هوش هیجانی یکی از مهم‌ترین وجه تمایز رهبران خارق‌العاده با مدیران عادی است. نشانه‌‌های هوش هیجانی چیست و آیا می‌توان با تمرین آن را به دست آورد؟

    هوش هیجانی یا عاطفی، توانایی کنترل احساسات و درک دیگران است. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، به خوبی می‌توانند با شخصیت‌های مختلف کنار بیایند و از فضای مثبت ایجاد شده برای رشد و پیشرفت خود و مجموعه استفاده کنند. روانشناسان عقیده دارند انسان‌هایی که هوش عاطفی بالایی دارند، از شانس مقبولیت بیش‌تری در رهبری از طرف دیگران برخوردار هستند. سیمون سینک نویسنده‌ی کتاب‌‌های پر فروش کسب و کار از جمله کتاب «رهبران آخر از همه غذا می‌خورند» رفتارهای زیرا را نشانه‌ی هوش عاطفی می‌داند.

    خالص‌ترین احساسات خود را بروز می‌دهند

    رهبران با هوش احساسی شخصیت انسانی دارند. آن‌ها همیشه فضای شادی را ایجاد می‌کنند. احساسات خود را بروز می‌دهند و از نشان دادن ناامیدی یا ناراحتی خود واهمه‌ای ندارند.

    رهبران با هوش هیجانی بالا به راحتی احساسات خود را بروز می‌دهند

    رهبران هوشمند ناتوانی خود را بیان می‌کنند و از دیگران کمک می‌گیرند. شاید آشکار کردن احساسات ضعف تلقی شود ولی در عمل باعث ایجاد فضای مثبت و صمیمانه‌ می‌شود.

    قبل از صحبت خوب گوش می‌دهند

    رهبران با هوش هیجانی بالا قادر به کنترل افکارشان هستند. آن‌ها هرگونه پیش زمینه و تعصب ذهنی را کنار گذاشته و با گوش دادن به حرف‌های دیگران با آن‌‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. آن‌ها به دغدغه‌ها نگرانی‌ها و مشکلات دیگران اهمیت می‌دهند و از ایده‌های آن‌ها استقبال می‌کنند.

    به رشد کارمندانشان کمک می‌کنند

    آن‌ها از کارمندانشان انتظار رشد و تعالی دارند و خودشان را در تحقق این امر مسئول می‌‌دانند. این رهبران تلاش می‌کنند موانع را بزدایند و مسیر همواری برای رشد آن‌ها فراهم کنند.

    هوش هیجانی

    با تحسین انگیزه ایجاد می‌کنند

    طبق نتایج مطالعات بهترین شرکت‌‌ها ارج و منزلت را قوی‌ترین روش ایجاد تعهد در کارمندان می‌دانند. یکی از بهترین روش‌های انگیزه‌دهی تشویق منظم کارمندان شایسته است.

    مقاله‌های مرتبط:

    منعطف هستند

    همه‌ی ما در زندگی با چالش‌ها و اتفاقات غیرمنتظره‌ای روبه‌رو شده‌ایم. مهم نحوه‌ی برخورد و تعامل ما با اتفاقات ناخوشایند است. رهبران منعطف در برخورد با هر مشکلی با نگرش مخصوص به آن، به حل و فصل مشکل می‌پردازند. محققان پیشنهاد می‌دهند که برای حفظ انعطاف شخصیتی با ذهنیت مثبت ادراک خود را به چالش بکشید.

    اشتباه دیگران را می‌پذیرند

    رهبران خردمند می‌دانند که هیچ ‌کسی کامل نیست و احتمال خطا برای هر کسی وجود دارد. آن‌ها به اشتباه خود اقرار می‌کنند. از اشتباه درس گرفته و دیگر آن را تکرار نمی‌کنند. وقتی رهبران چنین شخصیتی را نشان می‌دهند، شجاعت ریسک‌پذیری کارمندان افزایش می‌یابد. رشد، بدون اشتباه و خطا هرگز نمی‌‌تواند محقق شود.

    چشم‌انداز‌ها را از زوایای مختلف بررسی می‌کنند

    وقتی شرایط رو به وخامت می‌‌گذارد، رهبران هوشمند از افراد مختلفی با صلاحیت‌های کم و زیاد مشورت می‌گیرند. گاهی اوقات تصمیمی که می‌گیرند مورد تایید همه نیست، ولی بهترین تصمیم است. زیرا قضیه را از زوایای مختلفی بررسی کرده‌اند و با طرز فکر‌های مختلفی آشنا شده‌اند. 

    آن طور که به نظر می‌رسد، هوش هیجانی بیش‌تر از این که به عنوان استعداد ذاتی مطرح باشد، بیش‌تر شخصیتی اکتسابی است. پس با کمی سعه‌ی صدر و تأمل می‌توان این ویژگی را در خود تقویت کرد.


    لکسوس RX 350L با هدف ارتقاء مدل RX در کلاس کراس‌اورهای لوکس ۷ سرنشینه، با بدنه‌ای کشیده‌تر نسبت به مدل استاندارد، تولید شده است.

    لکسوس RX یکی از اولین خودروهای کلاس کراس‌اور لوکس سایز متوسط است از دو دهه پیش تا به‌امروز عرضه شده است. لکسوس RX پرفروش‌ترین محصول برند زیرمجموعه‌ و لوکس تویوتا در آمریکا است که در بیشتر بازارها نیز فروخته می‌شود. در این مطلب نسخه‌ی با ابعاد طویل‌تر و سه ردیف صندلی این مدل را موسوم هب لکسوس RX350L  بررسی می‌کنیم.

    Lexus RX  / لکسوس

    لکسوس RX برای اولین بار در اواخر سال ۱۹۹۷ در بازار ژاپن با نام تویوتا هریر (Harrier) عرضه و سپس در قالب محصول لکسوس با کد RX به بازار جهانی صادر شد. از بین ۴ نسل عرضه شده از لکسوس RX با طرح انتقال قدرت محور جلو و دو محور، نسل اول آن در کلاس کامپکت و سه نسل بعد در کلاس کراس‌اور لوکس سایز متوسط تولید شده‌اند. سری RX در خانواده‌ی لوکس لکسوس، پایین‌تر مدل‌های GX و LX  و بالاتر از مدل NX قرار می‌گیرد. کد RX از سرواژه‌های کراس‌اور درخشان (Radiant Crossover) یا تفریح در دشت و طبیعت (Recreation Cross Country) تشکیل شده است. نسل اول لکسوس RX سال ۱۹۹۸ با پیشرانه‌های ۶ سیلندر V شکل و ۴ سیلندر خطی، گیربکس اتوماتیک ۴ سرعته و شاسی یکپارچه به بازار عرضه شد. در سال ۲۰۰۰ فیس‌لیفت RX رونمایی شد. نسل اول لکسوس RX در سال‌های ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ از نگاه نشریات JD Power و Motor Trend جذاب‌ترین و بهترین کراس‌اور لوکس بازار آمریکا انتخاب شد.

    Lexus RX 350L / لکسوس

    لکسوس RX از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ با پیشرانه‌های ۴ سیلندر و V6، گیربکس اتوماتیک ۵ سرعته و بر اساس پلتفرم K تویوتا در ژاپن و کانادا تولید شد. پس از عرضه‌ی نسل سوم RX در سال ۲۰۰۸، آخرین نسل از پرفروش‌ترین کراس‌اور لوکس لکسوس در سال ۲۰۱۵ با زبان طراحی جدید این شرکت ژاپنی عرضه شد. نسل چهارم لکسوس RX با پیشرانه‌های ۴ سیلندر خطی، V6 بنزینی و هیبرید، گیربکس اتوماتیک ۸ سرعته پ در تیپ‌های مختلف فروخته می‌شود. مدل RX 350L با سه ردیف صندلی در سال ۲۰۱۷ رونمایی شد. تولید و عرضه‌ی مدل جادارتر لکسوس RX کاملاً بر اساس درخواست مشتریان (به‌خصوص بازار آمریکا) انجام شده است.

    لکسوس RX 350L؛ یک ردیف صندلی بیشتر

    Lexus RX 350L / لکسوس

    لکسوس RX 350L با طول ۵ متر، حدود ۱۱ سانتی‌متر بزرگ‌تر از مدل استاندارد با ظرفیت ۵ سرنشین است. از آنجایی که فاصله‌ی دو محور مدل استاندارد و L مشابه و حدود ۲.۷۹ متر است، طول اضافی صرفاً در پشت ستون C جلب توجه می‌کند. خمیدگی کمتر بخش عقب برای ایجاد فضای بیشتر سر، تنها تفاوت بزرگ مدل L با استاندرد RX بوده که صرفاً در نمای نیمرخ قابل تشخیص است. در واقع لکسوس RX 350L در تمام زوایه یه جز نیمرخ مشابه تیپ‌های دیگر نسل چهارم RX است. تیپ L با قیمت پایه ۴۷ هزار و ۶۷۰ دلار فروخته می‌شود؛ با انتخاب مدل تمام چرخ محرک (AWD)، برچسب قیمت پایه ۴۹ هزار و ۷۰ دلار خودنمایی می‌کند که در مقایسه با مدل استاندارد لکسوس RX، حدود ۴۴۰۰ دلار بیشتر است.

    Lexus RX 350L / لکسوس


    مقاله‌های مرتبط:

    نکته‌ی مهم این است که لکسوس RX در ابتدا با هدف تولید تیپ جادارتر طراحی نشده است و باتوجه به اینکه فضای ایجاد شده ارتباطی به فاصله‌ی محورها ندارد، نشستن در صندلی‌های ردیف سوم کار نسبتاً مشکلی است. البته صندلی‌های ردیف دوم به‌خوبی خم می‌شوند ولی به‌دلیل اینکه درها برای کابینی با سه ردیف صندلی طراحی نشده‌اند، سوار و پیاده شدن به لکسوس RX 350L فرآیند پیچیده‌ای است. بر اساس گفته‌های تیم طراحی لکسوس، صندلی‌های ردیف سوم حدود ۶۰ سانتی‌متر فضای پا در اختیار سرنشینان قرار می‌دهند، اما باید خاطر نشان کرد که این فضا فقط در صورت جلو بردن کامل صندلی‌های ردیف دوم ایجاد می‌شود. در واقع باید سرنشینان ردیف وسط با پاهای خود خداحافظی کنند تا فضای پای ۶۰ سانتی‌متر در عقب وجود داشته باشد. در صورت ثابت نگه داشتن صندلی‌های ردیف دوم و ایجاد فضایی راحت، در نهایت سرنشین با حداکثر سن ۱۰ سال در ردیف آخر جای خواهد گرفت.

    Lexus RX 350L / لکسوس


    همانطور که می‌دانیم خودروهای با سه ردیف صندلی برای خانواده‌های پرجمعیت طراحی شده‌اند و سناریوی همیشگی این خودروها، سفرهای خانوادگی طولانی مدت است. در شرایطی که تمام صندلی‌های RX 350L تکمیل باشند، فقط ۴۶۲ لیتر فضا برای بارگیری در دسترس بوده که حتی از برخی هاچ‌بک‌های فعلی بازار هم کمتر است. با خواباندن صندلی‌های ردیف سوم، فضای بار به ۹۴۶ لیتر و خواباندن ردیف‌های سوم و دوم به ۲۰۰۲ لیتر افزایش پیدا می‌کند.

    برای مقایسه به مشخصات نزدیک‌ترین رقیب لکسوس RX 350L توجه می‌کنیم. مدل ۲۰۱۸ آکورا MDX با قیمت پایه ۴۴ هزار و ۲۰۰ دلار در مقایسه با RX 350L، حدود ۱۲ سانتی‌متر فضای پای سرنشینان ردیف آخر و ۱۴ سانتی‌متر فضای پا ردیف دوم بیشتری دارد. البته نکته‌ی مهم این است که MDX در حالت تکمیل ظرفیت، فقط ۴۲۵ لیتر در صندوق عقب حجم دارد. با این‌حال در صورت خواباندن صندلی‌های ردیف آخر، صندوق عقب آکورا ۱۰۸۷ لیتر فضا در اختیار می‌گذارد. آکورا MDX با ۱.۲۷ سانتی‌متر طول کمتر و ۲.۵ میلی‌متر ارتفاع بیشتر و فضای جادارتر از RX 350L، اهمیت طراحی خودروی ۷ سرنشینه در برابر ۵ سرنشینه را نشان می‌دهد.

    پیشرانه‌ی V6 و کابین راحت

    Lexus RX 350L / لکسوس

    از حساسیت به اعداد و جادار بودن لکسوس RX 350L که بگذریم، کابین این کراس‌اور لوکس کاملاً مجلل و راحت است. سرنشینان جلو دید بسیار خوبی به بیرون دارند که با وجود صندلی‌های چرمی باکیفیت، سواری لذت بخشی تجربه خواهند کرد. ترکیب متریال عالی و مونتاژ بی نقص، کمک شایانی به فضای داخلی لوکس RX 350L کرده است. البته نباید انتظار کیفیت کابین مرسدس‌بنز را داشت، اما این مدل با استانداردهای لکسوس همخوانی دارد و سرنشینان در جاده‌های شهری شلوغ یا بین شهری، احساس ناخوشایند نخواهند داشت.

    Lexus RX 350L / لکسوس


    لکسوس RX 350L مدل ۲۰۱۸ از همان پیشرانه‌ی ۶ سیلندر V شکل ۳و۵ لیتری مدل استاندارد RX 350 استفاده می‌کند. البته مدل RX 350L با کاهش قدرت ۵ اسب بخار و گشتاور ۶ نیوتن‌متر مواجه شده است و در مجموع، ۲۹۰ اسب بخار قدرت و ۳۵۷ نیوتن‌متر گشتاور دارد. علاوه بر این RX 350L با حدود ۱۰۵ کیلوگرم وزن بیشتر همراه شده است تا در زمان ۸.۱ ثانیه (تیپ تمام چرخ محرک) به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد. مدل استاندارد RX  350 در تست سرعت صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت، زمان ۷.۹ ثانیه ثبت کرده است. لکسوس RX 350L تماماً به‌منظور راحتی در مسافت‌های طولانی تنظیم شده است. گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک در کنار فرمان بدون هیایو و در آرامش کامل کار می‌کنند. شاسی نیز به‌منظور سواری راحت تیونینگ شده است و حتی در حالت رانندگی اسپرت هم RX 350L به طبیعت اصلی خود؛ ایجاد سواری آرامش بخش خیانت نمی‌کند.

    وزن بیشتر که ناشی از صندلی‌های ردیف سوم است، مصرف سوخت RX 350L را حدود ۰.۱ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر بیشتر از مدل استاندارد کرده است. لکسوس RX 350L در هر ۱۰۰ کیلومتر شهر، بزرگراه و ترکیبی ۱۲.۳، ۹ و ۱۰.۶ لیتر بنزین می‌سوزاند. البته برای افرادی که نگران هزینه‌های سوخت هستند، لکسوس مدل هیبرید RX 450h را پیشنهاد می‌کند.

