مدیر بخش تولید ردمی، برند زیرمجموعه‌ی شیائومی، مطمئن است تا پایان ژانویه، ردمی نوت ۷ به رکورد فروش یک میلیون دستگاه دست پیدا می‌کند.

    هفته‌ی گذشته معرفی ردمی نوت ۷ را شاهد بودیم که به دوربین ۴۸ مگاپیکسلی و تراشه‌ی اسنپدراگون ۶۶۰ کوالکام مجهز است. عرضه‌ی این محصول جدید از جمعه ۱۸ ژانویه (برابر ۲۷ دی‌) شروع خواهد شد. مدیر بخش تولید ردمی (Redmi) که از زیرمجموعه‌های شرکت چینی شیائومي (Xiaomi) به‌شمار می‌رود، به‌حدی از موفقیت این محصول جدید مطمئن است که ادعا کرده تا پایان ژانویه، به رکورد فروش یک میلیون دستگاه دست خواهند یافت.

    برند ردمی بررسی این گوشی جدید را در شبکه‌ی اجتماعی ویبو منتشر کرده و کاربران مختلف درباره‌ی این محصول اظهارنظر کرده‌اند. دراین‌‌میان، برخی کاربران این پرسش را مطرح کرده‌اند که آیا ردمی برای مواجهه با تقاضای فراوان برای این گوشی جدید آماده است یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش، ونگ تنگ، مدیر بخش تولید ردمی اعلام کرده آماده هستند در دو یا سه فروش اولیه‌، یک میلیون دستگاه ردمی نوت ۷ را بفروشند.

    Redmi Note 7

    مقاله‌ی مرتبط:

    نوت ۷ در سه رنگ مختلف و با پیکربندی‌های متفاوتی عرضه می‌شود. ارزان‌ترین نمونه‌ی این گوشی با قیمتی درحدود ۱۵۰ دلار، به حافظه‌ی رم ۳ گیگابایتی و ۳۲ گیگابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی مجهز است. مدل بالاتر این گوشی نیز با ۴ گیگابایت حافظه‌ی رم و حافظه‌ی ذخیره‌سازی ۶۴ گیگابایتی با قیمت تقریبی ۲۱۰ دلار فروخته می‌شود. همچنین، کاربران می‌توانند با پرداخت مبلغی درحدود ۱ دلار و ۵۰ سنت، شارژر سریع ۱۸ واتی را هم درکنار این گوشی بخرند.


    Gladius استارتاپی مبتنی بر بلاک‌چین است که به‌کمک اجاره‌ی پهنای باند کاربران، از حملات هکرها جلوگیری می‌کند.

    زمانی‌که شرکت تولید سرور ماینکرفت مکس نیبلسکی (Max Niebylski) در دَه سالگی درآمد کسب می‌­کرد، کسب‌وکار او با حمله‌ی محروم‌­سازی از سرویس (DDoS) مواجه شد. درنتیجه‌ی این اتفاق، نبیلسکی تصمیم گرفت راه‌­حلی برای این مشکل پیدا کند.

    او ازطریق دارک­‌‌وب (Dark Web) به‌دنبال راه­‌حلی بود تا با ابزار مشکل‌­آفرین مقابله کند. دراین‌میان، مکس نبیلسکی یک‌باره با روشی آشنا شد که به‌طرز عجیبی آن را نوجوانی با هدف شوخی در سال ۱۹۷۴ ساخته بود. روش این نوجوان موجب دردسر بسیاری برای وب­‌سایت‌ها می‌شد و میلیون‌ها دلار هزینه‌ به‌بار می‌­آورد.

    در زمان حمله‌ی محروم‌سازی از سرویس، به سرور با تعداد بسیار زیادی از درخواست‌های بی‌فایده حمله می‌شود. درنتیجه، ظرفیت خدمات‌رسانی به کاربران واقعی کاهش پیدا می­‌کند و درنهایت، سایت از کار می‌افتد. روش‌های مختلفی برای مقابله با این حمله وجود دارد؛ اما نیبلسکی که اکنون ۱۹ ساله است، اعتقاد دارد استارتاپ مبتنی بر بلاک‌چین او به‌نام گلادیوس (Gladius)، به‌مراتب راه‌حل مؤثرتری می‌تواند باشد.

    در خانواده‌‌ی نبیلسکی آموزش اهمیت بسیاری دارد؛ اما کنجکاوی‌اش موجب می‌شود یادگیری او حدومرزی نشناسد. او می‌گوید:

    همیشه از شاخه‌ای به شاخه دیگر می‌پریدم؛ اما درنهایت، به فناوری بازمی‌گشتم. از دَه سالگی می‌خواستم کارآفرینی در عرصه‌ی فناوری باشم. وقتی از دانشکده انصراف دادم، پدرومادرم بسیار ناراحت شدند و فکر می‌کردند رؤیاهایم به‌پایان رسیده؛ اما هدف من این بود که پروژه‌ی گلادیوس را تمام‌وقت دنبال کنم.

    بلاکچین

    پس از گذشت نُه سال از حمله‌ی سایبری به سرور ماینکرفت، او همیشه با این سؤال روبه‌رو بود: «چگونه می‌توان مقابل این‌ گونه حملات را گرفت؟» برای بسیاری از افراد دارک‌وب محل اسرارآمیز و گیچ‌کننده‌ای است؛ اما این موضوع برای نیبلسکی جوان فرق داشت. او اولین لپ‌تاپ خود را در هشت سالگی کادو گرفت و به‌سرعت به بازی‌های ویدئویی علاقه‌مند شد. زمانی‌که از بازی‌ها خسته شد، به‌جای دنبال‌کردن سرگرمی‌های جدید، تصمیم گرفت این بازی‌ها را تغییر دهد و برنامه‌ی خود را بسازد.

     او می­‌گوید:

    تغییر و اصلاح بازی‌های ویدئویی درنهایت به طراحی هک‌های معمولی منجر شد و بیش از نیمی از وقت روزانه‌‌ام برای امنیت سایبری و بلاک‌چین صرف می‌شد.

    در تابستان سال ۲۰۱۷، زمانی‌که نبیلسکی دانشجوی سال اول دانشگاه مریلند بود، وی و چند تن از دوستانش گلادیوس را ایجاد کردند.

    مکس نبیلسکی می­‌گوید:

    تلاش کردیم برنامه‌ی تناسب‌اندام را راه‌اندازی کنیم؛ اما همین که این برنامه را منتشر کردیم، با حمله‌ی محروم‌سازی از سرویس مواجه شدیم. وقتی محصولات و خدمات را برای کاهش حملات بررسی می‌کردیم، متوجه شدیم راه‌حل‌ها بسیار متمرکز هستند و ارائه‌دهندگان خدمات هزینه‌ی زیادی برای نیرو و فضا و خنک‌کردن زیرساخت‌ها پرداخت می‌کنند. با خودم فکر کردم وقتی می‌­توانیم به روش توزیع‌شده سرور بازی راه‌ بیندازم و ارز رمزنگاری‌شده استخراج کنم؛ چرا از همین روش برای مقابله با حملات محروم‌سازی سرور استفاده نکنیم؟

    پلتفرم نرم‌افزار محروم‌سازی از سرویس گلادیوس پهنای باند استفاده‌نشده‌ی مصرف‌کنندگان را به‌صورت مؤثری زمانی‌که خواب یا سرِکار هستند یا به هر دلیل دیگری از پهنای باند استفاده نمی‌کنند، برای مقابله و دفاع دربرابر حملات محروم‌سازی از سرویس به‌کار می‌گیرد.

    بلاکچین

    بلاک‌چین اتریوم که گلادیوس روی آن ساخته شده، بنیان‌گذاران این استارتاپ‌ را با مشکلات بزرگی مواجه کرده است. نبیلسکی دراین‌باره می­‌گوید:

    فناوری مدرن بلاک‌چین، تنها چند سال است به‌وجود آمده؛ اما باید در مدت بسیار کوتاهی تغییرات مدنظرمان را روی آن ایجاد می‌کردیم.

     در‌حالی‌‌که در مراحل ابتدایی استارتاپ‌های فناوری، دوستان و خانواده و سرمایه‌گذران خطرپذیر از آن‌ها حمایت می‌کنند، استارتاپ نبیلسکی در دسامبر ۲۰۱۷ از فروش توکن حدود بیست میلیون دلار کسب کرد.

    نبیلسکی می‌گوید:

    عرضه‌ی توکن باعث شد به‌دنبال افرادی بگردیم که حاضر بودند برای دسترسی به محصولمان هزینه کنند. این روش مزایای بسیاری دارد؛ مثلا از یک طرف، باعث شد مشارکت‌کنندگان استارتاپ ما بتوانند به‌طور مستقیم به ما کمک مالی کنند و از طرف دیگر، در محصولی سرمایه‌گذاری کنند که در آینده ارزش بسیاری خواهد داشت.

    مقاله‌های مرتبط:

    درحال‌حاضر، شرکت این استارتاپ در شهر واشنگتن مستقر است و هر شخصی از سراسر جهان می‌تواند از وب‌سایت این شرکت استفاده کند. استفاده از این وب‌سایت علاوه‌بر داشتن اینترنت سریع، امن است؛ به‌همین‌دلیل، بسیاری از کسب‌وکارها می‌توانند با خیال راحت از آن استفاده کنند. درحال‌حاضر، بیش از هزار نفر در هشتاد کشور مختلف برای جلوگیری از حملات محروم‌سازی از سرویس درحال‌آزمایش این راه‌حل هستند.

    مکس نبیلسکی اکنون به‌همراه تیم چهارده نفره‌‌اش مشغول به‌کار است. وی دراین‌باره می‌گوید:

    هدف این است درآمد ناخالص و جریان نقدی ما تا سال ۲۰۲۰ مثبت باشد. البته، این اهداف دست‌یافتنی به‌نظر می‌رسند و در آینده، ما را دچار مشکل نخواهند کرد. درحال‌حاضر، تمرکز اصلی ما روی این موضوع است که مشکلات امنیتی را برای ارائه‌دهندگان خدمات در مقیاس اقتصادی بیشتر کاهش و فروشندگان و نیروی انسانی شرکتمان را افزایش دهیم.

    حملات هکرها به‌طور گسترده و پیچیده‌تری مدام در‌حال‌افزایش است و این حملات آسیب‌هایی جدی به کسب‌وکارها وارد می‌کند. برای مثال، مطابق آنچه نبیلسکی می‌گوید، در سال ۲۰۱۶، خسارات مالی درنتیجه‌ی حملات محروم‌سازی از سرویس حدود ۱.۶ میلیون دلار بود؛ اما این رقم در سال ۲۰۱۷، به ۲.۳ میلیون دلار رسید. افزون‌براین، هزینه‌ی کسب‌وکارهایی که در سال ۲۰۱۶ با حمله مواجه شدند، حدود پانزده هزار دلار در سال ۲۰۱۷ افزایش یافته است.

    نبیلسکی می‌گوید:

    برای مقابله با این مشکلات، دیوارها را باید ازمیان برداریم و با یکدیگر همکاری کنیم. راه‌حل، بیشتر شبیه راه‌حلی است که هکرها استفاده می‌کنند و امروزه، کمتر به آن توجه می‌شود.براین‌اساس، به راه‌حلی متن‌باز نیاز داریم که بتواند روی سخت‌افزارها و سیستم‌‌عامل‌های مختلف اجرا شود و درعین‌حال، شفافیت و امنیت بیشتری ارائه کند.


    فناوری‌های هوشمند روز‌به‌روز نفوذشان را در زندگی‌مان بیشتر می‌کنند. همچنین، تأثیرات مثبت و منفی آن‌ها در شکل‌ها و گستره‌های متنوعی خود را نشان می‌دهند.

    نیکولاس کار در سال ۲۰۱۰، کتابی به‌نام The Shallows: What the Internet Is Doing to Our Brains منتشر کرد. در همان عنوان کتاب، سؤال اصلی مطرح شده است: واقعا اینترنت چه بلایی بر سر مغزمان می‌آورد؟ ما هنوزهم برای یافتن جواب سؤال نیکولاس، به‌اندازه‌ی کافی زمان نگذاشته‌ایم. اینترنت ما را کندذهن و حتی احمق می‌کند؟ فناوری توانایی‌های شناختی ما را تضعیف می‌کند یا حتی ازبین می‌برد؟ نیکولاس روی اینترنت تمرکز کرده بود که در ذاتش فناوری کندذهن‌ها است. اینترنت زیرساختی دیجیتالی با اهداف عام است که هوشمندی را به‌سمت نقاط انتهای شبکه سوق می‌دهد. در تعریف ساده‌تر، اینترنت برای کاهش فعالیت‌های مغزی و تفکر طراحی شده است.

    نویسنده‌ی مقاله‌ی اصلی، برت فریشمن، کتابی با نام Re-Engineering Humanity دارد که به‌همراه ایوان سلینجر نوشته شده است. او پس از انتشار کتاب، مکرر با این سؤال مواجه می‌شود: فناوری ما را کندذهن می‌کند؟ او، خود این سؤال را مطرح می‌کند که سؤال مذکور درباره‌ی ماهیت خودِ فناوری است یا شرکت‌های فعال در آن حوزه را هدف قرار می‌دهد؟

    مقاله‌های مرتبط:

    فریشمن در پاسخ به پرسش ذکرشده، مانند وکلا و افرادی عمل می‌کند که از پاسخ‌دادن طفره می‌روند. او در پاسخ به‌سادگی می‌گوید: «بستگی دارد». درواقع در برخی حوزه‌ها، پاسخ مثبت و در برخی دیگر، منفی خواهد بود. برای پاسخ‌گویی بهتر، ابتدا باید اشتباهات مفهومی در خوِد سؤال را برطرف کنیم. درواقع، ابتدا باید تقسیم‌بندی اشتباه و سیاه‌وسفید باهوش یا احمق را کنار بگذاریم. مفهوم اصلی در یک بُعد جریان ندارد. انواع هوشمندی در حوزه‌های مختلف تعریف می‌شوند و تأثیر فناوری روی هریک از آن‌ها نیز متفاوت است.

    ذهن آگاهی

    به‌هرحال، پس از تشخیص اشکالات مفهومی در سؤال می‌توان پاسخ مثبت به آن را در موقعیت‌های خاص پیدا کرد. در مواقعی که فکرکردن را برعهده‌ی فناوری اصطلاحا هوشمند می‌گذاریم تا زندگی روزمره‌مان را نیز مدیریت کند، خود را به‌نوعی کندذهن کرده‌ایم. این معامله، تنها به ارزش کمی راحتی بیشتر در زندگی انجام می‌شود.

    آیا داده‌های بی‌نهایت اینترنت، ما را هوشمند می‌کند؟

    اینترنت داده‌های تقریبا بی‌نهایت را به ما عرضه می‌کند. انواع داده از متن و عکس و ویدئو تا هزاران شکل دیگر که ازلحاظ تئوری برای افزایش هوش ما مفید خواهند بود. به‌صورت عمومی، این حجم از داده ممکن است دانش ما را نیز افزایش دهد و حرکت‌ها و فعالیت‌ها را نیز براساس همان هوشمندی برنامه‌ریزی کند. شاید با استفاده از داده‌های دریافت‌شده از اینترنت، بتوان روند تصمیم‌گیری شخصی را نیز بهبود بخشید یا شاید بتوان دیدی عمیق‌تر به اعتقادات یافت و تعصب‌های شخصی را بازبینی کرد.

    همه‌ی ما از ظرفیت‌های مذکور در استفاده از اینترنت استفاده می‌کنیم؟ چه کسی استفاده می‌کند؟ چه کسی واقعا هوشمندتر شده است و چگونه؟ در چه حوز‌ه‌ای هوشمندتر شده‌ایم؟ شما و ما و خویشاوندان ما و فرزندانی که روزانه با حجم نامحدودی از داده‌های خام مواجه می‌شویم، از آن‌ها در افزایش ظرفیت‌ها و هوشمندی خود استفاده کرده‌ایم یا شاید تنها فکرکردن را برون‌سپاری می‌کنیم؟ آیا تصور نمی‌کنید پس از مدتی، تنها دنباله‌رو دستورهای نوشته‌شده‌ی دیگران هستید؟

    Artificial Intelligence

    ما به‌راحتی با این تصور فریب می‌خوریم که به‌مرور در‌حال‌افزایش مرزهای ذهن خود هستیم و با کمی کمک از دنیای دیجیتال، هوشمندتر شده‌ایم. درواقع، آن تصورات تنها وهم و خیال هستند. آن‌ها تبلیغاتی برای فروش بیشتر محصولات هستند؛ محصولاتی که راه را برای کاهش حداکثری مقاومت و تفکر ما هموار می‌کنند. افراد مختلف ادعا می‌کنند با گوشی هوشمند قدرت تفکر و هوشمندی خود را افزایش داده‌اند. باید از آن‌ها بپرسیم چه نوع تفکر و هوشمندی را بهبود بخشیده‌اند. احتمالا پاسخ قانع‌کنند‌ه‌ای به آن نخواهند داد.

    فناوری کدام را توسعه می‌دهد: ذهن ما یا دسترسی دیگران به آن؟

    آیا استفاده از فناوری‌های امروزی، ذهن ما یا دسترسی دیگران به ذهن ما را توسعه می‌دهد؟ وقتی شما برای مسیریابی به GPS اتکا می‌کنید، چه‌ کسی برنامه‌ریزی راه را انجام می‌دهد؟ چه‌ کسی هوشمندتر می‌شود؟ شما به‌دلیل استفاده از GPS هوشمندتر شده‌اید؟ برون‌سپاری مسیریابی و آگاهی از اطراف، چه تأثیری بر توانایی‌های شما می‌گذارد؟ درحقیقت، گوگل و ویز و سرویس‌های مشابه، با این کار درمقایسه‌با شما و اطراف شما و حتی افراد پیرامونتان هوشمندتر می‌شوند. این هوشمندی می‌تواند خوب یا بد باشد؛ اما قطعا ذهن شما را توسعه نخواهد داد و شما را هوشمندتر نیز نخواهد کرد.

    اکثر مردم امروزه می‌دانند بسیاری از شرکت‌های فناوری، اطلاعات زیادی از هریک از ما دارند. تبلیغ‌دهندگان، بحران کمبریج آنالیتیکا و شرکت‌های مشابه، پلتفرم‌های جامع و…، همه نشان‌دهنده‌ی اطلاعاتی بودند که ما به شرکت‌های فناوری می‌دهیم. آن‌ها هوشمندیِ درخورتوجهی کسب کرده‌اند و در پی آن، قدرتمند‌تر هم شده‌اند. نکته‌ی مهم این است که شرکت‌ها با دریافت داده‌های خام متفاوت هوشمند شده‌اند. درواقع، آن‌ها مواداولیه‌ی مشابه ما را برای هوشمندی استفاده نمی‌کنند.

    داده / data

    شرکت‌ها با جمع‌آوری مجموعه‌های ارزشمند داده هوشمندتر می‌شوند؛ داده‌هایی که با استفاده از فناوری‌های عظیم شبکه به‌دست می‌آیند. هر اتفاقی که در اینترنت رخ می‌دهد، هر تعامل و تراکنش و ارتباط، داده یا همان زنجیره‌ای از صفر و یک محسوب می‌شود. همه‌ی فعالیت‌های ما داده تولید می‌کنند.

    شرکت‌های دنیای فناوری، هوشمندی کاربردی را با جمع‌آوری و پردازش داده به‌دست می‌آورند. آن‌ها بیش از همه با بررسی واکنش ما دربرابر رخدادهای گوناگون و داده‌های خام متفاوت هوشمند می‌شوند. هوشمندی این‌چنینی آن شرکت‌ها را قدرتمندتر می‌کند. آن‌ها تغییراتی در سرویس‌هایشان ایجاد می‌کنند تا رضایت ما از انجام برخی فعالیت‌ها بیشتر شود. به‌عنوان مثال، شرکت‌ها برای افزایش درگیری و مشارکت ما در پلتفرم‌هایشان فعالیت‌های متعددی انجام می‌دهند. به‌هرحال، هر فعالیتی که غول‌های فناوری به‌منظور افزایش راحتی ما انجام دهند، درنهایت، به هوشمندتر و قدرتمندترشدن خودشان خواهد انجامید.

    Emotionall Intelligent

    ما هم در نتیجه‌ی هوشمندترشدن شرکت‌ها هوشمند می‌شویم؟ ذهن ما هم با کسب هوش جدید و افزایش ظرفیت‌ها توسعه می‌یابد؟ کدام ظرفیت‌های واقعی ما بهبود یا توسعه می‌یابند؟ اصلا تمرینی برای بهبود آن‌ها انجام می‌شود؟ با چه هدفی تمرین می‌کنید؟ چه‌ نوع هوشمندی کاربردی برای بهبود زندگی ما کسب می‌شود؟ با وجود تمام حقایق و سؤال‌های مذکور، ما بازهم به پاسخ دوگانه‌ی خودمان می‌رسیم. درواقع، هنوز نمی‌توانیم پاسخ صریحی به سؤال اصلی مقاله بدهیم.

    اینترنت مجموعه‌ای عظیم از داده را در هر مکان و زمان، به راحت‌ترین شیوه دراختیارمان قرار می‌دهد. البته، شاید چنین بذل و بخششی از سمت دنیای فناوری، به قیمت روح و روان ما باشد. صرف‌نظر از آنچه ما در این معامله ازدست می‌دهیم (مانند روح و انسانیت)، حتی مطمئن نیستیم که دانش مدنظر به ما منتقل شود.

    دیدگاه شما چیست؟ آیا اینترنت و دنیای فناوری، به‌اندازه‌ای که از ما اطلاعات کسب کرده‌اند، به هوشمندترشدن هم کمکی کرده‌اند؟


    جهان‌های موازی (Parallel Universes) جهان‌هایی که می‌توانند وقایع طبیعی و قوانین فیزیکی متفاوتی با جهان ما داشته باشند. این جهان‌ها درواقعع تئوری وجود واقعیت‌های جداگانه درکنارر واقعیت کنونی را تعریف می‌کند. اگر قرار باشد به زبان ساده بگوییم، تمام آن چیزی که به‌عنوان جهان پیرامونمان می‌شناسیم، در یک ذره با چگالی بی‌نهایت قرار داشته است و سپس براساسس نظریه‌ی مه‌بانگ یا بیگ بنگ، باعث گسترش و انبساط آن در یک فضای سه‌بعدی شده است. بعدا، انرژی عظیم این انفجار اولیه، رو به سردی گذاشت و نور شروع به درخشیدن کرد. سرانجام قطعات کوچک شروع به شکل دادن مواد بزرگ‌تری مانند کهکشان‌ها، ستار‌ها و سیار‌ه‌ها کردند. سؤال مهمی که به ذهن می‌رسد این است؛ آیا این تنها جهان موجود است؟

    محدودیت‌هایی که تکنولوژی در مشاهده‌ی اطرافمان ایجاد کرده است، به قدری زیاد است که حتی توانایی رصد بخش اعظمی از آنچه درون همین جهان را نداریم، چه برسد به مشاهده‌ی آن چیزی که شاید در خارج از جهان ما وجود داشته باشد. ما از شکل دقیق منحنی فضا-زمان آگاهی چندانی نداریم. یک نظریه‌ی قابل‌توجه این  است که فضا-زمان مسطح است و تا بی‌نهایت ادامه دارد. چنین تعبیری از فضا-زمان، امکان وجود جهان‌های دیگر را ممکن می‌داند. با چنین نگرشی امکان وجود جهان‌های تکرارشونده نیز وجود دارد. اگر قرار باشد مکانیک کوانتوم و نحوه‌ی رفتار زیرواحد‌های اتمی ذرات را چارچوب مطالعه خود در حول چندجهانی قرار دهیم، سرانجام به نظریه‌ی جهان‌های خواهر خواهیم رسید. با پیروی از قوانین احتمال، باید گفت تعداد احتمالاتی که برای هر تصمیم در نظر می‌گیریم، تنوع جهانی را شکل می‌دهد.

    به عبارتی دیگر، برای هر حالت ممکن از کارهای ما، جهانی برای نمایش آن وجود دارد. بنابراین اگر شما تصمیم گرفته‌اید فرانسه را به‌عنوان مقصد کاریتان انتخاب کنید، احتمالا در دنیای دیگر سوار بر هواپیما و در انتظار مقصد دیگری هستید و یا حتی در جهان دیگری تصمیم گرفته‌اید در شهر خود بمانید. یعنی برای هر تصمیم شما دو جهان خلق می‌شود، در یکی شما آن کار را انجام داده‌اید و در جهانی دیگر تصمیم دیگری گرفته‌اید. راه ممکن دیگر، قائل بودن به تنوع جهان‌ها براساسس ساختار ریاضیات است. جهانی که شما در  آن ساکن هستید، ساختاری ریاضیاتی را شامل می‌شود که در دنیاهای دیگر ممکن است تغییر کند. مکس تگمارک (Max Tegmark)، ایده‌پرداز این نظریه، در مقاله خود در سال ۲۰۱۲ نوشته است:

    یک ساختار ریاضیاتی، چیزی است که می‌توانید آن را به‌طور کاملا مستقل از انسان توضیح دهید. من به‌شدت معتقدم جهانی دیگر در خارج و کاملا مستقل از من، می‌تواند وجود داشته باشد و ادامه و بقای این جهان، مستقل از وجود و یا عدم وجود انسان در آن است. 

    نظریه‌ی ریسمان (String Theory) یعنی به‌جای چهار نیروی بنیادی مستقل؛ هسته‌ای قوی، نیروی هسته‌ای ضعیف، نیروی الکترومغناطیس و نیروی گرانشی یک نظریه واحد به‌وجود آمده است که همه‌ی آن‌هارا در بر می‌گیرد. برای دهه‌ها، دانشمندان نظریه‌های مختلفی پیرامون آنچه در ورای بعد سوم است ارائه می‌کردند و سعی داشتند نظریه‌ای واحد ارائه کنند تا همه‌ی فعالیت‌های ممکن در جهان توجیه‌پذیر باشد. در طول ۱۰۰ سال گذشته و بیشتر، عده‌ی زیادی درصدد این کار برآمدند اما گویی امری ناممکن بود؛ سرانجام نظریه‌ی ابرریسمان یا ریسمان، پاسخ به چنین ابهاماتی را ممکن کرد. نظریه‌ی ریسمان در تلاش است تا ایده‌های اینشتین در نظریه‌ی نسبیت عام را با مکانیک کوانتوم پیوند بزند تا بدین طریق بتواند نظریه‌ی کوانتوم را در گرانش به کار ببندد. در حقیقت نظریه‌ی ریسمان پلی است میان قوانین حاکم بر فضا-زمان و مکانیک کوانتوم که در مجموع چهار قانون حاکم بر طبیعت را متحد کرده است.

