ورنر کارل هایزنبرگ (Werner Karl Heisenberg) یک فیزیک‌دان نظری آلمانی بود که در تاریخ در فهرست پیشگامان علم مکانیک کوانتوم قرار می‌گیرد. او مقاله‌ی اصلی و تاریخ‌ساز خود را در سال ۱۹۲۵ منتشر کرده و در سال‌های بعد به‌ کمک تحقیقات و مطالعات بزرگانی همچون مکس بورن و پاسکال جوردن، مفاهیم فرمول‌بندی ماتریسی مکانیک کوانتوم را تشریح کرد.

    مشهورترین دستاور هایزنبرگ، تئوری عدم قطعیت او است که در سال ۱۹۲۷ در یک مقاله، شرح داده شد. او در سال ۱۹۳۲ مفتخر به دریافت جایزه‌ی نوبل شد که دلیل اصلی آن، تحقیقات در زمینه‌ی مکانیک کوانتوم بود. هایزنبرگ علاوه بر این موارد، در موضوعاتی همچون آشفتگی در علم سیالات، هسته‌‌ی اتم، فرومغناطیس، پرتوهای کیهانی و ذرات زیراتمی نیز تحقیقاتی را به عمل آورد.

    هایزنبرگ یکی از عوامل طراحی و ساخت اولین رآکتور هسته‌ای آلمان غربی بود. او علاوه بر ساخت رآکتور اول در کارلسروهه، یک رآکتور تحقیقاتی نیز در مونیخ طراحی کرد. دانش هسته‌ای این فیزیک‌دان، او را به‌ عضویت تیم توسعه‌ی سلاح اتمی آلمان نازی در جنگ جهانی دوم نیز درآورد.

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    امضای ورنر هایزنبرگ

    تولد و تحصیل

    ورنر کارل هایزنبرگ در ۵ دسامبر سال ۱۹۰۱ در وورتسبورگ به دنیا آمد. پدرش، آگوست هایزنبرگ و مادرش آنا وکلین نام داشتند. پدر ورنر، یک معلم مدرسه بود و در زمان تولد او، در شرف تبدیل شدن به استاد در دانشگاه وورتسورگ قرار گرفت. ورنر یک برادر بزرگ‌تر به‌نام اروین داشت که در سال ۱۹۰۰ به‌دنیا آمده بود.

    ورنر در سپتامبر سال ۱۹۰۶ و پیش از تولد ۵ سالگی، به مدرسه‌ی ابتدایی وورتسبورگ رفت. او ۳ سال در این مدرسه تحصیل کرد اما پس از آن، پدرش به کرسی تدریس تاریخ میانی و مدرن یونان در دانشگاه مونیخ رسید. چند ماه پس از نهایی شدن کرسی استادی آگوست، ورنر و بقیه‌ی اعضای خانواده به مونیخ رفتند. او در مونیخ به مدرسه‌ی Elisabethenschule و پس از یک سال تحصیل، به مدرسه‌ی مشهور آن شهر یعنی دبیرستان ماکسی‌میلیان رفت. پدربزرگ مادری او، مدیر این مدرسه بود.

    جنگ و بی‌نظمی در برنامه‌های مدرسه، او را به مطالعه‌ی شخصی ترغیب کرد

    با شروع جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، مدرسه به اشغال نیروهای نظامی درآمد. به‌ همین دلیل، کلاس‌ها در ساختمان‌هایی دیگر و با برنامه‌های جدید برگزار شدند. این تداخل ایجاد شده و بی‌نظمی در برنامه‌های آموزشی مدرسه، باعث شد تا ورنر به مطالعه‌ی شخصی بیشتری بپردازد که در مسیر آینده‌ی او، نقش تأثیرگذاری داشت.

    زمینه‌های مورد علاقه‌ی هایزنبرگ، ریاضیات، فیزیک و مذهب بودند. البته نمرات او به‌ صورت کلی در همه‌ی دروس عالی بود. ورنر به‌قدری در ریاضیات استعداد و مهارت داشت که به یکی از اعضای فامیل که دانشجو بود، آموزش دروس ریاضی و حسابان می‌داد. ورنر در دوران دبیرستان علاوه بر تحصیل، عضو انجمنی بود که دانش‌آموزان نوجوان را برای خدمت آینده در ارتش، آماده می‌کرد.

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    ورنر در کنار پدر و برادر کوچک‌ترش

    هایزنبرگ در فعالیت‌های فوق‌برنامه‌ی زیادی حضور داشت. او در برنامه‌های داوطلبانه برای کشاورزی در بهار و تابستان نیز ثبت‌نام کرده بود و بخشی از زمانش را در این مزرعه‌ها می‌گذراند. در یکی از این دوره‌های فوق‌برنامه، او در سال ۱۹۱۸ برای اولین بار از خانواده دور شد تا مدتی را در یک دامداری کار کند. کار در آن محل دشواری‌های زیادی را به‌همراه داشت و حتی غذای کافی نیز برای این دانش‌آموزان وجود نداشت.

    ورنر در کنار کارهای دامداری به بازی کردن حرفه‌ای شطرنج و مطالعه‌ی ریاضیات نیز می‌پرداخت. در آن زمان علاقه‌ی او به نظریه‌ی اعداد بسیار افزایش یافته بود و آثار بزرگانی همچون کرونکر و فرمات، موضوع مطالعات او بودند.

    پس از پایان جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸، آلمان به صحنه‌ی نبرد نیروهای مختلف برای به‌دست گرفتن قدرت تبدیل شد. ورنر به یکی از نیروها با نام Bavarian Soviet ملحق شد. اگرچه مبارزات در آن دوران با جدیت انجام می‌شد، اما بسیاری از نوجوانان حاضر در نیروهای نظامی و شبه‌نظامی، به چشم یک تفریح به آن نگاه می‌کردند. ورنر در مورد آن زمان می‌گوید:

    من یک پسربچه‌ی ۱۷ ساله بود. این کار را مانند یک ماجراجویی و در حد بازی دزد و پلیس می‌دیدم.

    هایزنبرگ در دبیرستان مدیر یک انجمن دانش‌آموزی هم بود که بعدها به رهبری جنبش جوانان باواریایی تبدیل شد. او در سال‌های پایانی دبیرستان در امتحان‌های موسوم به Abitur شرکت و برای بورسیه‌ی ماکسی‌میلیان اقدام کرد. در نهایت، نمره‌های عالی ریاضی و فیزیک، ورنر را به این بورسیه رساند. این بورسیه، مسیر ورود ورنر به دانشگاه مونیخ را فراهم کرد.

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    ورنر در بین زمان پایان دبیرستان تا شروع دانشگاه، به‌خاطر یک سفر تفریحی به بیماری سخت حصبه مبتلا شد و به‌سختی از مرگ نجات پیدا کرد. به‌هرحال او پس از مداوا برای شرکت در کلاس‌های دانشگاه آماده شد. در تابستان سال ۱۹۲۰، ورنر بر حسب عادت و علاقه، به مطالعه‌ی ریاضیات می‌پرداخت. او تحقیقات و مقاله‌های ویل و باخمن را در دوران مطالعه مرور کرده بود و به دیدی کلی نسبت به نظریه‌ی اعداد رسید. همین مطالعات، بعدا زمینه‌ی پایان‌نامه‌ی دکترای ورنر را فراهم کردند.

    تغییر در انتخاب استاد راهنما، مسیر ورنر را از ریاضیات به فیزیک برد

    هایزنبرگ برای انتخاب استاد مشاور خود به فردیناند فون لیندمن مراجعه کرد. موفقیت در مصاحبه با لیندمن، زمینه‌های لازم را برای تبدیل شدن هایزنبرگ به یک تئوریسین در علم اعداد، فراهم می‌کرد. البته مصاحبه با لیندمن خوب پیش نرفت و ورنر مجبور شد به سامرفیلد مراجعه کند. این استاد، به‌گرمی از ورنر استقبال کرد و او را پذیرفت.

    مطالعات جدی در علم فیزیک

    هایزنبرگ به‌همراه هم‌کلاسی‌اش پائولی و زیر نظر سامرفیلد، مطالعه‌ی فیزیک نظری را از اکتبر سال ۱۹۲۰ شروع کرد. او ابتدا در مورد فیزیک شک داشت و با شرکت جدی در کلاس‌های ریاضی، شانس بازگشت به این رشته، در صورت علاقه‌مند نشدن به فیزیک نظری را برای خودش زنده نگه داشت. البته او در کلاس‌های لیندمن شرکت نمی‌کرد و همین اقدام، زمینه‌های ریاضیاتی‌اش را از اعداد به هندسه تغییر داد.

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    پس از مدتی مطالعه‌ی فیزیک نظری، علاقه‌ی ورنر به این علم به‌حدی شد که در ترم‌های بعدی،‌ در همه‌ی کلاس‌های سامرفیلد ثبت‌نام کرد. مطالعه‌ی فیزیک تجربی نیز از دروس اجباری هایزنبرگ در دانشگاه بود و او در کنار این دروس، به تحقیقات در زمینه‌ی نسبیت نیز پرداخت. البته پائولی که در آن زمان، تحقیقات اصلی خود را در زمینه‌ی نسبیت انجام می‌داد، به ورنر پیشنهاد داد که این زمینه‌ی مطالعاتی را رها کند. او به ورنر توضیح داد که ساختارهای اتمی زمینه‌ای بهتر برای تحقیقات خواهد بود چرا که نظریه و علوم کاربردی در این بخش، هنوز فاصله‌ی زیادی با هم دارند.

    هایزنبرگ در یکی از کتاب‌های خود با نام Physics and Beyond در مورد اولین روزها و ماه‌ها در دانشگاه می‌نویسد:

    دو سال اول تحصیل من در دانشگاه مونیخ، در دو دنیای متفاوت سپری شد. یک دنیا، در کنار دوستانم در حرکت‌های سیاسی و دنیای دیگر، قلمروی انتزاعی فیزیک نظری بود. فعالیت من در هر دوی این زمینه‌های به‌حدی جدی بود که همیشه درگیر بودم. گاهی اوقات رفت‌وآمد بین فعالیت‌های این دو زمینه، بیش از حد زیاد و دشوار می‌شد.