    رابط کاربری قدیمی سیستم اطلاعات و سرگرمی

    Lexus RX 350L / لکسوس


    سیستم اطلاعات و سرگرمی لکسوس از نمایشگر ۱۲.۳ اینچی استفاده می‌کند که جایگاه نصب آن بسیار مناسب است. قابلیت‌های این سیستم با وجود راهیاب ماهواره‌ای مناسب به‌نظر می‌رسد اما وجود ماوس ریموت همه چیز را سخت کرده است. بدون شک لمسی نبودن نمایشکر ۱۲.۳ اینچی و استفاده از نسل قدیمی ماوس ریموت در کنسول مرکزی برای یک خودروی لوکس مدل ۲۰۱۸ مناسب نیست. به‌طور کلی باید اعتراف کرد که سیستم تاچ پد و ماوس ریموت لکسوس تجربه‌ی کار کردن با سیستم اطلاعات و سرگرمی بسیار با کیفیت و رنگارنگ را به‌دلیل رابط کاربری نامناسب، به کابوسی وحشتناک تبدیل می‌کند.

    مورد مهم دیگر نبود رابط‌های اپل کارپلی و اندروید اتو که متوجه سیاست‌های مقامات تویوتا است. مدیران ارشد تویوتا پس از سال‌ها بالاخره در برخی محصولات مدل ۲۰۱۹ خود از اپل کارپلی استفاده می‌کنند ولی هنوز هم به دلایل نقض حریم خصوصی کاربران، خبری از اندروید اتو در خودروهای تویوتا و لکسوس نیست. حداقل در لکسوس RX 350L وجود کنترل‌های دکمه‌ای و سنتی برای تنظیم حجم صدای سیستم صوتی، سیستم تهویه و گرم‌کن‌های صندلی‌ها برای افرادی که کار کردن با نمایشگر لمسی را مناسب نمی‌دانند، خبر خوبی است.

    کلام آخر

    Lexus RX 350L / لکسوس

    اقدام مدیران ارشد لکسوس در پاسخ‌گویی به خواسته‌ی مشتریان و تولید کراس‌اور لوکس سایز متوسط با سه ردیف صندلی، قابل تحسین است، اما توجه نکردن به طرح اصلی سری RX و صرفاً اضافه کردن طول آن بدون افزایش فاصله‌ی محورها نتیجه‌ی مطلوبی نداشته است. در بازار کراس‌اورهای لوکس جادار، قطعاً انتخاب‌های بهتری از لکسوس RX 350L مانند آکورا MDX، بیوک Enclave و اینفینیتی QX60 پیش روی مشتریان قرار دارد. می‌توان با خواباندن صندلی‌های ردیف سوم RX 350L، یکی از بهترین کراس‌اورهای لوکس سایز متوسط بازار جهانی را در اختیار گرفت اما در این صورت تفاوت چندانی با تیپ‌های دیگر سری RX وجود نخواهد داشت. صرفاً ۱۳۰ لیتر فضای بیشتر صندوق عقب، ارزش ۴۴۰۰ دلار بیشتر RX 350L  در برابر مدل استاندارد را ندارد.


    اپل به مناسبت برگزاری جام جهانی ۲۰۱۸ در روسیه، بخشی از دستیار هوشمند سیری و اپ‌ استور را به این رویداد اختصاص داده است.

    مهم نیست که فوتبال‌دوست هستید یا خیر؛ جام جهانی رویدادی است که توجه هر فردی را به خود جلب می‌کند و افراد را فارغ از سن و موقعیت جغرافیایی، به پای تماشای مسابقات ملی می‌کشاند. شور و شوق این رویداد به اندازه‌ای در جهان بالا است که حتی مردم آمریکا که علاقه‌ی کمتری به ورزش فوتبال دارند نیز علاقه‌مند به تماشای این دیدارها می‌شوند.

    حال اپل نیز به استقبال این رویداد رفته است و با اضافه‌ کردن ویژگی جدیدی به سیری، اپ‌استور، اپل بوک و اپلیکیشن پادکست، سعی در ارائه‌ی اطلاعات مربوط به جام جهانی در ساده‌ترین و در دسترس‌ترین شیوه‌ی ممکن دارد. شیوه‌ی کار بسیار ساده است و کاربران به‌عنوان نمونه می‌توانند با سؤال درباره‌ی زمان یا نتیجه‌ی بازی‌ ایران و مراکش، از سیری اطلاعات کسب کنند. 

    سیری

    برطبق اعلام رسمی اپل، دستیار صوتی سیری از سؤالات زیر پشتیبانی خواهد کرد:

    • بازی ایران و اسپانیا کی برگزار می‌شود؟ (?When does France play Australia)
    • چه تیم‌هایی در گروه A هستند؟ (?What teams are in group A)
    • ترکیب انگلیس شامل چه بازیکنانی است؟ (?Who is on the England squad)
    • بازیِ بین ایسلند و آرژانتین را چه تیمی برنده شد؟ (?Who won the Argentina-Iceland match)

    این ویژگی در ۲۶ کشور (از جمله آمریکا) فعال خواهد بود.

    مقاله‌های مرتبط:

    در طول یک ماهِ جام جهانی، اپ‌استور نیز با تخصیصِ بخشی به اپلیکیشن‌ها و بازی‌های محبوب با موضوعیت فوتبال، سعی در القای هرچه بیشتر حال‌و‌هوای این رویداد دارد؛ علاوه بر این موارد، نکاتی به شما گوشزد خواهد شد که در ثبت عکس‌های ورزشی زیبا در محیط ورزشگاه‌ها، کمک شایانی خواهند کرد.

    در این بین، اپلیکیشن خبرخوان اپل نیوز به انتشار اخبارِ مربوط، نظیر زمان‌بندی بازی‌ها و تحلیل‌های کارشناسان درباره‌ی بازی‌ها می‌پردازد و اپل موزیک از ۳۲ پلی‌لیست جدید با موضوعیت فوتبال میزبانی خواهد کرد.

    علاقه‌مندان به کتاب می‌توانند از طریق بخشی با نام «Beautiful Game» در اپل بوک، به مطالعه‌ی بیوگرافی، خاطرات و رخدادهای فوتبالی ادوار پیشین بپردازند.


    دنیای شگفت‌انگیز وست‌ورلد این روزها قاب تلویزیون را به تسخیر خود درآورده و بسیاری را به این پرسش واداشته که چقدر تا رسیدن به دنیای خیالی سریال باقی مانده است.

    اگر از طرفداران مجموعه‌ی تلویزیونی وست‌ورلد (Westworld) باشید، احتمالا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چگونه امکان دارد چنین دنیای پیشرفته‌ای رنگ واقعیت به خود بگیرد. تا سفر کردن به مکان‌هایی که مرز بازی و واقعیت در آن‌ها به‌روشنی مشخص نیست، چقدر فاصله داریم؟ آیا ربات‌ها می‌توانند به چنین سطحی از خودآگاهی دست پیدا کنند؟ آیا می‌توانند خیال‌پردازی کنند و مهم‌تر از همه در صورت دستیابی آن‌ها به چنین توانایی‌هایی، آیا همچنان در امنیت خواهیم بود؟

    دیوید ایگلمن، عصب‌شناس در دانشگاه استنفورد کالیفرنیا و مشاور علمی مجموعه‌ی نویسندگان فصل اول وست‌ورلد، تلاش کرده است در این مورد توضیح بدهد که چقدر احتمال به حقیقت پیوستن برخی از اتفاقات این سریال وجود دارد.

    توجه: گفتگوی زیر می‌تواند برای کسانی که سریال وست‌ورلد را تماشا نکرده‌اند، حاوی اسپویل باشد.

    چگونه به جمع عوامل ساخت سریال پیوستید؟

    ایگلمن: من مشغول صحبت با یکی نویسندگان بودم و در این مورد که مشاور علمی آن‌ها چه کسی است، سؤال کردم. سپس مشخص شد که آن‌ها از هیچ مشاوری بهره‌مند نیستند؛ نحوه‌ی پیوستن من به این مجموعه بدین صورت بود. سپس به لس آنجلس کالیفرنیا رفتم و در جلسه‌ای طولانی، تقریبا ۶ یا ۸ ساعت درباره‌ی اختیار و احتمال خودآگاهی ربات‌ها با تولیدکنندگان و نویسندگان صحبت کردم.

    Westworld / وست ورلد

    من همچنین برخی از فناوری‌های ساخت خود را به آن‌ها نشان دادم. چند سال قبل در کنفرانس تد یک سخنرانی درباره‌ی جلیقه‌ای مجهز به موتورهای ارتعاشی داشتم. این نوآوری اکنون در بخشی از داستان فصل دوم گنجانده شده است؛ اما نمی‌توانم چیز زیادی درباره‌ی آن بگویم. این جلیقه‌ی واقعی که برای افراد ناشنوا کاربرد دارد، در واکنش به صدا می‌لرزد؛ اما در سریال با هدف متفاوتی به‌ کار گرفته شده است و به کسانی که آن را بپوشند، یک جریان مهم اطلاعات می‌دهد.

    درباره‌ی چه مسائل دیگری صحبت کردید؟

    ایگلمن: چه چیز به‌خصوصی در مورد مغز انسان وجود دارد و اینکه آیا می‌توانیم ویژگی‌های مهم آن را روی لایه‌ی دیگری تکثیر کنیم تا ربات خودآگاه بسازیم. البته پاسخ این سؤال معلوم نیست. به‌‍طور کلی، موضوع این است که مام طبیعت ناگزیر به همکاری با یاخته‌ها نظیر عصب‌یاخته‌ها (نورون‌ها) است. اما به‌محض آنکه ما به شناخت کدهای عصبی دست پیدا کنیم، هیچ دلیلی وجود نخواهد داشت که نتوانیم لایه‌های بهتری از آن بسازیم. در نتیجه، این به اجرا درآوردن همان الگوریتم‌ها اما به روشی بسیار ساده‌تر است. این یکی از سؤالاتی است که در فصل دوم مطرح می‌شود.

    مقاله‌ی مرتبط:

    یک مثال می‌زنم: ما برای سده‌ها می‌خواستیم همانند پرنده‌ها پرواز کنیم و در نتیجه هرکس شروع به ساختن دستگاه‌هایی با بال‌های متحرک کرد. اما در نهایت ما به اصول پرواز پی بردیم و این آگاهی به ما امکان داد هواپیمایی با بال‌های ثابت بسازیم که می‌تواند بسیار بیشتر و سریع‌تر از پرندگان پرواز کند. ما احتمالا قادر خواهیم بود روی لایه‌های محاسباتی امروزی خود مغزهای بهتری بسازیم.

    آیا نکته‌ای در مورد سریال باعث شد به‌‍طور متفاوتی درباره‌ی هوش به تفکر بپردازید؟

    ایگلمن: سریال مرا ناگزیر کرد تا درباره‌ی سطح هوش مورد نیاز برای متقاعد کردن ما به خودآگاه بودن یک ربات تفکر کنم. به‌عنوان انسان، برای بخشیدن جنبه‌ی انسانی به هر چیز به‌شدت آماده‌ایم. قسمت آخر سریال را در نظر بگیرید که ربات‌های حاضر در مهمانی تنها به خاطر نواختن پیانو به شکلی خاص یا برداشتن عینک خود برای تمیز کردن یا نشان دادن چهره‌ای بامزه، به‌راحتی افراد را فریب دادند و خود را در قالب انسان جا زدند. هنگامی که ربات‌ها از سد آزمون تورینگ بگذرند، احتمالا می‌فهمیم که فریب دادن ما آن‌قدرها سخت نخواهد بود.

    آیا می‌توانیم ربات‌ها را به گونه‌ای بسازیم که بدون خودخواهی و خشونتی که در وست‌ورلد یا دیگر کارهای علمی-تخیلی نمایش داده می‌شود، همانند انسان‌ها رفتار کنند؟

    ایگلمن: بله، قطعا فکر می‌کنم می‌توانیم. اصلا نمی‌خواهم در این مورد اشتباه کنم؛ اما بخش زیادی از رفتار انسان با محدودیت‌های تکاملی ارتباط دارد. رفتارهایی نظیر رقابت برای بقا، تولید مثل و غذا خوردن. این مسئله هر جزئی از روانشناسی ما را شکل می‌دهد و ربات‌ها با نداشتن این تاریخ، قطعا با روانشناسی کاملا متفاوتی ظاهر می‌شوند. این بیشتر ایفای شغل خواهد بود. اگر آن‌ها زمانی صاحب احساس شوند، لزوما احساساتی مشابه ما نخواهند داشت و چنین موضوعی با این سؤال که آیا آن‌ها اصلا صاحب خودآگاهی یا تجربه‌ی داخلی خواهند شد یا نه، در‌ هم‌ آمیخته است.

    آیا هیچ لحظه خاصی از رفتار انسانی در سریال وجود دارد؟

    ایگلمن: من در کتاب خود به نام «ناشناس»، مغز را به‌عنوان مجموعه‌ای از رقبا توصیف کردم؛ بدین مفهوم که شما صاحب دسته‌ای از شبکه‌های عصبی در حال رقابتی هستید که اهداف مختلفی دارند. اگر من به شما بستنی توت فرنگی پیشنهاد بدهم، بخشی از مغز شما خواهان خوردن آن است و بخشی دیگر می‌گوید آن را نخور، زیرا چاق می‌شوی.

    Westworld / وست ورلد

    ما ماشین‌هایی هستیم که از صداهای بسیار مختلفی ساخته شده‌اند و این همان چیزی است که مغز را جالب توجه، منحصربه‌فرد و پیچیده می‌سازد. من در اتاق نویسندگان خاطرنشان کردم که مِیو (یکی از ربات‌های میزبان) در آخرین قسمت فصل اول سرانجام برای فرار از وست‌ورلد سوار قطار می‌شود. اگر ربات‌ها تنها یک صدای داخلی داشتند، بسیاری از حالات عاطفی انسان‌ها نظیر پشیمانی و افسوس، تردید و … را از دست می‌دادند؛ علاوه بر این، تماشای آن‌ها دیگر آن قدر لذت‌بخش نبود.

    آن‌طور که ایگلمن می‌گوید، وست‌ورلد تصویر کاملی از آنچه زندگی می‌تواند بدان شبیه باشد نشان نمی‌دهد؛ دست‌کم نه به این زودی‌. بسیاری از صحنه‌هایی که در سریال شاهد هستیم، تنها برای سرگرمی است. البته این بدین معنی نیست که نمی‌توانیم یک روز به چنین سطحی از تعامل با هوش مصنوعی برسیم.


    شناخت نقاط قوت می‌تواند عملکرد فرد را در زندگی و کار افزایش دهد. چهار سوال مهم از خود بپرسید تا نقاط قوت اصلی خود را بشناسید.

    شناخت نقاط قوت و ضعف، بخشی جدانشدنی از پیشرفت شخصی حرفه‌ای‌ها است. اگر نقاط قوت خود را ندانید، ممکن است نتوانید کارتان را با بهترین مهارت‌هایتان تطبیق دهید و حتی موفق به توسعه‌ی مهارت‌های خود در آینده نشوید. برای کمک به شناخت این نقاط قوت، مجموعه‌ای از ابزارهای ارزیابی به‌وجود آمده است.

    همیشه یک نقطه‌ی قوت برجسته در میان دیگر نقاط قوت و ضعف افراد وجود دارد؛ شاید یک ویژگی، مهارت یا توانایی باشد که معمولا قوی‌تر از بقیه عمل می‌کند. دریک لواسور، یک سرهنگ پلیس دارای نشان‌های افتخار، نویسنده و ستاره‌ی شوهای تلویزیونی است؛ او به این نقاط قوت، قدرت‌های خارق‌العاده می‌گوید.

