها استفاده از این ریزدانه‌ها را ممنوع کرده‌اند؛ ولی اگر شما هنوز از این‌ محصولات استفاده می‌کنید، با مصرف نکردن آن‌ها لطف بزرگی در حق همه و محیط‌ زیست‌ کرده‌اید.

    تجدید نظر در استفاده از پدهای بهداشتی

    به‌طور میانگین، هر زن در عمر خود ۱۲ هزار پد معادل با ۱۳۶ کیلوگرم مصرف می‌کند. اغلب پدها زیست‌تخریب‌پذیر نیستند و از موادی مانند پلی اتیلن و سایر انواع پلاستیک‌ ساخته شده‌اند.

    با احتساب ۳/۸ میلیارد زن ساکن کره‌ی زمین، تخمین زده می‌شود در حدود نیم درصد از زباله‌هایی که زنان تولید می‌کنند، مربوط به همین پدهای بهداشتی است. البته که نیاز به پدها امری ضروری است؛ ولی پیشنهادهای دیگری هم وجود دارد.

    کاپ‌های قاعدگی، پدهای با قابلیت استفاده‌ی مجدد و لباس‌های مخصوص، هم به کاهش آسیب به محیط‌زیست کمک خواهند کرد و هم باعث صرفه‌جویی در وقت و هزینه‌ی زنان خواهد شد. پژوهشی در سال ۲۰۱۱ نشان داد ۹۱ درصد زنانی که برای اولین بار از کاپ‌های مخصوص به‌جای پد استفاده کرده‌اند، دوباره به این محصول مراجعه و آن را به دیگران توصیه کرده‌اند.

    کمتر گوشت بخورید و به اندازه خرید کنید

    ثابت شده است که کاهش میزان گوشت در رژیم غذایی، تأثیر مثبتی بر محیط‌زیست خواهد داشت. البته با جایگزینی میوه و سبزیجات به‌جای گوشت، همه‌ی مشکلات از بین نخواهند رفت. مقاله‌ای در واشنگتن پست به این نکته اشاره دارد که اگر تصمیم گرفته‌اید تا دیگر لب به گوشت نزنید، نمی‌توانید یک کیلوگرم از آن را که ۲۲۸۰ کالری دارد با یک کیلوگرم کلم بروکلی با انرژی ۳۴۰ کالری عوض کنید. فرد برای دریافت ۲۲۸۰ کالری باید ۶.۷ کیلوگرم بروکلی بخورد.

    بسیاری از سبزیجات نمی‌توانند انرژی جایگزین گوشت را، با وزن برابر تأمین کنند. ریچارد فیشبک در پژوهش خود نشان داد که گیاه‌خواری و رژیم‌های سالم می‌توانند تاثیر بدتری بر محیط‌زیست داشته باشند.

    مشکل واقعی نوع خاصی از غذا نیست. مسئله اینجا است که کشورهای مرفه، بیشتر از میزانی که نیاز دارند، مواد غذایی تهیه می‌کنند. امروزه حدود یک سوم از مواد غذایی که پرورش داده می‌شود، دور ریخته می‌شود.

    بنابراین، برای وعده‌های غذایی هر هفته برنامه‌ریزی کنید و رژیم  غذایی متعادل و ساده‌ای را دنبال کنید و هرگز بیشتر از مقدار مورد نیازتان خرید نکنید.

    گوشت قرمز ارگانیک

    ارگانیک‌ها همیشه مفید نیستند

    اغلب این تصور رایج است که همه‌ی غذاهای ارگانیک، برای محیط‌زیست مفید هستند. با این که کاهش میزان آفت‌کش‌ها و کودهای مورد استفاده برای تولید محصولات کشاورزی مفید است، متاآنالیزی در سال ۲۰۱۲ نشان داد که تولید محصولات ارگانیک، ۲۵ درصد کمتر از محصولات معمولی بازده دارد.

    درصد فوق به این معنی است که برای تولید محصول یکسان، در روش ارگانیک، یک چهارم زمین بیشتری برای پرورش محصول نیاز است و این تأثیر منفی بر سیاره‌‌ی زمین دارد. البته برخی از روش‌های تولید ارگانیک محصولات کشاورزی، مانند کشت چندمحصولی یا تناوبی به سلامت خاک کمک می‌کند.