    مقاله‌های مرتبط:

    ورنر در ژوئن سال ۱۹۲۲ در دروه‌های آموزشی نیلز بور در گوتینگن شرکت کرد. پس از بازگشت به مونیخ، سامرفیلد او را با مسائل هیدرودینامیکی مشغول کرد تا خود برای مدت یک سال به ایالات متحده‌ی آمریکا برود. هایزنبرگ با مطالعه‌ی این مسائل، یک سخنرانی در مورد آشفتگی سیالات در اینسبروک انجام داد و سپس، مجددا برای تحصیل با مکس بورن، فرانک و هیلبرت به گوتینگن رفت. او در آنجا یک تحقیق مشترک با بورن انجام داد و مقاله‌ای در این حوزه در ارتباط با گاز هلیم منتشر کرد. در نهایت، هایزنبرگ پروپوزال دکترای خود را در زمینه‌ی آشفتگی سیالات به دانشگاه مونیخ ارائه کرده و در سال ۱۹۲۳ از آن دفاع کرد.

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    در کنار بزرگان: نیلز بور و ولگانگ پائولی

    تحقیقات جدی و ملاقات‌های سرنوشت‌ساز

    هایزنبرگ پس از کسب مدرک دکترا سفری به فنلاند داشت و سپس، به‌عنوان دستیار بورن در گوتینگن به او ملحق شد. در مارس سال ۱۹۲۴، او ملاقاتی با نیلز بور داشت. این ملاقات در مؤسسه‌ی فیزیک نظری در کپنهاگ انجام شد و هایزنبرگ در آنجا، اینشتین را نیز ملاقات کرد. ورنر در کنار تحقیقات در گوتینگن، در آزمون تدریس در دانشگاه‌های آلمان موسوم به Habilitation نیز پذیرفته شد. او در مورد تحقیقات و تحصیل خود در جایی گفته است: «من خوش‌بینی را از سامرفیلد، ریاضیات را در گوتینگن و فیزیک را از بور آموختم.»

    ملاقات با بور باعث شد که هایزنبرگ از میانه‌ی سال ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۵ در کنار نیلز بور به تحقیقات بپردازد و سپس به گوتینگن بازگردد. این تحقیقات و مطالعات بعدی باعث شد تا اولین نسخه از مکانیک کوانتوم به‌ صورت مکانیک ماتریسی توسط او معرفی شود. البته او ابتدا ماهیت ماتریسی این یافته‌ها را درک نکرد. تمرکز ورنر روی زمینه‌های احتمالاتی این پدیده‌ها بود که در نهایت، به مفاهیم جبر ناجابجایی منجر شد. بورن و پاسکال جوردن کسانی بودند که این جبر را به‌صورت مفاهیم ماتریسی تعریف کردند.

    مقاله‌های مرتبط:

    بورن، جوردن و هایزنبرگ در سال ۱۹۲۶ سه مقاله در زمینه‌ی مکانیک ماتریسی منتشر کردند. این یافته‌ها، در می همان سال، هایزنبرگ را به کرسی تدریس در دانشگاه کپنهاگ رساند. یک سال بعد، او برای تدریس در دانشگاه لایپزیگ انتخاب شد و در اول آوریل ۱۹۲۸ به این دانشگاه رفت. او تا سال ۱۹۴۱ در این پست باقی ماند و از آن سال، مدیر مؤسسه‌ی فیزیک کایزر ویلهلم در برلین شد.

    جایزه‌ی نوبل سال ۱۹۳۲، به‌خاطر تحقیقات هایزنبرگ در کنار دانشمندان دیگر در زمینه‌ی مکانیک کوانتوم به او اهدا شد. در متن این تقدیرنامه آمده است: «خلق مکانیک کوانتوم و کاربردهای بعدی آن و همچنین کشف حالت‌های آلوتروپیک هیدروژن»

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    ورنر هایزنبرگ و نیلز بور

    عدم قطعیت

    هایزنبرگ علاوه بر جایزه‌ی نوبل و مکانیک کوانتوم، با نظریه‌ی عدم قطعیت نیز به شهرت زیادی رسید. او در سال ۱۹۲۷ این نظریه را مطرح کرد. در متن این تئوری آمده است که کشف موقعیت و سرعت یک ذره، به‌طور ذاتی خطاهایی دارد که حاصل آنها، کمتر از ثابت کوانتومی h نخواهد بود. این خطاها به‌طور کلی قابل اغماض هستند اما در زمان مطالعه‌ی ذرات بسیار ریز مانند اتم، حیاتی خواهند بود.

    نازی‌ها، نظریه‌ی کوانتوم و عدم قطعیت را مفاهیمی یهودی می‌دانستند

    هایزنبرگ، کتاب مشهور خود با نام اصول فیزیکی نظریه‌ی کوانتوم را در سال ۱۹۲۸ منتشر کرد. او در سال ۱۹۲۹ برای یک سری سخنرانی به کشورهای آمریکا، ژاپن و هند رفت. او در سال ۱۹۳۲، مقاله‌ای سه قسمتی منتشر کرد که تصویری مدرن از هسته‌ی اتم به نمایش گذاشت. او در این مقاله‌ها، ساختار اجزاء مختلف هسته‌ای را در کنار انرژی‌ها و شرایط پایداری آنها توضیح داد. این مقاله‌ها، مسیر را برای تحقیقات و کاربرد بیشتر نظریه‌ی کوانتوم در علم هسته‌ای، باز کرد.

    در سال ۱۹۳۵، طبق قانون حکومت نازی اعلام شد که اساتید با سن بیشتر از ۶۵ سال باید بازنشسته شوند. سامرفیلد در آن زمان ۶۶ ساله بود و هایزنبرگ را برای جایگزینی خود معرفی کرد. منتها در آن سال‌ها، نازی‌ها در تلاش بودند تا مفاهیم ریاضی و فیزیک یهودی را با مفاهیم آلمانی جایگزین کنند. آنها نظریه‌های نسبیت و کوانتوم را در دسته‌بندی یهودی قرار دادند و به‌همین دلیل، هایزنبرگ باوجود علاقه‌ی شدید، از رسیدن به کرسی مونیخ، بازماند. اگرچه این دانشمند آلمانی، یهودی نبود، اما زمینه‌های مطالعاتی‌اش منجر به انتقادهای شدید به او در سانه‌ها و نسبت دادن تفکرات یهودی به او شد.

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    مدلی از رآکتور شکست‌خورده‌ی آلمانی‌ها

    جنگ جهانی دوم و سلاح اتمی آلمانی‌ها

    شکافت هسته‌ای، یکی از اکتشافات بزرگ قرن بیستم بود که هسته‌ی اتم را به مرکز توجه مطالعات و تحقیقات تبدیل کرد. پس از اشغال لهستان توسط آلمان در سال ۱۹۳۹، هایزنبرگ به پروژه‌ی سلاح اتمی آلمان فراخوانده شد. او در آن زمان بین لایپزیک و برلین در رفت‌وآمد بود تا فعالیت‌های تدریس و مدیریت خود را به‌صورت همزمان انجام دهد. فعالیت‌های او در آن سال‌ها، هایزنبرگ را به یکی از پیشگامان تحقیقات هسته‌ای آلمان تبدیل کرد.

    با کمی توجه به اعتقادات نازی‌ها و تصمیم‌های قبلی آن‌ها، متوجه تصمیم بحث‌برانگیز آنها در انتخاب هایزنبرگ به‌ عنوان رهبر تحقیقات می‌شویم. به‌ هرحال او و تیمش در ساخت رآکتور هسته‌ای یا بمب اتم موفق نشدند. برخی منابع تاریخی، عدم صلاحیت هایزنبرگ را دلیل عدم موفقیت تیم می‌دانند. برخی دیگر نیز معتقدند او به‌عمد، تحقیقات و اجرایی کردن آنها را به‌تعویق می‌انداخته است.

    هایزنبرگ، سهوا یا عمدا باعث عدم موفقیت آلمانی‌ها در ساخت بمب اتم شد

    به‌هرحال بانگاهی به گذشته، متوجه اشتباهات تأثیرگذار این دانشمند و تیم تحت مدیریتش می‌شویم. به‌علاوه، کاملا روشن است که آلمانی‌ها در توسعه‌ی سلاح اتمی، به‌اندازه‌ی آمریکایی‌ها در پروژه‌ی منهتن، انگیزه و اشتیاق نداشته‌اند. در نهایت می‌توان نتیجه گرفت که فاکتورهایی خارج از آزمایشگاه، در عدم موفقیت آلمانی‌ها دخیل بوده‌اند.

    آمریکایی‌ها برای توسعه‌ی سلاح‌های اتمی، همکاری زیادی با دیگران داشتند. درحالی‌که در آلمان، بروکراسی شدید اداری و عدم همکاری بین‌المللی، در تمام جزئیات پروژه مشهود بود. مواد اولیه‌ی لازم این تحقیقات، به‌خاطر حملات شدید نیروهای متفقین به زیرساخت‌های حمل‌ونقل در آلمان، به‌سختی یافت می‌شد. به‌علاوه، استراتژی‌های آن زمان نظام آلمان نیز، اولویت این تحقیقات را پایین‌تر از موارد دیگر ترسیم می‌کرد.

    سرانجام در سال ۱۹۴۲، آلبرت شپر وزیر جنگ آلمان اعلام کرد که تحقیقات در این زمینه ادامه پیدا خواهد کرد اما بمبی برای استفاده در جنگ، ساخته نمی‌شود. شروع پروژه‌ی منهتن در آمریکا نیز تقریبا همزمان با این عقب‌نشینی آلمانی‌ها بود. البته آمریکایی‌ها نیز تا پیش از تسلیم شدن آلمان در جنگ، موفق به ساخت بمب اتم نشدند.

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    در کنار فرمی و پائولی

    سخرانی‌های هایزنبرگ در کشورهایی همچون هلند و دانمارک در زمان جنگ نیز، او را هدف انتقادات تند قرار داد. البته این سفرهای تحقیقاتی پس از تأیید مقامات آلمانی انجام می‌شد و به‌همین دلیل، همکاران هایزنبرگ در کشورهای اشغال شده، بر این تصور بودند که رهبران نازی، از هایزنبرگ حمایت می‌کنند و او نیز چنین حمایتی از آنها دارد.