    همیشه یک نقطه‌ی قوت برجسته در میان دیگر نقاط قوت و ضعف افراد وجود دارد

    لواسور که از طرفداران داستان‌های دنباله‌دار ابرقهرمانی مانند انتقام‌جویان است، می‌گوید که تفاوت میان شما و همکارتان قابل مقایسه با تفاوت میان سوپرمن و مرد عنکبوتی است. هر دو دارای اهداف مشابهی هستند اما توانایی‌های استثنائی و مختص به آن‌ها کاملا متفاوت است. او در کتاب خود به‌نام «گوشه‌ی مخفی: نقاط قوت پنهانی خود را بیابید، تطبیق پیدا کردن را بیاموزید و اطمینان به پیروزی در بازی زندگی را به‌دست آورید» به این موضوع اشاره کرده است. او می‌گوید:

    ما اغلب سعی می‌کنیم در جامعه مانند دیگران اقدام کنیم تا به موفقیت برسیم. اما حقیقت این است که باید کاری را انجام دهیم که برای خود ما موفقیت به‌بار آورده است.

    تکیه بر توانایی ها

    ممکن است پیدا کردن این قدرت خارق‌العاده بیهوده به‌نظر برسد اما مشخص کردن نقاط قوت برتر به این طریق، می‌تواند به شناخت مزیت‌های حقیقی شما در دنبال کردن اهدافتان کمک کند. در ادامه به ذکر چهار سوال می‌پردازیم که در کشف قدرت‌های فوق‌العاده به کمک ما می‌آیند.

    انجام چه کاری برای شما به‌نظر بی‌زحمت و آسان می‌رسد؟

    به فعالیت‌هایی فکر کنید که روی انجام آن‌ها، تمرکز کامل دارید و بسیار ساده می‌توانید بهترین عملکرد را در آن نشان دهید. برخی در ارائه دادن و برخی در حل مسائل بسیار مشکل محاسباتی عالی باشند. ول نلسون، مشاور شغلی می‌گوید:

    به‌دنبال یافتن زمینه‌هایی باشید که در آن‌ها بدون اعمال تلاش خاصی، می‌درخشید؛ این زمینه‌ها، شاخص‌های احتمالی برترین توانایی‌های شما هستند. زمینه‌ای که شما را در جریان انجام کاری می‌اندازد، زمینه‌ای است که احتمالا در آن مهارت بسیار بالایی حین انجام کار نشان می‌دهید؛ بهترین عملکرد در زمینه‌ای بروز پیدا می‌کند که در آن، زمان را از یاد می‌برید، احساس خوبی پیدا می‌کنید و نسبت به پروژه نیز نظر مساعدی دارید.

    موفقیت

    چگونه دیگران را شگفت‌زده می‌کنید؟

    آیا پیش آمده که مرتبا اعلام کنید در زمینه‌ای، عملکرد خوبی دارید؟ آیا مردم برای مشاوره در مورد خاصی یا وارد شدن یا همکاری به پروژه‌ای از شما کمک می‌گیرند؟ به‌گفته‌ی لواسور این نوع بازخورد و درخواست کمک، نشان‌دهنده‌ی توانایی‌های خارق‌العاده‌ی شما هستند. او می‌گوید:

    باید به گفته‌های دیگران در مورد خود اهمیت دهید. این شامل تمام صحبت‌ها از جمله نظرات و همین‌طور بررسی عملکردتان می‌شود. به‌دنبال الگوهایی در نظرات باشید که به شما سرنخ‌هایی از موارد تاثیرگذار و پنهان از نظر خودتان بدهد.

    نلسون می‌گوید:

    همواره مواردی از نقاط قوت ویژه وجود دارند که از چشم خود فرد پنهان می‌مانند؛ یا ممکن است که آن ویژگی‌ها را دست‌کم بگیرد چرا که این مهارت‌ها یا استعدادها به‌نظر آن‌ها بسیار بدیهی هستند. برخی اوقات، پرسیدن نظر همکاران یا مربیان در مورد نقاط قوت برجسته‌ی خود بسیار مفید است.

    happy at work

    برای چه موردی حاضر به فداکاری هستید؟

    دنی گوتنچت، مدیر عامل و موسس شرکت مشاوره‌ای استخدام و مدیریتی Pathways است؛ او همچنین یکی از نویسندگان کتاب «معنا در کار و زبان مخفی آن» است. دنی می‌گوید:

    قدرت‌های خارق‌العاده‌ی ما، ترکیبی از اشتیاق و تسلط هستند. اشتیاق، فرد را خوشحال می‌کند، به او انگیزه می‌دهد و او را مایل به انجام کار بیشتر می‌کند؛ حتی اگر نیاز به سخت کار کردن و فداکاری در آن مورد باشد. من علاقه دارم از مردم بپرسم که حین انجام چه کاری، احساس می‌کنند که زمان به راحتی می‌گذرد؟ آیا به‌حدی از کارتان لذت می‌برید که حاضر باشید برای آن بجنگید؟ برای مثال، ممکن است یک پرستار بگوید که به جنبه‌ی بالینی مراقبت از بیماران علاقه‌مند است؛ با وجود این حقیقت که این کار سخت و زمان‌بر است اما باعث می‌شود موارد بیشتری را بیاموزد و عملکرد بهتری داشته باشد. اگر علاقه‌ای عمیق به زمینه‌ای داشته باشید که باعث شود کارها را بهتر پیش ببرید، اوضاع چقدر متفاوت می‌شود؟ این سوالات به شما نشان می‌دهند که قدرت‌های خارق‌العاده‌تان چه مواردی هستند.

    در چه موردی بی‌پروا هستید؟

    قدرت‌های خارق‌العادهی ما، ترکیبی از اشتیاق و تسلط هستند

    به زمان و تجربه‌هایی فکر کنید که در آن‌ها اطمینان بالایی به خود داشته‌اید. آیا زمان‌هایی را تجربه کرده‌اید که احساس اطمینان و راحتی زیادی در مورد دست زدن به ریسک‌های حساب‌شده و به‌چالش کشیدن توانایی‌هایتان کنید؟ کیتی کسلی، روانشناس سازمانی، موسس و رئیس شرکت آموزش نیروی کار و توسعه‌ی Building Giants, LLC است؛ او همچنین نویسنده‌ی کتاب «غول‌های سازنده: سیستمی اثبات‌شده برای دگرگون کردن نیروی کار از طریق آموزش موثر» است. کیتی می‌گوید:

    این سطح از راحتی، نشانه‌ای از وجود توانایی‌های بالقوه در آن زمینه‌ی کاری هستند. اغلب اوقات مواردی که در آنها عملکرد خوبی دارید، همان‌های هستند که از انجام‌شان لذت می‌برید. اگر هر روز کاری را انجام دهید که احساس عملکرد خوبی در آن دارید، روز خوبی را پشت‌سر گذاشته‌اید و با خود خواهید گفت: «من موثر واقع شدم. من یاد گرفتم. من قدم مثبتی برای رشد شرکت برداشتم. من مسئله‌ای را حل کردم. من همکاری خوبی را با تیم شرکت انجام دادم». این احساسات و افکار نشان‌دهنده‌ی این هستند که روی نقاط قوت خود کار می‌کنید.

    مرکز توجه بودن

    چه موردی را واضح‌تر از دیگران درک می‌کنید؟

    لواسور به‌عنوان یک محقق، یاد گرفته که مشاهده‌گر باشد. او به‌دنبال سرنخ‌های موجود در صحنه‌ی جرم می‌گردد و افراد را در زمان بازجویی تحت نظر می‌گیرد. اما همچنین از تجسم برای بهبود مهارت‌های خود استفاده می‌کند. او می‌گو‌ید:

    با اختصاص زمان برای وارد شدن به یک موقعیت از لحاظ ذهنی، بینش فوق‌العاده‌ای نیز در مورد نقاط قوت و ضعف خود پیدا می‌کنم. من از زمان دبیرستان و برای فعالیت‌های مختلف به این تمرین مشغول بوده‌ام.

    هر قدرت خارق‌العاده‌ای، یک پاشنه‌ی آشیل هم دارد

    لواسور با تمرین ذهنی این روند احساس می‌کرد که در موقعیت‌های پرریسک، کار را به اتمام رسانده است و این موضوع به او اعتماد به نفس می‌داد. به‌علاوه، او می‌توانست نقاط قوت و موارد ساده برای خود، همچنین نقاط ضعف و دشوارتر را به‌وضوح مشاهده کند.

    نلسون اشاره می‌کند که هر قدرت خارق‌العاده‌ای، یک پاشنه‌ی آشیل هم دارد. اگر در انگیزه‌دهی به دیگران و ساختن روحیه‌ی آن‌ها براساس توانایی‌هایشان مهارت دارید، ممکن است کم‌طاقت شوید. اگر در عیب‌یابی و تجزیه‌و‌تحلیل جزئیات مهارت دارید، ممکن است در برخورد با مردم و موقعیت‌هایی که ارائه‌کننده‌ی جزئیات دقیق و انتزاعی نیستند، درگیری پیدا کنید. او می‌گوید:

    موفقیت

    تمرین‌ها و ابزاری وجود دارند که می‌توانند در شناخت نقاط ضعف مرتبط با برخوردار بودن از نقاط قوت فوق‌العاده در درازمدت به کمک شما بیایند. هر چه بیشتر موردی را به‌عنوان نقطه‌ی قوت خود بشناسید، بیشتر آن را در معرض خطر نابود کردن قرار می‌دهید.

    لواسور می‌گوید:

    شفاف بودن در مورد نقاط قوت می‌تواند باعث ایجاد تغییرات قابل‌توجه در حرفه و زندگی شود. اولین قدم این است که نقاط قوت را شناسایی کنیم؛ چرا که همه‌ی ما انسان هستیم و توانایی دستیابی به اهداف را داریم اما راه از پیش تعیین‌شده‌ای برای آن وجود ندارد. پیش از شروع به انجام ماموریت، حتی پیش از گلاویز شدن با اهدافمان نیاز است خودآگاهی و درکمان از خود را بالا ببریم.


    رویکرد اپل در کنفرانس توسعه‌دهندگان امسال اپل نشان داد که کوپرتینونشین‌ها مشکلات مک را نادیده می‌گیرند و تلاشی برای ارتقا آن انجام نمی‌دهند.

    به عقیده‌ی بسیاری از کاربران و حتی کارشناسان، کنفرانس امسال WWDC یکی از بی‌هیجان‌ترین رویدادهایی بوده که اپل در طول دوران فعالیت خود برگزار کرده است. ویژگی‌های اندک آی‌او‌اس، بی‌توجهی به کاربران اپل واچ و به‌روزرسانی جزئی تی‌وی او اس، چیزی جز دلسری با خود به ارمغان نیاوردند؛ با این وجود، سیستم‌عامل مک او اس با به‌روزرسانی موهاوی اندکی بهتر عمل کرد و توانست تا حدودی دلِ استفاده‌کنندگان خود را به‌دست آورد؛ اما این به معنای کامل بودنِ این سیستم‌عامل و رویکرد صحیح اپل در قبال سیستم‌عامل رایانه‌های شخصی خود نیست.

    مقاله‌ای که در ادامه خواهید خواند، به قلم ساشا سگان به رشته‌ی تحریر در آمده که در آن به نقد سیاست اپل در قبال مک او اس و رایانه‌های مک پرداخته است. شما می‌توانید این مقاله را در ادامه مطالعه فرمایید.

    در اینکه اپل نرم‌افزارهای خوبی را توسعه‌ می‌دهد هیچ شکی وجود ندارد و به عقیده‌ی نگارنده‌ی اصلی این مقاله، مک‌ او‌اس در استفاده‌ی روزمره عملکرد روان‌تری نسبت به ویندوز ارائه می‌کند. در حالی که ویندوز قدرت انجام کارهای خیره‌کننده را در دستانتان قرار می‌دهد؛ اما این سیستم‌عامل مک است که آرامش حقیقی را هنگام کارکردن با آن برایتان به ارمغان می‌آورد.

    مقاله‌های مرتبط:

    براساس داده‌های مؤسسه گارتنر، دستگاه‌های مک از حیث فروش سالانه در بازاری که فروش رایانه‌های شخصی با کاهش همراه بوده، توانسته خود را ثابت نگاه دارد؛ بنابراین می‌توان به این نتیجه رسید که اپل نسبت به دیگر رقبا، وضعیت بهتری در این بازار دارد و استرس کمتری او را آزار می‌دهد؛ با این حال کاربران حرفه‌ای این دستگاه‌ها به‌نظر می‌رسد که به دلیلِ دیگری رایانه‌های مک را به دستگاه‌های ویندوزی ترجیح می‌دهند. برای آن‌ها، این سیستم‌عامل مک‌ او اس است که در اولویت قرار دارد و سخت‌افزار همیشه پاشنه‌ی آشیلِ مک‌بوک‌ها و آیمک‌های کوپرتینویی‌ها بوده است. از آن‌جایی که سیستم‌عامل مک‌او‌اس تنها روی رایانه‌های اپل قادر به اجرا است، این افراد گزینه‌ی دیگری پیشِ‌روی خود ندارند و مجبورند به خرید این دستگاه‌ها تن دهند.

    سال گذشته به یک رایانه‌ی مک نیاز پیدا کرده و مجبور شدم نسخه‌ی ۲۰۱۵ مک‌بوک پرو را خریداری کنم. بله، لپ‌تاپی را خریداری کردم که از سخت‌افزارِ سه سالِ پیش بهره‌ می‌برد؛ اما به عقیده‌ی من، از مدل‌های کنونی امکانات بیشتری را در اختیارم قرار می‌داد.

    مک بوک پرو 13 2017 اپل / macbook pro 13 2017 apple

    تغییرات سخت‌افزاری محصولات اپل در طی چند سالِ گذشته، بسیار بد و ناخوشایند بوده است. برای نمونه، مکانیزم جدید صفحه‌کلید اپل که از آن با نام «مکانیزم پروانه‌ای» یاد می‌شود، به راحتی و با ورود مقدار کمی از گرد و غبار به درونِ آن، صدمه می‌بیند و غیرفعال می‌شود. موردِ بعدی تاچ‌بار است که علیرغم تبلیغ‌های فراوان در رابطه‌ با نوآورانه‌بودنِ آن، درست به مانند اپُن‌داک و تاچ سه‌بعدی، با عدم استقبال توسعه‌دهندگان شخص‌ثالث مواجه شدند که در نتیجه باعث به حاشیه رانده شدنِ آن‌ها شد. با این حال قضیه به همین‌جا ختم نمی‌شود و اپل در جدیدترین مدل مک‌بوک‌های خود، حتی از اضافه‌کردنِ درگاه‌های مرسوم نیز دریغ کرده که صدمه‌ی بزرگی به‌تجربه‌ی کاربری افراد وارد می‌کند.

    وقتی که کریگ فدریکی با هیجان فراوان، پشتیبانی مک او اس از گرافیک‌های جانبی را خبر می‌دهد، بیش‌از اینکه خوشحال‌کننده باشد، خنده‌دار است؛ زیرا اکثر کاربرانِ رایانه‌های اپل به کارت گرافیک‌ مجزا نیاز دارند نه واحد پردازش گرافیکی مجتمع اینتل Iris Plus که قدرت چندانی را ارائه نمی‌کند.