    دستیابی به جهان‌های موازی

    جهان های موازی / parallel universes

    آیا ممکن است با جهان‌های موازی ارتباط برقرار کرد؟ آیا مکان دارد که موجوداتی از دیگر جهان‌های موازی به ما سر زده باشند؟ تماس با دیگر جهان‌های موازی کوانتومی که دارای فازی مخالف با فاز جهان ما، هستند بسیار نامحتمل به نظر می‌رسد. دلیل فاز مخالف ما از این جهان‌های دیگر این است که اتم‌های ما با سایر اتم‌ها در محیط پیرامونی برخورد کرده‌اند. در هر برخورد تابع موج آن اتم اندکی می‌رمبد، یعنی تعداد جهان‌های موازی کاهش می‌یابد. هر برخورد، از تعداد امکان‌پذیری‌ها کم می‌کند. جمع کل تمام این تریلیون‌ها ریز رمبش‌های اتمی به این توهم می‌انجامد که اتم‌های بدن ما کلا به حالت قطعی رمبیده‌اند.

    واقعیت عینی اینشتین، توهمی است حاصل از این امر که ما تعداد بسیار زیادی اتم در بدنمان داریم که هر یک به سایر برخورد می‌کنند و هر بار تعداد جهان‌های موازی ممکن را کاهش می‌دهد. این مانند دیدن تصویری تار در دوربین است. هر بار که شما دوربین را میزان کنید تصویر شفاف و شفاف‌تر می‌شود. این متناظر است با تریلیون‌ها برخورد ریز با اتم‌های همسایه که هر برخورد از تعداد جهان‌های ممکن را کاهش می‌دهد. به این شیوه ما به‌آرامی از جهان خرد مبهم را به جهان کلان گذر می‌کنیم . پس احتمال برهمکنش با یک جهان کوانتومی دیگر شبیه به جهان ما صفر نیست بلکه بر حسب تعداد اتم‌های بدن ما به سرعت کاهش می‌یابد. چون در بدن ما تریلیون‌ها تریلیون اتم هست شانس برهمکنش ما با جهان دیگری پر از دایناسورها و فضایی‌ها بسیار اندک است اما خوشبختانه صفر نیست.

     احتمال برهمکنش با یک جهان کوانتومی دیگر شبیه به جهان ما صفر نیست

    می‌توانید محاسبه کنید برای وقوع چنین رویدادی باید خیلی بیشتر از طول عمر جهان صبر کنید. پس نمی‌توان برقراری تماس با یک جهان موازی کوانتومی را منتفی دانست. ولی این رویداد فوق‌العاده نادر خواهد بود زیرا جهان ما با آن جهان دارای فازی مخالف است. ولی در کیهان‌شناسی ما با نوع دیگری از جهان‌های موازی مواجه می شویم؛ یک چند جهانی از جهان‌هایی که با هم همزیستی دارند مانند حباب‌های صابون شناور در وان حمامی کف‌آلود. تماس با جهانی دیگر در یک چند جهانی پرسشی است متفاوت. انرژی لازم برای گشودن سوراخی در فضا یا بزرگ کردن کف فضا-زمان از مرتبه‌ی انرژی پلانک است؛ جایی که تمام فیزیک شناخته شده از پا می‌افتد. فضا و زمان در آن انرژی پایدار نیستند و این امکان رفتن از جهان ما را زنده نگه می‌دارد.

    این یک پرسش آکادمیک محض نیست زیرا تمام حیات هوشمند در جهان، روزی مجبور به رویارویی با پایان جهان خواهد بود. شاید برای فرار از این مهلکه روزی حیات هوشمند مجبور شود به جهان موازی دیگری نقل مکان کند. داده‌های پیشین ماهواره‌ی WMAP و ماهواره پلانک، تأیید می‌کند که جهان با آهنگی شتابان در حال انبساط است. چه بسا روزی تمام ما در آنچه که فیزیکدان‌ها انجماد بزرگ (Big Freeze) می‌نامند از بین برویم. سرانجام تمام جهان تاریک خواهد شد. تمام ستارگان در آسمان خاموش خواهند شد و ستاره‌های نوترونی و سیاهچاله‌ها تشکیل خواهد شد. همچنین ممکن است خود اتم‌های اجسام نیز شروع به واپاشی کنند یا دما به نزدیک صفر مطلق برسد و حیات را ناممکن سازد.

    تورم کیهانی

    بیگ بنگ / big bang

    در اوایل دهه‌ی ۸۰ میلادی، فیزیکدانان متوجه شدند که می‌توان تعریفی متفاوت از جهان‌های موازی ارائه داد؛ اینکه جهان‌های دیگر برخلافف باور گذشته در فضای انتزاعی و موازی متفاوتی وجود ندارند، بلکه در همین بستر فضا-زمان و در نقطه‌ای کاملا دور به نسبت جهان ما وجود دارند. تعریف شگفت‌انگیزی از جهان‌های موازی بود اما به نظر می‌رسید که این جهان‌های حباب مانند، حاصل تصویر جدیدی بود که در زمینه کیهان‌شناسی در حال شکل‌گیری بود. الن گوت (Alan Guth) که هم‌اکنوناضر فیزیکدان دانشگاه MIT آمریکا است، در سال ۱۹۸۰ میلادی پیشنهاد داد که در نخستین لحظات پس از بیگ بنگ، جهان به سرعت مانند بادکنک منبسط شد و سپس به حالت انبساط عادی خود بازگشت. همین دوره‌ی تورمی موقتی، به قول گوت، که ناشی از نوعی گرانش دافعه‌ای بود، می‌تواند به خوبی توضیح دهد که چرا کیهان صاف و تخت است؛ همین ویژگی‌ها موجب سردرگمی کیهان‌شناسان شده بود.

    مقاله‌ی مرتبط:

     امروزه اکثر کیهان‌شناسان مفهوم کلی تورم را پذیرفته‌اند و تاکنون چندین مدل کلی را برای توضیح آن انبساط سریع ارائه داده‌اند. به‌گفته‌ی گوت، به مرور زمان مدل‌های مربوط‌به توضیح انبساط پس از بیگ بنگ بهتر و بهتر شده‌اند. برای مثال در طول چند دهه‌ی گذشته مأموریت ماهواره‌ای ناسا به نام کاوشگر ناهمسان‌گرد ریزموجی ویلکینسون (WMAP) و ماهواره پلانک سنجش‌های دقیقی از تابش زمینه‌ی کیهان انجام داده‌اند و دریافته‌اند که الگوهای ظریف آن با پیش‌بینی‌های تورمی مهبانگ مطابقت دارند. کیهان‌شناسان همچنین می‌توانند به کمک این تابش‌ها، چگالی جرم جهان را اندازه‌گیری کنند. گوت معتقد است این مقدار برابر با نیم درصد پیش‌بینی تورم خواهد بود. اندرو لیدل، کیهان‌شناس دانشگاه ادینبورو می‌گوید:

    شواهد بسیار قوی وجود دارد. اکثریت مردم مفهوم تورم کیهانی را معقول می‌دانند و انتظاری نمی‌رود که فرضیه دیگری بتواند جای آن را بگیرد.

    جهان‌های موازی در بستر فضا-زمان و در نقطه‌ای کاملا دور به نسبت جهان ما وجود دارند

    گوت و دیگر دانشمندان پیشرو در نخستین سال‌های ارائه‌ی تئوری تورم کیهانی دریافتند که می‌توانند برداشت‌های جالب دیگری را به معادله‌شان بیفزایند؛ اینکه تورم کیهانی ابدی است و فقط در یک ظرف فضایی حباب‌مانند می‌توان آن را متوقف کرد. فضای بین حباب‌ها، که همچنان در حال تورم هستند، برای تشکیل حباب‌های جدید کافی است. فضای در حال تورم کیهانی، آنقدر سریع منبسط می‌شود که تقریبا هیچ چیزی از توان کافی برای رسیدن به مرزهای آن برخوردار نیست. بنابراین هر یک از آن حباب‌ها عملا جهانی مجزا و منزوی را تشکل می‌دهند. جهان ما تنها یکی از آن جهان‌های حبابی شکل را تشکیل می‌دهد. وایلنکین در سال ۱۹۸۳ میلادی پی برد که رایج‌ترین مدل‌های تورم کیهانی وجود جهان‌های موازی را پیش‌بینی کرده‌اند. مدل‌هایی که آن را رد می‌کردند، به اعتقاد او غیر واقعی بودند.

    آندریاس آلبرشت، فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید که با ساده‌ترین فرضیه‌ها به تورم ابدی و جهان‌های موازی خواهید رسید. اگر در آن زمینه محافظه‌کارانه برخورد کنید، رادیکال خواهید شد. تورم بی‌نظم کیهانی که جهان‌های چندگانه را تولید می‌کند، از نظریه‌ی تورم کیهانی ساخته می‌شود که در ابتدا توسط آلن گوت در مؤسسه‌ی فناوری ماساچوست مطرح شد. او تورم کیهانی را فرمول‌بندی کرد تا چند مسئله‌ی عمیق در کیهان‌شناسی جهان ما را حل کند؛ برای مثال چرا جهان آغازین به‌شدت همگن بود. اگرچه نواحی مجزا به‌طور اتفاقی گسسته بودند آلن گوت تورم را به این صورت توصیف می‌کند که جهان ما با دوره‌ی شگفت‌انگیز بسیار کوتاهی از انبساط نمایی و عظیم شروع شد که توسط حالت ویژه‌ای از ماده هدایت می‌شد که «خلاء کاذب» نام دارد.

    جهان های موازی / parallel universes

    طبق نظریه‌ی میدان کوانتومی، کلمه‌ی خلاء نشان‌دهنده‌ی بخشی از فضا است که انرژی کمینه‌ی محلی دارد ولی کمترین انرژی محتمل ممکن نیست و کلمه‌ی کاذب به معنای درنهایتت ناپایدار است؛ گرچه خلاء می‌تواند به مدت بسیار طولانی‌ای پایدار باقی بماند. نکته‌ی قابل‌توجه این است که خلاء کاذب می‌تواند به یک حالت انرژی پایین‌تر تونل بزند و انرژی عظیمی را آزاد یا ایجاد کند. گوت می‌گوید در این سناریوی تورمی، انبساط نمایی به پایان می‌رسد، چون خلاء کاذبی که محرک گرانش دافع است، ناپایدار است و فرو می‌پاشد؛ چیزی که بسیار شبیه واپاشی عناصر پرتوزا است. پایان آن تورم اولیه (بعد از اینکه فضا به‌صورت نمایی در کسری از ثانیه منبسط شده است) به بیگ بنگ تبدیل می‌شود که در آن انرژی وسیعی که در خلاء کاذب محبوس شده بود آزاد و به انرژی و ماده‌ی جهان آغازین تبدیل می‌شود.

    فضای بین جهان‌های پاکتی یا حبابی با سرعت بسیار زیادی منبسط می‌شود

    این انرژی چیزی است که سوپ بسیار داغ و یکنواختی از ذرات پلاسمایی را تولید می‌کند که نقطه‌ی شروع در نظریه‌ی بیگ بنگ است. ولی طبق مدل تورم کیهانی، درحالی‌کهه فروپاشی خلاء کاذب جرقه‌ی بیگ بنگ را در یک بخش از فضای در حال انبساط زده است، آن فروپاشی در تمام فضای در حال انبساط اتفاق نیافتاده است چون تمام فضای در حال انبساط به‌صورت هم‌زمان فرو نمی‌پاشد. آن آهنگ‌های متغیر فروپاشی کلید مخصوصی را فراهم کرد که باعث می‌شود جهان‌های چندگانه بدون هیچ پایانی متولد شود. بخش‌هایی از فضای خلاء کاذب که فرو نمی‌پاشد به‌صورت نمایی منبسط می‌شود و فضا را نسبت به بخش‌هایی از خلاء کاذب که فرو می‌پاشد هم سریع‌تر می‌کشد و بسط می‌دهد. چون این فضای خلاء کاذب و در حال انبساط، شبه‌پایدار است، درنهایتت قسمت‌هایی از آن در طول دوره‌های زمانی بسیار طولانی، فرو می‌پاشد.

    هر فروپاشی یک جهان پاکتی (pocket universe) منفرد تولید می‌کند که این عبارت اصطلاح گوت برای ناحیه‌ی متصل فضا-زمان است. آهنگ انبساط‌ها بسیار سریع‌تر از آهنگ فروپاشی‌ها است به همین دلیل نواحی جدیدی درست می‌شود. تمام اینها به این خاطر کار می‌کند که فشار گرانش منفی خلاء کاذب ،در بخش‌هایی از فضا که فرو نپاشیده، به ایجاد میدان گرانشی دافع ادامه می‌دهد که نیروی محرک، پشت قضیه‌ی انبساط نمایی تورم فضا است. این عمل فرصت‌های بیشتری برای فروپاشی‌های محلی درست می‌کند که در عوض جهان‌های پاکتی‌ای تولید می‌کند که به معنای واقعی کلمه‌ بی‌نهایت یا نامحدود است. الکساندر ویلنکین توضیح داد که چون فضای بین این جهان‌های پاکتی یا حبابی با سرعت بسیار زیادی منبسط می‌شود، فضا برای شکل‌گیری حباب‌های جدید باز می‌شود، بنابراین تعداد نامحدودی از جهان‌های پاکتی در طول تورم شکل می‌گیرد.

    نظریه‌ی چندجهانی

    جهان های چندگانه / multi universes

    چندجهانی مدل‌های مختلف و متنوعی دارد. در برخی مدل‌های آن، ممکن است جهان‌های همسایه با جهان ما تعامل داشته باشند و در برخی مدل‌های دیگر، این جهان‌های متعدد می‌توانند ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند. یکی از روش‌های شکل‌گیری چندجهانی، تورم ابدی (Eternal inflation) است. برخی فیزیک‌دانان معتقدند که عالم تا ابد به گسترش خود ادامه خواهد داد. این مدل تورم ابدی نام دارد و با ترکیب معادلات مکانیک کوانتومی و نسبیت عام، می‌توان به برخی ویژگی‌های آن دست پیدا کرد. در عالمی که دچار چنین سرنوشتی می‌شود، برخی بخش‌های کیهان در فرآیندی خودتکرار و بی‌پایان، تعداد بی‌نهایتی جهان پدید خواهند آورد.

    مقاله‌ی مرتبط:

    دو کیهان‌شناس به نام‌های آلن گوت و آندری لیند این فرضیه را مطرح کردند که در چندجهانی حاصل از تورم ابدی، هر چیزی که می‌تواند اتفاق بیفتد، بی‌نهایت بار اتفاق خواهد افتاد. جهان‌های متعددی که از تورم ابدی پدید می‌آیند، لزوما ویژگی‌های یکسانی ندارند؛ برای مثال، ثابت‌های فیزیکی مثلا سهم انرژی تاریک یا ثابت کیهان‌شناختی اینشتین، در آن‌ها مقادیر متفاوتی خواهد داشت. در روزگار اینشتین احتمال اینکه جهان ما می‌توانست جور دیگری باشد، خیلی دور از ذهن بود. اما در چند دهه‌ی اخیر، این سؤال از مرزهای ممنوعه به جریان اصلی پژوهش‌های فیزیک وارد شده است و فیزیک‌دانان به‌جای آنکه تصور کنند جهان ما می‌توانست چه ویژگی‌هایی داشته باشد، از سه روش کاملا مستقل به این نتیجه رسیده‌اند که احتمالا جهان‌های مجزای دیگری نیز وجود دارند که اغلب از ذراتی کاملا متفاوتی تشکیل شده‌اند و نیروهای متفاوتی بر آن‌هاحکم‌فرمانی می‌کنند.

    برای هر حالت ممکن از کارهای ما، جهانی برای نمایش آن وجود دارد

    در سال ۱۹۱۵، آلبرت اینشتین نظریه‌ی نسبیت عام را که مهم‌ترینکار تمام عمرش بود، منتشر کرد. این نظریه‌ که حاصل ۱۰ سال تلاش برای درک مفهوم نیروی گرانش بود، از بنیان‌های ریاضی قوی بهره می‌برد و معادلات آن می‌توانست از حرکت یک سیاره به دور ستاره‌اش تا مسیر پرتوهای نور را با دقتی کم‌نظیر پیش‌بینی کند. طی چند سال، ریاضی‌دانان نتیجه گرفتند که طبق این نظریه، عالم نمی‌تواند ایستا باشد، بلکه در تغییر است و کهکشا‌ن‌ها از یکدیگر دور یا به یکدیگر نزدیک می‌شوند. اینشتین در آغاز با این نتیجه‌گیری، مخالفت کرد. اما رصدهای ادوین هابل، اخترشناس برجسته در سال ۱۹۲۹، انبساط عالم را تأیید کرد.

    طولی نگذشت که فیزیک‌دانان چنین استدلال کردند که اگر جهان امروز در حال انبساط است، پس در گذشته کوچک‌تر بوده است و بدین‌ترتیب در زمانی بسیار دور، هر آنچه را که امروز می‌بینیم، از کوچک‌ترینذرات تشکیل‌دهنده‌ی ماده تا تک‌تک ستارگان، کهکشان‌ها و حتی خود فضا، در نقطه‌ای بی‌نهایت کوچک‌، فشرده شده بود و عالم ما از فوران این نقطه‌ی اولیه و تحول آن به‌وجود آمده است. در طول دهه‌های میانی قرن بیستم، مشاهدات بسیاری در تأیید نظریه بیگ‌بنگ انجام شد،‌ اما فیزیک‌دانان می‌دانستند که این نظریه نقض بزرگی دارد؛ نظریه انفجار بزرگ هرچیزی را توضیح می‌داد غیر از همان انفجار اولیه. معادلات اینشتین به‌خوبی تحول عالم را از کسری از ثانیه پس از بیگ بنگ توصیف می‌کردند، اما وقتی می‌خواستید شرایط نخستین لحظات عالم را تحلیل کنید، معادلات بی‌معنی می‌شدند.
    نظریه چندجهانی

    درست شبیه اینکه در ماشین حساب عددی را بر صفر تقسیم می‌کنید و ماشین‌حساب به شما پیغام خطا می‌دهد. نظریه بیگ بنگ نمی‌توانست در مورد چرایی انفجار بزرگ و عامل آن توضیحی ارائه دهد. زمانی نه‌چندان دور فکر می‌کردیم که سیاره ما در مرکز عالم است، اما دیری نگذشت که فهمیدیم ما هم یکی از چند سیاره‌ای هستیم که به‌دور خورشید می‌گردیم. پس از آن فهمیدیم که خورشید ما هم یکی از میلیاردها ستاره تشکیل‌دهنده راه شیری است و در حاشیه کهکشان جای‌ گرفته در حالی‌که تصور می‌کردیم تمام عالم همین کهکشان زیبایی است که شب‌ها در آسمان می‌بینیم. در نیمه‌های قرن بیستم مشخص شد که کهکشان ما یکی از صد میلیارد کهکشانی است که در عالم ما پراکنده شده‌اند.

    اکنون کیهان‌شناسی تورمی این احتمال را مطرح کرده که جهان ما با تمام میلیاردها کهکشان‌ و ستاره و سیاره‌اش، یکی از بی‌شمار جهان‌هایی است که در چندجهانی پخش شده‌اند. ایده‌ای که اگر درستی آن تأیید شود، می‌تواند دیدگاه ما نسبت به تکامل عالم را تغییر دهد. اما زمانی‌که آندری لیند و آلکساندر ویلنکین برای نخستین‌بار ایده‌ی چندجهانی را در دهه‌ی ۹۰ مطرح کردند، فیزیک‌دانان چندان واکنشی نشان ندادند. جهان‌های دیگر حتی اگر واقعا هم وجود داشته باشند، خارج از محدوده‌ی جهان قابل رویت قرار دارند. ما حتی به همه‌ جای جهان خودمان دسترسی نداریم. به ‌نظر می‌رسد نه می‌توانیم بر جهان‌های دیگر تأثیری داشته باشیم و نه جهان‌های دیگر می‌توانند بر ما تأثیرگذار باشند.

     در چندجهانی حاصل از تورم ابدی، هر چیزی که می‌تواند بی‌نهایت بار اتفاق بیافتد

    حال این سؤال مطرح می‌شود که وجود یا عدم وجود جهان‌های دیگر چه تأثیری در علوم ما خواهد گذاشت؟ در اینجا بود که تلاش‌های پیرامون جهان‌های موازی حدود یک دهه متوقف شد تا آنکه نتایج غیرمنتظره‌ی مجموعه‌ای از مشاهدات شگفت‌انگیز در دهه ۱۹۹۰، فرصت جدیدی را فراهم آورد. در این دیدگاه نه‌تنها جهان ما یکی است در میان انبوهی از سیاره‌ها، بلکه تمام جهان ما نیز در مقیاس کیهانی ناچیز است و تنها یکی از جهان‌های بی‌شماری است که هر یک کار خودشان را انجام می‌دهند. اخترشناسان می‌توانند تا فاصله‌ای به اندازه‌ی ۴۲ میلیارد سال نوری را مشاهده کنند؛ افق دیداری کیهان. ما هیچ دلیلی نداریم که شک کنیم که جهان در آنجاا تمام می شود.

    فراتر از آن می‌تواند دامنه های زیاد و حتی بی نهایت زیادی بسیار شبیه به آنچه ما می‌بینیم، وجود داشته باشد که هر یک توزیع نخستین متفاوتی از ماده دارد. حال چندجهانی (Multiverse) از کجا آمده است و چیست؟ برای فهم آن ابتدا بیایید با تصوری که ما از جهان داریم شروع کنیم. منظور ما از جهان، جهانی است که قابل مشاهده و شامل تمام چیزهایی است که قابل اندازه‌گیری هستند و ما با آن‌هاتعامل داریم. هر جایی در جهان که ما به آسمان نگاه کنیم، ستاره‌ها و کهکشان‌ها را به‌صورت خوشه‌هایی می‌بینیم که در شبکه‌ی تارهای عظیم کیهانی گردهم آمده‌اند. اما هر مقدار فضای دورتری را نگاه کنیم، زمان‌های قبل‌تری را مشاهده خواهیم کرد. کیهان‌شناسان می‌گویند به‌دلیل منبسط شدن جهان، تصور بی‌نهایت بودن آن، مدل نظری نامناسبی برای توضیحش است. ما قطعا با جهانی محدود رو‌به‌روتیم که حدود ۱۴ میلیارد سال پیش به‌وجود آمده است.

    مقاله‌ی مرتبط:

    اما اگر جهان بی‌پایان بود، از نظر ریاضیاتی می‌شد مطمئن بود که جایی در این پهنه‌ی بیکران فضا-زمان وجود دارد که شخصی تقریبا یا کاملا مانند ما در گوشه‌ای از کیهان دارد زندگی می‌کند. با این وجود اگر بخواهیم به نسخه‌ی کیهانی مشابه خودمان سفر کنیم، باید فاصله‌ای برابر با ۱۱۵^۱۰^۱۰ متر را بپیماییم، این فاصله برای پیدا کردن کپی خودمان به ۲۹^۱۰^۱۰ متر می‌رسد و این بر پیچیدگی‌های جهان‌های موازی می‌افزاید. برخی از کیهان‌شناسان بر این باورند که در دوره‌ی تورم اولیه‌ی جهان حباب‌های کیهانی زیادی تولید شده است. به عبارت دیگر سرعت انبساط جهان به‌حدی بالا رفته است که پیوستگی فضا-زمان دچار درهم پاشیدگی و فضا-زمان به‌صورت واحدهای مجزایی متلاشی شده است. البته نظریه‌های دیگری نیز وجود دارند که توازی کیهانی را مورد نظر قرار داده‌اند. در ادامه به توضیح این نظریه‌ها خواهیم پرداخت.

    نظریه‌ی انتخاب طبیعی کیهانی

    نسبیت عام

    لی اسمولین، پژوهشگری در مؤسسه‌‌ی پریمتر و پروفسور کمکی فیزیک در دانشگاه واترلو، در کتابش حیات کیهان پیشنهاد می‌کند که فرآیندهای داروینی هنوز در نهادهای غیرزیستی اعمال می‌شود. از آن‌جایی که جهان به‌صورت بالقوه، واحدی همتاساختی (replicative) است، او پیشنهاد می‌دهد که جهان در معرض فشارهای گزینشی قرار دارد. یعنی تقریبا تمام کارهایی که جهان انجام می‌دهد به سمت همتاسازی (replication) گرایش دارد. اسمولین می‌گوید که این سناریویی است که توضیح می‌دهد چطور قوانین طبیعت انتخاب شده است و اگر این قضیه صحیح باشد، این پارامترها به سمت بیشینه‌سازی تعداد سیاهچاله‌های ایجاد شده در کیهان هدایت می‌شود. قطعا سیاهچاله‌ها و تکینگی‌هایی که ایجاد می‌کند، پایه‌ی اصلی نظریه‌ی اسمولین است.

    مقاله‌ی مرتبط:

    در این ناحیه از فضا-زمان کمیت‌هایی همانند میدان‌ گرانشی یا دما بی‌نهایت می‌شود. همچنین در این نواحی نسبیت عام دیگر کارآیی ندارد و ایجاد هرگونه پیش‌بینی را غیرممکن می‌سازد. نسبیت عام کلاسیک می‌گوید که درون هر سیاه‌چاله یک تکینگی وجود دارد، اما نظریه‌‌ی ریسمان و گرانش کوانتومی حلقه‌ای پیشنهاد می‌دهند که تکینگی‌ سیاه‌چاله را می‌توان از بین برد و وقتی چنین اتفاقی بیافتد شاید این امکان وجود داشته باشد تا فرگشت آیند‌ه‌ی ناحیه‌ فضا-زمان درونش را توصیف کرد. او می‌گوید هر چیزی که درون سیاه‌چاله می‌افتد تنها به یک تکینگی کیهانی نمی‌رسد و چون زمان به پایان رسیده است از رشد متوقف می‌شود. درواقعع زمان ادامه می‌یابد و هر چیزی که درون سیاه‌چاله پرت می‌شود در جایی که تکینگی بوده است، آینده‌ای خواهد داشت و آن ناحیه جایی است که یک جهان نوزاد می‌نامیم.

    جهان‌های دیگر اگر  وجود داشته باشند، خارج از محدوده‌ی جهان قابل رویت قرار دارند

    مثل نظریه‌‌ی گوناگونی و گزینش داروین، اسمولین هم گمان می‌کند که جهان‌های نوزاد یک مقدار با والد خود که آن‌هارا تولید کرده است، تفاوت دارند. در عوض این جهش کیهانی، که در آن پارامترهای طبیعت اندکی اصلاح شده است، احتمال دارد منجر به جهان جدیدی شود که برحسب قابلیت همتاساختی، بهتر یا بدتر باشد. برای مثال اگر ثابت کیهانی و سرعت نور اندکی بهبود پیدا کرده باشد یا اگر قوانین گرانش خیلی ضعیف یا قوی شده باشد جهان جدید می‌تواند در قابلیت‌اش برای ایجاد کمیت‌های عظیم ستارگان بزرگ، پایین‌تر از سطح بهینه باشد. در چنین جهانی احتمالا ماده قادر به تلفیق نیست و به ستارگان تبدیل نمی‌شود یا کهکشان‌ها قادر به شکل‌گیری نیستند. 