    بدترین چالش هایزنبرگ در موضوع فوق، سفری به کپنهاگ در سپتامبر سال ۱۹۴۱ بود. او در این سفر، یک مجادله‌ی جدی با بور داشت و تحقیقات پیرامون سلاح‌های اتمی را به‌شدت محکوم کرد. البته او بعدها اعلام کرد که این مجادله بر اثر سوءتفاهم بوده است اما جزئیات این بحث، هیچ‌گاه فاش نشد.

    هایزنبرگ در سال ۱۹۴۵ توسط نیرو‌های اطلاعاتی آمریکایی دستگیر شده و به‌همراه تعداد زیادی دیگر از دانشمندان آلمانی، به انگلستان فرستاده شد. به‌هرحال گفتگوهای این دانشمندان پس از انفجار بمب اتم هیروشیما این نکته را مشخص کرد که او حتی دانش اولیه‌ی لازم برای طراحی بمب را نداشته است. البته هایزنبرگ پس از چند روز،‌ بسیاری از مشکلات طراحی این بمب را حل کرد.

    سال‌های پس از جنگ

    هایزنبرگ در ژانویه‌ی سال ۱۹۴۶ از حبس انگلیسی‌های آزاد شد. او به‌سرعت به شغل قبلی خودش یعنی مدیریت مؤسسه‌ی کایزر ویلهلم بازگشت. این مؤسسه پس از مدتی به مؤسسه‌ی فیزیک مکس پلانک تغییر نام داد و تا امروز نیز با همین نام در گوتینگن فعال است. پدر مکانیک کوانتوم در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم،‌ فعالیت‌های نزدیک به سیاست زیادی داشت. او به‌عنوان سخنگوی علمی دولت آلمان غربی و مدیر سازمان‌های مختلف علمی این کشور فعالیت می‌کرد. این رویه، بسیار با دوران قبل از سال ۱۹۴۵ او متفاوت بود.

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    هایزنبرگ به‌همراه خانواده در مراسم چای ژاپنی

    در سال ۱۹۴۹، سازمانی با نام شورای تحقیقات آلمان شروع به کار کرد که اولین مدیر آن، ورنر هایزنبرگ بود. این شورا، ترکیبی از انجمن مکس پلانک و آکادمی‌های متعدد علمی در آلمان غربی بود. هدف نهایی شورا، ترویج علم آلمانی‌ها در جهان و همچنین تلاش برای دریافت بودجه‌های عملیاتی از دولت بود. البته این شورا بسیار زود با یکی از قدیمی‌ترین سازمان‌های علمی آلمان دچار تداخل و درگیری شد.

    مدیریت انجمن‌های علمی، فعالیت اصلی هایزنبرگ پس از جنگ جهانی دوم بود

    سازمان قدیمی علمی آلمان با نام انجمن اضطراری علوم آلمان، پس از جنگ بازسازی شده بود. این سازمان، با اولویت‌بندی‌های سنتی ایالات مختلف آلمان در زمینه‌های ادبیات و علم فعالیت می‌کرد. در نهایت در سال ۱۹۵۱ این دو انجمن با هم ادغام شدند و انجمن تحقیقات آلمان را تشکیل دادند.

    یکی از اقدامات تأثیرگذار دیگر هایزنبرگ پس از جنگ، مشارکت از طرف آلمانی‌ها برای تأسیس مرکز تحقیقات هسته‌ای اروپا یا CERN بود. به‌ هرحال فعالیت‌های این دانشمند هسته‌ای در کنار دولت فدرال آلمان در آن سال‌ها، با قدرت ادامه پیدا کرد؛ اما او از منقدان دولت نیز بود. هایزنبرگ در بیانه‌های متعدد به‌همراه دانشمندان هسته‌ای دیگر، از روند دولت در خرید سلاح‌های هسته‌ای از آمریکایی‌ها انتفاد می‌کرد.

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    مراسم عروسی ورنر هایزنبرگ و الیزابت شوماخر

    زندگی شخصی و مرگ

    ورنر هایزنبرگ در سال ۱۹۳۷ با الیزابت شوماخر در جریان یک کلاس موسیقی آشنا شد. موسیقی یکی از تفریحات همیشگی هایزنبرگ بود. الیزابت، دختر یک استاد اقتصاد مشهور در برلین و برادرش نیز در همین زمینه مؤلف کتاب بود. هایزنبرگ در ۲۹ آوریل آن سال با او ازدواج کرد و در ژانویه‌ی سال بعد، دوقلوهای این زوج به‌ نام ماریا و ولفگانگ متولد شدند.

    مقاله‌های مرتبط:

    ورنر و همسرش در ۱۲ سال بعد، پنج فرزند دیگر به دنیا آوردند. از فرزندان مشهور ورنر هایزنبرگ، مارتین بود که نوروبیولوژیست شد و یوخن نیز در نهایت به کرسی استادی فیزیک در دانشگاه نیوهمپشایر رسید.

    هایزنبرگ علاوه بر فیزیک، دستی نیز در فلسفه داشت. او که از کودکی یک مسیحی لوترانیسم بود، نظراتی نیز در مورد ارتباط مذهب با علم بیان می‌کرد. او ارتباط بین اخلاق و تفکر دینی را با علم، به زبان خودش تفسیر می‌کرد و در برخی موارد، نزدیکی و دوری این دو نوع تفکر ذهنی را بررسی کرده است. به‌هرحال، او در زمان تحصیل در مونیخ و گوتینگن، با اساتید و هم‌کلاسی‌های خود، بحث‌های فلسفی و بررسی‌های عمیق زیادی داشت.

    ورنر هایزنبرگ / Werner Heisenberg

    هایزنبرگ در سال‌های پایانی دهه‌ی ۶۰ زندگی خود، یک اتوبیوگرافی نوشت. این کتاب در سال ۱۹۶۹ به زبان آلمانی، در سال ۱۹۷۱ به زبان انگلیسی و در سال‌های بعد به زبان‌های دیگر منتشر شد. پروژه‌ی نوشتن این کتاب، از سال ۱۹۶۶ شروع شد و جنبه‌های مختلفی را از تاریخچه‌ی فلسفی تا علمی و نظرات شخصی او را در بر دارد. ورنر هایزنبرگ در یکم فوریه‌ی سال ۱۹۷۶ در اثر سرطان کلیه و صفرا از دنیا رفت. پیکر او در گورستان والدفریدهوف در مونیخ به خاک سپرده شد.

    از جوایز و افتخاراتی که به این فیزیک‌دان بزرگ اهداء شده است می‌توان به دکترای افتخاری دانشگاه‌های بروکسل، کارلسروهه و اوتوس لوراند اشاره کرد. علاوه بر جایزه‌ی نوبل نیز جوایزی همچون رومانو گواردینی، نشان افتخار شایستگی جمهوری فدرال آلمان، مدال پور لی میریت، عضویت افتخاری انجمن سلطنتی علوم بریتانیا و مدال مکس پلانک، به این دانشمند فیزیک اهدا شد.


    آنر ۱۰ به عنوان محصولی جدید از برند آنر، در بازه‌ی قیمتی خود حرف‌های زیادی برای گفتن دارد؛ با بررسی این گوشی همراه باشید.

    برند آنر به عنوان یک زیر مجموعه‌ از گروه هواوی از سال ۲۰۱۳ کار خود را به عنوان یک مجموعه‌ی نوپا و با تمرکز بر فروش آنلاین آغاز کرد؛ یک سال بعد، شاهد ورود این برند به بازارهای جهانی بودیم. کمپانی مادر آنر در سال‌های اخیر به دنبال استقلال بیشتر آن بوده است و حال گوشی‌های آنر همواره میزبان تازه‌های این غول چینی هستند. محصولات آنر عموماً به قیمت مناسب خود شهره هستند و این مسأله حتی در پرچمداران این برند نیز دیده می‌شود؛ به بیان دیگر آنر راه عرضه‌ی گوشی‌های ارزان با مشخصات فنی مناسب را که هواوی آغاز کرده است دنبال می‌کند.

    آنر 10 Honor

    با گذشت ۵ سال از معرفی برند آنر، این شرکت هنوز به اصول خود پایبند بوده است؛ به طوری که آنر ۱۰ به عنوان پرچمدار گوشی‌های آن با قیمت وسوسه‌کننده‌ای راهی بازار شده است. چینی‌‌ها آنر ۱۰ را به تراشه‌ی بالارده‌ی کرین ۹۷۰ مجهز کرده‌اند که با توجه به زمان عرضه‌ی این گوشی قابل پیش‌بینی‌بود. آنر ۱۰ در بحث طراحی تفاوت زیادی با نسل گذشته کرده است و به خوبی سبک جدید طراحی چینی‌ها در آن مشخص است. پیش از این بارها شاهد تشابه مدل‌های مختلف دو برند هواوی و آنر بوده‌ایم؛ اما برچسب قیمتی و برخی تفاوت‌ها، آنر ۱۰ را به یک گوشی متفاوت از محصولی همچون پی ۲۰ تبدیل کرده است. پیش از آغاز بررسی آنر ۱۰ از شما دعوت می‌کنیم نگاهی به مشخصات فنی این گوشی داشته باشید:

    آنر ۱۰ توسط روابط عمومی آنر در ایران برای بررسی در اختیار زومیت قرار گرفت.

    طراحی

    بازار گوشی موبایل، پیروی از ترند را لازمه‌ی بقاء می‌داند و شرکت‌هایی که از آن‌ها تبعیت نکنند را بی‌رحمانه از گردانه‌ی رقابت خارج می‌کند. نمایشگرهای کشیده در سال ۲۰۱۷ طوفانی در طراحی به پا کردند که در کمتر گوشی جدیدی در سال ۲۰۱۸ شاهد نسبت تصویر ۱۶ به ۹ بودیم. بریدگی بالای نمایشگر و کم کردن حاشیه‌های بالا و پایین آن به عنوان ترند جدید بازار به وفور در محصولات امسال به چشم می‌خورد. بسیاری از منتقدان بریدگی صفحه نمایش (ناچ) را یک نقص در طراحی می‌دانند اما حقیقت این است که بازار مشکل چندانی با آن ندارد. آنر ۱۰ به مانند پرچمداران سری پی ۲۰ با بریدگی نسبتاً کوچکی در بالای نمایشگر روانه‌ی بازار شده است؛ این بریدگی میزبان دوربین سلفی، اسپیکر مکالمه و سنسورهای نور است و چراغ اعلان نیز در بالای بریدگی در حاشیه‌ی نمایشگر قرار گرفته است.