    با این وجود، سیاست اپل همواره به‌گونه‌ای بوده که نقاط مثبت دستگاه‌هایش را در نظر مخاطب برجسته‌تر نشان می‌داده که همین موضوع باعث نادیده‌ گرفته‌ شدنِ ضعف‌های مک‌بوک‌های اخیر توسط خریداران شده است. ما همین موضوع را در رویداد فروردین‌ماه اپل با معرفی آیپد جدید نیز مشاهده کردیم. در حالی که اپل از این دستگاه به عنوان گزینه‌ای مناسب برای مدارس و محیط‌های آموزشی یاد می‌کرد؛ اما حوزه‌ی آموزشی همواره به دستگاه‌هایی نیاز دارد که علیرغم قیمتِ پایین‌تر، دوام بالاتری داشته باشد؛ از این حیث، آیپد جدید اپل فعلاً نتوانسته به هدفی که در حوزه‌ی آموزش در سر می‌پروراند، دست یابد.

    به‌واسطه‌ی مک‌ها، اپل تعامل بین سیستم‌عامل آی او اس و مک او اس را روز به روز نزدیک‌تر و بهتر می‌کند. به‌نظر می‌رسد که آن‌ها با چنین کاری، تنها افرادی را هدف قرار می‌دهند که به دنبال رایانه‌ای جایگزین هستند و به باور من، آن‌ها مشتریانی را که به طرف سرفیس‌های مایکروسافت رفته‌اند، از دست خواهند داد.

    حال باید به نظاره نشست و دید که با معرفی دستگاه‌های مکِ جدید و انتشار عمومی مک او اس موهاوی در پاییز امسال، آیا کاربران بیشتری به سوی پلتفرم مایکروسافت کوچ خواهند کرد یا برعکس این اتفاق رخ خواهد داد؟


    از زمان مطرح شدن اولین فرضیات در مورد سیاره نهم، اخترشناسان همواره به دنبال شواهد قطعی از وجود این سیاره مرموز بوده‌‌اند.

    در سال ۱۹۹۲، کشف جرمی کوچک به اخترشناسان نشان داد که منظومه شمسی بسیار گسترده‌تر از تصورات پیشین است. اخترشناسان پیش از این، فقط وجود پلوتو را در منطقه‌ای از فضا به نام کمربند کویپر تایید کرده بودند. کمربند کوییپر منطقه‌ای وسیعی از منظومه‌ی شمسی که مملو از اجرام یخی فرا نپتونی (اجرامی که مدارهایی دورتر از فاصله میانگین نپتون تا خورشید دارند) است. این جرم کوچک تا قبل از سال ۱۹۹۲، تنها یک جرم فرضی بود و هنوز شواهدی از آن کشف نشده بود.

    کشف این جرم یخی که 1992 QB1 نام دارد، تنها دومین شی کیهانی بود که در کمبرند کوییپر کشف می‌شد. اما طی چند سال آینده، اکتشافات زیادی انجام شد و بین‌ سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۹، بیش از ۸۰ جرم یخی در این ناحیه‌ی منظومه شمسی کشف شد. به این ترتیب، اخترشناسان با بهره بردن از رصدخانه‌های لاپالما و مائوناکیا و در دهه ۱۹۹۰، سرانجام شروع به آشکار کردن اسرار منطقه سوم منظومه شمسی کردند.

    با افزایش درک اخترشناسان از ناحیه‌ی بیرونی منظومه خورشیدی، با سوالات جدیدی مواجه شدند و به بازنگری درباره‌ی سیاره‌ها و اجرام فرا نپتونی کردند. این بازنگری بیشتر از اینکه به پلوتو، اریس و مکامیک یا دیگر سیاره‌های کوتوله جذاب و پویایی که قبلا شناسایی شدند مرتبط باشد، معطوف سیاراتی در اندازه‌ی مریخ یا بزرگتر بود که جایی در لبه‌ی منظومه شمسی پنهان شده بودند.

    سیاره نهم

    در واقع، در موارد بسیاری، این سیاره‌های کوتوله ممکن است راه را برای کشف‌های بزرگتری مانند سیارات که قبلا کشف نشده‌اند، هموار می‌کنند . در سال ۲۰۰۳،  سه اخترشناس به نام‌های مایک براون، چاد تروخیلو و دیوید رابینو ویتزو اعلام کردند که جرم یخی به نام سدنا را کشف کرده‌اند. بر اساس فرضیات این اخترشناسان، به نظر می‌رسد که مدار سدنا تا ۹۷۰ واحد نجومی (هر واحد نجومی برابر فاصله زمین از خورشید) گسترش می‌یابد. و انتظار می‌رود که حرکت مداری سدنا به دور خورشید ۱۱ هزار سال طول بکشد.

    سیاره نهم آخرین جرم بزرگ منظومه شمسی خواهد بود

    با وجود عجیب بودن خصوصیات مداری سدنا، کشف شی دیگری به نام 2012 VP113 ، حتی معادلات را پیچیده‌تر کرد. این جرم کیهانی که کشف آن در سال ۲۰۱۴ اعلام شد، حتی دورتر از سدنا بود. اما اشتراک‌های زیادی با سدنا داشت و دارای یک دوره‌ی مدار طولانی و عجیب بود. علاوه بر این، در این بخش از منظومه‌ی شمسی، اجرام دیگری هم بودند، گروهی از اجرام یخی که نزدیک‌ترین فاصله‌شان به خورشید از ۳۰ واحد نجومی کمتر نبود و اجرامی که دورترین فاصله‌شان به خورشید تا ۲۵۰ واحد نجومی گسترش می‌یافت.

    کارلوس دلا فوئنته مارکوس، اخترشناسی از دانشگاه کمپلوتنسه مادرید، گفت:

     کشف این اجرام فرانپتونی نشان می‌دهد که این بخش از منظومه شمسی خالی نیست و ویژگی‌های این اجرامی که در این بخش بسیار دوردست منظومه ما قرار دارند، گاهی اوقات سردرگم‌کننده است.

    این موضوع باعث شد که مایک براون و کنستانتین باتیگین از موسسه فناوری کالیفرنیا یا کلتک (Caltech) ، فرضیه‌ای غیر معمول را مطرح کنند. براون و باتیگین متوجه برخی ناهنجاری‌های گرانشی در لبه‌ی منظومه شمسی شده بودند که می‌توانست ناشی از سیاره‌ای عظیم باشد که فراتر از نقطه مشاهده ما و در فاصله‌ای حدود ۲۰ برابر دورتر از فاصله نپتون به خورشید قرار داشته باشد. آن‌ها اعلام کردند که مدارهای غیرعادی این اجرام تصادفی نیستند، بلکه این مسیرها نشان می‌دهد که این اجرام از برخورد با یک جرم بزرگ‌تر اجتناب می‌کنند.

    سیاره نهم، حدود ۱۰ برابر زمین جرم دارد

    جرمی که براون و باتیگین از آن صحبت می‌کردند، پس از انتشار مقاله‌ی این دو، به صورت موقت سیاره نهم نام‌گذاری شد. در حالی که باتیگین و براون از جرم فرضی به عنوان سیاره نهم نام بردند، اما حق واقعی نامگذاری جرم کیهانی معمولا به کاشف آن داده می‌شود. علاوه بر این، اگر این جهان جدید کشف شود، نام‌گذاری آن باید به تایید اتحادیه بین‌المللی نجوم برسد که به‌طور معمول از اسامی خدایان اساطیری رومی برای نام‌گذاری آن استفاده می‌شود.

    سیاره نهم سیاره نهم ممکن است یک سیاره‌ی فوق زمین باشد، نوعی از سیارت فراخورشیدی که در مدار ستاره‌های زیادی وجود دارند. این دست سیارات سنگی و بزرگ‌تر از زمین‌، اما کوچکتر از اورانوس یا نپتون هستند

    سیاره‌ نهم، جرمی سرد و دور است که احتمالا نزدیک به خورشید شکل گرفته، اما به تدریج به نواحی دورتر منظومه شمسی حرکت کرده است. این سیاره دارای مدار (فرضی) مستطیلی در اطراف خورشید است و در نزدیک‌ترین فاصله‌ی خود به ۲۰۰ واحد نجومی و دورترین حالت مداری به فاصله‌ی ۱۲۰۰ واحد نجومی خورشید می‌رسد. دوره‌ی مداری سیاره‌ نهم به دور خورشید، بین ۱۰ هزار تا ۲۰ هزار طول می‌کشد، در حالی که نپتون طی ۱۶۵ سال؛ مدار خود به دور خورشید را کامل می‌کند.

    دوره‌ مداری سیاره‌ نهم به دور خورشید، بین ۱۰ هزار تا ۲۰ هزار است

    اگر سیاره نهم وجود داشته باشد، باید به اندازه‌ای روشن باشد که نور خورشید را بازتاب دهد و برای تلسکوپ‌های زمینی قابل مشاهده شود. اما به نظر می‌رسد که سیاره نهم آهسته حرکت می‌کند که همین مسئله ممکن است، تفکیک نور آن از ستاره‌های پس‌زمینه را دشوار کند. اخترشناسان بر این عقیده‌اند که سیاره نهم در کنار هشت سیاره دیگر منظومه شمسی تشکیل شده و سپس به سوی لبه‌ی بیرونی منظومه شمسی حرکت کرده و به‌تدریج مدار ان مانند مشتری و زحل تغییر کرده است. همچنین، با حرکت سیاره نهم به این بخش از منظومه‌ی شمسی، تکه‌ی بزرگ از این جرم یخی در کمربند کوییپر پرت شده و احتمالا اجرامی مانند سدنا در اثر چنین رویدادی تشکیل شده‌اند.

    باتیگین گفت:

     درست به‌مانند کیکی که یک تکه از آن را بریده و بقیه‌‌ی آن را دور انداخته باشند. بقیه‌ کیک، تکه‌ی عظیمی از اجرام‌ یخی است که کوچک‌ترین آن‌ها شهاب‌سنگ‌های کوچک و سیاره‌های سنگی متوسط در کمربند کویپر هستند و احتمالا در تمام منظومه شمسی پخش شده‌اند. در کل، طی این مهاجرت سیاره‌ای، ۷۵ درصد از جرم کمربند کوییپر از بین رفته است.

    باتیگین و براون می‌گویند که ۹۹ درصد اطمینان دارند که سیاره نهم وجود دارد. این دو می‌گویند که سیاره نهم به احتمال زیادی بین اجرام فرا نپتونی قرار دارد. در همین حال، اجرام کیهانی بیشتری در این بخش در حال پیدا شدن‌اند، آخرین کشف، هفته قبل اعلام شد. این جرم کیهانی که BP519 نام دارد، مداری شبیه سدنا دارد.

    انتظار می‌رود که سیاره نهم، حدود ۱۰ برابر زمین جرم داشته باشد و احتمالا بزرگ‌ترین شی کشف نشده در منظومه شمسی است. در واقع، به گفته اخترشناسان، با توجه به مدار فرضی سیاره نهم و همچنین دانش فعلی از حرکات سیارات، سیارات کوتوله و ستاره‌های دنباله‌دار در لبه‌ی منظومه شمسی، بعید است که هر غول یخی دیگری در این بخش بتواند از دید ما پنهان شود.

    باتیگین، گفت:

    فکر می‌کنم، سیاره نهم آخرین جرم بزرگ منظومه شمسی است.

    سنجش‌های مادون قرمز هر جرم در اندازه‌ی سیاره‌هایی مانند مشتری یا زحل را با اطمینان بالایی آشکار می‌کند. با این حال، این امکان وجود دارد که اجرام دیگری به اندازه‌ی سیاره (البته نه به اندازه‌ی سیارات بزرگ منظومه‌ی ما) هم در این ناحیه وجود داشته باشند.

    باتیگین گفت:

    احتمال وجود اجرامی به اندازه زمین و مریخ هست.

    مریخ سیاه

    سال گذشته، کیتی ولک، استاد دانشگاه آریزونا، نویسنده اصلی مقاله پژوهشی که در ژورنال Astrophysical منتشر شد، فرضیه‌ای مبنی بر وجود یک سیاره‌ی غیرقابل کشف متفاوت را مطرح کرد. او در پژوهش خود، مدارهای عجیب کمربند کوییپر را بررسی کرده بود. ولک می‌گوید که پژوهش او، تا حدی از اخبار سیاره نهم الهام گرفت و او در آن با بررسی پویایی مداری کمربند کوییپر، به دنبال جستجوی دیگر اجرام بزرگ بود.

    ولک گفت:

    قسمت داخلی کمربند کویپر، از لحاظ مداری منظم است، به این ترتیب، تصور بر این است که همه‌ی اجرام این بخش دارای مدارهای منظمی هستند. اما هر چه بیشتر وارد بخش‌های داخلی کمربند کوییپر می‌شوید، مدارهای اجرام عجیب‌تر می‌شوند.

    در حالی که اکثر اجرام منظومه شمسی، تقریبا (به‌جز برخی ناهنجاری‌های چند درجه‌ای) دارای مدارهای منظمی هستند، اما اجرام کمربند کوییپر ناهنجاری‌های مداری غیرمعمولی دارند. در واقع، این ناهنجاری‌های مداری، علائمی از یک آشوب پنهان هستند، شاید سیاره‌ای به‌اندازه‌ی مریخ که حدود ۱۰۰ واحد نجومی با خورشید فاصله دارد. این سیاره مرموز، به‌مانند سیاره نهم، به‌آرامی حرکت می‌کند، اما هنوز هم می‌تواند نور خورشید را بازتاب دهد.

    مدار فرضی سیاره نهم تصویری مفهومی که مدار فرضی سیاره نهم را به همراه برخی از مدارهای شناخته شده چندین جرم فرا نپتونی نشان می‌دهد

    ولک گفت:

    میزان روشنی این اجرام را تخمین زده‌ایم و در واقع، این اجرام به‌اندازه‌ی کافی روشن هستند، بنابراین؛ برای پیدا کردن این اجرام نیاز به هیچ چیز خاصی نیست.

    در واقع، تلسکوپ‌ بزرگی مانند تلسکوپ بزرگ پیمایشی آسمان (سینوپتیک) در شیلی، قادر به یافتن چنین اجرامی است که به آهستگی حرکت می‌کنند. و فراتر از بحث سیاره نهم، چندین مقاله در سال‌های اخیر، فرضیاتی مبنی بر وجود سیارات دیگری در این بخش مطرح کرده‌اند. پژوهشی که در سال ۲۰۱۴ در ژورنال Monthly Notices of the Royal Astronomical Society منتشر شد که پیشنهاد کرد که ممکن است، حداقل دو سیاره بزرگتر از زمین در لبه‌ی بیرونی منظومه شمسی وجود داشته باشند.