    اگر جهان متولدشده قوانینی فیزیکی داشته‌ باشد که بر پایه‌ی آن‌هااتم‌ها، ستاره‌ها و حیات شکل می‌گیرند، پس قطعا سیاه‌چاله‌هایی هم باید در آن وجود داشته باشد. این بدین معنی است این جهان جدید هم به نوبه‌ی خود می‌تواند فرزندانی از خودش داشته باشد. با گذر زمان، تعداد جهان‌هایی به این شکل از تعداد جهان‌هایی که سیاه‌چاله ندارند، بیشتر خواهد بود. چرا که جهان‌های بدون سیاهچاله نمی‌توانند بازتولید کنند. اگر فرضیه‌‌ی انتخاب طبیعی کیهانی صحیح باشد آن‌وقت حیات نتیجه‌ای از کیهان تنظیم‌شده است تا به وسیله‌ی تولید ستارگان عظیم بسیار زیاد سیاه‌چاله‌هایی را تولید کند.

    نظریه‌ی چندجهانی کوانتومی

    فیزیک کوانتوم

    دانشمندان در دنیای کوچک و در عین حال عظیم کوانتوم، اتفاقات و رفتارهای بسیار عجیبی مشاهده کرده‌اند. برای مثال، اجزای موجود در این سطح به‌صورت اجباری اشکال مختلفی به خود می‌گیرند که از جمله می‌توان به فوتون‌ها اشاره کرد که هر دو رفتار موج و ذره را از خود به نمایش می‌گذارند. برای درک عجیب بودن این اتفاق می‌توان از این مثال استفاده کرد. فرض کنید دوست خود را می‌بینید و درحالی‌کهه با او حرف می‌زنید در یک چشم به هم زدن او فرم گازی به خود می‌گیرد و در هوا پخش می‌شود. این پدیده را اصل عدم قطعیت هایزنبرگ می‌نامند. فیزیک‌دان نامی، ورنر هایزنبرگ (Werner Heisenberg)، معتقد بود که ما با مشاهده‌ی ذرات کوانتومی بر رفتار این ذرات تاثیر می‌گذاریم.

    بنابراین ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم از اشیای کوانتومی و مشخصات آن مانند سرعت و جایگاهش، با اطمینان صحبت کنیم. این ایده توسط مؤسسه‌ی تفسیر فیزیک کوانتوم کپنهاگ نیز تأیید شده است. به‌گفته‌ی نیلز بور (Niels Bohr) بور به نمایندگی از این مؤسسه، این‌گونه نیست که اجزای کوانتومی گاه در حالتی باشند و پس از چند لحظه حالت دیگری را تجربه کنند بلکه این ذرات دارای تمامی حالت‌های ممکن در آن واحد است. یعنی فوتون نه ذره است و نه موج بلکه هم موج است و هم ذره. مجموع تمامی حالت‌ها برای یک ذره‌ی کوانتوم را تابع موج می‌نامند و موقعیتی که ماده در آن تمامی حالت‌های ممکن را داراست، برهم‌نهی کوانتومی نام دارد. 

    نظریه‌ی چندجهانی انبساطی را می‌توانیم چهارمین انقلاب کپرنیکی بدانیم

    بور بیان می‌کند که ما هنگام مشاهده‌ی یک ذره‌ی کوانتومی رفتار آن را تحت تاثیر قرار می‌دهیم. مشاهده‌ی یک ذره باعث می‌شود حالت برهم‌نهی کوانتومی از بین برود و ذره مجبور به انتخاب یکی از حالت‌های تابع موج خود شود. این نظریه می‌تواند نتایج متفاوت بررسی یک ماده را توجیه کند چرا که در هر یک از بررسی‌ها ممکن است، ماده حالت متفاوتی را برای خود برگزیند. تفسیر بور چه در زمان خود و چه در عصر حاضر، مورد قبول دانشمندان است. اما اخیرا نظریه‌ی دنیاهای چندگانه‌ی هیو اورت (Hugh Everett III) توجه دانشمندان را به سمت خود جلب کرده است. 

    مقاله‌ی مرتبط:

    براساس همین نظریه است که فیزیکدانان، سنجش و اندازه‌گیری متفاوتی از یک شی کوانتومی دارند. درواقعع آن شی در جریان اندازه‌گیری‌های مختلف وضعیت‌های متفاوتی را انتخاب می‌کند. تفسیر بور مورد پذیرش بسیاری از پژوهشگران قرار گرفت و هنوز هم شمار زیادی، کوانتومی آن را قبول دارند. اما مدتی است که تئوری جهان‌های متعدد اورت توجه بسیاری را به خود جلب نموده است.

    انبساط کیهان / Expansion of the universe

    از طرف دیگر، بین جاذبه و انرژی تاریک یک تعادل ظریف وجود دارد. جاذبه ماده را به سمت خودش می‌کشد و انرژی تاریک هم دقیقا برعکس این کار را انجام می‌دهد. این باعث می‌شود عالم با سرعت بیشتری منبسط شود. این دقیقا همان شرایط لازم برای تشکیل ستاره‌هاست. به نظر می‌رسد این عالم به‌گونه‌ای تنظیم شده که شرایط حیات ما در آن فراهم شود. همین موضوع باعث شده است که بعضی از مردم خدا را منشا پیدایش عالم بدانند.

    نظریه‌ی چندجهانی انبساطی

    نظریه‌ی جهان وصله‌دوزی ساده‌ترین و قابل درک‌ترین حالتی هست که می‌توانیم تصور کنیم

    این نظریه بر پایه‌ی بهترین نظریه‌ی بشر برای آغاز جهان بنا نهاده شده است. اکثر دانشمندان به شروع جهان توسط مهبانگی غول‌پیکر اتفاق نظر دارند. آن‌هامعتقدند که جهان کنونی توسط مهبانگ پدید آمد و به سرعت انبساط یافت پس این اتفاق می‌تواند بارها رخ داده باشد و جهان‌های متفاوتی توسط یک انفجار بزرگ از دل یک ذره پدید آمده باشد. این سناریو که انبساط ابدی نام دارد معتقد است که همواره تعداد بی‌شماری جهان پدید می‌آید و رشد می‌کند. البته ما هرگز نمی‌توانیم به جهان‌های موازی برسیم چون حتی اگر با سرعت نور سفر کنیم بازهم بعد از انحلال آن‌هامی‌رسیم. نظریه‌ی انبساطی توضیح می‌دهد که چرا به هر جای عالم که نگاه می‌کنیم نسبتا همگن و یک‌شکل است.

    انبساط، این گوی آتشین را بلافاصله در مقیاس بسیار بزرگ کیهانی منفجر کرد، به‌همین دلیل فرصتی برای اینکه عالم، ناهمگن شود وجود نداشت. البته منطاق چگال‌تر متغیر کوچکی هم در این فضای همگن وجود داشت که تعادل را بر هم می‌زد، این چگالی‌های متغیر در انبساط دائم عالم گم شدند. نظریه‌ی چندجهانی انبساطی را می‌توانیم چهارمین انقلاب کپرنیکی بدانیم. یعنی چهارمین باری که ما موقعیت و جایگاه خودمان را در عالم پایین آورده‌ایم؛ هنوز از درستی نظریه‌ی انبساطی مطمئن نیستیم. اما اگر انبساط ابدی از تعداد بی‌شماری مهبانگ، چند جهان موازی به وجود بیاورد، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات فیزیک مدرن حل می‌شود.  

    نظریه‌ی جهان وصله‌دوزی

    نظریه جهان وصله‌دوزی درواقعع ساده‌ترین و قابل درک‌ترین حالتی هست که می‌توانیم تصور کنیم. در این حالت همین جهان کنونی به دفعات مختلف تکرار می‌شود و زمان در این جهان‌ها متفاوت است. با اینکه هنوز نمی‌دانیم کیهان ما نامحدود است اما اسنادی هم برای رد این فرضیه نداریم. در صوتی که کیهان ما نامحدود باشد از منطقه‌های وصله‌پینه مانندی شکل گرفته است. این مناطق به یکدیگر دسترسی ندارند و نمی‌توانند یکدیگر را ببینند چون فاصله‌ی آن‌هااز هم به‌حدی زیادی است که نور هنوز نتوانسته آن فاصله را طی کند. عمر کیهان ما تنها ۱۳.۸ میلیارد سال است بنابراین هر منطقه‌ای که ۱۳.۸ میلیارد سال نوری با ما فاصله داشته باشد، بدون شک خارج از دیدرس ما است.

    نظریه‌ی چندجهانی غشایی 

    نظریه M

    وقتی نظریه‌ی نسبیت عام اینشتین در دهه‌ی ۲۰ میلادی در مرکز توجه عموم قرار گرفت، بسیاری از افراد درباره‌ی بعد چهارمی که اینشتین مطرح کرده بود، فرضیه‌های مختلفی داشتند. چه چیزی ممکن است در آنجا باشد؟ آیا ممکن است در بعد چهارم یک جهان پنهان وجود داشته باشد؟ اینشتین ایده‌ی یک بعد جدید را مطرح نکرده بود بلکه او فقط می‌گفت مثل سه بعد فضایی، زمان هم یک بعد است. همه‌ی این چهار بعد در یک ساختار یگانه به نام فضا-زمان با هم ترکیب شده‌اند. بااین‌حالل، سایر‌ی فیزیک‌دانان شروع به گمانه‌زنی درباره‌ی ابعاد جدید در فضا کردند. اولین‌بار در مقاله‌ی یک فیزیک‌دان نظری به نام تئودور کالوزا، به ابعاد پنهان اشاره شد. کالوزا در مقاله‌ای که سال ۱۹۲۱ منتشر شده بود نشان داد که او با افزودن یک بعد دیگر به معادلات نظریه‌ی نسبیت عام اینشتین می‌تواند به معادله‌ی دیگری برسد که وجود نور را پیش‌بینی می‌کند.

    مقاله‌ی مرتبط:

    اسکار کلاین، فیزیک‌دان سوئدی در سال ۱۹۲۶ پاسخی را برای این سؤال پیشنهاد داد. او گفت که شاید بعد پنجم در فاصله‌ای بسیار بسیار کم از ما چنبره زده باشد؛ چیزی حدود کسری از یک میلیارد تریلیون تریلیون یک سانتی‌متر. این مفهوم که یک بعد چنبره بزند عجیب به نظر می‌رسد، اما درواقعع یک پدیده‌ی آشنا است. مثلا شیلنگ باغبانی یک شی سه‌بعدی است، اما اگر به اندازه‌ی کافی از آن فاصله بگیریم، مثل یک خط یک‌بعدی به نظر می‌رسد. چون در این صورت، دو بعد دیگر بسیار کوچک به نظر می‌رسند. عبور از کنار بعد دیگری که کلاین معرفی کرده بود، آنقدر سریع اتفاق می‌افتد که ما متوجه آن نمی‌شویم. از آن زمان، فیزیک‌دانان ایده‌های کالوزا و کلاین را در نظریه‌ی ریسمان به کار بستند. وقتی نظریه‌ی ریسمان در دهه‌ی ۸۰ میلادی مطرح شده بود، به نظر می‌رسید که فقط در صورت وجود یک بعد دیگر جواب می‌دهد. در نسخه‌ی مدرن نظریه‌ی ریسمان که نظریه‌ی M نام دارد، هفت بعد مخفی وجود دارد. 

     براساس نظریه‌ی M، جهان‌های‌ چندگانه از غشا‌هایی با ابعاد مختلف تشکیل شده است

    علاوه‌بر این، لزومی ندارد که این ابعاد فشرده باشند. بلکه می‌توانند بر سطح مناطق وسیعی گسترده شده باشند که فیزیک‌دانان به آن غشاء (brane) می‌گویند که ممکن هست که این غشاها چندبعدی باشند. یک غشا به‌تنهایی می‌تواند مکانی برای پنهان شدن یک جهان کامل باشد. براساس نظریه‌ی M، جهان‌های‌چندگانه متشکل از غشا‌هایی با ابعاد مختلف است که مثل انباشته‌ای از کاغذ با هم همزیستی می‌کنند. اگر این فرضیه درست باشد، باید دسته‌ی جدیدی از ذرات به نام ذرات کالوزا-کلاین وجود داشته باشد. به‌صورت نظری، ما می‌توانیم آن ذرات را در یک دستگاه شتاب‌دهنده‌ی ذرات مثل برخورد‌دهنده‌ی هادرونی بزرگ (Large Hadron Collider) بسازیم. این ذرات ویژگی‌های متمایزی خواهند داشت، چون بعضی از گشتاورهای آن‌هادر ابعاد پنهان انجام می‌شود. این جهان‌های غشایی باید کاملا متمایز و جدا از هم باشند چون نیروی‌هایی مثل گرانش از میان آن‌هاعبور نمی‌‌کند.

    اما اگر غشاها با هم برخورد کنند، پیامد آن بسیار عظیم و سرنوشت‌ساز خواهد بود. همین مهبانگ می‌تواند نتیجه‌ی این برخورد باشد. همچنین یک فرضیه‌ی دیگر هم که مطرح شده این است که نیروی گرانش می‌تواند بین غشاها نشت کند. این نشتی می‌تواند توضیح دهد که چرا نیروی گرانش، به‌عنوان یک از نیروهای بنیادی در مقایسه با دیگر نیروهای بنیادی تا این حد ضعیف است. اگر گرانش در پهنای ابعاد بزرگتری به جز چهار بعدی که می‌شناسیم گسترده شده باشد، طبیعتا نیروی آن کمتر می‌شود. در سال ۱۹۹۹، رندال و همکارش عنوان کردند که غشاها صرفا دارای گرانش نیستند، بلکه آن‌هابا خم کردن فضا آن را ایجاد می‌کنند. درواقعع، این بدین معنی است که یک غشا گرانش را متمرکز می‌کند. به همین دلیل نیروی آن در یک غشای دیگر نزدیک به آن ضعیف به نظر می‌رسد. این گفته همچنین توضیح می‌دهد که چرا ما می‌توانیم روی غشایی با تعداد نامحدودی از ابعاد زندگی کنیم، بدون اینکه متوجه ابعاد دیگر بشویم. اگر ایده‌ی آن‌هادرست باشد، حجم زیادی از فضا برای جهان‌های دیگر نیز وجود دارد.

    مخالفان نظریه‌ی جهان‌های موازی

    جهان های موازی / parallel universes

    با همه‌ی این تفاسیر، همه نظریه‌پردازان با نظریه‌ی جهان‌های موازی موافق نیستند. اتان سیگال، اخترفیزیکدان، در سال ۲۰۱۵ در مقاله‌ای عنوان کرد که منحنی فضا-زمان می‌تواند تا بی‌نهایت ادامه داشته باشد، اما معتقد است محدودیت‌هایی نیز همراه‌با این ایده وجود دارد. مشکل کلیدی این است که ۱۴ میلیارد سال از عمر جهان ما می‌گذرد و این موضوع به وضوح نشان می‌دهد که حد و مرز‌هایی برای عمر دنیای ما وجود دارد. این محدودیت‌ها، تعداد حالات ممکن برای بازآرایی ذرات را نیز دربر می‌گیرند و متاسفانه این احتمال کمتر از آن است که بدل شما در دنیایی دیگر سوار هواپیما شود و از سرنوشت خود مطلع باشد. سیگال معتقد است که انبساط ابتدایی جهان امری مستقل از زمان نبوده است و با گذشت زمان رو به کاهش می‌گذارد چرا که نیازمند انرژی است و این انرژی با گذشت زمان به همه جای فضا منتقل و به‌نوعی تلف می‌شود.

    به‌دلیل متفاوت بودن نرخ زمان و انبساط دنیاهای چندگانه، احتمال وجود جهان‌های شبیه ما کمتر می‌شود

    بنابراین ذراتی که در نتیجه بیگ بنگ به‌وجود آمده‌اند برای همیشه گسترش پیدا نمی‌کنند. با توضیحات آقای سیگال، چنین برداشت می‌شود که دنیاهای چندگانه، نرخ انبساط و زمان‌های متفاوتی دارند، که می‌تواند بیشتر یا کمتر باشند، و این موضوع احتمال وجود جهان‌هایی مانند خودمان را کاهش می‌دهد. در سال ۱۹۵۴ میلادی، اورت ایده‌ای بنیادین را مطرح کرد؛ اینکه جهان های موازی متعددی وجود دارند که درست شبیه به دنیای ما هستند. این جهان‌ها همگی به دنیای ما مربوط می‌شوند؛ درواقعع آن‌هاتابعی از ما هستند و ما نیز تابعی از آنها. براساس نظریه‌ی او، در این جهان‌های موازی جنگ‌ها نتایج و پیامدهایی متفاوت از آنچه ما می‌دانیم داشته‌اند. موجوداتی که در این دنیا منقرض شده‌اند، تکامل یافته‌اند و اکنون در جهان‌های دیگری زندگی می‌کنند.

    از طرفی در جهان‌های دیگر، احتمال می‌رود که ما انسان‌ها نیز منقرض شده باشیم. این ایده بسیار پیچیده است و می‌تواند هوش را از سر انسان ببرد با این همه باز هم امکان درک آن وجود دارد. نظریه‌ی وجود جهان‌های موازی قبلا در آثار علمی و تخیلی نیز مطرح و در متافیزیک نیز به آن اشاره شده است. چرا ماده کوانتومی رفتاری تا این اندازه نامنظم دارد؟ سطح کوانتومی پایین‌ترین سطحی است که علم تا به امروز موفق به کشف آن شده. مطالعه در رابطه با فیزیک کوانتومی از سال ۱۹۰۰ میلادی تاکنون آغاز شده است؛ درست زمانی‌که ماکس پلانک برای نخستین بار این نظریه را به دنیای علم معرفی کرد. مطالعات پلانک در مورد پرتوافکنی به کشف نتایجی غیرعادی انجامید که با قوانین قدیمی حاکم بر دنیای فیزیک مطابقت نداشت. براساس یافته‌های او، قوانین دیگری بر این دنیا حاکم هستند که نسبت به آنچه می‌شناسیم و می‌دانیم، در سطوحی عمیق‌تر عمل می‌کنند.

    آخرین مقاله‌ی استیون هاوکینگ 

    استیون هاوکینگ / stephen hawking

    هاوکینگ در آخرین روزهای عمر ۷۶ ساله خود هم از فعالیت‌های علمی پژوهشی دست نکشید. او همراه‌با فیزیک‌دانی بلژیکی به نام توماس هرتوگ (Thomas Hertog) روی مقاله‌ای به نام خروج نرم از تورم ابدی (A Smooth Exit from Eternal Inflation) کار می‌کرد که چند ماه پیش در مارس ۲۰۱۸، بازنگری و در پایگاه ArXiv منتشر شد. این مقاله هم‌اکنون برای انتشار در یکی از نشریه‌های معتبر علمی در مرحله داوری قرار دارد. هاوکینگ و هرتوگ در این مقاله به بررسی مدل چندجهانی عالم پرداخته‌اند و توضیح داده‌اند که چگونه می‌توان پایان عالم را در مدل‌های چندجهانی پیش‌بینی کرد و حتی نشانه‌های وجود آن را در تابش زمینه‌ی کیهانی یافت. هاوکینگ و هرتوگ در مقاله خود، از ریاضیات پیشرفته‌ای استفاده کرده‌اند تا مشکلات ریاضی و فلسفی اصل انسان‌نگر را دور بزنند و انواع جهان‌هایی را که می‌توانند درون چندجهانی وجود داشته باشند، پیش‌بینی کنند.

    برای این کار، آن‌ها از معادلات مکانیک کوانتومی استفاده کرده‌اند تا همه‌چیز را از جمله همه انواع جهان‌هایی که درون چندجهانی متولد می‌شوند، توصیف کنند. آن‌ها حدس زده‌اند که فقط مجموعه محدودی از جهان‌های ممکن می‌توانند در چندجهانی وجود داشته باشند، اما نتوانسته‌اند این حدس را اثبات کنند. هاوکینگ و هرتوگ تلاش کرده‌اند با بررسی گذشته روندی که به شکل‌گیری بی‌نهایت‌های ریاضی منتهی شده است، نشان دهند که کدام‌نوع از جهان‌ها می‌توانند به‌وجود بیایند و کدام یک از آن‌ها می‌توانند مستعد پیدایش رصدگر باشند.

    این دو همچنینن مدعی شده‌اند که شواهد چندجهانی احتمالا جایی در دوران اولیه شکل‌گیری عالم پنهان شده است و امکان دارد بتوان آن را با بررسی تابش ریزموج پس‌زمینه کیهانی (CMB) پیدا کرد. این تابش که ۳۸۰ هزار سال پس از انفجار بزرگ در عالم منتشر شد، قدیمی‌ترین و بزرگ‌مقیاس‌ترین اثری است که می‌توان در عالم مشاهده کرد. طی سال‌های اخیر، پژوهشگران متعددی به بررسی نقشه‌های فضاپیمای پلانک از تابش زمینه کیهانی پرداخته‌اند تا ردی از جهان‌های موازی بیابند. پلانک، پیشرفته‌ترین رصدخانه فضایی برای سنجش تابش زمینه‌ی کیهانی است که تفاوت دمای CMB را در حد چند میکروکلوین اندازه‌گیری می‌کند، اما این تلسکوپ فضایی هم نتوانست نشانه‌هایی از وجود جهان‌های موازی بیابد.

    به نظر می‌رسد که برای یافتن این نشانه‌های پنهان باید رصدخانه‌ی فضایی به‌مراتب قوی‌تری ساخت. جدیدترین مقاله هاوکینگ از سوی برخی فیزیک‌دانان تحسین شده است و برخی دیگر  آن را مبتنی بر فرضیه‌های بسیار خاص، توصیف کرده‌اند. پژوهش‌های هاوکینگ عمدتا روی حوزه‌هایی از علم فیزیک و کیهان‌شناسی متمرکز بود که فناوری لازم برای آزمایش و بررسی تجربی آن‌ها فراتر از توان امروز بشر است؛ به همین دلیل است که برای هیچ‌یک از پیش‌بینی‌های بزرگ هاوکینگ مانند تابش حرارتی سیاه‌چاله‌ها و انفجار سیاه‌چاله‌های فوق‌سبکی که از مهبانگ برجامانده‌اند، تاکنون تأییدی تجربی یافت نشده است و او نتوانست به جایزه نوبل فیزیک که ارزشمندترین و معتبرترین جایزه علمی دنیای فیزیک به شمار می‌رود، دست یابد.











    در این قسمت از سری مقاله‌های بهترین بازی‌های اندروید و آیفون، سری به بهترین بازی‌های منتشر شده در سال ۲۰۱۸ زده‌ایم. – زومجی





























































































    داغ‌ترین مطالب هفته

    شاخه‌های برتر


    خانواده زومجی

    عضویت در خبرنامه



























































    دیجی‌کالا از چند ماه پیش فروش محصولات تندمصرف را آغاز کرده است. با‌توجه‌به تفاوت ماهیت حوزه‌ی FMCG با سایر کالاهایی که دیجی‌کالا می‌فروشد، بر آن شدیم تا عملکرد این فروشگاه را در ارائه‌ی این محصولات محک بزنیم. 

    ورود به حوزه‌ی موادغذایی و کالاهای تندمصرف هدفی است که در مسیر تحقق چشم‌انداز دیجی‌کالا دیده می‌شود. دیجی‌کالا به‌عنوان بزرگ‌ترین فروشگاه آنلاین خاورمیانه ازنظر بازدید و تعداد خرید، در پی آن است تا در گام اول، به اولین مقصد برای هر نوع خریدی تبدیل شود. ازاین‌رو، این شرکت ورود به تمامی حوزه‌های خرید را در دستورکار قرار داده است. با‌توجه‌به چنین سیاستی، پوشش نیازهای اولیه‌ی کاربران نظیر موادخوراکی و کالاهای تندمصرف بسیار اهمیت دارد. دیجی‌کالا برای ورود به حوزه‌ی محصولات تندمصرف یا FMCG عضو جدیدی را در خانواده‌ی خود پذیرفت و به‌بیان بهتر، روکولند به هلدینگ دیجی‌کالا پیوست. 

    فرایند نگه‌داری و ارسال کالاهای تندمصرف و سوپرمارکتی باتوجه‌به ماهیت این محصولات بسیار پیچیده‌تر از سایر حوزه‌ها است؛ چراکه مدیریت زنجیره‌ی تأمین و نیز پخش و ارسال، مستلزم دقت و همچنین سرعت‌عمل درخورتوجه است. این موضوع بر خواسته از ماهیت کالاهای FMCG یا تندمصرف است. کالاهای تندمصرف به دو دلیل باید سریع‌تر از سایر کالاها دردسترس کاربران قرار گیرند: ۱. محصولات FMCG با‌توجه‌به ماهیتشان مانند فساد زودهنگام موادغذایی باید سریع‌تر از سایر کالاها دردسترس خریداران قرار گیرند؛ ۲. با‌توجه‌به اینکه اقلام سوپرمارکتی جزو ضروری‌ترین موادمصرفی در خانواده‌ها محسوب می‌شود؛ ازاین‌رو، تأخیر چندساعته در ارسال ارائه‌ی خدمات در این حوزه را بی‌معنی می‌کند. به‌بیان بهتر، خرید کالاهای سوپرمارکتی به‌صورت اینترنتی نباید مستلزم سپری‌کردن زمان طولانی باشد.

    مقاله‌های مرتبط:

    دیجی‌کالا برای رسیدن به هدفش، مرکزها یا انبارهای متعددی برای پردازش و ارسال اقلام خریداری‌شده در سطح شهر تهران درنظر گرفته تا بتواند فرایند پردازش و ارسال کالا را در بازه‌ی زمانی سه ساعته از زمان خرید انجام دهد. براساس آمارهای ارائه‌شده، حاصل همکاری دیجی‌کالا با روکولند عرضه‌ی بیش از دَه هزار نوع محصولات غذایی خواهد بود که بازه‌ی تحویل سه ساعته برای آن درنظر گرفته‌ شده است.

    در وهله‌ی اول، سوپرمارکت آنلاین دیجی‌کالا برای شهروندان تهرانی دردسترس است و فعلا برنامه‌ای برای راه‌اندازی در دیگر شهرها به ما اعلام نشده است. دیجی‌کالا علاوه بر محصولات سوپرمارکتی، درنظر دارد ازطریق همکاری مستقیم با تولیدکنندگان تره‌بار، افزون‌بر کاهش قیمت نهایی محصولات باغی، بهینه‌سازی فرایند بسته‌بندی و نگه‌داری از محصولات باغی نظیر میوه‌ها را نیز به حالت ایده‌آل برساند تا درکنار کاهش قیمت محصولات ارائه‌شده، ضایعات در این حوزه نیز به حداقل ممکن کاهش یابد. 

    باتوجه‌به اینکه درحال‌حاضر امکان خرید محصولات FMCG در دیجی‌کالا فراهم شده، برای سنجش این موضوع تصمیم گرفتیم در روز پنجشنبه ۱۳ دی سفارشی را در دیجی‌کالا ثبت کنیم. اگر به‌یاد داشته باشید، در روز پنجشنبه هوایی بارانی و نیمه‌برفی را شاهد بودیم.