    آنر 10 Honor

    مدت‌ها از عبور نسبت نمایشگر به بدنه از مرز ۸۰ درصد می‌گذرد و با پیشرفت تکنولوژی نمایشگرها و مواردی مانند حذف جک ۳.۵ میلی‌متری صدا و راهکارهای نوآورانه برای دوربین سلفی این میزان هر روز در حال افزایش است. نمایشگر آنر ۱۰ نزدیک به ۸۰ درصد (۷۹.۹ درصد) از سطح جلوی گوشی را به خود اختصاص داده است. طراحی جلوی گوشی شباهت زیادی به برادران ناتنی خود یعنی پی ۲۰ و پی ۲۰ پرو دارد و تفاوت اصلی به حسگر اثر انگشت باز می‌گردد. با وجود استفاده از نمایشگر بزرگ‌ ۵.۸۴ اینچی و باتری بزرگ‌تر، وزن و ابعاد دستگاه تغییر محسوسی نسبت به آنر ۹ نکرده است. چینی‌ها از شیشه‌ی 2.5D در پنل جلویی بهره گرفته‌اند و خبری از شیشه‌ی 3D استفاده شده در پرچمداران جدید سری پی نیست. آنر به صورت رسمی نسخه‌ی گوریلا گلس استفاده شده در آنر ۱۰ را اعلام نکرده است.

    چینی‌ها از یک حسگر اولتراسونیک به جای حسگرهای خازنی رایج در آنر ۱۰ استفاده کرده‌اند. این نوع حسگرها قادر به استفاده در زیر شیشه و  نمایشگرها هستند و حتی در صورت خیس بودن انگشتان نیز اثر انگشت کاربر شناسایی می‌شود؛ در بررسی‌های ما عملکرد حسگر با انگشتان خیس تأیی شد، با این حال در پاره‌ای از مواقع حسگر قادر به شناسایی انگشت ما نبود. حسگر اثر انگشت آنر ۱۰ در زیر بخش شیشه‌ای پایین نمایشگر پنهان شده است و سازنده با نقاط کوچکی منطقه‌ی قرارگیری آن را مشخص کرده است. ایده‌ی استفاده از چنین حسگری با وجود سرعت کمتر آن‌‌ به نمونه‌های خازنی شایسته‌ی بازار، ممکن است برای برخی از کاربران جالب باشد. در مجموع سرعت حسگر استفاده شده در آنر ۱۰ کمی نسبت به نمونه‌های خازنی کمتر است اما این تفاوت به اندازه‌ای نیست که یک نکته‌ی منفی بزرگ برای گوشی محسوب شود.

    آنر 10 Honor

    آنر در ساخت پشت گوشی از شیشه استفاده کرده است؛ نسخه‌ی آبی رنگ گوشی بررسی ما که آنر آن را «Phantom Blue» می‌نامد همانند بسیاری از گوشی‌های تولید شده با بدنه‌ی شیشه‌ای مستعد جذب اثر انگشت است. پشت آنر ۱۰ از ۱۵ لایه‌ شیشه با پوشش‌هایی در مقیاس نانو ساخته شده است؛ نسخه‌ی فانتوم بلو در نگاه مستقیم آبی به نظر می‌رسد اما با نگاه از زوایا رنگ پشت دستگاه به بنفش می‌گراید. انحنای مناسب پشت گوشی و فریم فلزی با پوشش مات باعث شده است تا دستگاه به خوبی در دست جای بگیرد اما همچنان خطر افتادن گوشی از دست کاربر وجود دارد. پیوند شیشه و فریم فلزی گوشی به خوبی صورت گرفته است و همانند گوشی‌های بالارده‌ی برند هواوی، کیفیت ساخت کلی آنر ۱۰ بالا ارزیابی می‌شود.

    حذف جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون در سال ۲۰۱۸ با قدرت ادامه دارد اما خبر خوشحال‌کننده حذف نشدن آن در آنر ۱۰ است. علاوه بر دو خط آنتن در لبه‌ی پایینی، اسپیکر اصلی دستگاه و درگاه USB نوع C قرار گرفته نیز در این قسمت قرار گرفته‌اند. کلیدهای تغییر حجم صدا و پاور جای مناسب و استحکام قابل قبولی دارند و فشردن‌ آن‌ها با یک دست نیز در لبه‌ی سمت راست ممکن است. شیار سیم‌کارت نیز در لبه‌ی سمت چپ قرار گرفته است و متأسفانه جایگاهی برای افزایش حافظه در آنر ۱۰ درنظر گرفته نشده است. وجود ماژول مادون قرمز برای کنترل لوازم خانگی و تجهیزات اقدام مثبتی است که آنر آن را در پرچمدار خود فراموش نکرده است. متأسفانه آنر ۱۰ در برابر نفوذ آب مقاوم نبوده و هیچ یک از گواهی‌های آن را دریافت نکرده است.

    اسپیکر و تجربه‌ صوتی

    چینی‌ها بر خلاف پرچمداران دیگرشان اسپیکر مونو را برای آنر ۱۰ در نظر گرفته‌اند. این اسپیکر در کنار درگاه USB قرار گرفته است و از نظر شفافیت صدا و کم بودن سطح نویز از بهترین نمونه‌های تک اسپیکر بازار است. خوشبختانه اعوجاع یا دیستورشن کم حتی در حجم صدای بالا نیز حفظ می‌شود و اسپیکر در تولید صداهای بم نیز قابل‌قبول عمل می‌کند. برخلاف اسپیکر که بلندی صدای خوبی دارد ، حجم صدای خروجی توسط هدفون‌های رو و درون گوشی متوسط ارزیابی می‌شود.

    آنر 10 Honor

    چینی‌ها همانند پی ۲۰ از نسخه‌ی ۴.۲ بلوتوث و فناوری aptX HD برای ارتباط با هدست‌های بلوتوث بهره گرفته است. هواوی تنظیمات صوتی Huawei Histen را نیز بار دیگر به کار گرفته است تا بهترین تجربه‌ی صوتی با هدفون را برای کاربران به ارمغان بیاورد. به صورت کلی چهار حالت در این بخش در دسترس است:

    • Auto: در این حالت گوشی به صورت خودکار و با توجه به محتوا بهترین تنظیمات صدا را انتخاب می‌کند.
    • 3D Audio: شبیه‌سازی میدان سه‌بعدی صدا
    • Natural: بازتولید طبیعی صدا
    • Standard: مصرف بهینه‌ی انرژی برای افزایش زمان پخش موسیقی همراه با دسترسی به اکولایزر ۱۰ ردیفه

    رابط کاربری بخش صدای آنر ۱۰

    کیفیت خروجی صدا بسته به هدفون مورد استفاده متغیر است با این حال وجود قابلیت Histen برای شخصی‌سازی کردن پخش موسیقی کاربردی است و امیدواریم شرکت‌های دیگر نیز چنین قابلیت‌هایی را در گوشی‌های خود به کار گیرند. پیش از هر چیز توصیه می‌شود که نوع هدفون خود را برای ارائه‌ی بهترین تجربه انتخاب کنید. ۴ افکت صدای سه‌بعدی به خوبی حس ارائه‌ی صدای فراگیر را به کاربر القاء می‌کنند و انتخاب حالت Natural صدای شفافی را ارائه می‌دهد.

    نمایشگر

    استفاده از نمایشگر ال‌سی‌دی در گوشی‌های هوشمند هنوز به دلیل قیمت پایین‌تر آن‌ها به قوت خود باقی است با این حال شرکت‌ها در ساخت پرچمداران و گوشی‌های گران‌تر خود عموما به نمایشگرهای اولد روی آورده‌اند؛ آنر ۱۰ طبق انتظار به مانند پی ۲۰ از نمایشگر IPS LCD فول اچ‌دی بهره می‌برد و خبری از نمایشگر اولد در آن نیست. نمی‌توان به این تصمیم آنر خرده گرفت زیرا هنوز بازار نمایشگرهای اولد برای استفاده در گوشی‌های نه چندان گران‌قیمت با چالش‌هایی روبرو است. نمایشگری با گوشه‌های گرد و بریدگی در بالای آن به عنوان یک ترند در تعداد زیادی از گوشی‌های امسال دیده شده می‌شود و آنر ۱۰ نیز به تبعیت از بازار چنین راهی در پیش گرفته است. نمایشگر آنر ۱۰ با نسبت تصویر ۱۹:۹ خود کمی کشیده‌تر از پی ۲۰ است.

    آنر 10 Honor

    رزولوشن ۲۲۸۰ در ۱۰۸۰ پیکسل نمایشگر آنر ۱۰ تراکم ۴۳۲ پیکسل در هر اینچ را برای آن به ارمغان آورده است؛ به لطف این تراکم پیکسل، تصاویر در نمایشگر آنر ۱۰ و در فواصل معمولی به اندازه‌ی کافی شارپ هستند و مرز پیکسل‌‌ها قابل رویت نیست. چینی‌‌ها امکان تغییر رزولوشن را نیز هم به صورت هوشمند و هم به صورت دستی در گوشی‌های خود به کار گرفته‌اند؛ دو رزولوشن ۱۵۲۰ در ۷۲۰ و ۲۲۴۰ در ۱۰۸۰ پیکسل در دسترس کاربر است. قابلیتی برای نمایش نوار سیاه‌رنگ در کنار بریدگی وجود دارد اما به دلیل روشنایی ۲.۸ نیتی رنگ مشکی، این نوار به خصوص در زوایا به راحتی قابل تشخیص است.