    وجود سیاره‌ نهم، سرنوشت منظومه شمسی را تغییر خواهد داد

    یکی از آن پژوهشگران این تیم، دلا فوئنته مارکوس، بعدا در این فرضیه بازنگری کرد و سیارات فرضی را به یک سیاره کاهش داد. سیاره‌ای که او و همکارانش در پژوهش خود بررسی کرده بودند، رفتاری شبیه به سیاره نهم داشت، اما نسبت به این سیاره، به خورشید نزدیک‌تر بود. حتی یک مقاله‌ پژوهشی دیگر پیشنهاد کرد که ممکن است، بر اساس سیگنال‌های رادیویی شاید یک جرم فوق زمین در فاصله‌ی ۴ هزار واحد نجومی خورشید وجود داشته باشد، اما دیگر اخترشناسان، اعلام کردند که غیرممکن است که چنین سیاره‌ای با اندازه و شاخص‌های فوق وجود داشته باشد.

    مقاله‌های مرتبط:

    در واقع، اگر آرایه میلی‌متری بزرگ آتاکاما (که از امواج رادیویی برای رصد اجرام کیهانی بهره می‌برد) باید چنین اجرامی را رصد کند، ما اجرام بیشتری را در منظومه شمسی (چیزی بیش از تصور فعلی‌مان) مشاهده کنیم. و توضیحات جایگزین برای مدارهای عجیب سدنا و دیگر اجرام مشابه شامل سیارات بزرگ تا سیاره نهم داشته باشیم.

    درک بهتر از بخش بیرونی منظومه شمسی احتمالا موجب شگفتی های بی نهایت زیادی شود و در چند سال آینده، با بهره بردن از مشاهدات تلسکوپ‌هایی نظیر تلسکوپ بزرگ پیمایشی آسمان، تلسکوپ‌های غول‌پیکری مانند تلسکوپ۳۰ متری مائوناکیا و تلسکوپ فضایی جیمز وب، نه تنها ممکن است، سیاره نهم کشف شود، بلکه کشف سیاره دهم یا حتی یازدهم هم امکان‌پذیر است. چنین چیزی تنها به محاسبه مکان مناسب و متمرکز کردن یک تلسکوپ در آنجا بستگی دارد، درست مانند کشف نپتون در سال ۱۸۴۷ توسط یوهان گال (یا جان کوخ آدامز) که بر حسب محاسبات اوربن لو وریه امکان‌پذیر شد.

    ولک گفت:

    در کمربند کویپر، چیزهای زیادی وجود دارد که هنوز کشف نکرده‌ایم. این بخش از منظومه شمسی شبیه کمربند سیارک‌ها نیست که همه اجرام بزرگ آن را به‌خوبی می‌شناسیم. بلکه در این ناحیه‌ی دوردست منظومه شمسی، حتی اجرامی به‌ بزرگی نپتون هم در آنجا غیرقابل مشاهده‌اند.

    و وجود سیاره‌ای بزرگ در دوردست، اساسا سرنوشت منظومه شمسی را تغییر خواهد داد، چرا که سرنوشت منظومه شمسی، به جرم و مدار سیاره نهم (اگر وجود داشته باشد) بستگی دارد.


    چرا در استارتاپ خود به مدیر محصول نیاز داریم و چه نقش‌ها و توقعاتی را می‌توانیم از این فرد در پیشبرد فروش محصول داشته باشیم.

    مدیران محصول مسئول کسب موفقیّت محصول و رهبری تیم چندتخصصی‌ هستند که کارش بهبود و ارتقاء محصول است. این یک نقش سازمانی مهم است، به‌ویژه در شرکت‌های فناوری که راهبرد، نقشۀ راه و شرح ویژگی‌های یک محصول یا یک خط تولیدی را تعیین می‌کند. این پست همچنین ممکن است وظایفی همچون بازاریابی، پیش‌بینی و مسئولیت‌های مرتبط با سود و زیان را در بر گیرد. به طرق گوناگون، نقش مدیر محصول در مفهوم شبیه به مدیر برند در یک شرکت بسته‌بندی کالاهای مصرفی است.

    مدیران محصول از تخصص بسیاری که برای رهبری سازمان و اخذ تصمیمات راهبردی در حوزۀ محصول نیاز است، برخوردارند. آن‌ها اغلب با تحلیل بازار و شرایط رقابتی چشم‌اندازی برای محصول طرح‌ریزی می‌کنند که به موجب آن، محصول متمایز می‌شود و ارزش منحصربه‌فردی بسته به تقاضای مشتری ارائه می‌کند. این نقش وظایف زیادی، از فعالیّت‌های استراتژیک گرفته تا فعالیّت‌های تاکتیکی و رهبری تیم‌های چند وظیفه‌ای را در بر می‌گیرد- به‌خصوص رهبری تیم‌های مهندسی، بازاریابی، فروش و پشتیبانی.

    مدیر محصول مسئول تعیین این است که تیم مهندسی چرا، چه زمان و چه محصولی را باید طراحی کند؛ این بدین معنا است که تیم‌هایی چند تخصصی را از مرحلۀ توسعۀ مفهوم محصول تا مرحلۀ تجاری‌سازی آن رهبری می‌کند.

    در اینجا ابعاد محوری رهبری محصول که همه‌ی مدیران محصول باید در قبال آن پاسخگو باشند، شرح داده‌ شده است:

    استراتژی

    مدیر محصول مسئول تنظیم چشم‌انداز و استراتژی محصول و شغل او تشریح دقیق ارزش کسب‌وکار برای تیم محصول است؛ به ‌نحوی‌که نیّتی که در پس‌ تولید محصول جدید یا ارائۀ آن به بازار قرار دارد، درک کند. مدیر محصول مالک نقشه‌ی راه است و باید ساخت آنچه بیش‌ازهمه برای دستیابی به اهداف و اقدامات استراتژیک پسِ محصول مهم است در اولویّت قرار دهد.

    عرضه

    مدیران محصول باید نتیجه‌ی کاری تیم‌هایشان و جدول زمانی پیاده‌سازی نتایج را طرح‌ریزی کنند. این در همه‌ی شرایط صادق است. مهم نیست تیم مهندسی از چه روشی برای توسعه‌ی محصول استفاده می‌کند. مدیر محصول مسئول تعیین فرآیند معرفی محصول به بازار و هماهنگی همۀ فعالیّت‌هایی است که برای این کار نیاز است. این کار شامل گردهم‌آوری تخصص‌های مختلف در شرکت و هماهنگی تمام تیم‌های مشمول (مثلاً تیم‌های بازاریابی، فروش و پشتیبانی از مشتریان) است. همچنین مسئول مدیریت وابستگی‌های پروژه حین تجاری‌سازی محصول تا تکمیل فازها و مراحل مهم آن است.

    مدیر محصول 8

    ایده

    هر سازمانی خواستار ایده‌های بهتر است؛ اما مدیریت و اولویّت‌بندی آن‌ها دشوار است. مدیران محصول صاحب فرآیند خلاقانۀ تولید، توسعه و گزینش ایده‌های جدید هستند.

    آن‌ها مشخص می‌کنند چه ایده‌هایی باید در ویژگی‌ها لحاظ شوند تا راهبرد محصول را به‌پیش راند (مثلاً آن‌هایی که موجب دستیابی خط تولیدی و کسب‌وکار به اهداف کلیدی می‌شوند). بدین منظور، آن‌ها اطمینان می‌یابند که بازخوردها و درخواست‌ها به‌طور یکپارچه با فرآیندهای برنامه‌ریزی و توسعه‌ی محصول ادغام ‌شده‌اند. پس‌ازآن، مدیران محصول دربار‌ه‌ی وضعیت ایده‌ها با مشتریان، شرکا و اعضای تیم داخلی که آن ایده‌ها را ارائه کرده‌اند، گفتگو می‌کنند.

    امکانات و ویژگی‌ها

    مدیر محصول ویژگی‌ها را با دسته‌بندی کردن آن‌ها در برابر اهداف و اقدامات استراتژیک اولویت‌بندی می‌کند. این کار نیازمند سبک و سنگین کردن‌های دشوار است که برمبنای ارزشی انجام می‌شود که ویژگی‌های جدید برای مشتریان و برای کسب‌وکار به همراه می‌آورد. مدیر محصول همچنین مسئول تعریف نیازمندی‌ها برای هر ویژگی و تجربه‌ی مطلوب برای کاربر است. مدیران محصول به‌طور تنگاتنگی با مهندسان برای تعیین مشخصه‌های فنی محصول همکاری می‌کنند و اطمینان پیدا می‌یابند که تیم‌ها تمام اطلاعات مورد نیاز برای ارائه‌ی یک محصول کامل به بازار را در اختیار دارند. 

    ساخت محصولات عالی برای سازمان نیروبخش است. محصولات موفق زمانی ساخته و توسط مشتریان به کار گرفته می‌شوند که گروهی از افراد متعهد، متمرکز و علاقه‌مند در قالب تیم‌ها به نحو احسن و با حداکثر توانایی در جایگاه خود انجام وظیفه کنند. این فرآیند با یک مدیر محصول قدرتمند با حس مسئولیت‌پذیری بالا در قبال نقش خود و مدیریت آنچه در بالا تعریف شد، آغاز می‌شود.

    هنگامی‌که وظایف درست انجام شود، مدیر محصول بودن بهترین شغل روی زمین است

    مدیر محصول 7

    اریک یوآن در مدت تحصیلش در چین در دهه ۱۹۸۰، نامزدش را فقط می‌توانست دوبار در سال ببیند و برای برگشت به خانه، ده ساعت فرسایشی را در هر مسیر می‌گذراند!

    اما این موضوع یک ایده کسب‌وکار را به ذهنش رساند:

    چگونه می‌توان از تکنولوژی برای دور هم جمع کردن مردم استفاده کرد؟

    در نهایت این دیدگاه خود را با خلق زوم اجرا کرد که به‌سرعت به یکی از پلتفرم‌های ویدئوکنفرانس پیشرو در دنیا تبدیل شد. همچنین اریک ۱۰۰ میلیون دلار از شرکت سکویا کپیتال به دست آورد و بالاخره توانست تشکیل خانواده بدهد!

    اکنون داستان اریک حداقل در شرایط کنونی سیلیکون ولی تا حدودی غیرمعمول به نظر می‌رسد. هنگامی‌که او در سال ۱۹۹۷ به آمریکا آمد، یکی از مهندسان مؤسس وبکس شد. سپس زمانی که یک دهه بعد سیسکو آن را خرید در هیئت‌مدیره شرکت بود. تجربه کاری او در چنین سازمان بزرگی به اثبات رسید. اریک با مشتریان زیادی صحبت کرد و آن‌ها اغلب خوشحال بودند. اما سیسکو اصرار داشت تا تغییرات لازم را در وبکس ایجاد کند.

    بله، این‌یک مورد کلاسیک از معضل نوآوران بود. بنابراین اریک متوجه شد که فرصتی برای اختلال در صنعت وجود دارد و به این منظور زوم را در سال ۲۰۱۱ ایجاد کرد.

    اما اریک می‌دانست که موفقیت چالش بزرگی خواهد بود. بازار سیستم‌های کنفرانسی شلوغ بود و بسیاری از بازیگران آن منابع قابل‌ توجهی در اختیار داشتند. به همین دلیل اریک مجبور بود غیر متعارف باشد. همچنین از آنجا که سرمایه اولیه او سه میلیون دلار بود، باید صرفه‌جو و به‌شدت منظم می‌بود. بعضی از نکات کلیدی برای مواجهه با حاکمان این بازار عبارت بودند از: ساخت تکنولوژی از ابتدا برای ارائه همکاری‌ها و ارتباطات ویدئویی جامع که در بین همه دستگاه‌ها و فضاها بی‌نظیر بود، خلق یک بستر ابری بومی و جذب تیمی از مهندسان باتجربه گسترده.

    اما مورد بسیار جالبی درباره این فرآیند این بود که اریک هیچ مدیر محصولی نداشت.

    اریک می‌گفت: «هنگامی‌که سریع و چابک کار می‌کنید و آنچه برای ساخت نیاز دارید، می‌شناسید؛ بهتر است تیم مهندسی داشته باشید که شرکت فقط با آن کار می‌کند. ما در روزهای اولیه‌‌ی زوم چنین شرایطی داشتیم و تیم باتجربه‌ای از مهندسان را جمع کرده بودیم. سپس فروش و خدمات پس از فروش می‌تواند بازخورد مستقیم مشتری را همان‌گونه که اجرا می‌شود به تیم مهندسی ارائه دهد.»

    توجه داشته باشید که اریک شخصاً به هر مشتری که منصرف شد ایمیل می‌زد. او حتی رقابت را نادیده گرفت. در عوض، فقط روی نیازهای مشتریانش تمرکز می‌کرد و این نقشه راه محصول را پیش می‌برد. او اعتقاد داشت: «ما از محصولات خودمان استفاده خواهیم کرد. قبل از انتشار یک ویژگی جدید، تیم ما باید با آن راحت باشد. سپس بازخورد مشتری را بررسی می‌کنیم. این روش بسیار عملی بود و تمامی کارکنان در محصول شرکت مشارکت داشتند.»

    مدیر محصول 10

    اما اریک معتقد نیست که مدیران محصول نقش کلیدی ندارند. بلکه او بر این باور است که آن‌ها زمانی که سازمان در چرخه عمر خود جلوتر می‌روند، بهتر خواهند بود. او می‌گوید: «در برخی موارد شما برای کار بدون مدیران محصول بسیار بزرگ‌ شده‌اید. این زمانی است که شما بسیاری از ویژگی‌ها را بر مبنای نیازهای مشتریان ایجاد کرده‌اید که به‌عنوان قطب‌نمای داخلی در رابطه با آنچه در آینده باید در توسعه محصول باشد، در جهات مختلف بکار گرفته می‌شود. تیم محصول به اولویت‌بندی و فیلتر بازخوردهایی که از منابع مختلفی می‌آید، کمک می‌کند. همچنین به ورود به بازار از طریق پشتیبانی از فرآیند فروش کمک می‌کند. این گروه با دانش و آموزش فنی و حمایت از تیم بازاریابی برای درک نقشه راه محصول، ویژگی‌ها و مزایای آن، کمک می‌کند تا آن‌ها بتوانند کمپین‌های مختلفی را در مورد ویژگی‌ها و محصولات جدید ایجاد کنند.»

    پس تعجب‌آور نیست که با توجه به مقیاس زوم این شرکت اکنون دارای گروهی از مدیران محصول‌ها و همچنین سرپرستان مدیریت محصول است.

    مقاله‌های مرتبط:

    محصول چه از نوع فیزیکی یا دیجیتال و در هر بازاری باید توسط یک فرد رهبری شود. معمولاً از مدیر محصول در سمت‌های مدیر دسته‌بندی محصولات و حتی مدیر بازرگانی نیز استفاده می‌شود؛. فردی که از ابتدای تحقیق و ارزیابی بازار و دریافت بازخورد مشتریان برای بهینه‌سازی محصول خود این وظیفه را بر عهده داشته و این تنها ابتدای کار او است.

    مدیر محصول باید رهبر، تأثیرگذار و دارای رأی برتر باشد. او باید بتواند اهداف شرکت را در غالب هر چه‌ بهتر عرضه کردن و فروش محصول خود پیاده‌سازی و محصول را با توجه به نیازها و سلیقه‌های قشر مختلف مشتریان به‌روزرسانی کند. همچنین باید با نگاهی قوی نسبت به رقبا و نوسانات بازار، ارزش و موجودی محصول خود را نشانه‌گذاری کند.

    مدیر محصول باید مهارت‌های امور مشتریان، فروش، بازاریابی و خدمات پس از فروش داشته باشد و بتواند با واحدهای مربوطه ارتباط برقرار کند.