    مواد غذایی ارگانیک

    شواهد رو به رشدی موجود است که محصولات اصلاح‌شده‌ی ژنتیکی را به‌عنوان یک گزینه‌‌ی مطلوب برای محیط‌زیست معرفی می‌کند. بررسی مطالعاتی ۱۴۷ یافته در سال ۲۰۱۴ نشان داد که فناوری اصلاح ژنتیکی، کاهش ۳۷ درصدی آفت‌کش‌ها و افزایش ۲۲ درصدی بهره‌وری محصولات را در پی دارد.

    این به آن معنی نیست که باید از محصولات ارگانیک پرهیز کرد، اما نباید فرض کرد که تنها گزینه‌ی قابل اتکا در پیش رویمان هستند، فراتر از این باید توجه داشت که هنوز تأثیر قطعی این محصولات بر سلامت ما ثابت نشده است.

    دوش گرفتن بیش از حد لزومی ندارد

    اگر از برق و گاز مصرف شده برای ۸.۲ دقیقه حمام (زمان میانگین) صرف‌نظر کنیم، هر امریکایی برای هر بار دوش گرفتن، ۶۵.۱ لیتر آب با ارزش را مصرف می‌کند. این زمان در برخی کشورها بسیار بیشتر هم می‌شود.

    بحث فراوانی در کمپین‌های محیط‌زیستی پیرامون کاهش زمان حمام انجام می‌شود؛ ولی همه می‌دانیم وقتی وارد حمام شدیم، انجام کل فرایند شستن بدن در ۲ یا ۳ دقیقه برایمان مشکل می‌شود و بیشتر ما زمان بیشتری را در حمام سپری می‌کنیم.

    به‌جای تلاش برای کاهش این زمان، شاید همه‌ی ما باید درباره‌ی تعداد دوش گرفتن‌هایمان تجدید نظر کنیم. در برخی نقاط جهان، افراد بیش از یک بار در روز استحمام می‌کنند.

    دوش های نبیا

    در عین‌حال دستورالعمل‌های علمی مبنی بر تعداد حمام کافی برای سلامتی مطرح نشده است. البته حمام بیش از حد باعث از دست رفتن رطوبت پوست می‌شود. اگر بوی نامطلوبی نمی‌دهید و هنوز به میزان کافی تمیز هستید، از حمام رفتن خودداری کنید تا محیط‌زیست‌مان کمتر آسیب ببیند!

    از خوردن آب بسته‌بندی شده پرهیز کنید

    شاید همه از تأثیر منفی بطری‌های پلاستیکی آب آشامیدنی بر محیط‌زیست آگاه باشند؛ ولی از چگونگی آن نه. نتایج یک بررسی که در Environmental research Letters منتشر شده است، نشان می‌دهد که در سال ۲۰۰۷ برای تهیه‌ی بطری‌های آب در ایالات متحده، ۳۲ تا ۵۴ میلیون بشکه نفت مصرف شده است. این مقدار، بسیار زیاد است. سالانه هر امریکایی حدود ۱۴۸ لیتر آب بسته‌بندی‌شده می‌نوشد. این مقدار بیشتر از مقدار مصرف نوشابه و شیر بوده و در حال رشد است.

    در شرایط کنونی، در صورت مصرف آب، جایگزینی برای آن نیاز است. به صورت دقیق‌تر، برای جبران یک لیتر آب مصرف شده، ۱.۳۹ لیتر آب مورد نیاز است. متأسفانه در نقاطی از جهان دسترسی به آب شیرین بهداشتی دشوار بوده و وجود بطری‌های آب در آنجا ضروری است. ولی در شهرهای زیادی، آب لوله‌کشی بهداشتی در همه‌ جا موجود است و استفاده از بطری‌های آب، نسنجیده و برای محیط‌زیست مضر خواهد بود.