    در آزمایش روشنایی زومیت که با الگویی ۵۰ درصد سفید و ۵۰ درصد مشکی انجام می‌شود، آنر ۱۰ با روشنایی ۴۱۰ نیتی در حالت دستی (اختلافی ۴۰ نیتی بین بخش بالایی و پایینی نمایشگر وجود داشت) عملکرد متوسطی داشت؛ در حالت خودکار شاهد افت روشنایی نمایشگر به ۳۸۰ نیت بودیم که کمی عجیب به نظر می‌رسد. با توجه به نوع نمایشگر، یکسان بودن روشنایی در الگوی ۱۰۰ درصدی رنگ سفید با الگوی ۵۰ درصد چندان دور از ذهن نبود. کنتراست Native ۱۴۳ که به تقسیم روشنایی رنگ‌های سفید و مشکی بر یکدیگر بدست می‌آید را نه می‌توان بهترین و نه می‌توان بهترین در دنیای ال‌سی‌دی‌ها دانست. شایان ذکر است که تست‌های انجام شده، همگی در حالت رنگ «Normal» بوده و روشنایی با تغییر وضعیت به «Vivid» تا ۵۰ نیت افزایش خواهد یافت.

     رایط کاربری تنظیمات نمایشگر آنر ۱۰

    نمایشگر آنر ۱۰ در زیر نور مسقیم خورشید چندان توانمند نیست و به سختی می‌توان آن را با بهترین‌های بازار از این نظر مقایسه کرد؛ آنر ۱۰ حتی از این نظر از گوشی‌های ال‌سی‌دی هم قیمت خود نیز ضعیف‌تر عمل می‌کند. روشنایی حداقل مناسب و قابلیت «Eye Comfort»، گوشی‌های گروه هواوی را تبدیل به یکی بهترین‌های بازار از نظر استفاده در محیط‌های کم‌نور کرده است؛ روشنایی حداقل نمایشگر گوشی مورد بررسی ما ۱.۶ نیت است. همانند گوشی‌های بالارده و جدید هواوی کاربر با مراجعه به بخش «Color mode & temperature» در تنظیمات نمایشگر قادر به تغییر دمای و گستره‌ی فضای رنگی خواهد بود.

    دو حالت رنگی «Normal» و «Vivid» به ترتیب برای ارائه‌ی رنگ‌‌های طبیعی‌تر و متناسب با فضای رنگی sRGB و رنگ‌های اشباع‌تر و پوشش گسترده‌تر فضای رنگی تعبیه شده‌اند. علاوه بر این دو حالت، اسلایدر دو بعدی آشنای دمای رنگ نیز هنوز در گوشی‌های آنر وجود دارد؛ سه حالت زیر به صورت از پیش تعیین‌شده برای برای راحت‌تر کالیبره کردن در دسترس است:

    در تست پوشش فضای رنگی زومیت، آنر ۱۰ عملکرد مناسبی از خود نشان داد و حقیقتا رنگ‌ها در آن زنده و باطراوت نمایش داده می‌شوند. در حالت «Normal» شاهد پوشش ۹۶.۵ درصد فضای رنگی sRGB هستیم و کاهش این رقم برای فضاهای رنگی Adobe RGB و DCI P3 به ۷۳.۴ و ۷۴.۸ قابل پیش‌بینی بود. این دو فضای گسترده عموما توسط حالت‌های همچون «Vivid» در گوشی‌ها پوشش مناسب داده می‌شوند؛ با انتخاب این گزینه علاوه بر پوشش کامل فضای رنگی مرسوم sRGB، شاهد پوشش ۹۸.۲ درصدی فضاهای Adobe RGB و DCI P3 هستیم.

    عملکرد نمایشگر محصولات بالارده
    محصول / پارامترها حداقل روشنایی حداکثر روشنایی دستی حداکثر روشنایی خودکار نسبت کنتراست Native خطای رنگ میانگین
    سفید مشکی سفید مشکی سفید حالت استاندارد دقیق‌ترین حالت
    آنر ۱۰ 1.63 2.86 410 2.81 380 143 6.4 4.4 (Normal)
    میت ۲۰ پرو 2 0 647 0 880 5.3 2.2 (Normal)
    آیفون XS Max 2.4 0 940 0 940 1.9 1.9
    موتو زد ۲ فورس 12.3 0 605 0 770 3.9 3.6 (Vibrant)
    گلکسی نوت ۹ 2.3 0 580 0 1023 6.3 2.7 (AMOLED photo)
    وان پلاس ۶ 2.6 0 694 0 1040 7 2.7 (DCI-P3)
    اکسپریا ایکس‌زد ۲ کامپکت 5 2.15 600 2.13 600 280.5 4.3 4.3 (Standard Mode)
    پیکسل ۲ ایکس‌ال 5 0 597 0 597 2.8 2.2 (Natural)
    پی ۲۰ پرو 3.42 0 565 0 813 1.3 1.3 (Normal Mode)
    گلکسی اس ۹ پلاس 2.2 0 625 0 1043 6.6 1.8 (AMOLED photo)
    گلکسی اس ۹ 2.4 0 645 0 1115 6.8 1.8 (AMOLED photo)
    وان پلاس ۵تی 2.5 0 643 0 644 7.1 2.1 (sRGB Mode)
    گلکسی اس ۸ پلاس ۲۰۱۸ 2.53 0 568 0 795
    گلکسی ای ۸ ۲۰۱۸ 2.60 0 570 0 763
    آنر ۹ 2.48 3.87 479 3.87 480 124
    میت ۱۰ پرو 2.26 0 605 0 850 3.4
    نوکیا ۸ 1.81 1.11 552 1.13 559 497
    آیفون ۱۰ 2.43 0 750 0 930 2.4 2.4
    میت ۱۰ 1.27 3.17 315 3.93 502 127 6 6 (Normal Mode)
    آیفون ۸ 2.56 1.84 550 1.95 658 337
    آیفون ۸ پلاس 2.26 1.64 529 1.87 629 336
    اکسپریا ایکس‌زد وان 5.2 1.03 432 1.1 473 430 2.9 2.9 (Standard Mode)
    ال‌جی وی ۳۰ 3.71 0 591 0 706 5.3
    گلکسی نوت ۸ 2.85 0 738 0 1074 2.3

    * کلیه‌ی نتایج بدست آمده حاصل از آزمایش‌های زومیت در شرایط یکسان آزمایشگاهی است.

    دقت رنگ نمایشگر به خصوص در گوشی‌های بالارده، معیار مهمی برای مقایسه‌‌ی کیفیت نمایشگر به شمار می‌رود. وقتی برای اولین بار به نمایشگر آنر ۱۰ نگاه می‌کنید در هر دو حالت اصلی Normal و Vivid شاهد سرد بودن رنگ‌ها به خصوص رنگ سفید خواهید بود. کمترین خطای رنگ در آزمایش‌‌های ما مربوط به حالت Normal و فضای رنگی sRGB بود؛ البته خطای میانگین ۴.۴ با استفاده از حالت Warm از اسلایدر دمای رنگ تا ۱.۲ نیز کاهش پیدا می‌کند که رقم بسیار مناسبی برای یک گوشی محسوب می‌شود. خطای نمایش رنگ در حالت Vivid نیز در دو فضای رنگی sRGB و DCI P3 به ترتیب ۶.۴ و ۹.۴ بدست آمد؛ فعال بودن حالت Warm تاثیر چندانی در خطای میانگین در این حالت نداشت.

    رابط کاربری

    آنر ۱۰ طبق انتظار با به اندروید نسخه‌ی ۸.۱ اندروید اوریو و رابط کاربری هواوی یعنی EMUI مجهز شده است. در بررسی‌های پیشین بارها به این نکته اشاره کرده‌ایم که نظرات در مورد رابط کاربری EMUI متفاوت است؛ عده‌ای به قابلیت‌های متنوع آن علاقه‌مند هستند و عده‌‌ای نیز ظاهر و انیمیشن‌های رابط کاربری را نقطه‌ی ضعف آن می‌دانند. اگر پیش از این کاربر گوشی‌های هواوی بوده باشید قطعا رابط کاربری آنر ۱۰ برای شما غریب نخواهد بود. جدای از ظاهر نه چندان زیبای رابط کاربری، EMUI 8 را باید یکی از با امکانات‌ترین نمونه‌ها در گوشی‌های اندرویدی دانست. یکی از کلیدی‌ترین ویژگی‌های EMUI 8 به ادعای چینی‌ها، استفاده از الگوریتم ماشین برای تحلیل چگونگی استفاده از گوشی و بهبود عملکرد آن است.

    رابط کاربری آنر ۱۰

    موتور هوش مصنوعی هواوی موسوم HiAi و واحد NPU در پس این رابط کاربری فعالیت می‌کنند؛ استفاده از هوش مصنوعی در بهینه‌سازی مصرف باتری، بهبود کیفیت تماس‌ها و راه‌اندازی اپلیکیشن‌ها تنها مواردی از کاربردهای هوش مصنوعی در آنر ۱۰ است. استفاده از واحد پردازش عصبی اختصاصی در پردازنده‌ی Kirin 970، به ادعای هواوی باعث سرعت بیشتر راه‌اندازی اپلیکیشن‌ها و ثبات عملکرد گوشی در طولانی‌مدت خواهد شد. انتشار موتور هوش مصنوعی خود، دست توسعه‌دهندگان را برای استفاده از آن اپلیکیشن‌ها باز گذاشته است. دسته‌بندی عکس‌ها، انتخاب بهترین سناریوها برای عکاسی و کنترل مصرف انرژی گوشی ابتدایی‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی محسوب می‌شوند؛ بنابراین کاربردهای بکر و پیشرفته‌تری برای هوش مصنوعی وجود دارد که هواوی و توسعه‌دهندگان را برای اجرا فرا می‌خوانند.