    مدیر محصول 6

    موفقیت کامل یک محصول علاوه بر فروش بالا و کسب سهم بیشتر بازار رقابت، شامل رضایتمندی مشتریان از محصول و ترغیب کاربران به استفاده از مدل‌ها و نسخه‌های جدید آن نیز می‌شود.

    مدیر محصول باید رهبر، تأثیرگذار و دارای رأی برتر باشد

    تعداد مدیران محصول با توجه به نوع کسب‌وکار و تعداد محصولات تأمین، تولید یا ایجادشده متفاوت است. معمولاً در شرکت‌های با تنوع محصول بالا، یک مدیر مسئولیت یک دسته از یک نوع محصولات را بر عهده خواهد داشت و به همراه سرپرستان و کارشناسان مربوطه، آن دستّ‌بندی از محصولات را مدیریت می‌کند.

    در نهایت حضور مدیر محصول در هر استارتاپ و کسب و کاری با هر اندازه لازم و ضروری است و به نوعی می‌توان در شرکت‌های کوچک‌تر از آن به‌عنوان جایگزین مدیرعامل و یا مدیر اجرایی نام برد.


    جدیدترین خودروی چینی بازار ایران، کراس‌اور هاوال H2 است. در ادامه به بررسی توانایی‌های فنی، آپشن‌های رفاهی، امکانات فنی و مقایسه‌ی هاوال H2 با خودروهای چینی هم‌کلاس، مثل جک S5 می‌پردازیم.

    باز هم با معرفی یک محصول چینی ساخت یک برند ناشناخته در خدمت شما هستیم. از یک سو، اوضاع اقتصادی عامه‌ی مردم و عوارض مربوط به خودروهای وارداتی، خرید مدل‌های باکیفیت و مشهور بازار جهانی را غیر ممکن کرده است و از سویی دیگر، تولیدات چین با قیمت نسبتا پایین در مقایسه با دیگر کشورها، فراتر از گذشته به نظر می‌رسند و نه‌تنها در ظاهر، که با کیفیت فنی بالاتری همراه هستند. امروزه نمی‌توان با چشم بسته، خط قرمز روی خودروهای چینی کشید و همه‌ی آن‌ها را فاقد استاندارهای پایه دانست. خصوصا زمانی که بعضی برندهای چینی مثل هاوال برای حضور در اروپا آماده می‌شوند و تجربه‌ی عرضه در استرالیا را پشت سر گذاشته‌اند.

    هاوال، زیرمجموعه‌ای از گروه خودروسازی گریت‌وال چین است که بر تولید کراس‌اور تمرکز دارد و سعی می‌کند در مقایسه با تولیدات شرکت مادر، کیفیت بالاتری داشته باشد. در سال‌های اخیر، ابتدا سدان ولکس ساخت گریت وال وارد ایران شد که فروش چندانی نداشت. مدتی بعد شاهد واردات ۲ مدل وانت پکاپ با نام‌های وینگل 3 و وینگل 5 بودیم که البته توانایی فنی و کیفیت ساخت بالاتری نسبت به ولکس داشتند. گریت‌وال حالا با برند هاوال و کراس‌اور کامپکت H2 وارد ایران خواهد شد تا سهم بیشتری از این بازار آشفته داشته باشد.

    گریت وال، حدود ۳۴ سال قدمت دارد و این خودروساز از سال ۲۰۱۳، کراس‌اورهای خود را با نام هاوال تولید می‌کند. گریت‌وال معمولا در رتبه‌ی هفتم تا دهم بزرگ‌ترین خودروسازان چین قرار دارد؛ اما بیشترین رشد فروش در سال گذشته را ثبت کرده است و بنا به ادعای رسانه‌های چینی، بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی خودروهای کلاس وانت و کراس‌اور در این کشور محسوب می‌شود. آمار فروش گریت‌وال در سال ۲۰۱۶ با ۲۵ درصد رشد نسبت به سال قبل از آن، بیش از یک میلیون و ۷۴ هزار دستگاه بوده که بخش عمده‌ی آن، مربوط به عرضه‌ی جهانی در تایلند، مالزی، روسیه، برزیل و شمال آفریقا است.

    HAVAL H2

    مدل H2، کوچک‌ترین محصول هاوال محسوب می‌شود و طبیعتا ارزان‌ترین مدل برند سازنده است. این خودرو سال ۲۰۱۴ عرضه شد و با فیس‌لیفت در سال ۲۰۱۶ همراه شد. جالب است بدانید که هاوال H2، هم‌زمان با ۲ چهره و یک نوع قوای محرک تولید می‌شود که شامل نسخه‌ی اولیه (مدل قرمز: Red Label) و نسخه‌ی فیس‌لیفت ۲۰۱۶ با کد H2S (مدل آبی: Blue Label) است. این خودرو، فعلا با مدل قرمز در ایران فروخته خواهد شد که امکانات بیشتری نسبت به نسخه‌ی آبی‌ دارد.

    طراحی ظاهری و بدنه

    وانت‌های سری وینگل و سدان ولکس، نشانه‌ای از فقدان زبان طراحی در محصولات گریت وال بودند. این موضوع برای خودروهای هاوال صدق نمی‌کند و حالا می‌توان با نگاهی به جلوپنجره و سپر در سری H2، H6 و H9 نوعی هماهنگی بین آن‌ها مشاهده کرد. البته سبک طراحی کراس‌اورهای هاوال، قابل مقایسه با زبان طراحی خلاقانه در نمونه‌های اروپایی و ژاپنی نیست؛ اما نسبت به محصولات چری (نظیر ام‌وی‌ام X33S اسپرت، تیگو 5 و تیگو 7)، با وحدت بیشتری همراه است و در مجموع، مدرن‌تر به نظر می‌رسد. از طرفی دیگر، می‌توان ادعا کرد که بسیاری از خودروهای چینی موجود در بازار ایران، مثل جک S5 (الهام‌گرفته از نسل‌های قبل هیوندای توسان) یا بورگوارد X7 (الهام‌گرفته از زبان طراحی آئودی)، فاقد استقلال در طراحی هستند؛ اما سری خودروهای هاوال، شباهت واضحی به کراس‌اورهای مشهور دنیا ندارند. این موضوع زمانی جالب‌تر می‌شود که بدانید شاسی‌بلندهای ساخت گریت‌وال تا همین چند سال پیش، به دلیل کپی‌برداری از تویوتا پرادو، به سخره گرفته می‌شدند.

    HAVAL H2

    مهم‌ترین شاخصه در کراس‌اورهای هاوال، استفاده از خطوط افقی و موازی در جلوپنجره است. این بخش، هواکش نسبتا بزرگی برای پیشرانه محسوب می‌شود و البته به لطف استفاده از فلز براق کروم، جلوه‌ی لوکس خودرو را افزایش می‌دهد. در مدل H2، شاید بتوان از بزرگی و سادگی جلوپنجره به‌عنوان نکته‌ی مثبت تعریف کرد؛ اما شبکه‌ی فلزی و نقره‌ای رنگی که پشت جلوپنجره قرار گرفته است، شباهت زیادی به لانه‌ی پرندگان دارد و کاملا ارزان‌قیمت به نظر می‌رسد. اما نکته‌ی جالب در هاوال که به‌ندرت در برندهای تاریخ خودروسازی دنیا دیده‌ایم، نوشتن نام سازنده به‌صورت کامل با فونت درشت در زمینه‌ی قرمز است که البته چندان ناخوشایند نیست و خلاقانه محسوب می‌شود.

    HAVAL H2

    در مجموع، می‌توان از نمای اصلی هاوال H2 با توجه به قیمت و کلاس خودرویی رضایت داشت. این کراس‌اور، حجم‌دهی خوبی روی سپر و کاپوت جلو دارد که منجر به چهره‌ای اسپرت و جوان‌پسند می‌شود.فرم چراغ‌ها نسبتا بی‌تفاوت و ساده به نظر می‌رسد؛ اما به لطف جایگاه ویژه برای مه‌شکن‌ها در سپر و ردیف نوار LED، تاحدودی مدرن جلوه می‌کند. هاوال H2 بر خلاف بسیاری از کراس‌اورهای چینی، دارای قطعات حجیم پلاستیک در سپر و رکاب‌های نیست که این موضوع هم نکته‌ای مثبت محسوب می‌شود.

    HAVAL H2

    از نمای جانبی، فرمول یکنواخت همیشگی که در بسیاری از کراس‌اورهای ژاپنی دیده‌ایم، برای هاوال H2 تقلید شده است. فرم پنجره‌‌ها در انتهای بدنه حالت مثلثی دارد و از سقف فاصله می‌گیرد. همانند آنچه در هوندا CR-V و نیسان ایکس تریل دیده می‌شود؛ خط روی بدنه هم از روی دستگیره‌ها می‌گذرد تا چراغ‌های عقب و جلو را پیوند بزند. این خط، در نزدیکی گلگیر عقب، حالت دایره‌ای‌ پیدا می‌کند که البته با عبور از چراغ، عجیب و بی‌ربط به نظر می‌رسد. پرهیز از قطعات پلاستیکی، فریم براق کروم پیرامون پنجره‌ها، آینه‌ بغل‌های راهنمادار همرنگ بدنه، گلگیرهای تمام فلزی و باربند نقره‌ای، از نکات مثبت در طراحی نمای جانبی هاوال H2 هستند.

    با نگاه به پشت خودرو، متوجه یکی از مهم‌ترین نکات مثبت در طراحی هاوال H2 می‌شویم که البته برای ایرانی‌ها اهمیت کمتری دارد. عادت کرده‌ایم که نمای ناخوشایندی از قسمت عقب کراس‌اورهای چینی ببینیم؛ اما باید اعتراف کنیم که ظاهر این بخش، نسبتا قابل قبول و مشتری‌پسند است. از این زاویه، شباهت‌ زیادی بین هاوال H2 و جک S5 دیده می‌شود که البته همه‌‌ آن‌ها با الهام از سبک طراحی پورشه کاین عرضه می‌شوند. در این مکتب، چراغ‌های عریض و نسبتا بزرگ که در قسمت بالایی درپوش صندوق حضور دارند، با کشیدگی به سمت نمای جانبی و فاصله‌ زیاد نسبت به سپر، فضای قابل توجهی در قسمت مربوط به گلگیرها و پلاک ایجاد می‌کنند.

    HAVAL H2

    طراحان هاوال سعی کرده‌اند با کمترین هزینه، حس یک خودروی ارزان‌قیمت را از H2 دور کنند. با این هدف، نوارهای باریکی از فلز براق کروم در قسمت دستگیره‌ی درپوش عقب و بخش ورودی صندوق نصب شده‌اند. بخش اصلی سپر عقب هم تمام فلزی و هم‌رنگ بدنه است؛ هرچند با پلاستیک سیاه در پایین ارائه می‌شود. اگزوزهای براق کروم با حالت دوگانه در طرفین و چراغ‌های هشدار باریک در پایین سپر، دیگر نکات مثبت در طراحی عقب هاوال H2 هستند؛ ضمن اینکه استفاده از بال عقب (اسپویلر) و آنتن کوسه‌ای هم ظاهر بهتری به خودرو می‌دهند. شیشه‌ی عقب در هاوال H2، بسیار کوچک است و عملا نمی‌تواند دید مناسبی به بیرون داشته باشد. این بخش با قاب بسیار عریض سیاه‌رنگ، کمی ناخوشایند و آزاردهنده به نظر می‌رسد.

    در مجموع، با توجه به اینکه هاوال H2 یک کراس‌اور کوچک اقتصادی ساخت چین محسوب می‌شود؛ دارای جذابیت‌هایی در طراحی بیرونی است. در مقایسه با رقبای هم‌وطن این خودرو، نظیر ام‌وی‌ام X33 S اسپرت و خصوصا جک S3، می‌توان نمره‌ی بالاتری به هاوال H2 داد؛ البته نباید فراموش کرد که این روزها، هایما S5 نیز دارای جذابیت زیادی برای عامه‌ی مردم است.

    طراحی داخلی و کابین

    ورود به کابین هاوال H2، هواداران خودروهای چینی و کراس‌اورهای کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان در بازار ایران را خوشحال خواهد کرد. البته با فضایی لوکس و سرشار از تجهیزات مدرن مواجه نیستیم؛ اما به لطف طراحی هوشمندانه و دسته‌بندی ادوات داشبورد، حس خوبی به سرنشین هاوال H2 منتقل می‌شود و در نگاه اول، رضایت‌بخش جلوه می‌کند.

    متریال اصلی در داشبورد، پلاستیک فشرده است که در نقاط بالا و پایین، نسبتا سخت و ارزان‌قیمت به نظر می‌رسد؛ اما در بخش میانی به لطف قطعات پلاستیک براق، حالتی فلزی القا می‌کند. کلیدهای اصلی مربوط به کنترل تهویه مطبوع هم پلاستیکی و سیاه‌رنگ هستند؛ اما حالت پیانویی و براق دارند. طراحان هاوال، به شکلی هوشمندانه از قاب فلزی در قسمت‌های مختلف، مثل کلیدهای گردان، قاب میانی و فریم دریچه‌ی هدایت هوا استفاده کرده‌اند تا با کمترین هزینه، جلوه‌ی لوکس کابین افزایش پیدا کند.

    HAVAL H2

    از نظر مواد به‌کاررفته در صندلی و پوشش داخل درها، می‌توان رضایت بسیار خوبی از هاوال H2 داشت. چرم مصنوعی نه‌تنها در صندلی‌ها، بلکه در بخش زیادی از استراحتگاه آرنج و تودری دیده می‌شود. دستگیرها، فلزی و کروم براق هستند؛ ضمن اینکه با ادوات نقره‌ای رنگ مشابه بخش میانی داشبورد ارائه می‌شوند.

    پشت فرمان، ترکیب نسبتا ساده‌ای از عقربه‌های سرعت‌سنج و دورموتور وجود دارد که با نمایشگر جذابی تمام رنگی در وسط قابل خرید است. بسیاری از امکانات مربوط به کامپیوتر سفر، مثل حالت رانندگی، میانگین مصرف سوخت، فشار باد لاستیک‌ها و … از طریق همین نمایشگر ۴ اینچی به راننده اطلاع‌رسانی می‌شود. فرمان هاوال H2، طرح استخوانی دارد و با مواد چرم مصنوعی، حس خوبی به راننده می‌دهد. چیدمان کلیدهای مربوط به کروز کنترل، تماس تلفنی و سیستم صوتی، همراه با ادوات نقره‌ای رنگ در پایین، ترکیب جذابی دارند که نسبت به کراس‌اورهای چینی در سال‌های قبل برتری دارد.

    HAVAL H2

    فضای داخلی هاوال H2 اصولا برای ۴ نفر طراحی شده است؛ اما مسلما می‌توان نفر پنجم را در قسمت میانی صندلی عقب، جا داد. نکته‌ی جالب در این خودرو، راحتی قابل قبول صندلی‌های ردیف دوم است؛ به‌طوری که فردی درشت‌اندام با قد ۱۹۰ سانتیمتر، در مقابل زانو و بالای سر، فضای مناسبی خواهد داشت و با استفاده از جالیوانی (استراحت‌گاه بازو) بین صندلی‌ها، راحتی بیشتری نسبت به سرنشینان جلو دارد. از سویی دیگر، ارگونومی صندلی‌ها و راحتی آن‌ها، قابل مقایسه با محصولات معروف، مثل میتسوبیشی ASX نیست و کمی سفت احساس می‌شود. این موضوع برای افراد درشت‌اندام در صندلی‌ جلو و هنگام سفرهای طولانی، نکته‌ی منفی و البته با توجه به قیمت خودرو، قابل گذشت محسوب می‌شود.