    آب بنوشید

    به دانشمندان در جمع‌آوری داده کمک کنید

    برنامه‌های شهروندمحور محیط‌زیستی به‌تازگی اجرا شده‌اند که در آن‌ها مردم عادی می‌توانند مشاهدات خود از تغییرات اقلیمی در کره‌ی زمین را به مراکز مسئول گزارش کنند. به عنوان نمونه در یکی از آن‌ها که توسط ناسا برنامه‌ریزی شده است، شهروندان می‌توانند با استفاده از تلفن‌های همراه خود، مشاهدات محیط‌زیستی، تصاویر و فیلم‌هایشان از تغییرات آب‌وهوایی را به سامانه‌ی ناسا ارسال کنند، همچنین نشنال جئوگرافیک و  SciStarter از دیگر مؤسسه‌هایی هستند که در این زمینه فعالیت دارند.

    مقاله‌های مرتبط:

    پروژه Pieris، برای گردآوری اطلاعات درباره‌ی پراکندگی پروانه‌ی سفید در اثر افزایش دمای کره‌ی زمین، از شهروندان کمک گرفته است.

    مسئله محیط‌زیست را جدی بگیرید

    یافته‌های علمی، تغییرات دمایی بیش از ۱.۵ درجه‌ی سلسیوس را فاجعه‌آمیز می‌دانند و وظیفه‌ی همه، ثابت نگه داشتن تغییرات دمایی در این محدوده است. رسیدن به این هدف زمانی ممکن خواهد بود که همه‌ی ما در تمام سطوح در جهت حفظ محیط‌زیست عمل کنیم و آن را جدی بگیریم.


    شکل ساده ساندویچ از برش‌های گوشت، پنیر یا سایر مواد غذایی در لابلای دو برش نان، تهیه می‌شود. این نوع خوراک، در قرن ۱۸ میلادی به خاطر «جان مونتاگو، ارل چهارم ساندویچ»، به این نام درآمد.

    ساندویچ در قرن ۱۸ میلادی به حاطر جان مونتاگو، ارل چهارم ساندویچ، این نام را به خود گرفت. برای مونتاگو هنگام بازی برش‌های نان و گوشت آورده می‌شد تا او ضمن بازی کردن بتواند غذا هم بخورد. بزودی خوردن ساندویچ در تمام قاره اروپا همه‌گیر شد و نام آن به زبان فرانسه هم راه یافت.

    ساندویچ به دلیل سادگی در تهیه، قابلیت همراه بردن با خود و تنوع بسیار آن، تقریباً به همه دستورهای غذایی در کشورهای غربی راه یافت. انواع گوناگونی از ساندویچ‌ها در کشورهای مختلف وجود دارند به‌طوری‌که در قالب سرد و گرم و از انواع مختلف نان که لابلای آن مواد غذایی از قبیل ژامبون، مرغ، تخم مرغ، ماهی، گوجه‌فرنگی، خیار، کاهو و غیره قرار می‌گیرد، تشکیل می‌شوند. در این مقاله با کجارو همراه باشید تا ویدیویی از طرز تهیه سریع ساندویچ‌های مختلف را با هم ببینیم. در این ویدیو ۱۳ ساندویچ جالب می‌بینید که شاید نام برخی از آن‌ها را هم نشنیده باشید.

    دانلود ویدیو 360p | 720p | تماشا در یوتیوب

    مثل همه تفاوت‌های فرهنگی و سنتی، سلیقه‌ها و ذائقه‌ی مردم در کشورهای مختلف متفاوت است. مثلا مردم آفریقای جنوبی و لهستان از خوردن Sloppy Joe به قدری که آمریکایی‌ها از Gatsby Sandwich (استیک، همبرگر، سیب‌زمینی سرخ‌شده و چند نوع سس عجیب و غریب در یک ساندویچ!) و Zapiekanka تعجب می‌کنند، شگفت زده می‌شوند. کجارو در ادامه به  ۱۳ مدل ساندویچ مختلف در سراسر دنیا می‌پردازد.

    ۱. Chicken-Avocado-Aioli

    Chicken-Avocado-Aioli

    همانطور که از نام این ساندویچ پیدا است، مواد تشکیل دهنده‌ی آن تکه‌هایی از گوشت مرغ و آووکادو تشکیل شده و یکی از ساندویچ‌های محبوب استرالیایی‌ها به‌شمار می‌رود.