    آنر 10 Honor

    قرارگیری حسگر اثر انگشت در جلوی گوشی‌های گروه هواوی به معنای امکان استفاده از آن برای ناوبری در اندروید است. در حالت استفاده از حسگر اثر انگشت به‌عنوان کلیدهای ناوبر، یک بار لمس حسگر نقش کلید بازگشت را ایفا می‌کند و سوایپ به سمت چپ یا راست روی حسگر، اپلیکیشن‌‌های اخیر را نمایش خواهد داد. در چنین شرایطی، لمس و نگاه داشتن انگشت روی حسگر عملکردی شبیه به کلید هوم خواهد داشت. امکان افزودن داک شناور برای ناوبری و همچنین کلید نرم‌افزاری در نوار ناوبری نیز آنر ۱۰ وجود دارد؛ این داک شناور را می‌توان در هر نقطه‌ای در صفحه قرار داد. ژست‌های حرکتی مربوط به قابلیت اسپلیت اسکرین، ژست‌های گرفتن اسکرین‌شات و ژست‌های کشیدنی (استفاده از نوشتن یکی از حروف الفبای انگلیسی با مفصل انگشت برای اجرای یک اپلیکیشن‌ خاص) به‌طور کامل در بررسی گوشی‌های پیشین برند هواوی و آنر معرفی شده است.

    رابط کاربری آنر ۱۰

    قابلیت Face Unlock همانند گوشی‌های سری پی ۲۰ سریع بوده و در شرایط نوری ضعیف نیز قابل استفاده است؛ بسیاری از شرکت‌های سازنده گوشی، استفاده از دوربین سلفی و داده‌های آن را برای بازگشایی قفل گوشی به دلیل بی‌نیاز بودن به تجهیزات خاص در پیش گرفته‌اند؛ سنسورهای تشخیص سه‌بعدی چهره در محصولات کمی مانند میت ۲۰ پرو و آیفون‌های اپل به کار گرفته شده است و امنیت به مراتب بالاتری نسبت به راهکار مرسوم دارند. از نظر سرعت و دقت بازگشایی قفل گوشی شاهد همان عمکلرد سریع سری پی ۲۰ هستیم اما همچنان وان‌پلاس در این بخش سریع‌ترین نمونه‌‌ی بازار است. کاربر قادر به انتخاب بازگشایی قفل به‌صورت دو یا تک مرحله‌ای است؛ در صورت انتخاب حالت دو مرحله‌ای، کاربر با نگاه کردن به گوشی قادر به مشاهده‌ی اعلان‌ها و سپس سوایپ و باز کردن قفل گوشی خواهد بود. به لطف افزایش روشنایی نمایشگر در محیط‌های کم‌نور، تشخیص چهره در تاریکی نیز ممکن است.

    دوربین

    هواوی با سری پی ۲۰ به جهانیان نشان داد که دوربین دیگر نقطه ضعفی برای گوشی‌های این شرکت نخواهد بود بلکه با توسعه‌ی راهکارهایی می‌توان محصولی استثنایی در بخش عکاسی تولید کرد. با ورود هرچه بیشتر الگوریتم‌های هوش‌مصنوعی در گوشی‌های هوشمند، تصاویر کم‌نویزتر، عکاسی ساده‌تر و لذت‌بخش‌تر از هر زمان دیگری شده است. آنر ۱۰ از بحث دوربین شباهت‌هایی با پی ۲۰ دارد اما با کمی دقت می‌توان به تفاوت‌های آن‌ها عملکرد و مشخصات فنی پی برد. آنر ۱۰ از دو دوربین با سنسورهای رنگی ۱۶ مگاپیکسلی و ۲۴ مگاپیسل مونوکروم (سیاه‌وسفید) بهره می‌برد که پیش از این در پرچمداران سری پی نیز شاهد آن بودیم.

    آنر 10 Honor

    متاسفانه خبری از حک شدن نام لایکا در پشت گوشی نیست و شاهد لنزهای این شرکت خوش‌نام در آنر ۱۰ نیستیم؛ سری میت و سری پی از مدت‌‌ها پیش با این شرکت برای توسعه‌ی دوربین‌های خود همکاری می‌کنند؛ هر دو دوربین با لنزهایی با f/1.8 همراه شده‌اند و به دلیل استفاده نشدن از لنز تله فوتو امکان زوم اپتیکال بدون افت کیفیت وجود ندارد و کاربران می‌بایست تنها به زوم هیبریدی اکتفا کنند. فقدان لرزشگیر اپتیکال (OIS) به عنوان اصلی‌ترین راهکار برای خنثی کردن لرزش‌‌های دست بیش از هر چیز در عکاسی شبانه و فیلم‌برداری به چشم می‌آید؛ آنر ۱۰ همچنین فاقد EIS یا همان لرزشگیر الکترونیکی در فیلم‌برداری است. شاید با برچسب قیمتی یک گوشی مانند آنر ۱۰ فقدان OIS، نقطه‌ی ضعف بزرگی محسوب نشود اما برخی رقبا به لنزهای با لرزشگیر اپتیکال مجهز شده‌اند.

    آنر 10 Honor

    رابط کاربری دوربین شباهت زیادی به دیگر گوشی‌های هواوی دارد؛ بالای کلید شاتر، آیکون تغییر دوربین و پیش‌نمایش عکس گرفته شده شاهد نواری برای تعیین حالت‌های عکاسی هستیم. با استفاده از قابلیت Apperture، کاربر می‌تواند حین عکاسی یا پس از ثبت تصویر، دیافراگم را به‌صورت نرم‌افزاری بین بازه‌ی f/0.95 تا f/16 تغییر دهید؛ تفاوت اصلی این حالت با پرتره در تمرکز آن روی تغییر دیافراگم است، در حالی که حالت پرتره بیشتر روی زیباسازی و نوردهی‌ها برای ثبت تصاویر بوکه تدارک دیده است. علاوه بر حالت‌های مرسوم Photo و Video گزینه‌ای با نام More در رابط کاربری دوربین به چشم می‌خورد که برخی از آن‌ها به قرار زیر است:

    • AR Lens: افزودن اشکال مجازی به تصویر
    • Pro: تغییر ایزو، اکسپورژ، سرعت شاتر و فوکوس در این بخش در اختیار کاربر است
    • Night Shot: برای ثبت تصاویر با اکسپوژر و کنتراست بهتر در شب
    • Panorama: عکاسی پانوراما با رزولوشن طولی ۳۲۰۰ پیکسل
    • Monochrome: استفاده از حسگر مونوکروم برای ثبت تصاویر سیاه و سفید
    • Light painting: ثبت نور و حرکات آن با باز نگاه داشتن شاتر
    • HDR: استفاده از حداکثر توان برای ثبت تصاویر HDR

    سوایپ به سمت بالا و پایین در رابط کاربری آنر ۱۰ برای تغییر دوربین به سلفی و بلعکس استفاده می‌شود. قدرت گرفتن تراشه‌ها در بخش هوش مصنوعی بیش از هر بخش دیگری روی عکاسی تاثیر  گذاشته است؛ به لطف تراشه‌ی کرین ۹۷۰ آنر ۱۰ قادر به تشخیص بیش از ۵۰۰ سناریوی عکاسی در ۲۲ شاخه‌ی اصلی است؛ با فعال کردن AI توسط آیکون قرار گرفته در صفحه‌ی اصلی رابط کاربری، آنر ۱۰ به خوبی قادر به تشخیص سوژه‌ها و محیط‌ها برای بهینه‌سازی تصاویر است. به ادعای سازنده، این قابلیت گسترده‌ی دینامیکی، جزئیات، فوکوس و کنتراست بهتر در تصاویر را به همراه دارد.

    آنر 10 Honor

    کیفیت تصاویر در صورت غیر فعال بودن AI از نظر کنتراست و جزئیات در حد مطلوبی قرار دارند؛ در حالت فعال بودن AI رنگ‌ها اشباع‌تر از حالت استاندارد هستند و جزئیات و کنتراست نیز بهینه‌تر به نظر می‌رسد. نویز هر دو حالت عکاسی اندک است و در این رده‌ی قیمتی در بین بهترین‌ها قرار می‌گیرد. استفاده از حالت AI شما به نوعی از فعال کردن HDR بی‌نیاز می‌کند به این معنی که گوشی به صورت هوشمند در صورت نیاز اقدام به بهبود هایلایت‌ها می‌کند. خوشبختانه تصاویر گرفته شده با آنر ۱۰ در روز به اندازه‌ی کافی شارپ هستند. تصاویر پرتره از نظر جداسازی مرزها مناسب ارزیابی می‌شوند و مشکل چندانی در جداسازی سوژه‌های نه چندان دشوار و پس‌زمینه مشاهده نشد؛ افکت بوکه به خوبی گوشی‌‌های پرچمداری همچون پیکسل‌های گوگل و آیفون طبیعی به نظر نمی‌رسند اما در زمره‌ی بهترین‌های این بازه‌ی قیمتی قرار می‌گیرند.

    نمونه‌ی عکس‌ با AI روشن و خاموش

    آنر ۱۰ - فعال بودن AI

    عکس با AI روشن

    آنر ۱۰ - غیر فعال بودن AI

    عکس با AI خاموش


    عکس‌ها در آنر ۱۰ از ترکیب داده‌های سنسور رنگی و سیاه‌وسفید بدست می‌آیند؛ سنسور مونوکروم برای افزایش گسترده دینامیکی و جزئیات وارد عمل می‌شود. عکس‌های گرفته شده با سنسور مونوکروم از جزئیات قابل‌قبولی برخوردار هستند. عکاسی در شب بر خلاف گوشی‌های سری پی ۲۰ نقطه‌ی قوتی برای آنر ۱۰ نیست اما کیفیت کلی عکس‌های گرفته شده در زمان فعال بودن AI برای یک گوشی ۴۰۰ یورویی در حد مناسبی قرار دارد. تصاویر نویز چندان بالایی ندارند اما جزئیات تصاویر به اندازه‌ی برخی از رقبا در شب بالا نیست. اگر کمی صبور باشید و عکاسی در شب برایتان مهم باشد، عکس‌های مناسبی از نظر رنگ، جزئیات و اکسپوژر با حالت «Night Mode» ثبت خواهید کرد؛ لرزش دستان و نبود لرزش‌گیر اپتیکال تصویر در هنگام باز بودن شاتر اصلی‌ترین مانع شما برای گرفتن عکس مناسب در این حالت است.