    پیشرانه و شرایط فنی

    نه‌تنها در ایران که در چین و دیگر کشورهای میزبان هاوال H2، این خودرو صرفا با پیشرانه‌ی توربوشارژ ۱.۵ لیتری قابل خرید است. مدل‌های مختلف این خودرو در بازار جهانی، به‌صورت دیفرانسیل جلو یا دو دیفرانسیل، همراه گیربکس اتوماتیک یا دستی ۶ سرعته فروخته می‌شوند که علمکردی پرشتاب‌تر و البته کمی‌ پرمصرف‌تر، نسبت به کراس‌اورهای چینی مجهز به جعبه‌دنده‌ی CVT دارند. هاوال H2 قرار است فقط با گیربکس اتوماتیک و سیستم انتقال نیروی تک دیفرانسیل در ایران عرضه شود.

    HAVAL H2

    کراس‌اور H2 قدرت ۱۴۱ اسب بخار و نهایت گشتاور  ۲۰۲ نیوتن‌متر فراهم می‌کند تا در زمانی حدود ۱۱.۵ تا ۱۲ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد و نهایت سرعت ۱۸۰ کیلومتر بر ساعت داشته باشد. کوچک‌ترین محصول هاوال، برای رسیدن به سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت از حالت سکون، حدود ۱۵ ثانیه و برای ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت، بیش از ۳۱ ثانیه زمان می‌برد. میانگین مصرف سوخت این خودرو در بروشورهای چینی، ۷.۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر عنوان شده است؛ اما بنا به تست‌های واقعی در کشورهای مختلف، مصرف سوخت ۹ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر خواهد داشت.

    پیشرانه‌ی توربوشارژ هاوال H2، ساخت گریت‌وال چین است؛ اما از تجهیزات برند بوش آلمان در ECU، سیستم ترمز و چند مورد دیگر بهره می‌برد. بیشترین قدرت در ۵۶۰۰ دور بر دقیقه و نهایت گشتاور از دور موتور ۲۲۰۰ تا ۴۵۰۰ دور بر دقیقه تولید می‌شود که در نتیجه‌ی آن، شتاب‌گیری عالی در لحظه‌ی شروع حرکت و دورهای ابتدایی فراهم نخواهد بود.

    آپشن‌ها و امکانات رفاهی

    طبق معمول، سخن‌گفتن از امکانات خودروی خارجی که قرار است وارد ایران شود، چندان دقیق نیست. نوسانات نرخ ارز و رقابت با دیگر خودروهای بازار، واردکننده را مجبور به تغییر در سطح آپشن‌های خودرو می‌کند و البته، حق انتخاب از خریدار ایرانی سلب می‌شود. با این حساب، تجهیزات مدل پایه و تمامی امکانات اضافه هاوال H2 که در نسخه‌ی فول‌آپشن (پرمیوم) وجود دارد، معرفی می‌شوند؛ ضمن اینکه قرار است خودروی مذکور با آپشن‌های کامل در ایران فروخته شود.

    HAVAL H2

    رینگ‌های آلومینیوم ۱۸ اینچ با طرح ۱۰ پر، همراه لاستیک‌هایی به پهنای ۲۳۵ میلی‌متر، در همه‌ی مدل‌های هاوال H2 ثابت هستند. باربند فلزی، چراغ‌های مه‌شکن جلو و عقب، نوار LED برای روشنایی روز و پشت خودرو، آنتن کوسه‌ای، شیشه‌های برقی، گرم‌کن عقب، کروز کنترل، نمایشگر لمسی ۸ اینچ، کامپیوتر سفر با مانیتور ۳.۵ اینچ رنگی، استارت دکمه‌ای، ورود بدون کلید و قفل خودکار با لمس دستگیره، فرمان و صندلی چرم مصنوعی، سیستم سرگرمی مجهز به بلوتوث با درگاه‌های AUX، USB و پخش CD، آپشن‌های ثابت هاوال H2 در نسخه‌ی استاندارد محسوب می‌شوند.

    مدل‌های کامل‌تر این خودرو، مجهز به لامپ‌های زنون با قابلیت تنظیم زاویه و آب‌پاش، روشنایی خودکار، آینه‌بغل‌های برقی مجهز به گرم‌کن، سانروف عریض، صندلی الکتریکی ردیف جلو و تهویه مطبوع دوگانه با عملکرد مستقل گرمایش و سرمایش هستند.

    شرایط ایمنی و تجهیزات حفاظتی

    برخلاف بسیاری از خودروهای ساخت چین، محصولات هاوال با هدف جذب خریدار خارجی تولید می‌شوند و محکوم به رعایت استانداردهای ایمنی در سطح جهانی هستند. مدل H2 بنا به آزمون‌هایی که در استرالیا توسط ANCAP گذرانده، موفق به کسب ۵ ستاره‌ی ایمنی شده است که مسلما، مشابه با چنین امتیازی از بنیاد تست و ایمنی خودروهای اروپا (Euro NCAP) نیست؛ اما می‌تواند معادل ۴ ستاره تعبیر شود. با نگاهی به فیلم‌های منتشرشده از آزمون تصادف هاوال H2، می‌توان اطمینان پیدا کرد که استقامت مناسبی در کابین و سقف خودرو وجود دارد.

    در نسخه‌ی وارداتی هاوال H2، تعداد ۶ کیسه هوا وجود دارد که شامل ۴ مورد در جلو و ۲ عدد پرده‌ای می‌شود. سیستم ترمز ضد قفل (ABS)، ترمز کمکی (BA)، تقسیم نیروی ترمز (EBD)، کنترل لغزش (TCS) و جلوگیری از لغزش  (VSC) دیگر آپشن‌های ایمنی هاوال H2 هستند. فناوری افزاینده نیروی ترمز هنگام حرکت خودرو در سراشیبی به‌منظور رانندگی با سرعت کمتر از ۳۵ کیلومتر بر ساعت (DSR) و سیستم حفظ خودرو در شیب (Auto-hold) در این خودرو قابل استفاده هستند.

    بررسی فنی و مقایسه با رقبا

    رضایت مشتری از یک خودرو، ارتباط عمیقی با قیمت نهایی و شرایط فروش رقبا دارد. با این حساب، بررسی دقیق هاوال H2 مشکل می‌شود. از یک سو نوسانات نرخ ارز منجر به افزایش قیمت کراس‌اورهای چینی شده است و از سویی دیگر، حق انتخاب متنوعی برای خریدار ایرانی وجود ندارد. قرار است هاوال H2 با قیمتی کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان به دست مصرف‌کننده برسد که البته بستگی به شرایط اقتصادی ایران دارد. خودروهای ام‌وی‌ام X33S، هایما S5 و جک S3، رقبای هاوال H2 در این کلاس قیمتی هستند که البته با استقبال نسبتا خوبی در بازار مواجه شدند.

    HAVAL H2

    از نظر طراحی ظاهری، می‌توان امتیاز خوبی به کراس‌اور هاوال داد. شاید تنها محصولی که می‌تواند در نگاه اول، خریدار بیشتری جذب کند، هایما S5 باشد. هاوال H2 از فرمول تکراری جلوپنجره‌ی بزرگ با خطوط موازی استفاده می‌کند که موضوع جدیدی نیست؛ اما در عوض با ترکیب خوبی از چراغ‌های LED و سپرهای اسپرت ارائه می‌شود. چهره‌ی هاوال H2 از زوایای مختلف، کمی لوکس‌تر از هایما S5 به نظر می‌رسد و در طولانی‌مدت، باعث خستگی و دل‌زدگی کمتری خواهد شد.

    برند سازنده‌ی هاوال، برای خریدار ایرانی ناشناخته است. از این نظر می‌توان ادعا کرد که ام‌وی‌ام X33S با حضور طولانی‌مدت برند چری در بازار کشور، کاملا امتحان خود را پس داده و حالا مورد اعتماد مردم است. در بازار جهانی و کشورهایی مثل استرالیا، روسیه، آفریقای جنوبی و مناطقی از آمریکای لاتین، سال‌ها از حضور هاوال می‌گذرد؛ اما نمی‌توان از مقبولیت آن برای مردم ایران، مطمئن بود. این شرایط، حداقل در کوتاه‌مدت، بر بازار نمونه‌های دست دوم هاوال H2 تأثیرگذار است.

    از نظر آپشن‌های رفاهی و ایمنی هم می‌توان از کراس‌اور هاوال رضایت داشت. تجربه نشان می‌دهد برای خریدار ایرانی، گیربکس اتوماتیک، سانروف، دوربین پارک و نمایشگر لمسی بزرگ میان داشبورد، اهمیت بسیار زیادی دارد و حتی از قدرت پیشرانه مهم‌تر است. از سویی دیگر، کامپیوتر سفری با امکانات مدرن، تجهیزات الکترونیکی برند بوش، ترمز دستی برقی و امکانات جالبی مثل کنترل سرعت هنگام رانندگی در شیب (DSR)، هاوال H2 را برتر از دیگر رقبای چینی و هم‌قیمت قرار می‌دهد.

    خریدار یک کراس‌اور ساخت چین، خصوصا در کلاس قیمتی کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان، انتظار شتاب‌گیری عالی و رانندگی اسپرت ندارد. حرکت نرم در خیابان‌های شهری با حفظ ایمنی و سکوت کابین، مهم‌ترین خاصه‌ی این فرد است. با این اوصاف، هاوال H2 می‌تواند گزینه‌ای مناسب و راضی‌کننده باشد. رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت در زمانی حدود ۱۲ ثانیه، همراه میانگین مصرف سوخت ۹ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر چشم‌گیر نیست؛ اما برای پاسخ به نیازهای روزانه کافی به نظر می‌رسد.

    فضای داخل هاوال H2، یکی از مهم‌ترین نکات مثبت این کراس‌اور محسوب می‌شود که در استفاده‌ی درازمدت، ارزشمند جلوه می‌کند. در کنار صندوق بار با ظرفیت بالا، راحتی بسیار خوبی برای سرنشینان عقب وجود دارد که سفرهای طولانی‌مدت را لذت‌بخش و قابل تحمل خواهد کرد. مواد به‌کاررفته در داشبورد، صندلی‌ها و تودری‌ها نیز خریدار یک کراس‌اور در کلاس قیمتی هاوال H2 را جذب می‌کند.

    در مجموع، می‌توان ادعا کرد که خودروی مورد بحث از کیفیت قابل قبولی برای استفاده روزانه برخوردار است و به لطف طراحی مناسب، برتری‌های مهمی نسبت به رقبا در بازار ایران دارد. البته نباید فراموش کرد که قیمت نهایی هاوال H2 در بازه‌ی کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان و خدمات پس از فروش مناسب از سوی بهمن خودرو، تضمین فروش در درازمدت خواهد بود و در غیر این صورت، به فراموشی سپرده خواهد شد.

    قیمت نهایی

    با توجه به نوسانات نرخ ارز، به‌سختی می‌توان قیمت قطعی یک خودروی خارجی را حدس زد. شرکت واردکننده، رقم ۹۶ میلیون تومان را برای هاوال H2 اعلام کرده است و با پیش‌پرداخت ۵۰ میلیون تومان، سود مشارکت ۱۴ درصد و موعد تحویل یک‌ماهه ثبت نام می‌کند. در زمان نگارش این مطلب، استقبال خوبی از طرح پیش‌فروش هاوال H2 انجام شده است.

    HAVAL H2

    نزدیک بودن هزینه‌ی نهایی هاوال H2 به جک S5، خریدار احتمالی را وسوسه خواهد کرد. اگر در بازار آزاد با برچسب قیمت ۱۰۰ تا ۱۰۵میلیون تومانی هاوال مواجه شویم، مسلما می‌توان نمونه‌های کم‌کار و نزدیک به صفر کیلومتر از جک S5 را ترجیح داد. در سال‌های اخیر، کراس‌اور جک به پرفروش‌ترین خودروی چینی ایران تبدیل شده است و البته با فضای بزرگ‌تر، رقیبی مهم برای هاوال H2 محسوب می‌شود. در کنار خدمات پس از فروش رضایت‌بخش که توسط کرمان موتور برای جک S5 ارائه می‌شود، مصرف سوخت و استهلاک نسبتا بالای این خودرو نیز اهمیت دارد.

    برای افراد میانه‌رو که به خودروهای چینی روی خوش نشان نمی‌دهند، نمونه‌ی دست دوم سوزوکی گرند ویتارا گزینه‌ی قابل تأملی است. در کنار برند ژاپنی، پیشرانه‌ی ۲.۴ لیتر پرقدرت و سیستم کارآمد دو دیفرانسیل، باید توجه داشت که نمونه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی گرند ویتارا احتمالا با کار کرد ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار کیلومتر و سال ساخت ۱۳۸۸ روبرو است.

    مشخصات / مدل‌ها هاوال H2 بورگوارد BX7 سانگ‌یانگ رکستون G4 تویوتا RAV4 تویوتا RAV4 هیبرید سوبارو فارستر فولکس واگن تیگوان رنو کولئوس ۲۰۱۶ توسان ۲۰۱۷ کیا اسپورتیج ۲۰۱۷ هوندا CR-V ۲۰۱۶ میتسوبیشی اوتلندر ۲۰۱۷ هیوندای سانتافه ۲۰۱۷ کیا سورنتو ۲۰۱۷ نیسان جوک اسپرت ام‌جی GS
    تعداد سیلندر ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴
    حجم موتور (لیتر) ۱.۵ ۲ ۲ ۲.۵ ۲.۵ ۲ ۱.۴ ۲.۵ ۲ ۲.۴ ۲.۴ ۲.۴ ۲.۴ ۲.۴ ۱.۶ ۲
    حداکثر قدرت (اسب بخار) ۱۴۱ ۲۲۲ ۲۲۲ ۱۷۷ ۱۹۴ ۲۵۰ ۱۲۵ ۱۷۰ ۱۶۴ ۱۶۸ ۱۸۵ ۱۶۶ ۱۹۰ ۱۹۰ ۱۹۰ ۲۱۷
    حداکثر گشتاور (نیوتن‌متر) ۲۰۲ ۳۰۰  ۴۲۰ ۲۳۳ ۲۰۶ ۳۵۰  ۲۰۰ ۲۲۶ ۲۰۵ ۲۲۰ ۲۴۵ ۲۲۰ ۲۲۰ ۲۲۰ ۳۵۰
    استاندارد آلایندگی یورو ۵ یورو ۶ یورو ۶ یورو ۵ یورو ۶ یورو ۵ یورو ۶ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵
    مصرف سوخت ترکیبی (L/100 Km) ۹  ۹ ۱۰.۵ ۹ ۷.۳ ۸.۵ ۶ ۸.۴ ۸.۵ ۹.۴ ۸.۱ ۹.۴ ۱۱ ۱۱.۲ ۶.۵ ۶.۲
    جعبه‌دنده ۶ سرعته خودکار ۶ سرعته خودکار ۶ سرعته خودکار CVT CVT CVT ۶ سرعته خودکار CVT ۶ سرعته خودکار

    ۶ سرعته خودکار

    CVT CVT ۶ سرعته خودکار ۶ سرعته خودکار CVT ۶ سرعته خودکار
    حجم باک بنزین ۶۰ ۶۰ ۷۰ ۵۶ ۵۶ ۶۰ ۵۸ ۶۰ ۵۰ ۵۸ ۶۰ ۶۶ ۶۶ ۵۰ ۵۵
    وزن (کیلوگرم) ۱۶۰۰ ۱۸۰۰ ۲۰۰۰ ۱۷۸۰ ۱۸۲۰ ۱۶۲۰ ۱۵۰۰ ۱۶۰۰ ۱۵۲۰ ۱۶۹۵ ۱۵۸۰ ۱۵۷۰ ۱۵۸۵

     

     


    مدیران جدید در هر سازمان با فشارهایی از طرف اعضای دیگر مواجه هستند تا با سرعت هرچه بیشتر به اهداف عقب مانده برسند.