    ۲. Gatsby Sandwich

    Gatsby Sandwich

    Gatsby نوعی ساندویچ پرکالری و بزرگ ویژه‌ی آفریقای جنوبی است که در وصف آن گفته می‌شود هر کدام از این ساندویچ‌ها چهار نفر را سیر می‌کنند. از اینجا می‌توانید طرز تهیه این ساندویچ را ببینید.

    ۳. ساندویچ خیار

    Cucumber Sandwich

    ساندویچ خیار غذایی عجیب است که بریتانیایی‌ها را مخترع آن می‌دانند. طرز تهیه این غذا را که یکی از عجیب‌ترین ساندویچ‌های این فهرست به‌شمار می‌رود از اینجا ببینید.

    ۴. ساندویچ کره‌ی بادام زمینی و ژله

    Peanut Butter and Jelly Sandwich

    ساندویچ کره‌ی بادام زمینی و ژله محبوب مردم آمریکای شمالی است که شبیه کره و مربای معروف ما ایرانی‌ها است و روش‌های مختلفی برای سرو آن وجود دارد. از اینجا می‌توانید طرز تهیه این ساندویچ را ببینید.

    ۵. Smorrebrod

    Smorrebrod

    ساندویچ Smorrebrod، ساندویچی خوشمزه و دانمارکی است که شهرتی جهانی دارد. روش‌های مختلفی برای تهیه آن وجود دارد؛ اما این طرز تهیه روشی متفاوت و خوشمزه است.

    ۶. Panini

    Panini

    پنی‌نی ساندویچی ایتالیایی است که جدیدا در کافی‌شاپ‌ها و رستوران‌های ایرانی نیز مرسوم شده است. روش مرسوم و معروف تهیه این ساندویچ در سایت فود آموزش داده شده است.

    ۷. Croque Monsieur

    Croque Monsieur

    ساندویچ‌های فرانسوی شهرت جهانی ندارند؛ اما Croque Monsieur یک استثنا است. روش تهیه مفصل این ساندویچ را در سایت معروف گاردین ببینید.

    ۸. دنر کبابDöner Kebap

    ساندویچ خوشمزه و معروف ترک که در ایران نیز طرفداران زیادی دارد، نیز در این فهرست قرار گرفته است. این ساندویچ در شمال‌غرب ایران به دنر و در شهرهای دیگر ایران به کباب ترکی نیز معروف است. روش تهیه این ساندویچ را از اینجا ببینید.

    ۹. ساندویچ Banh Mi

    Banh Mi Sandwich

    ساندویچ بزرگ و عجیب Banh Mi انواع مختلفی دارد که محبوب‌ترین آن به روش توضیح داده شده در سایت Chow تهیه می‌شود.

    ۱۰. Sloppy Joe

    Sloppy Joe

    وجود رستوران‌های زنجیره‌ای آمریکایی در سراسر جهان محبوبیت و شهرت این ساندویچ‌ها را افزایش می‌دهد. در کشور ما نیز Sloppy Joe در برخی از رستوران‌ها سرو می‌شود. شما نیز می‌توانید به روش سایت Allrecipes این ساندویچ را تهیه کنید.

    ۱۱. Choripan

    Choripan

    ساندویچ Choripan محبوب مردم آمریکای جنوبی نیز روش‌های مختلفی برای تهیه دارد. یک روش محبوب در این سایت آمورش داده شده است.

    ۱۲. Zapiekanka

    Zapiekanka

    یک ساندویچ معروف دیگر اروپایی در این فهرست، Zapiekanka ساندویچی تک لایه یا Open-Face است که روش تهیه‌ای ساده و نتیجه‌ای خوشمزه در پی دارد. این غذا محبوب مردم لهستان است. سایت About یکی از این روش‌ها را آموزش داده است.

    ۱۳. Toast Hawaii

    Toast Hawaii

    یک ساندویچ تک لایه دیگر، Toast Hawaii با اسمی آمریکایی ولی اصالتی آلمانی است. این ساندویچ با لایه‌ای از آناناس سرو می‌شود. برای تهیه آن کافی است روش تهیه را از سایت فود دنبال کنید.