    خرید از سوپرمارکت دیجکالا

    تأمین کالا در سوپرمارکت دیجی‌کالا همانند محصولات موجود دیگر و سیستم‌های مشابه نیست و تمامی کالاها را خودِ دیجی‌کالا آماده می‌کند. درواقع، مدل مارکت‌پلیس که هم‌اینک در سایر اقلام فروشی دیجی‌کالا اجرا شده، درباره‌ی حوزه‌ی FMCG صادق نیست و تمامی کالاها را دیجی‌کالا تأمین می‌کند. تنوع محصولی چشمگیر است؛ اما تعداد درخورتوجهی از محصولات هم در حالت «عدم‌موجودی» قرار دارند. البته این موضوع به این شکل نیست که شما نتوانید محصول مدنظرتان را پیدا کنید؛ بلکه بهتر است بگوییم شاید شما نتوانید «برند» دلخواه‌تان را پیدا کنید که از دیدگاه ما امری طبیعی خواهد بود.

    پس‌ازآنکه سفارش خود را ثبت کردید، باید آدرس و بازه‌ی زمانی تحویل را ثبت کنید. درباره‌ی خرید ما، شماری از محصولات به‌صورت ارسال مرسوله دوم ثبت شد که دلیل آن را متوجه نشدیم. با تعویض نوع محصول و برند، تمامی سفارش‌های ما در یک مرسوله قرار گرفت. ساعت ۱۰:۴۹ سفارش ثبت و درحال‌پردازش قرار گرفت. بازه‌ی زمانی‌ ثبت‌شده‌ی ما برای تحویل سفارش ساعت ۱۵ تا ۱۸ بود. البته مطلع باشید برای بعضی از اقلام خاص و غیرضروری، ممکن است بعضی از بازه‌های زمانی تحویل غیرفعال باشد که آن‌چنان موضوع حاد و آزاردهنده‌ای نیست.

    بازه‌های تحویل کالا از ساعت ۹ تا ۲۱ است که به‌صورت چهار بازه‌ی سه ساعته دردسترس کاربران است. در ساعت ۱۱:۵۴ سفارش ما را دیجی‌کالا پردازش و آماده‌ی ارسال کرد. باتوجه‌به وضعیت جوّی، ساعت ثبت سفارش و بازه‌ی زمانی برای تحویل به مأمور ارسال، تأخیر درخورتوجهی را شاهد بودیم. در ساعت ۱۴:۴۶، سفارش به مأمور ارسال مرکز توزیع تهران تحویل داده شد. پس از گذشت چند ساعت، سفارش راس ساعت ۱۷:۳۵ دقیقه به‌دست ما رسید. تمامی اقلام در بسته‌بندی‌های مناسب قرار داشتند و در کیسه‌های مختلف با فاکتور کامل تحویل گرفته شد.

    در اولین تجربه‌ی خرید از سوپرمارکت دیجی‌کالا به مشکل چندانی برنخوردیم و در موعد مقرر، کالا به‌دستمان رسید. خرید اینترنتی برای چنین کالاهایی به حداقل سه تا چهار ساعت نیاز دارد. درواقع، به‌نظر می‌رسد به دو صورت می‌توان بهترین استفاده را از سوپرمارک دیجی‌کالا کرد: خریدهای غیرضروری که می‌توان چندساعتی صبر کرد و خریدهای عمده‌ی آخر هفته که بازهم در محدودیت زمانی قرار ندارد.

    در این دو حالت، سرویس‌های دیگری هستند که رقابت بسیار سنگین‌تری برای سوپرمارکت دیجی‌کالا به‌وجود آورده‌اند. باید ببینیم در طولانی‌مدت کدام سرویس می‌تواند نیاز مخاطبان بیشتری را پوشش دهد. آیا شما تجربه استفاده از سوپرمارکت دیجی‌کالا را دارید؟


    بسیاری از افراد به اشتباه تصور می‌کنند که سرطان یک بیماری است در حالیکه سرطان نوعی از بیماری است که با تغییر در ساختار طبیعی یک سلول به وجود می آید. بدن انسان از متشکل از میلیون‌ها سلول است که باعث ایجاد بافت‌هایی مانند ماهیچه‌ها، استخوان و پوست می‌شود. سلول‌ها به‌طور منظم و کنترل‌شده تکثیر می‌شوند که این کار منجر به رشد و ترمیم بافت‌های بدن می شود. اما رشد غیر عادی و بیش از حد سلول‌های غیرطبیعی، تومور نامیده می‌شود که می تواند خوش‌خیم یا بدخیم باشد.

    به‌گفته‌ی سازمان بهداشت جهانی، حدود ۳۰ درصد تمام موارد سرطان‌ها قابل پیشگیری هستند. برآورد شده است که تنها ۵ الی ۱۰ درصد تمام سرطان‌ها به نقص ژن ارثی مربوط هستند و بقیه‌ی سرطان‌ها به آلاینده‌های زیست‌محیطی، عفونت‌ها و انتخاب شیوه‌ی زندگی مانند، سیگار کشیدن، رژیم غذایی نامناسب و نداشتن فعالیت فیزیکی مربوط می‌شود. بزرگ‌ترین عامل خطر ایجاد سرطان در سطح جهان که قابل پیشگیری است سیگار کشیدن و استعمال تنباکو است. سلول‌های سرطانی، سلول‌هایی غیرطبیعی هستند که به سرعت تولید مثل می‌کنند و توانایی‌شان را برای کپی شدن و رشد، حفظ می‌کنند. نتیجه‌ی این رشد بدون کنترل سلول، ایجاد توده‌های بافت یا تومور است.

    تقریبا ۳۰ درصد سرطان‌ها قابل پیشگیری هستند و بیش از ۱۰۰ نوع سرطان وجود دارد

    تومورها همچنان به رشد ادامه می‌دهند و برخی که به عنوان تومورهای بدخیم شناخته شده اند، می‌توانند از یک محل به محل دیگر منتشر شوند. سلول‌های سرطانی از جنبه‌هایی با سلول‌های طبیعی متفاوتند. سلول‌های سرطانی، پیری بیولوژیکی را تجربه نمی‌کنند، توانایی خود را برای تقسیم شدن حفظ می‌کنند، و به سیگنال‌های پایان کار خود پاسخ نمی‌دهند. آنچه که ما به عنوان سرطان می‌شناسیم در واقع گروهی بیش از ۱۰۰ مدل بیماری مختلف است. نقطه‌ی مشترک تمامی این بیماری‌ها، رشد بی‌رویه و غیرمعمول سلول‌های بدن است. این رشد سبب از بین رفتن بافت‌های اطراف می‌شود و حتی در حالتی وخیم، طی مرحله‌ی متاستاز، این سلول‌ها به دیگر بخش‌های بدن نیز سرایت می‌کنند و رشد را در آن ناحیه ادامه می‌دهند. در ادامه به انواع تومورهای سرطانی می‌پردازیم.

    تومورهای خوش‌خیم

    تومور / tumor

    این دسته از تومورها آهسته رشد می‌کنند و به بافت‌های دیگر تهاجم نمی‌کنند یعنی معمولا محدود به قسمت کوچکی از بدن هستند. با این حال این دسته از تومورها عمر افراد را کوتاه نمی‌کنند با درمان  به موقع قابل کنترل هستند که تنها راه درمان تومورهای خوش‌خیم جراحی است. البته دسته محدودی از تومورهای خوش‌خیم ممکن است کشنده باشند؛ در صورتی که در محل‌های خاصی به وجود بیایند و اختلال در یک اندام حیاتی ایجاد کنند ممکن است منجر به مرگ فرد شوند. اما با این حال اکثر تومورهای خوش‌خیم منجر به مرگ نمی‌شوند.

    تومورهای بدخیم

    اما در نقطه مقابل تومورهای خوش‌خیم، تومورهای بدخیم هستند چرا که این تومورها از ناحیه محدودی شروع به رشد می‌کنند اما به سرعت به بافت‌ها و ارگان‌های دیگر بدن تجاوز می‌کنند. بخش‌‌هایی که به‌طور طبیعی عهده‌‌دار دفاع از بدن هستند مانند سیستم ایمنی بدن ممکن است قادر به پیشگیری از تقسیم بی‌رویه نباشند. تومورهای سرطانی بدخیم ممکن است اتصال خود را با بافت تومورال از دست بدهند و از طریق جریان خون یا توسط سیستم لنفاتیک به مناطق دورتری در بدن منتقل شوند و درآنجا رشد کنند و ارگان دیگری از بدن را به سرطان مبتلا کنند. این عمل متاستاز نام دارد و زمانی رخ می‌دهد که سرطان پیشرفت کرده باشد. یکی از ترسناک‌ترین اتفاقات در مورد سرطان، پروسه‌ی متاستاز است. طی این مرحله، میلیون‌ها سلول مبتلا از تومور جدا شده و وارد رگ‌های خونی می‌شوند. در این مواقع درمان سرطان سخت‌تر خواهد شد. تومورها از سه راه مختلف می‌توانند به ارگان‌های دوردست گسترش بیابند:

    مقاله‌ی مرتبط:
    • از طریق بافت: سرطان به بافت نرمال مجاور حمله می‌کند.
    • از طریق دستگاه لنفاوی: سرطان به دستگاه لنفاوی حمله و در عروق لنفاوی حرکت می‌کند و به دیگر نقاط بدن می‌رسد.
    • از طریق خون: سرطان به سیاهرگ‌ها و مویرگ‌ها حمله می‌کند و همراه خون به دیگر نقاط بدن می‌رسد.

    خوشبختانه، اکثر این سلول‌ها توسط سیستم ایمنی بدن از بین می‌روند اما تعداد اندکی که قادر به فرار هستند، زنده می‌مانند و از طریق رگ‌ها وارد بافت می‌شوند. در نتیجه سلول‌های عفونی می‌توانند در بخشی دیگر از بدن نیز به تخریب بپردازند. در واقع تفاوت اصلی بین این دو تومور، عدم رخ دادن پروسه‌ی متاستاز در تومورهای خوش‌خیم است. تومور خوش خیم معمولا پس از یک بار معالجه دیگر باز نمی‌گردد و از طریق جراحی نسبت به حذف آن اقدام می‌شود.  اگر سرطان پستان به استخوان‌ها گسترش یابد، سلول‌های سرطانی در استخوان در واقع سلول‌های سرطان پستان هستند، و بیمای سرطان متاستازی پستان است و سرطان استخوان نیست. 

    متاستاز / Metastasis

    شکل بالا متاستاز را نشان می‌دهد. متاستاز (Metastasis) به گسترش و مهاجرت سلول‌های سرطانی از یک بافت به بافت‌های دیگر، گفته می‌شود. بسته به اینکه سلول سرطانی مربوط به کدام ارگان است، سرطان نامگذاری می‌شود؛ به عنوان مثال اگر کبد آلوده شود سرطان کبد نام دارد و اگر سلول ریوی باشد، سرطان ریه، اگر سلول خون باشد، سرطان خون و غیره. سرطان‌های بدخیم به دو دسته‌ی سارکوم‌ها و کارسینوم‌ها تقسیم می‌شوند. انواع مختلفی از سرطان‌ها وجود دارند و این سرطان‌ها ممکن است در هر نوع سلول بدن ایجاد شوند. انواع سرطان‌ها معمولا به نام اندام، بافت و یا سلول‌هایی که در آنها به وجود می‌آیند، نام‌گذاری می‌شوند. رایج‌ترین نوع سرطان، سرطان پوست است. سرطان پوست در بافت اپی‌تلیال، که خارج بدن، خطوط اندام، رگ‌ها و حفره‌ها را می‌پوشاند، ایجاد می‌شود. سارکوم نوعی از سرطان است که در عضله، استخوان و بافت نرم همبند از جمله چربی، عروق خونی، عروق لنفاوی، تاندون‌ها و رباط‌ها تشکیل می‌شود. لوسمی، سرطانی است که از سلول‌های مغز استخوان که سلول‌های سفید خون را تشکیل می‌دهند، سرچشمه می‌گیرد.

    لنفوم در سلول‌های سفید خون بنام لنفوسیت‌ها ایجاد می‌شود. این نوع سرطان بر سلول‌های B و سلول‌های T تأثیر می‌گذارد. سلول‌های سرطانی نسبت به سلول‌های طبیعی، از گلوکز خیلی بیشتری برای رشدشان استفاده می‌کنند. گلوکز یک قند ساده است که برای تولید انرژی، طریق تنفس سلولی مورد نیاز است. سلول‌های سرطانی با سرعت بالا از قند استفاده می‌کنند تا به تقسیم ادامه دهند. این سلول‌ها انرژی خود را تنها از طریق گلیکولیز به دست نمی‌‌آورند. گلیکولیز روند قطعه‌قطعه شدن قند برای تولید انرژی است. میتوکندری سلول‌های تومور، انرژی مورد نیاز برای به وجود آمدن رشد غیرطبیعی مرتبط با سلول‌های سرطانی را تامین می‌کند. میتوکندری یک منبع انرژی تقویت‌شده ایجاد می‌کند که همچنین باعث می‌شود سلول‌های تومور به شیمی‌درمانی مقاوم‌تر شوند.

     سلول‌های سرطانی از گلوکز زیادی نسبت به دیگر سلول‌ها برای رشدشان استفاده می‌کنند

    همه‌ی ما از لقاح یک اسپرم و یک تخمک به‌وجود آمده‌ایم. چند روز بعد از لقاح و وقتی تخمک بارور می‌شود، بر اثر فرایند تقسیم سلولی توپی متشکل از چند صد سلول به‌وجود می‌آید؛ بدن ما از همین تقسیم‌های سلولی ساخته می‌شود. زمانی که به بلوغ کامل می‌رسیم، بدن ما تریلیون‌ها سلول دارد. تقسیم سلولی در بدن ما به صورت کاملا کنترل‌شده انجام می‌شود حتی بعضی از سلول‌ها عامدانه از بین می‌روند تا بدن ما صحیح شکل بگیرد. مثلا زمانی که در دوران جنینی دست‌های ما به‌وجود آمد، بعضی از سلول‌ها در فرایندی به نام خزان یاخته‌ای یا آپوپتوزیس خودکشی کردند تا فضای بین انگشت‌ها ساخته شود. این تقسیم سلولی برای رشد و نمو ما ضروری است، با این حال اگر تقسیم‌ها از کنترل خارج شوند آن زمان است که مشکل ایجاد می‌شود. سلول‌های سرطانی می‌توانند با پنهان کردن خود در میان سلول‌های سالم از سیستم ایمنی بدن اجتناب کنند.

    سلول سرطانی / cancer cell

    به عنوان مثال، برخی از تومورها پروتئینی ترشح می‌کنند که به وسیله غدد لنفاوی هم ترشح می‌شوند. این پروتئین به تومور اجازه می‌دهد تا لایه‌‌‌ی بیرونی‌اش را به چیزی که شبیه بافت‌های لنفاوی است تغییر شکل دهد. این تومورها به صورت بافت سالم و نه بافت سرطانی به نظر می‌رسند. در نتیجه، سلول‌های ایمنی تومور را به عنوان یک ماده‌ی مضر تشخیص نمی‌دهند و تومور اجازه می‌یابد رشد کند و به شکل بی‌رویه در بدن گسترش یابد. سلول‌های سرطانی دیگر با مخفی شدن در محفظه‌هایی در بدن از داروهای شیمی‌درمانی دوری می‌کنند. برخی از سلول‌های لوسمی با پناه گرفتن در محفظه‌هایی در استخوان‌ها از درمان دوری می‌کنند. سرطان همان از دست رفتن کنترل سلول‌هاست. اگر بعضی از ژن‌های کنترل‌کننده‌ی تقسیم سلول‌ها مثل ژن p53 در سلولی دچار جهش شود، آن سلول سرطانی می‌شود و به صورت کنترل‌نشده شروع به تقسیم شدن می‌کند.

    البته بدن ما برای یافتن این جهش‌ها ابزارهایی دارد. بعضی مکانیسم‌های بیولوژیکی در بدن ما وجود دارد که می‌تواند بیشتر سلول‌های جهش‌یافته را قبل از اینکه مشکلی برای ما به‌وجود آورند، نابود کند. به‌گفته‌ی چارلز سوانتون از انستیتوی فرانسیس کریک در انگلستان، در پس این فرایند، میلیون‌ها سال تکامل قرار دارد. این مکانیسم خیلی خوب عمل می‌کند ولی بی‌نقص هم نیست. تهدید از جانب تعداد کمی از سلول‌ها است که مکانیسم ترمیمی نمی‌تواند آن‌ها را درست کند. در طول زمان یکی از این سلول‌های افسار گسیخته می‌تواند آن‌قدر تقسیم شود که در نهایت غده‌ای متشکل از هزاران سلول را تشکیل دهد. در آخر وقتی تعداد آن‌ها به میلیاردها رسید با یک تومور مواجه می‌شویم. وقتی انباشت سلول‌ها تبدیل به تومور شد، فرد به طور کامل به سرطان مبتلا شده است.

    تومور باید خارج و همه‌ی سلول‌های سرطانی در آورده شوند. حتی اگر چند سلول باقی بماند، خیلی سریع ممکن است دوباره تقسیم شوند و تومورهای جدید به‌وجود آورند. سلول‌های سرطانی دستخوش تغییراتی می‌شوند تا از دفاع‌های سیستم ایمنی اجتناب کنند، همچنین در برابر اشعه و درمان شیمی‌درمانی از خود نگهبانی کنند. برای مثال سلول‌های اپیتلیال سرطانی، از شبیه شدن به سلول‌های سالم با اشکال تعریف شده، به سمت شبیه شدن به بافت همبند سست می‌روند. توانایی تغییر شکل به غیر فعال شدن سوئیچ‌های مولکولی‌ای به نام میکرو RNAها نسبت داده می‌شود. این مولکول‌های RNA تنظیمی کوچک، توانایی تنظیم نحوه‌ی بیان ژن را دارند. هنگامی که میکرو RNAهای خاص غیرفعال می‌شوند، سلول‌های سرطانی توانایی برای تغییر شکل را به دست می‌آورند. یکی از نشانه‌های واضح سرطان افزایش سریع تشکیل عروق خونی جدید است که به عنوان رگ‌زایی شناخته می‌شود. تومورها برای رشد به مواد مغذی‌ای که به وسیله‌ی رگ‌های خونی ارایه می‌شوند، نیاز دارند.

    سلول سرطانی / cancer cell

    تومورها دائما از لحاظ ژنتیکی تغییر می‌کنند و به این دلیل درمان سرطان، سخت‌تر می‌شود

    اندوتلیوم عروق خونی هم مسئول رگ‌زایی نرمال و هم رگ‌زایی تومور است. سلول‌های سرطانی سیگنال‌هایی به سلول‌های سالم اطراف می‌فرستند و آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهند تا عروق خونی جدیدی ایجاد کنند و سلول‌های سرطانی را تأمین کنند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که وقتی از تشکیل عروق خونی جدید ممانعت می‌شود، رشد تومورها متوقف می‌شود. همه‌ی سلول‌های سرطانی شبیه به هم نیستند. وقتی یک سلول سرطانی تقسیم می‌شود، ممکن است دچار جهش‌های ژنتیکی جدید شود که رفتار آن را تغییر می‌دهد. به بیان دیگر، سلول سرطانی تکامل پیدا می‌کند. وقتی که سلول‌های درون یک تومور جهش پیدا می‌کنند، از نظر ژنتیکی بسیار گوناگون می‌شوند.  سلول‌های سرطانی هم درست مثل انسان‌ها، شیرها، قورباغه‌ها و باکتری‌ها در طول زمان دچار تنوع ژنتیکی می‌شوند. نمی‌توانید در یک تومور، دو سلول شبیه به هم پیدا کنیدِ در یک تومور سلول‌هایی باقی می‌مانند که سرطانی‌تر هستند. ما با شاخه‌هایی از تکامل دست و پنجه نرم می‌کنیم که تنوع را می‌سازند و تنوع باعث می‌شود تومور در برابر درمان مقاومت کند.

    مقاله‌ی مرتبط:

    در حقیقت از دلایلی که باعث می‌شود سرطان را بتوان سخت درمان کرد این است که تومورها دائما از نظر ژنتیکی تغییر می‌کنند. به همین دلیل دانشمندان می‌خواهند از درب تکامل برای درمان سرطان وارد شوند. به تکاملی که در یک تومور سرطانی رخ می‌دهد به شکل درختی با شاخه‌های زیاد نگاه کنید. در پایه‌ی درخت جهش‌های ژنتیکی اولیه‌ای قرار دارند که باعث فعال شدن تومور شده‌اند؛ جهش‌هایی که بین همه‌ی سلول‌های تومور به اشتراک گذاشته می‌شوند و همه‌ی آن‌ها دارای آن جهش ژنتیکی هستند. به صورت نظری، درمانی که بتواند آن جهش‌های اولیه‌ را هدف بگیرد باید همه‌ی سلول‌های تومور را نابود کند. این روشی است که اکنون در بعضی درمان‌ها استفاده می‌شود. مشکل این‌جاست که این درمان‌ها آن‌قدر که امید داریم خوب کار نمی‌کنند و معمولا تومور در برابر آن‌ها مقاومت می‌کند.

    علایم سرطان

    انواع سرطان / types of cancer

    • تورم گردن و صورت: سرطان ریه می ‌تواند باعث تورم در ناحیه صورت، گردن، بازوها و قسمت بالایی سینه شود و این زمانی است که یک تومور به رگی که از سر به قلب می‌رود فشار وارد می‌کند.
    • ضعف عضلات: اگر انجام  کارها مانند بلند کردن یک کتاب بزرگ یا بیرون آمدن از تخت خواب به‌طورروزانه برای شما سخت است، این علامت می‌تواند نشانه‌ی بیماری سرطان باشد.
    • کاهش اشتها: از دست دادن اشتها یکی دیگر از نشانه‌هایی است که می‌توان به‌راحتی آن را با مشکلات بی‌خطر مرتبط دانست؛ با این حال اگر این وضعیت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند یا با سایر نشانه‌ها مانند نفخ همراه شود، به معاینه‌ی فوری نیاز دارد.
    • تغییرات پوست: وقتی متوجه تغییر در اندازه، شکل، رنگ یک خال یا لکه‌های دیگری روی پوست خود شدید، هر چه سریع‌تر به پزشک خود مراجعه کنید. لکه‌های جدید یا آن‌هایی که متفاوت به نظر می‌رسند، مهم‌ترین علایم سرطان پوست به‌حساب می‌آیند.
    • خونریزی غیرطبیعی: اگر دچار خون‌ریزی غیرطبیعی در هر جای بدن‌تان از جمله دهان، انتهای روده، واژن یا مجرای ادرار شده‌اید، فورا به پزشک مراجعه کنید. اگر بعد از عمل سزارین یا بین دو دوره‌ی قاعدگی متوجه‌ی خون‌ریزی شدید، احتمال سرطان رحم وجود دارد.
      مقاله‌ی مرتبط:
    • کاهش وزن ناگهانی: کاهش وزن ناگهانی می‌تواند از نشانه‌های سرطان معده باشد که البته تشخیص این نوع از سرطان در مراحل اولیه‌ی ابتلا به آن بسیار دشوار است. گاهی سلول‌های سرطانی از بافت اولیه‌ای که در آن ایجاد شده‌اند جدا می‌شوند و از راه جریان خون یا سیستم لنفاوی خود را به دیگر اعضای بدن می‌رسانند و در محل جدیدی تکثیر می‌شوند و کانون سرطانی جدیدی می‌سازند. 
    • خستگی: ضعف و خستگی که با  استراحت یا خواب کاهش نمی‌یابد، باید توسط پزشک بررسی شود و ممکن است نشانه‌ای از سرطان باشد که البته پزشک باید با توجه به نشانه‌های دیگر آن را بررسی کند.
    • سرفه‌های شدید: سرفه‌های طولانی می‌تواند خطر جدی برای سلامت شما باشد. سرفه معمولا می‌تواند به این معنا باشد که در دستگاه تنفسی شما اشکالی وجود دارد اما اگر صدای‌تان ناهنجار و خشن شود یا همراه با سرفه خون ببینید، داستان متفاوت است.
    • وجود توده‌: بدن خود را لمس کنید و اگر در جایی توده‌ای حس کردید، هر چه‌قدر هم که کوچک باشد، برای بررسی آن به پزشک مراجعه کنید. هر توده‌ای که در حال تغییر است باید توسط پزشک بررسی شود. توده‌ها در پستان و البته بیضه به‌ترتیب علائم بسیار شایع سرطان پستان و پروستات هستند.
    • نفخ: نفخ بی‌دلیل و طولانی مدت می‌تواند یکی از نشانه‌های سرطان تخمدان باشد. نفخ شکم همراه با درد لگن، ورم روده‌ها و احساس پر بودن شکم نیز ممکن است از دیگر نشانه‌ها باشد. همچنین درد یا نفخ معده پس از خوردن ممکن است نشانه‌ی سرطان معده باشد.

    عوامل ایجاد سرطان

    پارازیت

    پارازیت‌ها

    پارازیت، موج الکترومغناطیسی از نوع مایکروویو است که از جنس همان امواج ماهواره است ولی قوی‌تر از آن. چرا درباره‌ی پارازیت‌های ماهواره‌ای سال‌های اخیر نگرانین هستیم؟ تفاوت این امواج با سایر امواج چیست؟ تفاوت امواج الکترومغناطیس به میزان طول موج، فرکانس و قدرت انرژی آنها است. طول موج امواج مایکروویو از امواج رادیویی کمتر است، در عوض فرکانس و انرژی آنها بیشتر است. پژوهش‌ها و نظرهای زیادی درباره‌ی تاثیر منفی امواج مایکروویو، تلفن همراه و حتی اجاق‌های مایکروویو بر سلامت وجود دارد، اما تاثیر امواج پارازیت چطور؟ 

    مواد آرسنیک‌دار 

    تصور عام بر این است که تنها نور آفتاب برای پوست افراد مضر است و سرطان‌زا است در حالیکه مواد آرسنیک‌دار نیز این قابلیت را دارند. موادی که در آن ترکیبات آرسنیک‌دار وجود داشته باشد در صورت تماس با پوست می‌توانند منجر به سرطان‌های پوستی شوند. شاید جالب باشد بدانید آرسنیک در جنگ جهانی دوم برای درمان سرطان استفاده می‌شده است. این ماده در آب، خاک و بستر سنگ‌ها یافت می‌شود و در صنعت نیز برای ساخت چوب حشره‌کش، شیشه، آلیاژها به کاربرد می‌رود. آرسنیک در آب آشامیدنی هم وجود دارد که میزان استاندارد آن ۵۰ در یک بیلیونیوم است. آرسنیک شبه‌فلز خاکستری نقره‌ای رنگی است که به صورت معدنی و در آب وجود دارد. متخصصان آنکولوژی معتقد هستند در مناطقی که فرسایش خاک بسیار است میزان آرسنیک موجود در هوا زیاد‌تر از حد معمول است و بدین ترتیب مردم این مناطق بیشتر در معرض ابتلا به سرطان‌های پوست، ریه، مجای ادراری، سرطان کلیه قرا دارند. همچنین گزارش شده است که برخی برنج‌های وارداتی و همچنین برنج‌های داخلی آلوده به آرسنیک هستند.