    به‌محض این که یک کارمند در بخشی از یک سازمان به سمت مدیریتی برسد و آن بخش نیاز به بهبود روش کاری داشته باشد، فشارها برای اعمال سرعت در کارها شروع می‌شود. این در حالی است که از نظر اغلب کارشناسان کسب‌وکار، کاهش سرعت کارها بهترین روش برای موفقیت در آنها است.

    البته قطعا نیروهایی که مدیران و رهبران جدید را به سمت کار کردن سریع سوق می‌دهند بسیار قوی هستند. رهبر جدید برای این که صحیح بودن انتخابش را به مدیران بالادستی و کارمندانش ثابت کند، تلاش می‌کند تا بهترین نتایج را در کوتاه‌ترین زمان به‌دست بیاورد. او می‌داند که این دستاورد، دلیل انتخابش به‌عنوان مدیر جدید بوده و باید آن را اجرا کند.

    در نهایت مدیری که با این فشارهای بیرونی و درونی روبرو می‌شود، تلاش می‌کند تا با تنظیم اهداف زودبازده و تمرکز روی اشکالات واضح، به دستاوردش برسد. او بخش‌های مشخص مانند هزینه‌ها، سرعت انجام فرآیندها، روش تولید و بخش فروش را بررسی می‌کند و سریع‌ترین راهکارها را به کار می‌گیرد.

    مدیر

    مقاله‌های مرتبط:

    نکته‌ی مهم این است که تلاش برای رسیدن به پیروزی‌های زودهنگام حتی در بخش‌هایی که پرداختن به آنها بدیهی است، احتمال ایجاد خطر در فرآیند اجرایی را افزایش خواهد داد. همین تلاش‌های سرعتی علت احساس کارمندان نسبت به تغییرات مدیریتی است. عموما در سازمان‌ها پس از انتصاب مدیر جدید، تغییرات مختص افزایش کارایی یا درآمد نیستند؛ بکه احساسات کارمندان نیز تغییر می‌کند چون آنها دائما نگران تاثیر تغییرات جدید روی وضعیت شغلی خود هستند.

    هرچقدر هم که مدیر جدید حرفه‌ای و بالغ باشد، اقدامات سریع و تلاش برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت، او را از بینش اصلی نسبت به شغل جدیدش دور می‌کند. بینشی که برای درک فرهنگ سازمانی و ایجاد ارتباط با کارمندان مورد نیاز است. در نهایت به احتمال زیاد این هدف‌گذاری‌های کوتاه‌مدت بی‌نتیجه خواهند بود یا به قیمت از دست دادن ارتباطات مفید کاری تمام می‌شوند.

    کاهش عمدی سرعت انجام کارها، به مدیران جدید امکان می‌دهد تا خواسته‌های اطرافیان را به‌خوبی متوجه شوند، تاثیر رفتارهای خود را مشاهده کنند، منابع مقاومت در برابر تغییرات را شناسایی کنند و در نهایت، نقاط تاثیرپذیر از تصمیم‌های مدیریتی را مشخص کنند. در نتیجه‌ی تمامی این اتفاقات، کنترل مدیر روی سرعت تغییرات شخصی در موقعیت کاری جدید وهمچنین سرعت تغییرات سازمان به مرحله‌ی جدید افزایش می‌یابد.

    مدیریت زمان

    مثالی از سرعت زیاد در شروع مسئولیت رهبری

    به‌عنوان مثالی در مورد کنترل سرعت انجام کارها، یک مدیر اجرایی با نام جک را در نظر بگیرید. او مدیر بااستعداد و کوشایی است که به‌تازگی در یک شرکت فروشگاهی به‌عنوان مدیر عملیات انتخاب شده و به‌زودی جایگزین مدیرعاملی خواهد شد که ۲۴ ماه آینده بازنشسته می‌شود. جک با ورود به سیستم سازمان جدید وارد چرخه‌ی معمول و غلط رهبران جدید می‌شود. او آستین‌ها را بالا می‌زند و با تلاشی بیشتر از همیشه خود و سازمان تحت مدیریتش را تحت فشار قرار می‌دهد.

    مدیر جدید برای اثبات خود می‌خواهد تمام مشکلات را به سرعت حل کند

    جک برای در دسترس بودن به هر ایمیلی پاسخ می‌داد و هر ارائه و طرح جدیدی را با دقت مطالعه می‌کرد. او برای اثبات در دسترس بودن در تمام جلسات شرکت می‌کرد و هر جلسه‌ی رودررویی را نیز می‌پذیرفت. تمام این فعالیت‌ها وقت‌گیر بودند اما این مدیر جدید قصد داشت خودش را به هیئت مدیره ثابت کند و به تمام افراد شرکت بگوید که بهترین انتخاب برای جایگزینی مدیرعامل کنونی است.

    پروژه‌های اصلاحی جک به سرعت شروع شد و او توانست چرخه‌ی تامین محصولی طراحی کند که در زمان و هزینه‌ها صرفه‌جویی زیادی داشت. بعلاوه او زیرساختی برای تصمیم‌گیری سریع‌تر در سازمان طراحی کرد که موجب افزایش انعطاف‌پذیری شد. یکی دیگر از اقدامات مثبت جک، فرآیند تولید محصول جدید بود که بهینه‌سازی شد. از همان ابتدای کار مدیران دیگر از روند کارهای جک ناراحت بودند و مدیرعامل نیز اشتیاق چندانی به پروژه‌های او نشان نداد. او تصور می‌کرد که این رفتارها، واکنش‌های طبیعی و مقاومت در برابر تغییرات است. برای او، مهم پیروی افراد از تصمیماتش و همراهی با مسیر جدید بود که به خوبی محقق شده بود. او حتی برای بهبود مدیریتش روندی خاص در ارتباطات داشت. جک با تکرار دوباره و توضیح بیشتر منظورش در مکالمات، از فهم دستورات توسط زیردست‌ها اطمینان حاصل می‌کرد.

    مدیریت

    پس از ۱۶ ماه که از شروع کار جک می‌گذشت، او منتظر دریافت نظرات مثبت در مورد عملکرد و همچنین دریافت حکم مدیرعاملی بود. البته این اتفاق هیچ‌گاه رخ نداد و مدیرعامل اعلام کرد که در سمت خود باقی خواهد ماند تا یک مدیر میانی دیگر (مدیر فناوری) با کسب تجربه‌های لازم جایگزین او شود. در واقع اقدامات سریع جک مدیرعامل را از او ناامید کرده بود. اگرچه اقدامات او باعث افزایش کارایی و بازدهی شده بود اما وفاداری کارمندان را کسب نکرده بود و از همه مهم‌تر با فرهنگ سازمانی هم‌خوانی نداشت.

    سرعت زیاد باعث کاهش کنترل و آگاهی روی اتفاقات قبلی و تصمیمات جدید می‌شود

    این اتفاق درس سختی به جک داد. او یاد گرفت که شکست‌های مدیران به ندرت به خاطر مشکلات عملکردی است؛ بلکه علت اصلی آنها ضعف در شناخت شخصی و ارتباطات مدیریتی غلط است. سرعت بالای جک باعث شده بود که نظرات مدیرعامل وقت را به خوبی متوجه نشود و سیگنال‌هایی که حاکی از عملکرد ضعیف او در کمک به شرکت بوده را نبیند. رفتار او باعث شد که به‌خوبی بازخورد دریافت نکند و بعلاوه، پشتیبانی لازم برای موفقیت در شغلش را نیز از دست بدهد. رفتار او در تکرار دستورات نیز عملکرد منفی داشت؛ چرا که افراد زیردست آموخته بودند نباید سوال یا نظری در مورد حکم‌های این مدیر داشته باشند.

    کنترل سرعت در یک شغل سریع

    دنیل کانمن، در کتاب Thinking, Fast and Slow درمورد پیچیدگی‌های قضاوت و تصمیم‌گیری صحبت می‌کند و اعتقاد دارد که در چالش‌های متنوع، سرعت‌های مختلفی برای تصمیم‌گیری باید اتخاذ شود. او معتقد است تصمیمات واکنشی نیاز به سرعت بالا دارند. این در حالی است که تصمیمات پیچیده و آنهایی که نیاز به قضاوت و بررسی دقیق دارند، باید با سرعت پایین انجام شوند.

    قدم اول برای ایجاد اتحاد توسط مدیر جدید، درک این حقیقت است که یک جابجایی در سطوح بالای مدیریتی برای کارمندان پایین‌دستی کمی ناراحت‌کننده بوده و ذهن آنها را مغشوش می‌کند. کارمندان نگران این هستند که انتظارات از آنها چه تغییراتی خواهد داشت و مدیران نیز از تغییر جایگاه قدرت و نفوذ خود نگران خواهند بود. برای یک مدیر جدید ماه‌ها طول می‌کشد که نگرانی‌ها را برطرف کند و وفاداری افراد را به‌دست بیاورد. حتی رهبرانی که از داخل سازمان به موقعیت جدید رسیده‌اند نیز همین مشکلات را خواهند داشت.

    مدیر محصول 2

    زیردستان همواره از رهبری تبعیت می‌کنند که بتوانند روی او و پشتیبانی‌هایش حساب کنند. اگرچه قدرت تصمیم‌گیری در این موقعیت جدید مهم است اما قضاوت عاقلانه در چالش‌های مهم و پیچیده اهمیت بیشتری خواهد داشت. افراد شرکت از رهبر جدید انتظار دارند که به ایده‌هایشان گوش دهد و آنها را با نظرات خودش ترکیب کند. آنها می‌خواهند رهبر جدید مشکلات دشوار را به خوبی مدیریت کند. تمام این اقدامات نیازمند کاهش سرعت و کنترل عملکرد است. برای اجرای هرچه بهتر کنترل سرعت، تعدادی تکنیک وجود دارد که در ادامه آنها را مرور می‌کنیم.

    کنترل جریان

    اطلاعات باید ابتدا پایش شده سپس به رهبر جدید منتقل شوند

    رهبران جدید از سیستم موجود طراحی شده توسط مدیران قبلی پیروی خواهند کرد. احتمالا سرعت و روند این سیستم با سبک اختصاصی رهبر جدید هم‌خوانی نداشته باشد و موجب کاهش عملکرد او بشود. مدیریت جریان اطلاعات و وظایفی که به سمت شما و ذهنتان می‌آید، در تصمیم‌گیری در مورد مسائل جاری و مشکلات پیش رو کمک زیادی خواهد کرد. کنترل این جریان با اقدامات زیرساختی امکان‌پذیر است. برای این کار کافی است دستیاری برای ارتباط با واحدهای دیگر داشته باشید که اطلاعات را پیش از رسیدن به شما پایش کند. با این کار اطلاعات مهم و حیاتی در زمان مناسب و در شکل قابل قبول به شما ابلاغ خواهند شد.

    تفکر کردن

    کنترل جریان اطلاعات زمان کافی را در اختیار شما قرار می‌دهد تا با تفکر کافی، ظرافت‌های ارتباطی را درک کنید و در مورد معنای اطلاعات وارده نیز تفکر کنید. قطعا در این مرحله داشتن مشاوران قابل اعتماد ضروری خواهد بود. این مشاوران (چه داخلی و چه خارجی) برای موفقیت شما اهمیت قائل بوده و در زمینه‌های مرتبط با کار شما متخصص هستند. اگر هم مشاور مناسبی را در ابتدای کار پیدا نکردید، با نوشتن اتفاقات و بررسی آنها پیش خودتان، به مشاور اختصاصی خود تبدیل شوید.

    جلسه کاری

    سه تکنیک بعدی برای کنترل سرعت فعل و انفعالات مفید هستند.

    تکرار کردن

    حتی اگر مطمئن هستید که متوجه موضوعات جلسه‌های گروهی یا رو در رو شده‌اید، باز هم آن‌چه را که شنیده‌اید بازگو کنید. در اقدام مشابه برای اطمینان از این که صحبتتان به خوبی شنیده شده، از طرف مقابل بخواهید که آن را تکرار کند. تکرار کردن علاوه بر تایید مقصود و هدف بحث، حرکت آن را تا حدودی متوقف می‌کند. این توقف به شما اجازه می‌دهد که در مورد حرکت بعدی مسیر جلسه تفکر کنید.

    سول پرسیدن

    سوال پرسیدن در جلسه افرد را به تفکر بیشتر در مورد موضوع و جمع‌بندی تشویق می‌کند

    سوال‌هایی به‌منظور جمع‌بندی صحبت‌های جلسات بپرسید. سوال‌هایی همچون «تا اینچا چه تصمیماتی داشتیم؟» یا «از این موضوع چه نکاتی می‌آموزیم؟» یک توقف کوتاه در بحث ایجاد می‌کنند که از تصمیم‌گیری‌های ناعاقلانه جلوگیری خواهد کرد. بعلاوه، این توقف‌ها از توافق روی یک جمع‌بندی اشتباه جلوگیری کرده و مسیر جلسات را هدایت می‌کنند. بر خلاف صحبت‌های بیانیه‌ای که از همه‌ی افراد، ادب کردن و گوش دادن صرف را طلب می‌کنند، سوال پرسیدن باعث تحرک همه‌ی افراد درگیر می‌شود.

    سکوت کردن

    سکوت کردن و تامل پیش از پاسخ دادن به صحبت‌های طرف مقابل از دو جهت سودمند است. ابتدا این حرکت امکان تفکر بیشتر و در نظر گرفتن راهکارهای جایگزین را به رهبر می‌‌دهد. در وهله‌ی دوم دیگران را به این فکر فرو می‌برد که مدیر در حال تفکر در مورد چه چیزی است و این نگرانی باعث تفکر بیشتر آنها خواهد شد.

    تمامی مراحل گفته شده در بالا، باعث کاعش سرعت تصمیم‌گیری و فعل و انفعالات می‌شوند که در نهایت به کنترل بیشتر جریان کاری و تامل روی تصمیمات و اثرات آنها منجر خواهد شد. کاهش سرعت اجازه‌ی تامل روی چگونگی رسیدن به موفقیت‌های زودرس را به مدیران می‌دهد که می‌توان از آن برای رسیدن به موفقیت‌های بلندمدت نهایی در شرکت استفاده کرد.