    گالری نمونه‌ی عکس‌های آنر ۱۰


    دوربین سلفی آنر ۱۰ دقیقا همان نمونه‌ی ۲۴ مگاپیکسلی استفاده شده در پی ۲۰ و پی ۲۰ پرو است. آنر بار دیگر از لنزی با فوکوس ثابت در گوشی‌های بالارده‌ی خود بهره گرفته است که عکاسی سلفی آن را کمی سخت‌تر از دوربین‌های با فوکوس خودکار کرده است. عکس‌های گرفته شده با دوربین سلفی آنر ۱۰ به شرط قرارگیری چهره در نقطه‌ی فوکوس از جزئیات و رنگ‌های قابل‌قبولی برخوردار هستند. سلفی‌های شبانه نیز متوسط ارزیابی می‌شوند اما توصیه ‌می‌کنیم برای ثبت جزئیات بیشتر از نمایشگر برای شبیه‌سازی فلش استفاده کنید. متاسفانه خبری از فیلم‌برداری 4K با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه در آنر ۱۰ نیست و همانند پی ۲۰ و پی ۲۰ پرو به دلیل محدودیت پردازنده کرین ۹۷۰ تنها قادر ثبت ویدئوهای ۳۰ فریم بر ثانیه با چنین رزولوشنی است. رنگ‌ها، جزئیات و کنتراست ویدئوهای گرفته شده با دوربین اصلی مناسب ارزیابی می‌شود اما گاهی نبود لرزشگیر آزاردهنده می‌شود.

    بازده و عملکرد

    آنر ۱۰ برای انجام پردازش‌های محول‌شده به کرین ۹۷۰ اتکا دارد؛ SoC پرچم‌دار هواوی در سال گذشته که با لیتوگرافی ۱۰ نانومتری تولید می‌شود و برای نخستین‌بار در گوشی‌های میت ۱۰ و میت ۱۰ پرو به‌کار گرفته شده است. از آنجا که پیش‌ از این در بررسی میت ۱۰ پرو به جزئیات پیرامون کرین ۹۷۰ پرداخته‌ایم، در بررسی پیش رو صرفا به ارائه‌ی مشخصات کلی آن بسنده می‌کنیم. مانند نسل گذشته، پردازنده‌ی مرکزی داخل کرین ۹۷۰ از دو کلاستر چهار هسته‌‌ای تشکیل می‌شود که یکی از آن‌ها با چهار هسته‌ی ۲.۴ گیگاهرتزی Cortex-A73 وظیفه‌ی پردازش‌های سنگین را برعهده دارد؛ در حالی که کلاستر دوم به‌مدد چهار هسته‌ی ۱.۸ گیگاهرتزی Cortex-A53 تسک‌های سبک را انجام می‌دهد. واحد پردازش گرافیکی کرین ۹۷۰ موسوم به Mali-G72MP12 با فرکانس ۸۵۰ مگاهرتزی کار می‌کند و به‌ادعای چینی‌ها به‌ترتیب ۲۰ و ۵۰ درصد بهبود در عملکرد و بهره‌وری انرژی را نسبت به کرین ۹۶۰ به‌ارمغان می‌آورد.

    آنر 10 Honor

    کرین ۹۷۰ نخستین تراشه‌ی موبایل دنیا محسوب می‌شود که از یک واحد پردازش عصبی مجزا (NPU) برای پردازش‌های مربوط به هوش مصنوعی بهره می‌برد، این واحد قابلیت‌هایی همچون تشخیص سریع‌تر تصاویر، تشخیص صدا و پردازش طبیعی زبان را ممکن می‌کند که می‌‌توان از آن برای تشخیص سوژه در نرم‌افزار دوربین و تنظیم پارامترهای عکاسی استفاده کرد. آنر 10 در کنار پردازنده‌ی ۱۰ نانومتری خود، از ۴، ۶ یا ۸ گیگابایت (نسخه‌ی GT) حافظه‌ی رم و ۶۴ یا ۱۲۸ گیگابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی استفاده می‌کند. ما برای بررسی نسخه‌ی ۴ گیگابایتی آنر ۱۰ را در اختیار داشتیم. شما می‌توانید عملکرد حافظه‌ی ذخیره‌سازی Honor 10 از حیث سرعت خواندن و نوشته دیتا را در جدول زیر مشاهده کنید:

    عملکرد حافظه‌ی ذخیره‌سازی ابزارهای موبایل پرچم‌دار
    مدل‌ها / عملکرد نرخ خواندن ترتیبی
    (مگابایت‌برثانیه)
    نرخ نوشتن ترتیبی
    (مگابایت‌برثانیه)
    نرخ خواندن تصادفی
    (مگابایت‌برثانیه)
    نرخ نوشتن تصادفی
    (مگابایت‌برثانیه)
    آنر ۱۰ ۸۵۰.۰۵ ۱۹۶.۱۱ ۱۴۶.۷۳ ۱۶۳.۸۸
    هواوی میت ۲۰ پرو ۸۵۵.۰۹ ۱۹۳.۸۱ ۱۵۳.۰۵ ۱۳۶.۵۳
    آیفون XS Max ۱۶۴۲ ۵۲۵
    موتو زد ۲ فورس ۷۰۵.۷۸ ۲۰۱.۹۲ ۱۵۹.۰۲ ۸۲.۳۵
    گلکسی نوت ۹ ۸۱۷.۷۷ ۱۹۴.۹۲ ۱۳۱.۰۵ ۲۱.۴
    وان‌پلاس ۶ ۷۲۳.۱۵ ۲۰۳.۶۹ ۱۳۴.۶۵ ۲۱.۹۷
    اکسپریا ایکس‌زد ۲ کامپکت ۶۹۶.۸۹ ۱۹۴.۹۲ ۱۵۲.۷۳ ۱۶.۸۱
    پیکسل ۲ ایکس‌ال ۷۲۹.۳۲ ۲۱۲.۹۲ ۱۷۶.۷۸ ۲۳.۶
    هواوی پی ۲۰ پرو ۸۲۳.۹۳ ۱۹۳.۸ ۱۴۲.۲۱ ۱۵۵.۰۹
    گلکسی اس ۹ پلاس ۸۲۰.۶۳ ۲۰۷.۱۷ ۱۳۱.۲۷ ۲۲.۶۸
    گلکسی اس ۹ ۸۱۷.۹۴ ۲۰۵.۶۷ ۱۳۱.۱۲ ۲۳.۱۵
    وان‌پلاس ۵‌تی ۷۵۰.۲۸ ۲۰۵.۴۱ ۱۳۶.۶ ۱۹.۴۸
    آنر ۹ ۲۸۱.۷۲ ۹۷.۷۱ ۲۸.۳۸ ۱۳.۸۵
    هواوی میت ۱۰ پرو ۸۳۵.۰۶ ۲۲۰.۹۶ ۱۷۵.۷۴ ۱۷۲.۶۲
    نوکیا ۸ ۶۸۹.۱۷ ۲۰۴.۳۳ ۱۴۶.۷۲ ۱۴.۳۴
    هواوی میت ۱۰ ۸۲۴.۰۵ ۲۰۶.۱۳ ۱۷۷.۴۷ ۱۵۷.۶۱
    اکسپریا ایکس‌زد وان سونی ۶۷۶.۹۲ ۲۰۶.۴۹ ۱۵۷.۸۹ ۱۴.۸۱
    ال‌جی وی ۳۰ ۶۸۱.۶۵ ۱۵۸.۳۶ ۷۱.۷۶ ۱۱.۱
    اچ‌تی‌سی یو ۱۱ ۷۱۶.۴۱ ۱۶۲.۴۲ ۹۰.۹۵ ۶۵.۶۳
    گلکسی نوت ۸ ۷۹۰.۸۶ ۲۰۳.۹۱ ۱۲۳.۶۶ ۱۴.۲
    گلکسی اس ۸ پلاس ۷۷۲.۶۶ ۱۷۹.۱۱ ۱۲۲.۹۴ ۱۴.۸

    *کلیه‌ی بنچمارک‌های ذکر شده در این جدول توسط زومیت اجرا شده است.

    اما آنر ۱۰ به‌موجب پردازنده‌ای از سال ۲۰۱۷، چه نمایشی را در حضور پرچم‌داران قدرتمند ۲۰۱۸ ارائه می‌دهد؟ پس از ارائه‌ی اطلاعات مختصری درباره‌ی مشخصات سخت‌افزاری این گوشی هوشمند در ادامه به آزمایش عملکرد این گوشی هوشمند می‌پردازیم. 

    *کلیه‌ی بنچمارک‌های ذکر شده در این جدول توسط زومیت اجرا شده است.

    بنچمارک‌ها به ما نشان می‌دهند که آنر ۱۰ عملکردی نزدیک به پی ۲۰ پرو دارد و در برابر میت ۲۰ پرو، قدرتمندترین پرچم‌دار اندرویدی دنیا، حرفی برای گفتن ندارد؛ اما توجه داشته باشید که بنچمارک‌ها تنها در بازه‌های زمانی کوتاه بازدهی گوشی‌ را ارزیابی می‌کنند و نمی‌توانند معیار مناسبی برای سنجش کارکرد مداوم گوشی باشند، از این رو ما برای شبیه‌سازی چنین وضعیتی، دو تست استرس انتوتو و اجرای مداوم بنچمارک 3DMark را روی آنر ۱۰ پیاده کردیم.

    در آزمون نخست، بنچمارک انتوتو به‌مدت ۱۵ دقیقه، گوشی را به‌صورت کلی تحت فشار قرار می‌دهد و در نهایت نتیجه‌ را د قالب نمودارهایی به‌نمایش می‌گذارد، همان‌طور که مشاهده می‌کنید، CPU طی این آزمون در اغلب موارد ۱۰۰ درصد عملکرد خود را به‌نمایش می‌گذارد، در حالی میت ۲۰ پرو حتی در حالت Performance، ۸۰ درصد از توانایی پردازنده‌ی مرکزی را به‌کار می‌گرفت؛ البته نمودار دمای باتری، نشان از صعود حرارت به‌حدود ۵۰ درجه‌ی سلسیوس دارد که بسیار بالا محسوب می‌شود.