    آلاینده‌های هوا

    سارکوم نوعی از سرطان است که در عضله، استخوان و بافت نرم همبند تشکیل می‌شود

    از دیگر عوامل محیطی می‌توان به اشعه‌های موجود در محیط و ترکیبات یونیزه اشاره کرد، هرچند که این‌ها به صورت ناخواسته در هوا پراکنده هستند اما بسیار مخرب محسوب می‌شوند. گزارشات اخیر حاکی از آن است که گردوغبارهای حاصل از اقدامات صنعتی علاوه‌ بر اینکه باعث بروز بیماری‌های قلبی عروقی می‌شوند می‌توانند سرطان مجاری تنفسی را به همراه داشته باشند. آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا (EPA)، طی گزارشی در سال ۲۰۰۹ منتشر کرد که نقطه‌ی عطفی در خصوص برآورد غلظت آلاینده‌های هوا به شمار می‌آمد. در این گزارش بیش از ۱۸۱ آلاینده‌ی مختلف موجود در هوا مورد مطالعه قرار گرفتند که از این میان ۸۰ آلاینده به شکل‌گیری سرطان در انسان کمک می‌کنند. به‌عنوان مثال تنفس بنزن آزاد شده از اگزوز اتومبیل‌ها می‌تواند منجر به سرطان شود در واقع حدود ۳۰ درصد از سرطان‌های ناشی از هوای آلوده به دلیل دود ماشین‌ها هستند، ۲۵ درصد دیگر از سرطان‌ها به دلیل آلودگی‌های صنعتی و کارخانه‌ای است.

    مکمل‌ها و مولتی‌ویتامین‌ها

    فقط افراد مبتلا به کمبود ویتامین و مواد معدنی و زنان باردار مجاز به استفاده از مکمل‌ها هستند. در سال ۲۰۱۰ آژانس تحقیقات سلامت ایالات‌ متحده با بررسی ۶۳ پژوهش گسترده به این نتیجه رسید که استفاده از مولتی‌ویتامین‌ها هیچ تاثیری در پیشگیری از ابتلا به سرطان و بیماری قلبی در بین اکثر مردم جهان ندارند. در عوض استفاده از بعضی از مکمل‌ها مانند ویتامین E، بتاکاروتین و ویتامین C می‌توانند به سلامت بدن آسیب وارد کنند و خطر ابتلا به بیماری را افزایش دهند.

    مقاله‌ی مرتبط:

    بسیاری از مردم معتقدند آنتی‌اکسیدان‌هایی مانند ویتامین E می‌توانند با رادیکال‌های آزاد و مضر بدن که بر اثر عواملی مانند سیگار کشیدن، نور آفتاب و مصرف غذاهای چرب به‌وجود می‌آیند، مبارزه کنند. حقیقت این است که از بین بردن کامل این رادیکال‌های آزاد کار درستی نیست. بدن در بعضی موارد این رادیکال‌های آزاد را تولید می‌کند تا با سلول‌های مضر از جمله سلول‌های سرطانی مبارزه کند. اگر شما با مصرف دائمی ویتامین‌ها این مکانیسم را متوقف کنید، بدن توانایی طبیعی کنترل خود را از دست می‌دهد. بنابراین بهتر است به جای آنکه پول خود را صرف خرید مکمل‌های گران‌قیمت کنید، غذاهای سالم و باکیفیت بهتر تهیه کنید.

    غذاهای کنسروی
    کنسرو / CAN

    تقریبا بیشتر غذاهای کنسروی را می‌توان جزو موادغذایی ناسالم محسوب کرد چون در ساخت قوطی کنسرو از یک ماده‌ی شیمیایی به نام بیسفنول-A یا BPA استفاده می‌کنند. در همین زمینه پژوهش‌هایی توسط آکادمی ملی علوم آمریکا در سال ۲۰۱۳ انجام شد و نتایج آن به این صورت بود که BPA حتی بر روی ژن‌هایی که داخل مغز موش‌های فاضلابی کار می‌کنند نیز تاثیر مخرب می‌گذارد. حتی سازمان غذا و داروی آمریکا چنان تحت تاثیر BPA قرار گرفته است که خواستار جایگزین کردن قوطی‌های کنسرو یا حداقل کاهش دادن تولیدهای کنسروی شده است. خود گوجه‌فرنگی به خاطر خاصیت بالای اسیدی‌اش، کار را خطرناک‌تر هم می‌کند. این خاصیت اسیدی باعث می‌شود تا BPA موجود در جداره‌ی داخلی قوطی کنسرو راحت‌تر متساعد شود و به داخل گوجه‌ها برود. بر اساس قوانین سازمان غذا و داروی آمریکا هیچ برچسبی تعریف نشده وجود ندارد که نشان دهد این قوطی‌ها دارای BPA هستند.

    میوه‌ها و سبزیجات غیرارگانیک

    طی مرحله‌ی متاستاز، سلول‌های سرطانی به دیگر بخش‌های بدن نیز سرایت می‌کنند

    میوه‌ها و سبزیجات غیرارگانیک آلوده به سمومی مانند آترازین، تیودیکارب و ارگانوفسفات هستند تا از دست آفت‌ها در امان بمانند. همچنین این نوع میوه و سبزی‌ها را تا حد زیادی به کود نیتروژن آغشته کرده‌اند. آترازین ماده‌ای است که دراروپا به‌کارگیری آن‌را ممنوع کرده‌اند زیرا برای توانایی‌های تولید مثلی انسان مضر است. در سال ۲۰۰۹، نتایج تحقیقات نشان داد که اگر زن حامله‌ای یک لیوان آب آلوده به آترازین بنوشد، از وزن بچه‌اش در هنگام تولد کم خواهد شد.  گفته‌ می‌شود سبزی‌هایی که از ورامین به تهران می‌آورند با فاضلاب آبیاری می‌شوند که در دراز مدت باعث بروز سرطان دستگاه گوارش می‌شود. با این حال، سونامی سرطانی که کارشناسان ایرانی از چند سال قبل پیش‌بینی کرده‌اند، چندان هم دور از ذهن نیست.

    شکر تصفیه‌‌شده 

    شکر تصفیه‌ شده می‌تواند یکی دیگر از مواد سرطان‌زا به شمار رود. هر ماده‌ای بر روی آن عملیات پالایشی صورت گرفته باشد معمولا اثرات طبیعی خودش را از دست می‌دهد و باعث مشکلات بعدی در بدن می‌شود. علاوه‌بر این مشکل نباید از شکر به‌عنوان یک افزودنی همیشگی استفاده کنید، شکر به‌عنوان قند وارد بدن شما می‌شود و برای کسانی که مشکلات انسولینی دارند، یک خطر بزرگ محسوب می‌شود و از طرفی این ماده یکی از منابع تغذیه‌ی سلول‌های سرطانی است. سودا هم به‌عنوان یکی از فراورده‌های لاکتوزی در نوشابه‌ها معمولا استفاده می‌شود که خود سرطان‌زا محسوب می‌شود. اسید موجود در نوشابه‌ها هم سرطان‌زا است. بنابراین برای کنترل احتمال سرطان در بدن خودتان باید مصرف قند و شکر خودتان را کنترل کنید و از موادی که قند طبیعی در خودشان دارند استفاده کنید؛ هرچقدر از انواع شکرها دور بمانید بهتر است. 

    گوشت‌های فرآوری‌شده

    گوشت فرآوری شده

    گوشت‌های فرآوری‌شده به آن دسته از فرآورده‌های گوشتی گفته می‌شود که از طرق مختلف مانند دودی و یا نمک سود کردن و یا افزودن مواد نگهدارنده مدت مصرف آنها افزایش می‌یابد و یا مزه آنها تغییر می‌کند. سازمان جهانی بهداشت می‌گوید که مصرف گوشت‌های فرآوری‌شده مانند بیکن، سوسیس، کالباس و ژامبون، باعث بروز سرطان می‌شود. در گزارشی که این سازمان منتشر کرده، آمده است که مصرف ۵۰ گرم گوشت فرآوری‌شده در روز می‌تواند خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ را تا ۱۸ درصد افزایش دهد. میزان فراوان نمک و مواد شیمیایی‌ای که در راستای تولید کردن گوشت فرآوری‌شده به آن افزوده می‌شود، برای سلامتی انسان مضر است. نتایج پژوهش‌هایی که آنها انجام داده‌اند نشان می‌دهد که به‌طور میانگین از هر ۱۷ نفری که در این تحقیق شرکت کرده بود ۱ نفرشان مرد و آن‌هایی که روزی ۱۶۰ گرم از این سوسیس کالباس‌ها خوردند، تا ۱۲ سال آینده، احتمال مرگشان ۴۴ درصد بیشتر از کسانی است که روزی ۲۰ گرم یا کمتر گوشت فرآوری‌شده خورده بودند. این پژوهش با شرکت افرادی از ۱۰ کشور اروپایی، در یک بازه‌ی زمانی ۱۳ ساله انجام شد.

    مواد غذایی شور یا دودی

    مواد غذایی که با استفاده از نیترات‌ها یا واکنش‌های نیتراتی شور شده‌اند. نه این‌که نیترات به خودی خود عامل سرطان‌زا باشد، اما تحت شرایط خاص، وقتی این مواد شیمیایی وارد بدن می‌شوند به کامپوزیت‌های N-nitroso تبدیل می‌شوند. این کامپوزیت‌های N-nitroso سرطان‌‌زا هستند. دودی کردن غذاها مثل ماهی دودی یا گوشت دودی، باعث می‌شود تا این غذاها مقادیر زیادی قطران، همان سمی که در سیگار موجود است، جذب کنند. قطران به‌عنوان ماده‌ای سرطان‌‌زا شناخته می‌شود. شواهد نشان می‌دهد که مصرف این نوع غذاها به شدت احتمال ابتلا به سرطان روده‌ی بزرگ و همینطور سرطان شکم را بالا می‌برند. در کشورهایی مثل ژاپن که مردم به صورت سنتی غذاهای شور زیاد مصرف می‌کنند آمار سرطان شکم خیلی بالا است.

    نشستن طولانی‌مدت

    شاید عجیب به نظر برسد، اما علت ابتلای درصد زیادی از افراد به بیماری سرطان، نشستن طولانی‌مدت بوده است. نشستن طولانی مدت میزان تری‌گلیسرید، کلسترول، فشار و قند خون را افزایش می‌دهد و ترشح هورمون اشتها را بیشتر می‌کند. پژوهش‌های انجام‌شده توسط جامعه‌ی سرطان ایالات‌متحده در سال ۲۰۱۰ نشان داد، نشستن بیش از ۶ ساعت در روز درست به اندازه‌ی سیگار کشیدن و حتی بیشتر از آن می‌تواند به سلامت انسان‌ها آسیب وارد کند. البته زنان بیشتر از مردان بر اثر نشستن‌های طولانی‌مدت آسیب می‌بینند که دلیل احتمالی آن هم فعالیت هورمون‌های زنانه مانند استروژن است. برای مثال زنانی که عادت به نشستن طولانی‌مدت دارند با احتمال ۳۷ درصد بیشتر از زنانی که کمتر از ۳ ساعت در روز می‌نشینند، ممکن است ظرف ۱۳ سال آینده به سرطان دچار شوند. این آمار برای مردان حدود ۱۸ درصد است که نشان می‌دهد میزان خطر برای آنها کمتر است.

    تومور / tumor

    کامپوزیت‌های N-nitroso که از نیترات به‌ وجود می‌‌آیند، سرطان‌زا هستند

    آبیموه‌های صنعتی

    قبلا تصور می‌شد نوشیدن یک لیوان آبمیوه بهترین روش برای شروع روز است. اما دانشمندان معتقدند مصرف بعضی از آبمیوه‌ها نه تنها مفید نیستند، بلکه خطر مبتلا شدن به سرطان را هم افزایش می‌دهند. آبمیوه‌های صنعتی به قدری شکر دارند که بدن را برای جذب و حتی دفع این مقدار با مشکل مواجه می‌کنند. در حقیقت طی روند تولید و بسته‌بندی آبمیوه‌ها، بخش زیادی از ترکیبات ضدسرطان آنها از بین می‌رود. دانشمندان استرالیایی تصمیم گرفتند تاثیر مصرف میوه‌ها، سبزیجات و انواع مختلفی از آبمیوه‌ها را در پیشگیری از سرطان بررسی کنند. بعد از انجام پژوهش‌ها روی ۲ هزار و ۲۰۰ نفر، آنها متوجه شدند خوردن میوه‌هایی مانند سیب و گلابی و سبزیجاتی مانند کلم بروکلی و گل‌کلم احتمال ابتلا به سرطان را کاهش می‌دهد اما در عوض نوشیدن آبمیوه‌های صنعتی این احتمال را افزایش می‌دهد.

    مقاله‌ی مرتبط:

    این پژوهش‌ها همچنین نشان داد افرادی که بیش از سه لیوان در روز از این آبمیوه‌ها مصرف می‌کنند با احتمال بیشتری به یکی از انواع سرطان‌های روده دچار می‌شوند. در هنگام تولید آبمیوه‌های صنعتی بخش مهمی از مواد ضدسرطان مانند فیبر، ویتامین C و مواد شیمیایی موسوم به آنتی‌اکسیدان‌ها از بین می‌روند. در عوض شکر زیادی در این نوع آبمیوه‌ها مصرف می‌شود که ممکن است به رشد تومورهای سرطانی کمک کند. البته آبمیوه‌های کاملا طبیعی هم شکر زیادی دارند، اما به دلیل داشتن مواد ضدسرطان استفاده از آنها به انواع صنعتی و دیگر نوشابه‌ها ارجحیت دارد.

    برخی ویروس‌ها

    سلول‌های سرطانی ممکن است در نتیجه برخی از عوامل از جمله قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی، اشعه، نور ماورای بنفش و خطا در تکرار کروموزوم‌ها ایجاد شود. علاوه بر این، ویروس‌ها این توانایی را هم دارند که با تغییر ژن‌ها باعث سرطان شوند. این ویروس‌ها با یکپارچه‌سازی مواد ژنتیکی خود با DNA سلول میزبان، سلول‌ها را تغییر می‌دهند. ژن‌های ویروسی رشد سلول را تنظیم می‌کنند و به سلول توانایی انجام رشد غیرطبیعی را می‌دهند. ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) که باعث ایجاد زگیل در نواحی تناسلی می‌شود، مسبب سرطان دهانه رحم است و ویروس Epstein-Barr که عفونت مونونوکلئوز را ایجاد می‌کند، عامل سرطان لنفوم بورکیت است.

    اساس سلولی‌مولکولی سرطان

    سلولی مولکولی / CELL molecular

    در سال ۲۰۰۳ توسط پروژه‌ی ژنوم انسان، تمام ژن‏‌های انسان توالی‌یابی شدند که برای اولین بار مشخص شد فقط ۲۳۵۰۰ ژن فعال در هسته‌ی هر سلول سوماتیک وجود دارد. این ژن­‌های فعال در حدود ۴۰۰ هزار نوع پروتئین را برای بدن می‏‌سازند که به‌صورت پروتئین، آنزیم، هورمون، سیتوکین و مولکول‏‌های گیرنده در بدن وجود دارند. این تنوع‌های مولکولی باعث تغییرات در ظاهر و داخل بدن انسان می‌­شود. سرطان یک بیماری ژنتیکی است که ۲۷۷ نوع بیماری را شامل می‌شود. همچنین در محیط زیستی ما بیش از یک صد هزار نوع مواد شیمیایی وجود دارد که فقط ۳۵ هزار از آن بررسی شده است و حدود ۳۰۰ عدد از آنها تولید سرطان می­‌کنند. هنوز ۶۵ هزار مواد شیمیایی باقی‌مانده در طبیعت آزمایش نشده است.

     سرطان روابط و نظم بین سلولی را مختل می‌­کند و باعث نافرمانی ژن‏‌های حیاتی می‌شود

    ۹۳ درصد سرطان‌‏ها زاییده‌ی محیط زیست، ۳۰ درصد از دود سیگار، ۳۵ درصد از رژیم غذایی، ۲۵ درصد از بیماری‏‌های عفونتی و ۱۰ درصد از اشعه‌­های یونی و غیریونی است. سرطان‏‌ها توسط یک سری جهش‌های متوالی در ژن­‌های انسان اتفاق می­‌افتد و هر موتاسیون هم تا حدی تغییرات جدیدی را در سلول به‌وجود می‌­آورد. مواد شیمیایی باعث ایجاد سلول‏‌های سرطانی به نام کارسینوژن می‌­شوند. دود سیگار در حدود ۴۰ ماده‌ی شیمیایی کارسینوژنیک دارد که اغلب تولید سرطان شش می‌­کنند. در طبیعت بیش از ۱۰۰ هزار نوع مواد شیمیایی وجود دارد که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم اثرات و صدمات خود را در ستیوپلاسم و هسته‌ی سلول‏‌ها وارد می­‌کنند و منجر به اختلالات ژنتیکی می‌‏شوند و سرانجام جهش‌ها را به‌وجود می‏‌آورند.

    ویروس‏‌ها، باکتری‏‌ها و اشعه‌­های مختلف هم باعث ایجاد سرطان‏های وراثتی می‌شوند که تعداد آنها در حدود ۷ درصد کل سرطان­‌ها است. بافت‌­های سرطانی به ۶ گروه تقسیم می­‌شوند: خون، غدد لنفاوی، سارکوما، کارسینوما، سلول­‌های جنینی، سلو‌ل‌‏های جنسی. سرطان یک بیماری است که روابط و نظم بین سلولی را مختل می‌­کند و باعث نافرمانی ژن‏‌های حیاتی و کلیدی می‌شود. این بی‌نظمی‌­های مولکولی در سیکل تقسیم سلولی اثر دارد و منجر به عدم تمایز سلول‏ی می­‌شود. ژن‏‌های کلیدی که معیوب می‏‌شوند و عملکرد آنها تغییر می‌کنند به چهار گروه تقسیم می­‌شوند:

    ۱. انکوژن‌ها

    انکوژن / Oncogene

    انکوژن‌ها (Oncogene) اولین ژن‌های سرطانی بودند که کشف شدند. انکوژن‌ها یا ژن‌های تومورزا ژن‌های تغییر یافته‌ای هستند که در حالت عادی پروتئین‌هایی را که در کنترل رشد و تکثیر سلول‌ها نقش دارند، بیان می‌کنند. این ژن‌ها در حالت عادی پروتوانکوژن نامیده می‌شوند ولی در صورت بروز جهش در پروتوانکوژن‌ها، آن‌ها به انکوژن‌ها تبدیل می‌شوند.

    مقاله‌ی مرتبط:

    جهش‌هایی که پروتوانکوژن‌ها را به انکوژن‌ها تبدیل می‌کنند، اغلب باعث بیان بیش از حد فاکتورهای کنترلی، افزایش تعداد ژن‌های کدکننده‌ی آن‌ها یا تغییر فاکتورهای کنترلی بصورتی‌که فعالیت فاکتورها، افزایش یابد یا نیمه عمر آن‌ها در سلول زیاد شود، می‌شود. ابتدا انکوژن‌ها در ویروس‌ها کشف شدند که انکوژن‌های ویروسی نامیده می‌شوند. به‌واسطه‌ی جهش در پروموتر پروتوانکوژن‌ها، آن‌ها به انکوژن‌های فعال تبدیل، بیان آن‌ها زیاد می‌شود، تکثیر سلول‌ها افزایش می‌یابد و تومور ایجاد می‌شود.

    آنکوپروتئین

    آنکوپروتئین‌ها محصول پروتوانکوژن‌ها هستند که در حضور ژن سرکوبگر تومور ایجاد می‌شوند. در سلول های دیپلوئیدی طبیعی دو کپی از هر ژن سرکوبگر وجود دارد. هر دو ژن اغلب غیر فعال‌اند. انکوپروتئین‌ها نقشه‌ای زیادی دارند؛ بعضی به عنوان لیگاند عمل می‌کنند و در سطح سلول گیرنده دارند و مانند فاکتورهای رشد عمل می‌کنند. برخی از آنها نیز به‌عنوان گیرنده‌های غشایی عمل می‌کنند. 

    پروتوانکوژن

    پروتوانکوژنها ژن‌هایی هستند که برخی از آن‌ها فاکتورهای رشد سلول، رسپتورهای فاکتورهای رشد، فاکتورهای رونویسی و فاکتورهای کنترل‌کننده‌ی سیکل سلولی را کد می‌کنند. برخی از ویروس‌ها دارای ژن‌هایی مشابه انکوژن‌های سلولی هستند و در صورتی‌ که این ویروس‌ها وارد سلول‌های عادی شوند با بیان انکوپروتئین‌ها، باعث سرطانی شدن سلول‌ها می‌شوند. انکوژن‌های ویروسی را به‌صورت v-onc نشان می‌دهند. برای مثال، ویروس Rous Sarcoma دارای v-scr و ویروس Rat sarcoma دارای v-ras است. محصول پروتوانکوژن‌ها را انکوپروتئین می‌نامند. تغییرات ژنتیکی که باعث تولید آنکوژن‏‌ها و اختلالات ژنتیکی می‏‌شود عبارتند از:

    • Chomosomal Translocation: مانند  ژن Bcr و انکوژن Abl در سرطان مزمن خون
    • Point mutation: مانند ژن Ras در سرطان روده بزرگ
    • Deletion: مانند ژن Erb-B در سرطان  سینه خانم‏ها
    • Amplification: مانند ژن N-myc در سرطان سلول‏های عصبی کودکان
    • Insertional activation: مانند ژن C-myc در سرطان حاد خون

    سرطان مزمن خون اغلب در سنین بالا اتفاق می‌افتد و شامل تعویض ماده‌ی ژنتیکی دو کروموزوم ۹ و ۲۲ است. این حالت منجر به تولید یک بیومارکر به‌نام (ph1) که در ۹۵ درصد این بیماران دیده می‏‌شود که به تشخیص صحیح نوع بیماری کمک موثری می‌کند. اتصال ژن Bcr به آنکوژن Abl باعث به‌وجود آمدن ترکیب جدید ژنی می‌‏شود که پروتئین حاصل و ساخته‌شده از آن، خاصیت پروتئین کیناز (protein kinase) دارد. در سال ۱۹۹۰ شکل فضایی و سه‌بعدی این آنزیم مشخص و داروی Gleevec توسط سازمان FDA آمریکا تصویب شد. این دارو Gleevec یا Imatinib نام دارد که از ماده‌ی شیمیایی 2-phenylamino pyrimidine ساخته شده است. مکانیسم عمل این دارو به این نحو است که به محل‌های فعال آنزیم یاد‌شده می‌چسبد و باعث جلوگیری از فعالیت این آنزیم می‌شود که نهایتا منجر به عدم رشد سلول سرطانی می‌شود. این اولین داروی ضدسرطانی است که منحصرا آنزیم سلول‏‌های سرطانی را هدف قرار می‌‏دهد. این دارو همچنین روی تومورهای دستگاه گوارش و دستگاه تولیدمثل هم موثر بوده است و آنزیم‏‌های تولیدشده توسط ژن‌‏های Erb-B ،Kit و EGFR را هدف قرار می‌‏دهد.

    ۲. مرگ برنامه‌ریزی‌شده (آپوپتوزیس)

    آپوپتوزیس / Apoptosis

    آخرین راه فرار از سرطانی شدن سلول‏‌ها انتخاب مرگ یا خودکشی برنامه‌ریزی شده (Apoptosis) است. تخریب غشای هسته و سیتوپلاسم سلول منجر به قطعه‌قطعه شدن سلول می‏‌شود که سریعا توسط فاگوسیت‏‌ها بلعیده و از محیط ربوده می‌‏شوند. در یک انسان به‌طور میانگین هر روز ۶۰ میلیون سلول با مرگ برنامه‌ریزی‌شده می‏‌میرند. ازدیاد عمل در این مرگ باعث تحلیل بافت‏‌ها و فقدان عمل موجب تولید سلول‏‌های سرطانی می‌شود. عوامل زیادی سبب تولید این خودکشی سلولی می‏‌شود که از آن جمله می‌‏توان به توکسین‏‌ها، هورمون‏‌ها، سیتوکین‏‌ها، اشعه‌ها، حرارت، عفونت ویروسی، کمبود اکسیژن، محرومیت غذایی، ازدیاد غلظت کلسیم داخل سلول و نیتریک اکسیدها اشاره کرد. چندین ژن در تولید آپوپتوزیس نقش مهمی را ایفا می‌کنند، مانند Bcl-2, P53, Bcl-XL, Bax, Bak, Bad, Bim و Mcl-1. ژن Bcl-2 روی کروموزوم 18q21 قرار دارد که وزن مولکولی پروتئین آن ۲۵ کیلودالتون و طولش ۲۳۹ اسیدآمینه است.

    این پروتئین فعالیت آنزیم‌‏های کاسپاز را تنظیم می‏‌کند. این پروتئین Bcl-2 باعث رهایی سیتوکروم C از میتوکندری‌‏ها که منجر به فعال شدن کاسپاز ۹ و سپس کاسپاز ۳ و در نهایت به خودکشی سلول ختم میشود. پروتئین Bcl-2 می‌‏تواند هم در ایجاد و هم ممانعت از آپوپتوزیس نقش بازی کند. همکاری پروتئین‌های Mcl-1 ،Bcl-2 و Bcl-XL عمل ضدآپوپتوزیس دارند. در حالی که دیگر پروتئین‏‌های Bax, Bak, Bad, Bim در ایجاد آپوپتوزیس نقش موثری را بازی می‌‏کنند. برای جلوگیری از آپوپتوزیس باید از عمل Fas و Bcl-2 جلوگیری کرد و غلظت IAPS را بالا برد. همچنین پروتئین AKt-kinase باعث بقای زندگی سلول‏‌ها می‌‏شود. فسفوریلاسیون ژن Akt باعث جلوگیری از عمل Bax و پروتئین  Akt باعث فعال شدن مولکول IKKA می‏‌شود که این امر مولکول NF-KB را فعال می‌کند و در نهایت منجر به بیان ژن‏‌هایی می‌‏شود که ضد آپوپتوزیس هستند.

    آخرین راه فرار از سرطانی شدن سلول‏‌ها، انتخاب آپوپتوزیس است

    ۳. ژن‏‌های ترمیم‌کننده

    ژن‏های ترمیم‌کننده به‌طور طبیعی پروتئین‌‏ها و آنزیم­‏‌هایی را می­‌سازند که خاصیت ترمیم‌کننده‌ی ژن‏‌های صدمه دیده را دارند. هنگامی که خودشان موتاسیون‏‌دار شوند آن موقع نمی‌­توانند نواقص ژن‏‌های دیگر را بازسازی کنند. همه‌ی ژن‏‌های سلول به‌طور طبیعی تحت حملات عوامل محیطی و متابولیکی قرار می‏‌گیرند که نتیجه‌ی صدمات متوالی به این ژن‏‌ها نیاز مبرمی نسبت به پروتئین‏‌های ترمیم‌کننده پیدا می‌کنند. تا به‌حال بیش از ۳۰ نوع پروتئین‏‌های ترمیم‌کننده شناسایی شده‌‏اند که همگی در تصحیح نواقص ژنتیکی سلول‏‌ها نقش زیادی دارند. بیش از یک میلیون صدمات ژنتیکی در روز به ژن‌‏های هر سلول زده می‏‏‌شود که اگر این نواقص ترمیم نگردد سلول یا سالخورده می‏‌شود، یا خودکشی می‌کند و یا به سرطان تبدیل می‌‏شود. بهترین مثال ژن ترمیم‌کننده، ژن BRCA-1 است که بر روی کروموزوم 17q21 قرار دارد.

    مقاله‌ی مرتبط:

    این ژن پروتئینی می‌سازد که چندین خاصیت دارد که یکی از این خواص، قدرت تصحیح ژن‏‌های معیوب است. این پروتئین حاوی مولکول Zinc finger است که بیان ژن‌‏های وابسته را کنترل می‏‌کند. پروتئین‏های BRCA-1 و RDA-1 می‏‌توانند شکستگی‏‌های دو رشته DNA را تعمیر نماید. ژن BRCA-1 در هنگام موتاسیون داشتن به تولید و رشد سلول‏‌های سرطان در سینه خانم‌‏ها به‌صورت وراثتی نقش موثری دارد. ژن BRCA-2 هم که روی کروموزوم 13q14 است پروتئینی تولید می‌کند که همانند پروتئین BRCA-1  عمل می‏‌کند. تا به حال بیش از یک هزار موتاسیون ژنتیکی در ژن BRCA-2 و BRCA-1 شناسایی شده است. ژن BRCA-1 در سال ۱۹۹۰  توسط Dr.king کشف و در سال ۱۹۹۴ کلون شد.

    ۴. ژن‌های سرکوب‌گر توموری

    ژن‌های مهارکننده‌ی توموری / Tumor suppressor genes

    نبود ژن‌‏های مهارکننده‌‌ی توموری یا سرکوب‌گر توموری باعث تقسیم غیرقابل کنترل سلول­‌های سرطانی می­‌شود. ژن مهارکننده‌ی p53 روی کروموزوم 17P13.1 قرار دارد. طول این ژن ۲۰ هزار bps است که پروتئین به طول 393 اسید آمینه می‌سازد. ژن P53 که در سال ۱۹۹۳ به‌نام مولکول سال و ژن نگهبان شناخته شد به‌طور طبیعی تقسیم می‌شود و رشد سلول را تحت نظر کامل دارد. روی این اصل موتاسیون ژن P53 در بیش از ۶۰ درصد بافت‏‌های سرطانی دیده می‏‌شود. بیش از ۳۵ نوع ژن‏‌های مهارکننده تا به امروز شناسایی و گزارش شده‏‌اند. وظایف پروتئین P53 در حال طبیعی تنظیم تقسیم سلول‌‏ها، خودکشی سلول‏‌ها، مسن شدن سلول‏‌ها، عروق‌سازی، تمایز یافتن سلول‌‏ها و متابولیسم DNA است. بیش از ۲۶ هزار موتاسیون ژنتیکی در ژن p53 گزارش شده است. بیشتر این موتاسیون‌‏ها در ناحیه DNA-binding اتفاق می‌‏افتد و در نتیجه ژن‏‌های تحت کنترل p53 نمی‌توانند نسخه‌برداری کنند. همکاری پروتئین p53 با دو پروتئین CDK1-P2 و CDC2، سلول‏‌های سرطانی را در مراحل G1 و G2 تقسیم‌سلولی نگه می‌‏دارد.

    نبود ژن‌‏های مهارکننده‌‌ی توموری باعث تقسیم غیرقابل کنترل سلول­‌های سرطانی می­‌شود

    پروتئین p53، هم مهارکننده و هم ارتقا‌دهنده‌ی سلول‏‌های سرطانی است. پروتئین p53 پس از آسیب ژن‏‌های دیگر به DNA متصل می‌‏شود و ژن WAF1 را فعال می‌کند. این ژن، پروتئین P21 را تولید می‌کند و به پروتئین CDK2 می‏‌چسبد و اجازه‌ی ورود P21 به مرحله‌ی بعدی تقسیم سلولی را نمی‌‏دهد. پروتئین p53 یک ترکیبی از شبکه‌ی حوادث مولکولی است که در تولید سلول‏‌های سرطانی نقش مهمی را بازی می‏‌کند. پروتئین p53 فعال از طرف ترمینال N از دو طریق، فسفوریلاسیون می‏شود. از طریق MAPK پروتئین و از طریق  ATM ،ATR و LHK پروتئین. وقتی که p53 فسفوریلاسیون می‏‌‌شود خاصیت چسبیدن به MDM2 را از دست می‏‌دهد. پروتئین pint شکل ساختمان p53 را تغییر می‌دهد و به عدم اتصال p53 به MDM2 کمک می‌کند. وقتی که ژن p53 فاقد ضربات محیطی است، مقدار p53 پائین می‌‏رود. پروتئین MDM2 به p53 می‏چسبد و از عملش جلوگیری می‌‏کند و آن‌را به سیتوپلاسم سلول انتقال می‌‏دهد. عمل ضدسرطان p53 از سه مسیر انجام‌پذیر است:

    • پروتئین p53 باعث تحریک پروتئین‏‌های ترمیم‌کننده‌ی DNAr می‌‏شوند که به آسیب‌های وارد شده به ژن‏‌ها رسیدگی شود.
    • پروتئین p53 باعث تحریک مرگ برنامه‌ریزی‌شده می‌‏شود (وقتی که سلول‌های آسیب‌دیده غیرقابل بازسازی باشند).
    • پروتئین p53  تقسیم سلولی را در مرحله G1/S نگه می‏‌دارد تا فرصتی برای تعمیر باشد.

    تشخیص سرطان

    در صورتی كه غده‌ای در پستان خود لمس كرده‌ايد، اولين قدم در تشخيص، معاينه توسط پزشک جراح است. او به شما خواهد گفت كه آيا چنين توده‌ای واقعا وجود دارد يا خير و اگر وجود دارد، بيشتر احتمال دارد كه اين توده خوش‌خيم باشد يا سرطانی. پس از معاينه، پزشک ممكن است مراحل تشخيصی بعدی را برای شما درخواست كند. هرگز روش‌های تشخيصی را بدون نظر پزشک و به طور خودسرانه انجام ندهيد. ممکن است در مواردی لازم باشد آن آزمایش به شکل دیگری انجام شود.

    مقاله‌ی مرتبط:

    روش‌های تصويربرداری متعددی وجود دارند كه پزشک به‌وسيله‌ی آن می‌تواند پستان را بررسی و در مورد توده‌ی احتمالی موجود در آن قضاوت كند. مهمترين اين روش‌ها كه به فراوانی استفاده می‌شوند، ماموگرافی و سونوگرافی و در مرحله‌ی بعدی MRI هستند. آزمایش خون نیز گاهی اوقات منجر به شناسایی سرطان می‌شود. دیگر آزمایش‌ها مثل اسکن استخوانی و بسیاری دیگر نیز شاید به قصدی دیگر انجام شوند، اما در نهایت اگر مشکلی وجود داشته باشد می‌توانند کمک‌کننده باشند. 

    روش‌های درمان سرطان

    درمان سرطان / cancer treatment

    ۱. جراحی

     جراحی یک روش سریع برای حذف تومورهای سرطانی از داخل بدن بیمار است. این روش برای تورموهایی به کار می‌رود که گسترش پیدا نکردند یا در اصطلاح پزشکی، متاستاز نداده‌اند. جراحی یک روش تضمین شده برای حذف سلول‌های سرطانی نیست و در صورت لزوم، پزشکان بخش‌هایی از لنف سالم را هم برمی‌دارند تا از عدم سرایت سرطان مطمئن شوند. گاهی به جای جراحی از پرتوهای لیزر استفاده می‌کنند یعنی با استفاده از پرتوهای قوی لیزر، تورمور سرطانی را می‌سوزانند که در سرطان‌هایی مانند رحم و پوست پرکاربردتر است. 

    ۲. پرتو درمانی

    در پرتودرمانی از پرتو‌های پرانرژی برای از بین بردن سلول‌های سرطانی استفاده می‌شود. پزشکان انواع مختلفی از روش‌های پرتودرمانی و در برخی موارد ترکیبی از این روش‌ها را به‌کار می‌برند.

    • پرتودرمانی خارجی: در این روش تشعشع‌ها از دستگاه بزرگی می‌تابد که در خارج از بدن قرار دارد. بیشتر افرادی که از این روش درمان استفاده می‌کنند باید به‌ مدت چند هفته، هفته‌ای ۵ روز، برای درمان به بیمارستان یا کلینیک مراجعه ‌کنند.
    • پرتودرمانی داخلی: در این روش منشا تشعشع‌ها، مواد رادیواکتیوی است که درون محفظه‌های ریز، سوزن‌ها یا لوله‌های نازک پلاستیکی قرار داده شده‌اند و داخل بافت یا اطراف آن کار گذاشته می‌شوند. معمولا بیمار طی درمان در بیمارستان، بستری می‌شود. محفظه رادیواکتیو اغلب چند روز در بدن بیمار باقی می‌ماند.
      مقاله‌ی مرتبط:
    • پرتودرمانی تمام بدن: در این روش منشا تشعشع‌ها مایع یا کپسولی حاوی مواد رادیواکتیو است که به تمام قسمت‌های بدن می‌رسد. بیمار این مایع یا کپسول را می‌بلعد یا به وی تزریق می‌شود. از اینگونه پرتودرمانی ‌جز برای درمان سرطان، برای مهار درد شدید ناشی از سرطان پیشرفته نیز استفاده می‌شود. امروزه بعضی از سرطان‌ها را به این شیوه درمان می‌کنند.

    ۳. شیمی درمانی

    به عنوان بخشی از فرآیندهای طبیعی بدن، سلول‌ها به‌صورت مداوم از راه تقسیم شدن، جایگزین می‌شوند. داروهای شیمی درمانی در توانایی تقسیم شدن سلول سرطانی مداخله می‌کنند. در این راستا ممکن است فقط از یک دارو یا ترکیبی از چند دارو استفاده شود. این داروها ممکن است به صورت مستقیم وارد جریان خون بشوند و به سلول‌های سرطانی سرتاسر بدن حمله کنند؛ یا به صورت اختصاصی فقط قسمت‌های سرطانی را هدف قرار دهند. عوارض جانبی این روش درمانی به نوع دارو و میزان مصرف آن بستگی دارد. این داروها بر سلول‌های سرطانی و دیگر سلول‌هایی که به سرعت تقسیم می‌شوند تأثیر می‌گذارد و ممکن است عوارض زیر را داشته باشند:

    • سلول‌های خونی: هنگامی‌که دارو به سلول‌های خونی سالم آسیب برساند، خطر عفونت، کبودی یا خونریزی بیشتر می‌شود و بیمار احتمالا احساس ضعف و خستگی شدید خواهد کرد.
    • سلول‌های ریشه‌‌ی مو: شیمی‌درمانی ممکن است موجب ریزش مو شود با این حال موهای بیمار دوباره رشد خواهند کرد اما اغلب رنگ و جنسشان با موهای قبل متفاوت است.
    • سلول‌های پوشاننده دستگاه گوارش: شیمی‌درمانی ممکن است باعث کم‌اشتهایی، حالت تهوع، استفراغ، اسهال یا دردهایی در دهان و لب‌ها شود. برخی از این داروها بر باروری تأثیر می‌گذارند. بانوان ممکن است دیگر نتوانند بچه‌دار شوند و مردان هم شاید قدرت باروری خود را از دست بدهند. با وجود اینکه عوارض جانبی شیمی‌درمانی گاه دردناک و نگران‌کننده است اما معمولا موقتی است و پزشک می‌تواند آنها را درمان یا مهار کند.

    ۴. ایمونوتراپی

    ایمونوتراپی / Immunotherapy

    ایمونوتراپی درمانی است که از قسمت‌های مشخص دستگاه ایمنی فرد برای مبارزه با بیماری‌هایی مانند سرطان استفاده می‌کند. روش کار به این شکل است که سلول‌های T را از بدن بیمار خارج می‌کنند. سلول‌های T نوعی گلبول‌سفید هستند که مهم‌ترین ابزار بدن برای مبارزه با بیماری‌های عفونی و سرطان محسوب می‌شوند. بعد از خارج کردن این سلول‌ها، مهندسان ژنتیک وارد کار می‌شوند و با تغییری در سلول‌های T و اضافه کردن آنتی‌ژن مصنوعی، این سلول‌ها را مجهز به راداری می‌کنند تا قدرت پیدا کردن سلول‌های سرطانی را داشته باشد. سلول‌های سرطانی حاوی نوع خاصی پروتئین هستند که این رادار قدرت شناسایی آن را دارد. گلبول‌های سفید مجهز‌شده، دوباره وارد بدن می‌شوند تا به جنگ سلول‌های سرطانی بروند. ایمنی‌درمانی به چند صورت انجام می‌پذیرد:

    در ایمونوتراپی به سلول‌های T فرد بیمار، آنتی‌ژن مصنوعی اضافه می‌شود 

    • تحریک سیستم ایمنی شما برای عملکرد بهتر یا هوشمندانه‌تر برای حمله به سلول‌های سرطانی
    • دادن ترکیباتی مانند پروتئین‌های دست‌ساز دستگاه ایمنی به بدنتان

    بعضی انواع ایمونوتراپی، بیولوژیک‌تراپی یا بیوتراپی نامیده می‌شود. ایمونوتراپی شامل درمان‌هایی است که به روش‌های مختلف عمل می‌کنند. تعدادی به سیستم ایمنی بدن در مسیری عمومی کمک می‌کنند. بقیه اختصاصا به سیستم ایمنی برای حمله به سلول‌های سرطانی، کمک می‌کنند. ایمونوتراپی برای تعدادی از سرطان‌ها کارآمدتر است ولی بنظر می‌رسد برای بقیه سرطان‌ها وقتی با دیگر روش‌های درمانی تلفیق شود کارآمد‌تر خواهد بود.  انواع اصلی ایمونوتراپی که اکنون برای درمان سرطان استفاده می‌شود عبارتند از:

    • پادتن‌های مونوکلونال: این‌ها ورژن دست‌ساز پروتئین‌های دستگاه ایمنی هستند. پادتن‌ها می‌توانند در درمان سرطان بسیار مفید باشند. آن‌ها می‌توانند طوری طراحی شوند که به قسمت‌های مشخصی از سلول سرطانی حمله کنند.
    • مهارکننده‌های نقاط بازرسی ایمنی: این دارو‌ها اساسا ترمز دستگاه ایمنی را می‌گیرند که به شناسایی و حمله به سلول‌های سرطانی کمک می‌کند.
    • واکسن‌های سرطان: واکسن‌ها موادی هستند که به بدن تزریق می‌شوند تا پاسخ سیستم ایمنی را در برابر بیماری‌های مشخص موجب شوند. ما اغلب فکر می‌کنیم واکسن‌ها به افراد سالم تزریق می‌شوند تا به جلوگیری از عفونت‌ها کمک کنند. ولی تعدادی از واکسن‌ها می‌توانند به درمان و جلوگیری از سرطان کمک کنند.
    • ایمونوتراپی‌های غیر اختصاصی: این درمان‌ها سیستم ایمنی را در یک مسیر کلی تقویت می‌کنند ولی این درمان به سیستم ایمنی برای حمله به سلول‌های سرطانی کمک می‌کند.

    ۵. ژن درمانی

    ژن درمانی پوست / skin gene thearpy

    اگرچه در ابتدا از ژن‌درمانی به عنوان روشی برای درمان سرطان یاد نمی‌شد، اما در واقع با فرآیند مورد بحث می‌توان تحولی در این حوزه ایجاد کرد. پزشکان و پژوهشگران از مهندسی ژنتیک برای برنامه‌ریزی مجدد سلول‌های ایمنی  لنفوسیت T، به‌منظور درمان انواع خاصی از سرطان استفاده می‌کنند. این شیوه‌ی درمانی به سرعت جایگاه خود را در دنیای پزشکی پیدا کرده است، اما در کنار عملکرد قوی، خطرات زیادی را نیز به همراه دارد. البته روش‌های نوین ویرایش ژن می‌توانند تا حد زیادی این خطر را کاهش دهند. طی سال ۲۰۱۶ تیمی از پژوهشگران آمریکایی تصمیم گرفتند از روش CRISPR برای تقویت سلول‌های لنفوسیت T و درمان سرطان استفاده کنند. بعدا مشخص شد «شان پارکر» میلیاردر و کارآفرین عرصه‌ی تکنولوژی سرمایه‌ی مورد نیاز این پژوهش را تامین می‌کند. ژن‌ها که بر روی کرموزوم‌ها قرار دارند، واحدهای فیزیکی و کارکردی پایه‌ای بدن هستند.

    با جهش‌های ژنتیکی مخرب، پروتئین‌ها علملکرد طبیعی خود را از دست می‌دهند و باعث ایجاد بیماری ژنتیکی می‌شوند

    ژن‌ها توالی‌های اختصاصی بازهایی هستند که چگونگی ساخت پروتئین‌ها را رمزبندی می‌کنند. گرچه ژن‌ها بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند، اما این پروتئین‌ها هستند که اغلب کارکردهای حیاتی را انجام می‌دهند و حتی اکثریت ساختارهای سلولی را تشکیل می‌دهند. هنگامی که ژن‌ها به نحوی تغییر پیدا کنند که پروتئین‌های رمزبندی‌شده به وسیله‌ی آن‌ها نتوانند کارکردهای طبیعی‌شان را انجام دهند، بیماری‌های ژنتیکی به‌وجود می‌آیند. ژن‌درمانی تکنیکی است برای تصحیح ژن‌های معیوبی که مسئول ایجاد بیماری هستند. پژوهشگران ممکن است یکی از چندین رویکرد موجود را برای تصحیح ژن‌های معیوب به کار ببندند. ژن طبیعی ممکن است به درون یک محل غیراختصاصی درون ژنوم کاشته شود تا یک ژن بی‌کارکرد را جایگزین کند؛ این روش یک رویکرد رایج است. یک رویکرد دیگر تعویض ژن غیرطبیعی از طریق بازترکیبی هومولوگ است. ژن غیرطبیعی را می‌توان از طریق جهش معکوس انتخابی ترمیم کرد، که باعث می‌شود، ژن به کارکرد طبیعی‌اش بازگردد. تنظیم یک ژن خاص (میزانی را که یک ژن خاموش و روشن می‌شود) را نیز می‌توان تغییر داد.

    ۶. هورمون درمانی

    این روش که درمان غدد درون‌ریز هم نامیده می‌شود سرطانی‌هایی که از هورمون استفاده می‌کنند را هدف قرار می‌دهند و به دو صورت عمل می‌کنند: از تولید هورمون در بدن جلوگیری می‌کنند و یا شیوه عملکرد هورمون را تغییر می‌دهند. گاهی اوقات لازم است عضوهای هورمون‌ساز مانند تخمدان و بیضه را خارج کنید.

    مقاله‌ی مرتبط:

    پزشکان این روش را کنار درمان‌های دیگر استفاده می‌کنند تا پیش از جراحی یا درمان تومورها کوچک شوند و یا سلول‌های سرطانی که به نقاط دیگر بدن گسترش یافته‌اند را از بین ببرند. این روش احتمال بازگشت سرطان را کاهش می‌دهد. رشد بعضی سرطان‌ها بستگی به ترشح نوعی هورمون در بدن دارد مثل سرطان سینه در خانم‌ها. در‌مورد چنین سرطان‌هایی از هورمون درمانی استفاده می‌‌شود که در‌ واقع از ترشح هورمونی که باعث رشد سرطان می‌شود، جلوگیری می‌کند. مثلا برای زنان مبتلا به سرطان سینه داروهای ضداستروژنی تجویز می‌شود. 

    ۷. سلول‌ درمانی

    سلول درمانی / cell therapy

    سلول درمانی که درمان سلولی یا سیتوتراپی (cell therapy) به پیوند سلول زنده از خود فرد یا فرد سالم دیگر با هدف بازسازی بافت بدن، گفته می‌شود. برای نمونه سلول‌های T که قادرند از طریق ایمنی سلولی (cell-mediated immunity) با سلول‌های سرطانی مبارزه کنند، می‌توانند به‌منظور ایجاد ایمنی در دوره‌‌ی درمان، به بیمار تزریق شوند. کشف و معرفی سلول‌های بنیادی و همچنین سلول‌های پیش‌ساز به خصوص سلول‌های بنیادی خون‌ساز این روش را تبدیل به یک روش درمانی موثر در درمان بسیاری از سرطان‌ها و نارسایی‌های تولید سلول‌های خونی در مغز استخوان کرده است. سلول‌های بنیادی مادر همه سلول‌هاست و توانایی تبدیل به همه سلول‌های بدن را نیز دارد.

    در سل‌تراپی، سلول‌های سالم از خود فرد یا فرد سالم دیگر برای هدف بافت‌سازی پیوند زده می‌شود

    این سلول‌ها دارای توانایی خودنوسازی و تمایز به انواع سلول‌ها مثل سلول‌های خونی، قلبی، عصبی و غضروفی هستند. سلول‌درمانی به پیوند سلول زنده از خود فرد یا فرد سالم دیگر با هدف بازسازی بافت بدن گفته می‌شود. سلول‌ها کارخانه‌های قدرتمندی هستند که می‌توانند اثرات درمانی را از طریق روش‌های متعددی اعمال کنند. سلول‌ها می‌توانند در محل آسیب لانه‌گزینی کنند، مواد محرک رشد ترشح کنند و در برخی موارد به سلول‌های دیگری تبدیل شوند. این تطبیق‌پذیری باعث می‌شود سلول درمانی به‌طور قدرتمندی عمل کند و امکان بالایی برای درمان بیماری‌های غیرقابل برگشت فراهم‌ نماید. امروزه دو دسته‌ی مختلف از سلول‌درمانی شناخته شده‌ است:

    • اولین دسته از سلول درمانی که پایه‌گذاری شد، سلول درمانی در پزشکی اصلی (mainstream medicine) است که در آن سلول‌های انسانی از یک دهنده به بیمار پیوند زده می‌شوند. پژوهش‌های گسترده‌ای در این روش در حال انجام است. چنین پژوهش‌هایی زمانی که بر روی جنین انسان انجام شود ممکن است بحث‌برانگیز باشد.
    • دسته دیگر، سلول درمانی در پزشکی جایگزین (alternative medicine) است که در آن از تزریق پیوسته‌ی سلول‌های جانوری با هدف درمان بیماری‌ها استفاده می‌شود. انجمن سرطان آمریکا بیان کرده است که هیچ مدرک پزشکی اثربخشی این روش را حمایت نمی‌کند و این روش می‌تواند پیامدهای مرگباری داشته باشد.

    ۸. نانو درمانی

    نانوتکنولوژی / nanotechnology

    امروزه فناوری نانو به کمک تشخیص و درمان این بیماری آمده است طوری که سبب شده است تا سلول‌های سرطانی در حد نانومتر تشخیص داده شوند و با کمک فناوری نانو از بین برده شوند. تشخیص سرطان در مراحل اولیه، در بهبود روش‌های درمانی آن بسیار حائز اهمیت است، در حال حاضر تشخیص و شناسایی سرطان معمولا بر اساس تغییرات سلول‌ها و بافت‌ها صورت می‌گیرد كه این كار با آزمایش‌های بالینی پزشكی و یا روش‌های معمول عكسبرداری قابل انجام است. نانوذرات و نانوابزارها نقشی بی‌نظیر و حیاتی را در تبدیل دانش به پیشرفت‌های مفید بالینی در زمینه تشخیص و درمان سلول‌های سرطانی ایفا می‌‌کنند، كاری که با انجام آن روند تشخیص و درمان و نهایتا پیشگیری از سرطان کاملا متحول خواهد شد.

     یکی از کاربردهای نانو ذرات، انجام هم‌زمان دو عمل تشخیص تومور و رساندن دارو به تومور‌ است

    استفاده از این نانو‌ذرات به عنوان دارو و برای درمان سلول‌های بدخیم سرطانی هیچ‌گونه تأثیر بدی بر سلول‌ها و بافت‌های سالم بدن بر جای نمی‌گذارند. پس از رسیدن این نانوذرات به تومورها، داروهای درون آنها به وسیله نوارهای باریک نور لیزر فعال می‌شوند. این نانوذرات همچنین قادر به مشخص نمودن میزان تأثیر درمان بر سلول‌های بدخیم می‌باشند. این ایده بزرگ که تنها با تزریق یک عامل بتوان تشخیص، درمان و گزارش در مورد میزان اثر بخشی درمان را انجام داد، امری است که فقط با کمک فناوری‌نانو میسر می‌شود. یکی از امید‌بخش‌ترین کاربردهای نانو ذرات، می‌تواند به‌کارگیری آنها به منظور انجام هم‌زمان دو عمل تشخیص تومور و رساندن دارو به تومور‌ باشد. نانوذراتی كه در درمان سرطان به كار می‌روند عبارتند از:

    • نقاط كوانتومی‌: در افزایش حساسیت روش‌های آزمایشگاهی تشخیص سرطان كاربرد دارند. همچنین مولکول‌های درخت‌سان‌ها سبب تسهیل در دارورسانی می‌شوند. این مولكول‌ها قابلیت بالایی در شناسایی و درمان به‌طور همزمان دارند و در ضمن دارای سطح وسیعی هستند كه به‌وسیله‌ی آنها امكان اتصال عوامل درمانی و یا سایر مولكول‌های فعال زیستی فراهم می‌شود.
    • نانو پوسته‌ها: ساختاری با یک هسته‌ی مركزی است كه غشای نازكی از یک فلز، مانند طلا روی آن روكش شده است و با استفاده از یک لیزر بیرونی و رساندن انرژی به نانوپوسته‌ها در یک تومور امكان تخریب گرمایی یا عكسبرداری از آن مقدور است و یا برای ترمیم زخم كاربرد دارد. این روش توسط پژوهشگران دانشگاه Rice در مدل‌های حیوانی انجام شده است.
    • نانو ذرات مغناطیسی: اكسید آهن جزو اصلی نانوذرات مغناطیسی است. مهم‌ترین مزیت استفاده از این ذرات اندازه‌ی كوچک‌تر از ۱۰۰ نانومتر آنها است. در واقع ذرات اكسید آهن Fe304 (مگنتیت) به دلیل سازگاری با سیستم‌های بیولوژیک از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

    با كمک میدان مغناطیسی می‌توان این ذرات را به منطقه خاصی هدایت كرد كه این امر باعث تسهیل در امر تصویربرداری برای تشخیص و همچنین درمان سرطان می‌شود. به دلیل این ویژگی‌ها، نانو ذرات مغناطیسی كاربردهای پزشكی فراوانی را دارند. از دیگر كاربردهای نانو ذرات مغناطیسی، استفاده از آن برای انتقال DNA به داخل سلول، تصویربرداری MRI، درمان توده‌های سرطانی به كمک حرارت درمانی، جداسازی مغناطیسی مواد و استفاده در مهندسی بافت است. با تجمع ذرات مغناطیسی در بافت سرطانی، تشخیص تومور با استفاده از MRI تا حد زیادی تسهیل می‌شود و علاوه بر این می‌توان از این ذرات به عنوان حامل داروهای ضد سرطان استفاده كرد.


    چند روز دیگر تا انتشار اولین نسخه از مجموعه Ace Combat در نسل هشتم باقی نمانده است و به همین بهانه نگاهی به مهم‌ترین اطلاعات بازی Ace Combat 7: Skies Unknown خواهیم داشت.

    همیشه وقتی صحبت از بازی‌های اکشن و شوتر می‌شود، شاید هیچ چیزی مثل حضور در یک نبرد واقعی و تجربه تمام جزئیات آن به طبیعی‌ترین شکل ممکن، هیجان‌انگیز به نظر نرسد. همه ما علاقه خاصی به واقع‌گرایی در بازی‌هایی ویدیویی داریم و از هر اثری که بتواند بخشی از زندگی حقیقی ما را به تصویر بکشد،  استقبال می‌کنیم و چه چیزی بهتر از کارهای خطرناک و هیجان‌انگیزی که انجامش در دنیای واقعی چندان هم ممکن نیست. طبیعتا جنگ، یکی از جدی‌ترین و هیجان‌انگیزترین تجربیات ممکن است که از بخش‌های مختلفی هم تشکیل می‌شود. شاید زمانی نبردها فقط به خشکی و دریا محدود می‌شد، اما این روزها دیگر نبردهای هوایی، شاید مهم‌ترین بخش از هر جنگی را تشکیل می‌دهند. بخشی که بازی‌های ویدیویی هم نه به صورت مطلق، اما حداقل برای ایجاد تنوع در گیم‌پلی خود و گسترش بخشیدن به تجربه بازیکنان، از آن بهره برده‌اند. با این حال، بازی‌ها و مجموعه‌هایی هم بوده‌اند که صرفا با هدف شبیه‌سازی نبردهای هوایی ساخته شده‌اند. مثل سری Ace Combat که بدون شک قدیمی‌ترین و مهم‌ترین فرنچایز بازی‌های ویدیویی در این ژانر به حساب می‌آید. مجموعه‌ای که کار خودش را از سال ۱۹۹۵ و کنسول پلی استیشن 1 شروع کرد و حالا پس از ۲۴ سال هنوز هم پابرجا مانده است و تا چند روز دیگر شاهد انتشار جدیدترین نسخه آن در نسل هشتم خواهیم بود. اثری که سه سال پیش معرفی شد و با تاخیری طولانی مدت، بالاخره در اواخر اولین ماه سال ۲۰۱۹ در اختیار طرفداران قرار خواهد گرفت.

    Ace Combat 7

    ساخت بازی با موتور آنریل انجین ۴ و استفاده از تکنولوژی‌های جدید در طراحی آسمان و افکت‌های آب و هوایی، جلوه بصری فوق‌العاده‌ای به ایس کامبت 7 بخشیده است

    مجموعه Ace Combat در کنار گیم‌پلی هیجان‌انگیز، نبردهای بزرگ و واقع‌گرایی به اندازه‌اش، همواره داستان‌های دراماتیکی هم برای روایت داشته است و این یکی از برگ‌برنده‌هایی است که این مجموعه را از سایر هم‌ردیفانش تاحدودی متمایز می‌کند. این سری با اینکه همیشه در جهانی خیالی با کشورهایی ساختگی جریان داشته، اما با این حال نسبت به دنیای واقعی نیز بی‌توجه نبوده است و استفاده از جنگنده‌های مشابه دنیای حقیقی یکی از مواردی است که همیشه تجربه ایس کامبت را جذاب‌تر می‌کند. بازی Ace Combat 7: Skies Unknown اولین و احتمالا آخرین نسخه از این مجموعه است که در نسل هشتم منتشر می‌شود و به همین دلیل هم سازندگان تلاش زیادی کرده‌اند تا با این نسخه دوباره این سری قدیمی را به روزهای اوج خودش بازگردانند. قطعا اولین و بزرگ‌ترین پیشرفتی که در همان نگاه اول ما را متوجه خودش می‌کند، گرافیک نسل هشتمی و پرزرق و برق بازی است که استودیو پراجکت ایسز حسابی روی آن کار کرده است. موتور قدرتمند آنریل انجین ۴ توانسته است چشم‌اندازها و زیبایی‌هایی فوق‌العاده‌ای را در محیط بازی به وجود آورد. استفاده از تکنولوژی ترو اسکای (True Sky) برای طراحی آسمان و ابرهای بازی یکی دیگر از کارهای مهم ایس کامبت 7 در زمینه گرافیکی به شمار می‌رود. به کمک این تکنولوژی که پیش‌تر در بازی Drive Club هم استفاده شده بود، ابرهای آسمان به شکلی کاملا طبیعی حجم می‌گیرند و رفته رفته تغییر می‌کنند تا حس پرواز در آسمان را واقعی‌تر از قبل جلوه بدهند. همچنین این فناوری در اجرای هر چه بهتر افکت‌های آب و هوایی مثل رعد و برق و طوفان هم کمک حال تیم سازنده شده است. دارا بودن یک گرافیک واقع‌گرایانه در Ace Combat 7 از این جهت حائز اهمیت است که یکی از مهم‌ترین پلتفرم‌های بازی هدست واقعیت مجازی پلی استیشن وی آر است که سازندگان در تریلرهای خود مانور زیادی روی آن داشته‌اند و البته بازخوردهای اولیه برخی رسانه‌ها نیز نسبت به تجربه بازی روی این هدست‌ها کاملا مثبت بوده است.

    در کنار این‌ها، طراحی دقیق جنگنده‌ها از لحاظ ظاهری و همچنین پیاده‌سازی کامل نمای داخل کابین هر کدام از آن‌ها، از جمله مواردی است که سازندگان دقت خاصی روی آن داشته‌اند و در تریلرهای گیم‌پلی بازی نیز کاملا مشهود است. پرواز درمیان ابرها که گاهی اوقات با کاهش میدان دید همراه می‌شود، پاشیدن قطرات آب روی شیشه جلویی، دودهایی که از شلیک موشک‌ها و انفجار جنگنده‌ها برجای می‌ماند، همگی افکت‌های فوق‌العاده‌ای را به وجود می‌آورند که حتی در حین تماشای تریلر نیز هیجان خاصی را به بیننده منتقل می‌کند.

    Ace Combat 7

    داستان بازی ۱۰ سال پس از اتفاقات ایس کامبت 5 شروع خواهد شد که بازیکن را در نقش کاراکتری به نام تریگر قرار می‌دهد

    یکی از کارهای خوبی که استودیو سازنده در قبال ایس کامبت 7 انجام داده، استفاده از داستانی مستقل برای این نسخه است که باعث می‌شود تا حتی کسانی که هیچ آشنایی قبلی‌ای با این سری نداشته‌اند هم تجربه جذاب و سرگرم‌کننده‌ای داشته باشند. داستان بازی ۱۰ سال پس از اتفاقات Ace Combat 5 شروع می‌شود و در مورد نبردی بین فدراسیون اوسیا و امپراطوری اروشیا است که با نام دومین جنگ قاره‌ای از آن یاد می‌شود. بازیکن در بخش داستانی در نقش کاراکتری به نام تریگر قرار می‌گیرد که برای نیروهای هوایی اوسیا می‌جنگد اما بخاطر اتهاماتی که به او وارد می‌شود، اعضای بالارتبه برای مجازات تریگر، او را به جوخه‌ای مخصوص مجرمان می‌فرستند تا به جای زندانی شدن با شرکت در جنگ‌هایی خطرناک و سخت، دوران ندامتش را پشت سر بگذارد و دوباره به قهرمانی در نبردهای هوایی تبدیل شود. نکته جالب در مورد ایس کامبت 7 این است که نسخه پلی استیشن وی آر آن داستان کاملا مجزایی خواهد داشت و سازندگان تصمیم گرفته‌اند با این کار تجربه‌ای کاملا متفاوت نسبت به نسخه عادی، ایجاد کنند. در نسخه واقعیت مجازی، بازیکنان در نقش کاراکتر موبیوس وان قرار می‌گیرند که شخصیت اصلی بازی‌های ایس کامبت 4 و 5 بود. داستان این نسخه در زمانی بین داستان ایس کامبت 5 و 7 جریان خواهد داشت که شما باید باز هم در برابر فرقه‌ای به نام Free Erusia مبارزه کنید که پیشتر در نسخه پنجم بازی یک بار آن‌ها را شکست داده بودید.

    Ace Combat 7

    تاثیر مستقیم شرایط جوی مثل رعد و برق و تغییرات فشار و دما روی کنترل جنگنده‌ها، به واقع‌گرایی هر چه بیشتر گیم‌پلی کمک زیادی می‌کند

    با گذر از داستان و جلوه‌های بصری بازی، نوبت آن است تا سراغی هم از گیم‌پلی بازی بگیریم که این بار گسترده از قبل شده است. اول از همه، سازندگان سعی کرده‌اند تا گیم‌پلی را جوری تنظیم کنند که هم بازیکنان حرفه‌ای از آن لذت ببرند و هم آن‌هایی که تازه‌کار هستند و چیزی جز یک گیم‌پلی سرگرم‌کننده و داستانی جذاب از بازی نمی‌خواهند، تجربه ارزشمندی داشته باشند. به همین دلیل، نحوه کنترل جنگنده‌ها بسته به انتخاب بازیکن می‌تواند ساده یا کاملا حرفه‌ای و واقع‌گرایانه باشد که طبیعتا اگر به دنبال تجربه چالش برانگیزی باشید، انتخاب حالت Expert با المان‌های کنترلی بیشتر، منطقی‌تر خواهد بود. در کنار این، یکی از ویژگی قابل توجه بازی تاثیرات المان‌های آب و هوایی روی گیم‌پلی است. برای مثال در نسخه‌های قبلی معمولا برای اینکه بتوانید موشک‌های دشمنان را خنثی کنید باید سریع دور می‌زدید یا اینکه با مانورهای مختلف موشک‌ها را گمراه می‌کردید، اما در این نسخه سازندگان راه‌های هوشمندانه‌تری را هم در نظر گرفته‌اند که یکی از آن‌ها پناه بردن به داخل ابرهای بزرگ و پرحجم است. وقتی شما از داخل ابرها عبور می‌کنید، تاحدودی از دید دشمنان مخفی می‌مانید و همچنین به شکل راحت‌تری می‌توانید موشک‌های آن‌ها را از خود دور کنید، اما خب همه چیز هم به این راحتی نیست. وقتی شما از داخل ابرها عبور می‌کنید به علت تغییراتی که در فشارهوا و همچنین دما وجود دارد، ممکن است آسیب‌هایی به جنگنده شما وارد شود. همچنین به‌خاطر اینکه در چنین شرایطی میدان دید خودتان هم به شدت کم می‌شود، احتمال برخورد با جنگنده‌های دیگر بالا می‌رود. در کنار این‌ها، المان‌هایی مثل رعد و برق نیز می‌تواند صدمات شدیدی را به جنگنده‌ها وارد کنند و در کنار نیروهای دشمن، تهدیدی جدی برای‌تان تلقی شود. نسخه واقعیت مجازی بازی، از لحاظ گیم‌پلی نیز تفاوت‌های بارزی دارد. برای مثال، در این نسخه از بازی نحوه قفل کردن نشانه روی دشمن، نه به مسیر حرکت جنگنده، بلکه به مسیر دید بازیکن بستگی دارد و بخش از HUD بازی همواره به طور ثابت در معرض دید خلبان خواهد بود. در کنار این، برخی تفاوت‌های دیگر نیز از سوی تیم سازنده اعمال شده است تا نسخه VR بازی تجربه‌ای واقعی‌تر و جذاب‌تر را در اختیار بازیکنان قرار بدهد. حتی سازندگان در مرحله‌ای از تولید بازی به فکر طراحی یک سیستم Eject مخصوص برای حالت واقعیت مجازی هم بوده‌اند، اما به سبب مشکلات فراوانی که بر سر راه ساخت چنین ویژگی‌ای وجود داشت، از پیاده‌سازی آن منصرف شده‌اند. در حالت کلی، نسخه واقعیت مجازی ایس کامبت 7 گیم‌پلی کوتاه‌تری نسبت به نسخه عادی دارد و هدف سازندگان نیز از این مسئله این است که اولا کسانی که هدست وی آر ندارند، از بخش بزرگی از تجربه بازی محروم نمانند و ثانیا هم ایده اصلی آن‌ها از اضافه کردن چنین نسخه‌ای این است که توانایی‌ها و ظرفیت این مجموعه را برای توسعه جدی‌تر در بخش واقعیت مجازی به نمایش بگذارند و البته نیم‌نگاهی هم به درخواست‌های مکرر طرفداران قدیمی بازی داشته باشند.

    Ace Combat 7

    تعداد بالای جنگنده‌ها در کنار امکانات گسترده شخصی‌سازی، تنوع بالایی به انتخاب‌های بازیکن در Ace Combat 7 می‌بخشد

    از نظر تعداد جنگنده‌ها و تنوع آن‌ها، سازندگان قول داده‌اند که طرفداران‌شان را راضی نگه خواهند داشت. با اینکه در اوایل دوران معرفی بازی اعلام شده بود چیزی در حدود ۳۰ جنگنده در بازی وجود خواهد داشت، اما بعدها استودیو پراجکت ایسز اعلام کرد که تعداد جنگنده‌ها فراتر از تصورات خواهد بود. از نظر تنوع نیز با توجه به تریلرهایی که تاکنون از بازی مشاهده کرده‌ایم، انواخ مختلفی از پرنده‌های شکاری را چه در دسته انتخابی بازیکن و چه در میان نیروهای دشمن مشاهده کرده‌ایم که از جمله آن‌ها می‌توان به هواپیمای غول‌پیکر Arsenal Bird و برخی جنگنده‌های بدون سرنشین اشاره کرد. سازندگان در کنار استفاده از مدل‌های واقعی، حتی برخی جنگنده‌های خیالی را هم در اثر خود گنجانده‌اند که تماشای آن‌ها جذاب خواهد بود. گذشته از تعداد جنگنده‌ها، این بار شخصی‌سازی و ارتقا این پرنده‌ها نیز گستردگی قابل توجهی داشته است. برای هر جنگنده موشک‌های مختلفی وجود دارد که با توجه به نوع نبرد می‌توانید از بین آن‌ها انتخاب کنید. همچنین بازی امکان ارتقا عملکرد جت‌ها را نیز در اختیار بازیکن قرار می‌دهد و در کنار این، شخصی‌سازی ظاهری و تزئینی نمای بیرونی جنگنده‌ها نیز در دسترس است تا هر کدام از بازیکنان با جت‌های مختص خود وارد مبارزات شوند.

    در کنار بخش داستانی، بازی Ace Combat 7: Skies Unknown از بخش چندنفره هم برخوردار خواهد بود که حالت‌های بازی مختلفی دارد. تا به حال دو حالت بازی بتل رویال و Team Deathmatch برای ایس کامبت 7 معرفی شده است که ویژگی‌ها جالبی دارند. در بخش بتل رویال، هشت بازیکن وارد نقشه بازی می‌شوند و باید با صدمه زدن به یکدیگر و از بین بردن حریفان، امتیاز بیشتری کسب کنند و در نهایت کسی که به امتیاز تعیین شده برسد، برنده بازی خواهد بود و اگر هیچکدام از بازیکنان در وقت مقرر به این سطح نرسند، کسی که بیشترین امتیاز را تا آخرین ثانیه به دست آورده باشد، به عنوان برنده بازی برگزیده می‌شود. در بخش Team Deathmatch که به نوعی حالت تیمی بتل رویال محسوب می‌شود، بازیکنان در قالب دو گروه ۴ نفری مقابل هم قرار می‌گیرند و باید با پیاده کردن استراتژی‌های هوشمندانه به کمک هم تیمی‌هایشان، نیروهای مقابل را نابود کنند و امتیاز بیشتری بگیرند. جذابیت این حالت قطعا حین تجربه بازی با دوستان به سبب هماهنگی دقیقی که وجود دارد، هیجان‌انگیزتر خواهد بود. در بخش آنلاین نیز بازیکنان می‌توانند شخصی‌سازی‌های گسترده‌ای روی جنگنده‌های خود انجام دهند و حتی برخی از ارتقاهای مخصوص فقط در این بخش قابل دسترسی خواهند بود. با وجود معرفی حالت‌های بخش چندنفره، هنوز اطلاعات در مورد تعداد و تنوع نقشه‌های آن از سوی سازندگان منتشر نشده است و البته مشخص هم نیست که آیا در آینده حالت‌هایی با دخالت هوش مصنوعی نیز به بخش چندنفره بازی اضافه خواهد شد یا نه.

    Ace Combat 7

    بازی Ace Combat 7: Skies Unknown در تاریخ ۱۸ ژانویه مصادف با ۲۸ دی ماه برای پلی استیشن 4، ایکس باکس وان و کامپیوتر منتشر خواهد شد. نسخه واقعیت مجازی بازی به طور انحصاری برای پلی استیشن وی آر عرضه می‌شود و فعلا خبری از این نسخه برای دیگر پلتفرم‌های واقعیت مجازی نیست. همچنین سازندگان به طور قاطع اعلام کرده‌اند که امکان انتشار این بازی روی کنسول نینتندو سوییچ به سبب محدودیت‌های سخت‌افزاری وجود ندارد و از این رو دارندگان کنسول سوییچ احتمالا امیدی برای تجربه این اثر روی کنسول محبوب خود نخواهند داشت. اگر از طرفداران قدیمی این مجموعه باشید، با پیش‌خرید این بازی برای کنسول پلی استیشن 4، نسخه‌ای رایگان از بازی Ace Combat 5 را نیز روی این پلتفرم دریافت خواهید کرد. همچنین اگر بازی را روی کنسول ایکس باکس وان پیش‌خرید کنید، قادر به اجرای رایگان بازی Ace Combat 6 از طریق سیستم Backward Compatibility خواهید بود. ضمنا، سازندگان تایید کرده‌اند که یک بسته الحاقی با حال و هوایی کاملا متفاوت از داستان اصلی بازی هم در دست ساخت قرار دارد که مدتی پس از انتشار بازی در اختیار بازیکنان قرار خواهد گرفت.


    به‌زودی، قرار است معرفی پرچم‌داران خانواده‌ی گلکسی سامسونگ را  شاهد باشیم. حال، به‌نظر می‌رسد این گوشی‌ها به حافظه‌ی رم LPDDR5 مجهز خواهند شد.

    در تابستان سال جاری، شاهد بودیم سامسونگ اولین تراشه‌های حافظه‌ی LPDDR5 در جهان را معرفی کرد. این تراشه‌ها که برای استفاده در نسل بعدی گوشی‌های هوشمند آماده شده‌اند، به‌احتمال فراوان در کالبد سه گوشی خانواده‌ی گلکسی اس ۱۰ قرار خواهند گرفت.

    براساس اطلاعات منتشرشده در شبکه‌ی اجتماعی توییتر، سه کهکشانی آینده‌ی سامسونگ که ماه آینده‌ی میلادی معرفی آن‌ها را شاهد خواهیم بود، از حافظه‌های LPDDR5 تولیدشده‌ی این شرکت استفاده می‌کنند. گفته می‌شود تراشه‌های حافظه‌ی جدید ازنظر مصرف انرژی ۳۰ درصد بهینه‌تر از حافظه‌های کنونی عمل می‌کنند. سرعت آن‌ها هم یک‌ونیم برابر بیشتر از حافظه‌های کنونی است و می‌توانند به حداکثر سرعت ۶۴۰۰ مگابیت‌برثانیه دست پیدا کنند.

    Galaxy S10 Tweet / توئیت گلکسی اس ۱۰

    به‌اعتقاد سامسونگ، این پردازنده‌ها برای قدرت‌بخشیدن به ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی و گوشی‌های پشتیبانی‌کننده از استاندارد 5G استفاده خواهند شد. با این اوصاف، فرض بر این بود که فقط در مدل 5G گلکسی اس ۱۰ از این نوع حافظه استفاده خواهد شد؛‌ اما اکنون مطمئنیم کره‌ای‌ها در سه‌ نسخه‌ی اصلی گلکسی اس ۱۰ از این نوع حافظه استفاده خواهند کرد.


    کداک (با نام کامل Eastern Kodak Company) یک شرکت آمریکایی فعال در حوزه‌ی عکاسی است. این شرکت قدیمی پایه‌های خود را در سرزمین عکاسی بنا کرد و زمانی بزرگ‌ترین برند آن حوزه بود. مرکز مدیریتی کداک در راچستر نیویورک قرار دارد و مرکز اجرایی آن، در نیوجرسی واقع شده است.

    مقاله‌های مرتبط:

    کداک، امروز بیشتر با شکست در دنیای عکاسی و عقب ماندن از انقلاب دیجیتال شناخته می‌شود. درحالی‌که شرکت آمریکایی با وجود رخدادهای پیشین، هنوز در بسیاری از حوزه‌های فناوری فعالیت دارد. مواردی همچون خدمات حرفه‌ای برای کسب‌وکارها، انواع خدمات چاپ و ارتباطات گرافیکی، امروز توسط کداک عرضه می‌شوند. بخش‌های اصلی کسب‌وکار کنونی کداک، چاپ، خدمانت Inkjet مخصوص مسب‌وکارها، پرینت سه‌بعدی و بسته‌بندی مایکرو، نرم‌افزار و راهکارهای سازمانی و بخش محصولات مصرف‌کننده‌ها و فیلم است. شاید شاخص‌ترین محصول کنونی کداک و بخش معروف آن را بتوان فیلم‌های عکاسی نامید.

    کداک / Kodak

    لوگوی کداک تا سال ۲۰۰۶

    برند قدیمی دنیای عکاسی در سال‌های پایانی قرن بیستم، تلاش‌های ناموفقی در پیوستن به موج دیجیتال داشت. آن‌ها با وجود تولید انواع دوربین‌های دیجیتال در آن سال‌ها، توانایی رقابت با دیگر بازیگران صنعت را نداشتند و حتی در سال ۲۰۱۲، اعلام ورشکستگی کردند. به‌هرحال، تولید دوربین‌های دیجیتال از برنامه‌های شرکت اصلی کداک خارج شد و دوربین‌های آن برند امروز توسط شرکت JK Imaging تولید می‌شود.

    کداک / Kodak

    دفتر مدیریت کداک در راچستر نیویورک

    تاریخچه‌ی تأسیس

    داستان تولد برند کداک، به دهه‌های پایانی قرن بیستم و اختراعات بنیا‌ن‌گذار آن، جورج ایستمن باز می‌گردد. ایستمن یکی از اولین افرادی بود که صفحه‌های خشک پلاتینی را به‌عنوان راهکارهایی آسان و کاربردی به صنعت عکاسی معرفی کرد. تا پیش از آن، روش‌های خیس برای چاپ عکس‌ها رونق داشتند. او پس از اختراع و معرفی این روش جدید در سال ۱۸۷۸، در سال‌های بعد به بررسی راهکارهای تولید انبوه صفحات خشک پرداخت و با ساخت یک ماشین پوشش‌دهی امولسیون، تولید انبوه اختراع خود را شروع کرد.

    کداک / Kodak

    جورج ایستمن، بنیان‌گذار کداک

    نخستین فعالیت‌های جدی ایستمن برای تولید محصولات انقلابی‌اش در حیاط یک خانه‌ی اجاره‌ای در راچستر نیویورک انجام شد. شریک نخست او، یک دوست خانوادگی به‌نام هنری استرانگ بود که در سال ۱۸۸۱، شرکت Eastman Dry Plate را با هم تأسیس کردند. ایستمن که تا پیش از آن یک کارمند بانک بود، برای تمرکز کامل روی شرکت جدید، شغلش را رها کرد.

    کداک / Kodak

    اولین محصول ایستمن،‌ صفحه‌ی خشک چاپ عکس

    دو سال پس از تأسیس شرکت تولید صفحات خشک عکاسی، مرکز فعالیت آن به ساختمانی چهار طبقه در راچستر و خیابان ۳۴۳ نیویورک منتقل شد که امروز مرکز عملیات بین‌المللی کداک محسوب می‌شود. البته، ساختمان ۱۹ طبقه‌ی کنونی در محل ساختمان قدیمی ساخته شد. کمی پس از تأسیس و جابه‌جایی اولیه، فروش صفحات خشک سود بالایی را برای ایستمن و شریکش به‌همراه داشت که درنهایت به تأسیس شرکت بزرگ‌تری با ۱۴ سهام‌دار انجامید. نوآوری‌های بعدی شرکت ایستمن، کاغذ نگاتیو برای عکاسی و اختراع لوله‌ی مخصوص نگه‌داری آن‌ها بود.

    فیلم‌های عکاسی، محصولی بود که نام ایستمن و شرکتش را بیش از هر مورد دیگر به شهرت رساند. آن‌ها نخستین فیلم عکاسی شفاف را به‌شکلی که امروز می‌شناسیم، در سال ۱۸۸۵ و با نام EASTMAN American Film معرفی کردند. به‌علاوه، نخستین دفتر عمده‌فروشی بین‌المللی شرکت نیز در همان سال در شهر لندن تأسیس شد.

    کداک / Kodak

    اولین دفتر شرکت کداک در نیویورک

    انتخاب دانشمندان محقق، یکی از اقدامات قابل‌توجه ایستمن در شرکتش بود که نام او را در این حوزه، در زمره‌ی اولین‌ها قرار می‌داد. ایستمن محقق نخست خود را برای بررسی تجاری‌سازی فیلم‌های انعطاف‌پذیر شفاف استخدام کرد.

    معرفی برند Kodak و نخستین دوربین عکاسی آن در سال ۱۸۸۸ انجام شد. پس از تولد برند کداک، دوربین عکاسی آن‌ها با شعار «شما دکمه را فشار دهید، ما سایر کارها را انجام می‌دهیم»، به بازار عرضه شد. عکاسی فوری، به آن شکلی که امروز می‌شناسیم، در آن سال و با معرفی دوربین کداک، مشهور شد. یک سال بعد، نخستین نمونه‌ی تجاری فیلم‌های عکاسی که توسط ایستمن و محقق شیمی شرکتش تولید شده بود، به بازار عرضه شد. محصول شرکت کداک، این امکان را برای توماس ادیسون فراهم کرد که دوربین فیلم‌برداری را در سال ۱۸۹۱ اختراع کند.

    کداک / Kodak

    اولین آزمایشگاه شیمی شرکت

    نوآوری بعدی کداک در صنعت عکاسی، معرفی دوربین‌هایی با قابلیت جابه‌جایی فیلم دوربین در نور روز بود. در همان زمان، شرکت تصمیم گرفت تا فعالیت‌های تولید فیلم و کاغذ عکاسی خود را به مرکز جدید به‌نام Kodak Park در راچستر منتقل کند. به‌علاوه، نخستین مرکز تولیدی خارج از آمریکا نیز در هارو انگستان تأسیس شد.

    گسترش فعالیت و حوزه‌های جدید کاری

    سال‌های پایانی قرن نوزده میلادی، با نوآوری‌های متعددی در حوزه‌ی عکس‌برداری و فیلم‌برداری همراه بود. در سال ۱۸۹۵، دوربین مشهور کداک با نام Pocket KODAK معرفی شد که از فیلم‌های رول‌شده استفاده می‌کرد و دورانی تازه در عکس‌برداری به‌وجود آورد. در آن زمان، کشف تصویربرداری اشعه‌ی X، نقطه‌ی عطف قابل‌توجه دنیای تصویربرداری بود. یک سال پس از کشف بزرگ، ایستمن و شرکتش قراردادی مهم برای تأمین کاعذ و صفحه‌های چاپ تصویربرداری اشعه‌ی ایکس، امضا کردند. در همان زمان، ورود به صنعت فیلم‌سازی نیز به‌صورت جدی و با تولید فیلم‌های مخصوص فیلم‌برداری انجام شد.

    کداک / Kodak

    تبلیغ دوربین جیبی کداک

    علاوه‌بر نوآوری‌های فنی، اقدامات انقلابی کداک برای تحقیق و توسعه و نوآوری در داخل شرکت نیز با قدرت انجام می‌شد. سیستم پیشنهاددهی کداک در سال ۱۸۹۸ راه‌اندازی شد که به کارمندان پیشنهاددهنده‌ی ایده‌های جدید، جوایز نقدی اهدا می‌کرد.

    کشورهای فرانسه و کانادا، مقاصد بعدی کداک بودند که دفاتر مستقل شرکت، در آن‌ها تأسیس شد. در همان سال‌ها، ایستمن به‌پاس قدردانی از عملکرد فوق‌العاده‌ی کارمندان، جوایز نقدی را از پس‌انداز و درآمد شخصی خود به آن‌ها اهدا کرد. از آخرین نوآوری‌های قرن نوزدهم کداک نیز می‌توان به روش تولید فیلم عکاسی با چرخ اشاره کرد که ساخت فیلم‌ها روی میزهای بسیار بزرگ را منسوخ کرد.

    کداک / Kodak

    اولین آگهی تبلیغاتی Kodak

    یکی از مشهورترین محصولات کداک در دنیای عکاسی، دوربین‌های برند BROWNIE بودند که با قیمت یک دلار و رول فیلم ۱۵ سنتی فروخته می‌شدند. با معرفی دوربین‌های براونی در سال ۱۹۰۰، عکاسی برای نخستین‌بار به هنر و فعالیتی در دسترس تمامی اقشار جامعه تبدیل شد.

    تغییرات زیرساختی و مدیریتی کداک، مانند هر شرکت درحال‌توسعه‌ی دیگر در سال‌های ابتدایی قرن بیستم انجام شد. شعبه‌ی نیوجرسی در سال ۱۹۰۱ تأسیس شد و در پی آن، ایستمن به‌عنوان مدیر آن شعبه و شریکش هنرس استرانگ به‌عنوان مدیر واحد نیویورک مشغول به‌کار شدند. شعبه‌ی نیوجرسی به‌نوعی هلدینگی برای نظارت بر شعبه‌های مختلف کداک بود و امروز نیز، شرکت اصلی کداک محسوب می‌شود.

    کداک / Kodak

    اولین نمونه‌ی دوربین عکاسی جعبه‌ای

    محصول بعدی که نوآوری کداک را در دنیای عکاسی اثبات کرده و فرایند را برای عکاسان آماتور آسان‌تر کرد، KODAK Developing Machine بود که به‌نوعی امکان پردازش فیلم‌ها بدون نیاز به اتاق تاریک را برای مردم به‌همراه داشت. محصول بعدی، استانداردی شد که به‌مدت ۳۰ سال در دنیای عکاسی آماتور، طرفدار داشت. KODAK Non-Curling Film نام این محصول بود و شرکت آمریکایی را بیش‌ از پیش در ذهن علاقه‌مندان به عکاسی ماندگار کرد.

    تولید فیلم‌های ایمن‌تر و مقاوم دربرابر اشتعال برای عکاسی، تأسیس مرکز تولید در استرالیا و گسترش فعالیت‌های تحقیق و توسعه، از اقدامات مهم کداک در دهه‌ی اول و دوم قرن بیستم بودند. بیمه‌ی مسئولیت و حوادث کارمندان و اعطای سهم از سود به آن‌ها، اقدامات مهم کداک در حوزه‌ی منابع انسانی بودند که امروز به استانداردهایی در صنعت تبدیل شده‌اند. در بخش تحقیق و توسعه، ایستمن با استخدام محقق بریتانیایی، دکتر سی ای کنث میس، یکی از اولین مراکز تحقیق صنعتی را در آمریکا تأسیس کرد.

    کداک / Kodak

    فیلم‌های عکاسی رنگی Kodacolor

    با شروع جنگ جهانی اول، کداک نیز از فرصت ایجاد شده برای عرضه‌ی محصولات کاربردی استفاده کرد و سود خوبی از آن‌ها به‌دست آورد. در قدم اول، دوربین‌های تصویربرداری هوایی تولید شدند و مهارت استفاده از آن‌ها تیز به نیروهای نظامی آمریکا آموزش داده شد. به‌علاوه، پوشش‌دهی استات سلولز روی بال‌های هواپیمای نیروی دریایی آمریکا و همچنین شیشه‌های نشکن برای ماسک‌های گاز، توسط کداک عرضه شد.

    حضور در صنعت فیلم‌سازی، با معرفی محصولات جدید و کمک به علاقه‌مندان آماتور آن، با جدیت در دهه‌ی دوم قرن نوزده ادامه پیدا کرد. معرفی فیلم‌های ۱۶ میلی‌متری باکیفیت بر پایه‌ی استات سلولز، نخستین دوربین فیلم‌برداری با نام CINE-KODAK و پروژکتور KODASCOPE، قدم‌های بزرگ شرکت در آن زمان بودند. درنتیجه، با افزایش سریع محبوبیت فیلم‌های ۱۶ میلی‌متری، شبکه‌ای عظیم از لابراتوارهای کداک برای پردازش فیلم‌ها، در سرتاسر جهان تأسیس شد. در سال ۱۹۲۷، تعداد کارمندان کداک به بیش از ۲۰ هزار نفر در سرتاسر جهان رسید.

    کداک / Kodak

    نمونه‌ی دوربین قدیمی کداک

    کداک، در جریان انقلاب فیلم‌های رنگی در جهان نیز نقش قابل‌توجهی داشت. فیلم‌های ۱۶ میلی‌متری شرکت با نام KODACOLOR در سال ۱۹۲۸، فیلم‌برداری رنگی را به واقعیتی قابل اجرا برای علاقه‌مندان آماتور تبدیل کرد. با ورود فناوری صدا به سینما نیز، کداک از محصولی برای پیاده‌سازی بهتر آن پرده برداشت.

    جورج ایستمن، در سال ۱۹۳۲ از دنیا رفت و محل زندگی او به دانشگاه راچستر اهدا شد. در همان سال، نخستین فیلم مخصوص فیلم‌برداری آماتور ۸ میلی‌متری نیز در آن سال معرفی شد. در سال ۱۹۴۹، خانه‌ی ایستمن به موزه‌ی بین‌المللی عکاسی تبدیل شد.

    کداک / Kodak

    تجهیزات فیلم‌برداری Kodachrome

    محصولات بعدی کداک در دنیای ضبط و پخش محتوای عکس و فیلم، در خلال دهه‌ی ۱۹۳۰ به بازار معرفی شدند. KODACHROME، نخستین فیلم رنگی موفق بود که با تمرکز بر بازار آماتورها معرفی شد. در ابتدا، این محصول به‌صورت ۱۶ میلی‌متری برای فیلم‌های سینمایی، ۳۵ میلی‌متری برای اسلاید و ۸ میلی‌متری برای فیلم‌برداری خانگی در دسترس بود. پس از معرفی فیلم مخصوص نیز، دوربین فیلم‌برداری خانگی با نام CINE-KODAK از راه رسید. یک سال بعد، اولین پروژکتور کداک، با قابلیت پخش فیلم صدادار ۱۶ میلی‌متری، با نام Sound KODASCOPE Special Projector در اختیار کاربران قرار گرفت.

    کداک / Kodak

    پروژکتور نمایش اسلاید

    نخستین پروژکتور اسلاید کداک، در سال ۱۹۳۷ و با نام KODASLIDE از راه رسید. نوآوری بعدی، دوربین کداک با کنترل اکسپوژر فتوالکتریک داخلی بود که به‌نام Super KODAK Six-20 عرضه شد. کداک در سال‌های بعد تجربه‌های متعددی را نیز در حوزه‌ی نمایش انجام داد. یکی از ماندگارترین و مشهورترین محصولات در این حوزه، نمایشگرهای غول‌آسای Kodak Colorama بودند که نخستین نمونه از آن‌ها در سال ۱۹۵۰ با ابعاد حدود ۵.۵ در ۱۸ متر، در Grand Central Station در نیویورک نصب شد. این صفحه‌نمایش بزرگ تا پایان فعالیت در سال ۱۹۸۹، در هر روز کاری میزبان ۶۵۰ هزار رهگذر و توریست بود و تا سال‌ها، صفحه‌ی اول روزنامه‌ها را به خود اختصاص می‌داد.

    کداک / Kodak

    صفحه‌نمایش غول‌پیکر کداک

    در نیمه‌ی دوم قرن بیستم، توسعه‌ی محصولات براونی با قدرت بیشتر ادامه پیدا کرد. دوربین فیلم‌برداری ۸ میلی‌متری، پروژکتور و دوربین Turret، محصولاتی بودند که تحت برند براونی تولید شدند. یکی از موفق‌ترین محصولات براونی در آن سال‌ها، Starmatic بود که درنهایت در ۷ مدل عرضه شد و بیش از ۱۰ میلیون عدد از آن در ۵ سال به فروش رفت. تا سال ۱۹۵۵، تعداد کارمندان کداک در سرتاسر جهان به ۷۴ هزار نفر رسیده بود.

    کداک / Kodak

    اولین دوربین براونی کداک

    اختراع دوربین دیجیتال و ورود به حوزه‌های جدید

    شاید باور این حقیقت که کداک، نخستین دوربین دیجیتال، یا همان قاتل برند خود را اختراع کرده باشد، کمی دشوار به‌نظر برسد. شرکت آمریکایی در سال ۱۹۷۵، نمونه‌ی آزمایشی نخست دوربین دیجیتال را با رزولوشن ۰.۰۱ مگاپیکسل معرفی کرد. دیگر اختراع بزرگ کداک در آن سال‌ها که پیشرفت بزرگی در دنیای فناوری محسوب می‌شد، Kodak Ektaprint 100 بود که فناوری کپی را به سطح جدیدی رساند. بلافاصله پس از عرضه، تحسین بازار از کیفیت بالای محصول کداک و راحتی استفاده از آن، شروع شد.

    کداک / Kodak

    اولین دوربین دیجیتال تاریخ در کنار فرزندان

    کداک درکنار تولید تجهیزات عکس‌برداری و فیلم‌برداری، در صنایع دیگر نیز فعالیت خود را گسترش داد. یکی از زیرمجموعه‌های مهم که در صنایع دیگر فعال بود، زیرمجموعه‌ی صنایع شیمیایی نام داشت. این بخش کداک، علاوه‌بر تولید مواد و تجهیزات اولیه برای محصولات خود شرکت، در صنایع دیگر نیز محصولاتی را عرضه می‌کرد. به‌عنوان مثال، در سال ۱۹۷۸، پلی‌استر ترموپلاستیک را برای تولید شیشه‌های نوشیدنی به بازار معرفی کرد.

    تجهیزات پزشکی، صنعت دیگری بود که کداک از سال‌های قدیم و با تولید و عرضه‌ی محصولات اختصاصی برای تشخیص بیماری‌ها در آن حضور داشت. پس از موفقیت‌های متعدد در بحث تصویربرداری پزشکی، در جشن ۱۰۰ سالگی شرکت، ورود به بازار تشخیص بیماری‌های پزشکی، با معرفی دستگاه آزمایش سرم خون به ‌نام ECTACHEM 400، رسانه‌ای شد.

    نوآوری‌های کداک در عصر دیجیتال و سال‌های اوج‌گیری فناوری‌ها، به‌قدری زیاد و قابل‌توجه بود که در نگاه کلی، نمی‌توان شکست آن‌ها در صنعت و خارج شدن از رقابت را باور کرد. در سال ۱۹۸۴، ورود جدی‌تر شرکت به بازار ویدئو با معرفی Kodavision Series 2000 در بخش فیلم‌برداری ۸ میلی‌متری و KODAK Videotape Cassetes در بخش ۸ میلی‌متری، بتا و VHS انجام شد. حرکت مهم‌تر آن سال‌ها، حضور جدی‌تر در بازار کامپیوتر بود که با عرضه‌ی دیسک‌های فلاپی برای کامپیوترهای شخصی، اجرا شد.

    کداک / Kodak

    ایستمن در کنار توماس ادیسون

    صنعت نرم‌افزار و خدمات مرتبط با آن هم در سال‌های پایانی قرن بیستم شاهد حضور کداک بود. دو سیستم مدیریت تصویر با نام‌های KODAK EKTAPRINT Electronic System یا KEEPS و KODAK Information Management System یا KIMS در سال ۱۹۸۵ معرفی شدند.

    چالش‌های رقابتی و شروع روند سقوط

    باوجود تمام تلاش‌هایی که کداک برای حضوری جدی در موج دیجیتالی شدن انجام می‌داد، رقابت و چالش‌های متعدد توسعه، این شرکت را تهدید می‌کرد. بسیاری از شرکت‌های کوچک و بزرگ دنیای عکاسی، فیلم‌برداری و حتی کامپیوتر، کداک را هدف شکایت‌های متعدد ضد تراست قرار دادند. اتهام کداک در آن شکایت‌ها، انحصاری کردن تولیدات در صنعت عکاسی بود. 

    کداک / Kodak

    اولین کارخانه‌ی کداک

    علاوه‌بر تهدیدهای قانونی، برخی توسعه‌ها و ورود به حوزه‌های رقابتی سنگین، هزینه‌های فراوانی را برای برند کداک به‌همراه داشت. آن‌ها با معرفی Ektaprint 100 به‌صورت جدی به رقابت با غول‌های آن زمان صنعت یعنی زیراکس و IBM وارد شدند. رقابت بزرگ دیگر،‌ با معرفی دوربین چاپ سریع دربرابر شرکت قدیمی Polaroid Corporation انجام شد که درنهایت به شکست در آن بازار انجامید.

    صنعت تولید کاغذ عکاسی، تا سال‌ها تحت سلطه‌ی کداک بود. در دهه‌های پایانی قرن بیستم، شرکت‌های متعدد آسیایی و آمریکایی با ورود به این بازار و عرضه‌ی محصولات ارزان‌تر، تهدیدی جدی برای آن‌ها ایجاد کردند. از رقبای جدی کداک در این صنعت می‌توان به فوجی فیلم و 3M اشاره کرد. به‌هرحال کداک نیز تلاش کرد تا با کاهش قیمت‌ها رقابت را به سوی خود بازگرداند که کاهش سود و علاقه‌مندی سهام‌داران را در پی داشت. در ادامه، در المیپک تابستانی ۱۹۸۴، فوجی فیلم توانست به سلطه‌ی کداک در عرضه‌ی فیلم رسمی مراسم پایان دهد که ضربه‌ی بزرگی به بدنه‌ی کداک زد.

    کداک / Kodak

    تبلیغ دوربین تاشو کداک با قابلیت تعویض فیلم در روز

    به‌هرحال باوجود تمام چالش‌ها در بخش عکاسی و کاهش فروش آن خصوصا در سال‌های پایانی دهه‌ی ۱۹۷۰، کداک در حوزه‌های دیگر همچون مواد شیمیایی، خدمات مخصوص تجاری و چاپ حرفه‌ای عکس، درآمد مناسبی داشت و شکست‌های دیگر را جبران کرد.

    فرایندهای خرید و ادغام، در کداک هم مانند بسیاری از کسب‌وکارهای بزرگ صنعت در جریان بود. یکی از خریدهای مهم، در سال ۱۹۸۱ و با هدف ورود هرچه قوی‌تر به صنعت الکترونیک انجام شد. شرکت Atex که در آن زمان پیش‌گام بازار سیستم‌های الکترونیک ویرایش متن بود، در آن سال توسط کداک خریداری شد. مشکل اصلی کداک در این خرید و بسیاری موارد دیگر، سرعت پایین توسعه‌ی محصولات و فرایندها بود که درنهایت، به شکست Atex در حوزه‌ی مذکور انجامید.

    کداک / Kodak

    دوربین چاپ سریع Instamatic

    کداک از زمان تأسیس به شرکتی با پشتیبانی عالی از کارمندان مشهور بود. لقب آن‌ها به‌خاطر همین رفتار صحیح با کارمندان، Great Yellow Father بود. درواقع جورج ایستمن اعتقاد داشت پیشرفت و موفقیت یک شرکت لزوما به دستاوردهای فنی آن وابسته نیست، بلکه حسن نیت و وفاداری کارمندان، موجب پیروزی‌های بزرگ خواهد شد. درنتیجه‌ی همان سیاست‌ها، سوددهی شرکت همیشه بالاتر از میانگین بود، اخلاقیات در شرکت جریان داشت و کارمندان هیچ‌گاه نیازی به تشکیل اتحادیه یا اعتراض و انتقاد نداشتند.

    در سال ۱۹۸۳، چالش‌ها به بخش نیروی انسانی کداک نیز وارد شد. آن‌ها مجبور شدند ۵ درصد از نیروی انسانی خود را به‌منظور کاهش هزینه‌ها، تعدیل کنند. درواقع، فشارهای رقابتی از طرف شرکت‌های ژاپنی و داخلی و همچنین چالش‌های بین‌المللی اقتصادی که موجب کاهش تقاضا برای محصولات می‌شد، همگی توجیهی بر کاهش تعداد نیروی انسانی شد.

    کداک / Kodak

    دوربین بزرگ برند براونی

    به‌هر‌حال در سال‌های اوج چالش و رقابت برای کداک، مدیران در پی بهبود تنوع محصولات و ورود به بازارهای جدید نیز بودند. آن‌ها صنعت الکترونیک و محتوای ویدئویی را اهداف اصلی خود می‌دانستند و درصدد تولید محصولاتی در آن حوزه‌ها بودند. منتهی محصولات کداک در آن سال‌ها یا کیفیت لازم را نداشتند یا با عرضه‌ی دیرهنگام، بازار را به‌نوعی به رقبا واگذار کرده بودند.

    به‌هرحال تلاش‌ها برای ورود به بازارهای جدید ادامه داشت و حتی کداک، واحدی اختصاصی برای بخش الکترونیک تأسیس کرد. واحد جدید متشکل از زیرمجموعه‌ی شرکتی به‌نام Spin Physics، یک آزمایشگاه تحقیقاتی حالت جامد و مرکز تولیدی برای ساخت مدارهای مجتمع بود. البته، اکثر محصولات کداک در شاخه‌ی الکترونیک در سال‌های بعد، از همکاری یا خرید شرکت‌های دیگر تولید می‌شدند. به‌عنوان مثال نخستین محصول الکترونیکی آن‌ها که یک دوربین ویدئویی بود، با همکاری ماتسوشیتا الکترونیک، یک شرکت ژاپنی، انجام شد. چنین حرکتی، برای کداک که همیشه تمام جزییات محصولات را خودش آماده می‌کرد، یک عقب‌گرد بود.

    کداک / Kodak

    تجهیزات حرفه‌ای کنونی کداک در صنعت چاپ

    در سال‌های بعد، تغییرات ساختاری و تلاش برای حفظ موقعیت کنونی کداک، ادامه پیدا کرد. آن‌ها که در آستانه‌ی دهه‌ی ۱۹۹۰، چهار بخش عکاسی، اطلاعات، سلامت و شیمی داشتند، بخش‌های عکاسی و اطلاعات را در مجموعه‌ای به‌نام تصویربرداری ادغام کردند. از آن زمان، مسئولیت کاهش هزینه و بهینه‌سازی تولید و فروش، به‌صورت اختصاصی به مدیران هر زیرمجموعه، ابلاغ شد.

    زیرمجموعه‌ی تصویربرداری کداک، روی کسب‌وکار اصلی شرکت تمرکز داشت و بزرگ‌ترین واحد عملیاتی محسوب می‌شد. با افزایش رقابت در این بازار و افزایش سرعت ارائه‌ی اختراع‌ها و نوآوری‌های متعدد در آن، کداک نیز بیش‌ازپیش به حفظ موقعیت خود پایبند می‌شد. صنعت تصویربرداری و چاپ عکس‌ها و ماشین‌آلات وابسته به آن همچون دستگاه‌های کپی، پرینترهای کامپیوتری و نرم‌افزار، حوزه‌ی تمرکز زیرمجموعه‌‌ی تصویربرداری بودند.

    کداک برای حضور جدی‌تر در بازار دیجیتال، محصولات نوآورانه‌ی متعددی را نیز به بازار عرضه کرد. یکی از این محصولات، دوربین عکاسی بود که قابلیت ذخیره‌ی تصاویر روی CD را داشت. چنین نوآوری‌هایی به‌همراه محصولات دیگر، جایگاه کداک را به‌عنوان پیش‌گام جهانی در تصویربرداری الکترونیک، حفظ کرد.

    کداک / Kodak

    ایستگاه‌های چاپ سریع عکس کداک

    باوجود تمام تلاش‌ها، کداک در سال‌های پایانی قرن بیستم به‌نقل از یکی از کارشناسان اقتصادی آن سال‌ها، یکی از بروکراتیک‌ترین، کم‌بازده‌ترین، ایزوله‌ترین، کندترین و البته دوست‌داشتنی‌ترین شرکت‌های آمریکا بود. به‌هرحال، آن‌ها توانایی رقابت جدی با بازیگران دیگر را نداشتند و یکی از دلایل آن، ترس از ورود به دنیای دیجیتال و از دست دادن بازار فیلم‌های عکاسی بود. البته، صنایع دیگر آن‌ها نیز مانند محصولات شیمیایی و درمانی نیز با مدیریت ضعیف، تأثیر زیادی بر بازار نداشتند.

    جورج فیشر، اولین مدیرعاملی بود که از بیرون از کداک، در سال ۱۹۹۳ از موتورولا به این شرکت پیوست. او پس از اصرار هیئت‌مدیره بر اخراج مدیرعامل پیشین، برای تغییر مسیر و بهبود فرایندها وارد کداک شد و در نخستین فرصت، تغییر تمرکز به حوزه‌ی تصویربرداری را شروع کرد. یکی از اقدامات مهم او، فروش تعداد زیادی از زیرمجموعه‌های غیرتصویربرداری شرکت بود که بدهی آن‌ها را به‌مقدار قابل‌توجهی کاهش داد.

    مدیرعامل جدید کداک برخلاف مدیران قبلی اعتقاد داشت ورود به دنیای دیجیتال نه‌تنها تهدیدی برای آن‌ها نیست، بلکه فرصتی عالی برای افزایش سلطه بر بازار خواهد بود.

    کداک / Kodak

    اوگوی کداک از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۶

    استراتژی جدید و وضعیت کنونی برند کداک

    اگرچه فیشر تصمیمی جدی برای تمرکز بر بازار دیجیتال داشت، باز هم سرعت تغییر در کداک پایین بود. درواقع مدیران هنوز تصور دنیایی بدون دوربین‌های سنتی و فیلم عکاسی را نداشتند. درمقابل، مصرف‌کننده‌ها به‌سرعت از محصولات رقبایی همچون سونی برای تصویربرداری دیجیتال استقبال می‌کردند.

    به‌هرحال فیشر هم پس از مدتی کداک را ترک کرد و دنیل کارپ، به‌عنوان مدیرعامل جدید آن استخدام شد. او سرعت ورود به دنیای دیجیتال را افزایش داد و با معرفی خانواده‌ی دوربین‌های این صنعت با نام EasyShare، سعی در حضور جدی‌تر در بازار داشت. در آن زمان، مطالعات جدی روی رفتارها و نیازهای کاربران نیز انجام شد و محصولات متنوعی همچون پرینترهای عکس سریع و قابل حمل، به بازار عرضه شد. به‌هرحال استراتژی‌ها تاحدودی مثبت بود.
    رقابت از سوی برندهای آسیایی و محصولات ارزان‌قیمت آن‌ها، هنوز هم چالشی بزرگ برای کداک بود. آن‌ها تا سال ۲۰۰۷ به رتبه‌ی چهارم بازار دوربین‌های دیجیتال در آمریکا سقوط کردند و تنها ۹.۶ درصد از بازار را در اختیار داشتند. تا سال ۲۰۱۰، این رتبه به هفتم رسید.

    Kodak Pixpro Astro Zoom AZ651

    یکی از آخرین تلاش‌های کداک برای باقی‌ماندن در دنیای دوربین‌های دیجیتال

    سقوط شدید کداک در بازار، مدیران را مجبور به جابه‌جایی‌های مهم‌تر و تغییر استراتژی کرد. مدیرعامل جدید آنتونیو پرز تصمیم گرفت تا برخلاف استراتژی همیشگی کداک مبنی بر انجام تمامی فعالیت‌ها در داخل شرکت، برخی از موارد را برون‌سپاری کند. او کارخانه‌های تولید فیلم را تعطیل کرد که در نتیجه‌ی آن، ۲۷ هزار نفر شغل خود را از دست دادند.

    مقاله‌های مرتبط:

    بازار هدف جدیدی که پرز برای کداک ترسیم کرده بود، تمرکز زیادی بر پرینترهای دیجیتال و دستگاه‌های خانگی داشت. پرینترهای رنگی با فناوری Inkjet، برگ برنده‌ی کداک در دهه‌ی ۲۰۱۰ تصور می‌شدند که البته، آن‌ها هم پس از مدتی با کاهش در فروش مواجه شده و شرکت را مجبور به خروج کردند. تا سال ۲۰۱۱، نقدینگی شرکت از ۱.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۱، به ۹۵۷ میلیون دلار رسیده بود و کداک، ورشکستگی را بیش از همیشه در نزدیکی خود حس می‌کرد.

    سرانجام در ۱۹ ژانویه‌ی سال ۲۰۱۲، برند قدیمی کداک به‌صورت رسمی و طبق فصل ۱۱ کد قانون اساسی ایالات متحده‌ی آمریکا، اعلام ورشکستگی کرد. این اعلام، به شرکت مهلت داد تا سال ۲۰۱۳، طرحی جدید برای بازگشت به فعالیت درآمدزا آماده کند. از آن زمان تمرکز اصلی کداک به‌جای عکاسی و تصویربرداری، در حوزه‌هایی همچون خدمات چاپ سازمانی، نرم‌افزار، پشتیبانی فنی، تولید فیلم‌های سینمایی و موارد مشابه است.

    برند پیش‌گام دنیای عکاسی در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی داشت تا بار دیگر خود را به‌عنوان نام معتبر تصویربرداری بر سر زبان‌ها بیندازد. حتی تلاش‌هایی برای تولید گوشی‌های هوشمند متمرکز بر عکس‌برداری و تولید دوربین‌های حرفه‌ای اکشن هم انجام شد که به موفقیت آن‌چنانی نیانجامید.

    در سال ۲۰۱۴، جف کلارک جایگزین آنتونیو پرز در پست مدیرعاملی شد و تا به امروز در این پست فعالیت می‌کند. تعداد کارمندان کداک در سرتاسر جهان، حدود ۵۸۰۰ نفر گزارش می‌شود که نسبت به دوران اوج آن‌ها، یک سقوط واقعی است. به‌علاوه، آمارهای درآمدی، سود شرکت را در حدود ۲ میلیون دلار نشان می‌دهد که برای برندی با این سابقه، چیزی نزدیک به فاجعه به‌حساب می‌آید.