    Honor 10 - Antutu Stress Test

    حال برای شبیه‌سازی حالتی مانند اجرای مداوم یک بازی سنگین، تست Sling Shot Extreme OpenGL ES 3.1 را ۱۰ بار به‌صورت مداوم روی آنر ۱۰ اجرا می‌کنیم، در طول این آزمون دمای گوشی به‌شدت بالا می‌رود، به‌طوری که حین اجرای تست، گوشی چند بار در این خصوص، پیغام خطا می‌دهد؛ اما باز هم عملکرد واحد گرافیک در حد معقولی می‌ماند و افت شدیدی را تجربه نمی‌کند؛ در حالی که میت ۲۰ پرو پس از کسب چند امتیاز حدود ۴۰۰۰ به همسایگی امتیاز ۲۰۰۰ سقوط می‌کرد.

    Honor 10 - Sling Shot Extreme Stress Test

    آنر ‍۱۰ با وجود بهره‌گیری از سخت‌افزار سال گذشته، کماکان عملکرد مطلوبی را در طیف گسترده‌ای از کاربری‌ها از اپلیکیشن‌های روزمره گرفته تا بازی‌های سنگین به‌نمایش می‌گذارد؛ اما باید توجه داشته باشید که تحت فشار قرار دادن دستگاه، دمای آن را به‌شدت بالا می‌برد. در نهایت باید بگوییم که ما از تجربه‌ی خود در اجرای بازی‌ اندروید همچون Asphalt 9 ،Fortnite و PUBG Mobile بسیار رضایت داشتیم.

    باتری

    تمام انرژی مورد نیاز آنر ۱۰ را باتری ۳۴۰۰ میلی‌آمپرساعتی آن تأمین می‌کند که دقیقا با ظرفیت باتری هواوی پی ۲۰ برابری می‌کند؛ اما حدود ۱۵ درصد کمتر از ظرفیتی است که پی ۲۰ پرو ارائه می‌دهد. نمایشگر +FHD و پردازنده‌ی بهینه‌ی به‌کاررفته در پرچم‌دار آنر نشان از آن دارد که با باتری یادشده می‌توان شارژدهی متوسط روبه‌بالایی را از آن انتظار داشت؛ برای ارزیابی عملکرد باتری به سراغ آزمون‌های متداول زومیت می‌رویم.

    آنر 10 Honor

    ابتدا با غیرفعال‌سازی کلیه‌ی اتصال‌های بی‌سیم و تنظیم روشنایی نمایشگر روی ۲۰۰ نیت، در حالی دستگاه به‌صورت کامل شارژ شده است، ویدیویی با رزولوشن HD را به‌صورت مداوم تا لحظه‌ی خاموش‌شدن گوشی پخش می‌کنیم، در این آزمون، آنر ۱۰ با ثبت زمان ۱۱ ساعت و ۷ دقیقه، عملکردی متوسط و نه‌چندان شگفت‌انگیز را از خود به‌نمایش گذاشت.

    محصول / تست نمایشگر باتری ویدیو GFXBench
    Manhattan 3.1
    PCMark
    Work 2.0
    GeekBench
    ابعاد و رزولوشن میلی‌آمپرساعت ساعت Battery LifeTime
    (min)
    LongTerm Performance
    (Frame)
    ساعت امتیاز
    مدت‌زمان
    آنر ۱۰ ۵.۸۴ اینچ
    ۲۲۸۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
    ۳۴۰۰ ۱۱:۰۷ Failed Failed ۷:۰۶ ۲۷۳۵
    ۴:۳۴
    هواوی میت ۲۰ پرو
    (Performance)
    ۶.۳۹ اینچ
    ۳۱۲۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
    ۴۲۰۰ ۲۵۹.۳ ۱۲۳۰
    هواوی میت ۲۰ پرو ۶.۳۹ اینچ
    ۳۱۲۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
    ۴۲۰۰ ۱۴:۱۷ ۳۳۲.۵ ۱۳۸۱ ۹:۴۰ ۶۱۸۰
    ۱۱:۴۲
    آیفون XS Max ۶.۵ اینچ
    ۲۶۸۸ × ۱۲۴۲ پیکسل‌براینچ
    ۳۱۷۴ ۱۴:۳۱ ۲۷۳.۲۵ ۲۷۲۵
    موتو زد ۲ فورس ۵.۵ اینچ
    ۲۵۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
    ۲۷۳۰ ۱۴:۲۵ ۲۲۷.۲ ۱۰۱۷ ۱۱:۰۸ ۴۰۷۸
    ۷:۱۳
    گلکسی نوت ۹ ۶.۴ اینچ
    ۲۹۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
    ۴۰۰۰ ۱۴:۱۰ ۱۶۲.۴ ۱۶۱۹ Failed* ۴۳۰۰
    ۷:۱۰
    وان‌پلاس ۶ ۶.۲۸ اینچ
    ۲۲۸۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
    ۳۳۰۰ ۱۵:۵۰ ۱۸۱.۸ ۱۶۴۶ ۸:۰۳ ۴۰۵۳
    ۷:۰۸
    اکسپریا ایکس‌زد ۲ کامپکت ۵.۰ اینچ
    ۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
    ۲۸۷۰ ۱۰:۴۰ ۱۶۰.۷ ۲۴۴۲ ۸:۴۴ ۴۰۸۶
    ۷:۰۴
    پیکسل ۲ ایکس‌ال ۶.۰ اینچ
    ۲۸۸۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
    ۳۵۲۰ ۱۲:۲۵ ۲۳۱.۷ ۹۹۳.۸ ۷:۵۹ ۵۲۵۷
    ۸:۵۳
    هواوی پی ۲۰ پرو ۶.۱ اینچ
    ۲۲۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
    ۴۰۰۰ ۱۴:۱۰ ۱۹۷.۴ ۹۳۳.۷ ۹:۱۹ ۳۳۵۰
    ۵:۳۵
    گلکسی اس ۹ پلاس ۶.۲ اینچ
    ۲۹۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
    ۳۵۰۰ ۱۴:۱۷ ۱۸۷.۶ ۸۶۰.۷ Failed
    گلکسی اس ۹ ۵.۸ اینچ
    ۲۹۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
    ۳۰۰۰ ۱۲:۳۰ ۱۵۴.۸ ۸۸۴.۷ ۶:۴۲
    وان‌پلاس ۵تی ۶.۰۱ اینچ
    ۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
    ۳۳۰۰ ۱۷:۱۳ ۱۴۰.۳ ۲۰۷۵ ۸:۳۴
    آنر ۹ ۵.۱۵ اینچ
    ۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
    ۳۲۰۰ ۱۱:۰۶ ۱۵۸.۳ ۱۰۲۴ ۶:۳۷
    هواوی میت ۱۰ پرو ۶.۰ اینچ
    ۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
    ۴۰۰۰ ۱۶:۴۰ ۲۲۶.۲ ۸۴۸.۲ ۸:۳۶
    نوکیا ۸ ۵.۳ اینچ
    ۲۵۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
    ۳۰۹۰ ۱۰:۵۵ ۱۹۶.۸ ۱۰۴۲ ۸:۱۳
    آیفون ۱۰ ۵.۸ اینچ
    ۲۴۳۶ × ۱۱۲۵ پیکسل
    ۲۷۱۶ ۱۴:۴۰ ۲۴۲.۲ ۱۵۶۱
    هواوی میت ۱۰ ۵.۹ اینچ
    ۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
    ۴۰۰۰ ۱۳:۱۶ ۹:۴۰
    آیفون ۸ ۴.۷ اینچ
    ۱۳۳۴ × ۷۵۰ پیکسل
    ۱۸۲۱ ۹:۳۵ ۱۲۲ ۳۹۹۵
    آیفون ۸ پلاس ۵.۵ اینچ
    ۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
    ۲۶۹۱ ۱۳:۱۰ ۱۷۱ ۲۰۵۱
    اکسپریا ایکس‌زد وان ۵.۲ اینچ
    ۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
    ۲۷۰۰ ۱۱:۳۷ ۱۸۰.۳ ۱۶۱۰ ۶:۳۲
    ال‌جی وی ۳۰ ۶.۰ اینچ
    ۲۸۸۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
    ۳۳۰۰ ۱۲:۳۰ ۲۳۷.۷ ۸۰۲.۳ ۸:۲۵
    گلکسی نوت ۸ ۶.۳ اینچ
    ۲۹۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
    ۳۳۰۰ ۱۳:۴۸ ۱۷۳.۱ ۸۳۳.۷ ۶:۴۱

    *کلیه‌ی بنچمارک‌های ذکر شده در این جدول توسط زومیت اجرا شده است.

    حال نوبت به آزمون‌های نرم‌افزاری می‌رسد، ابتدا تست Work 2 – Battery از بنچمارک PCMark را اجرا می‌کنیم؛ آزمونی که شبیه‌سازی پردازش‌های روزمره، مانند وب‌گردی یا ویرایش عکس، شارژدهی را در دنیای واقعی شبیه‌سازی می‌کند، در این تست آنر ۱۰ موفق به ثبت زمان ۷ ساعت و ۶ دقیقه شد که نتیجه‌ی قابل احترامی به‌حساب می‌آید.

    در گام بعدی آزمون باتری Manhattan 3.1 از بنچمارک GFXBench‌ اجرا می‌کنیم که با ۳۰ بار اجرای مداوم یک محتوای گرافیکی سنگین، پارامترهایی همچون افت تعداد فریم‌های پردازش‌شده، شارژدهی و دمای دستگاه را به‌تصویر می‌کشد، متاسفانه با وجود چندین بار تلاش ما، آنر ۱۰ با نمایش پیغامی، اجرای آزمون را به‌دلیل بالا رفتن بیش از حد دما، متوقف کرد.

    آنر ۱۰ در آزمون باتری GeekBench نیز که شارژدهی را با تحت فشار قرار دادن پردازنده‌ی مرکزی می‌سنجد، عملکرد شگفت‌انگیزی ندارد و در بهترین حالت، می‌توان آن را دسته‌ی «متوسط» قرار داد. صرف‌نظر از اعداد و ارقام، پرچم‌دار چینی‌ها در استفاده‌های روزمره، شامل وب‌گردی، استریم موسیقی و پخش ویدیوهای کوتاه، می‌تواند تا یک روز کاربر را همراهی کند، ضمن اینکه شارژر SuperCharge با توان ۲۲.۵ واتی (۴.۵ ولت و ۵ آمپری) آنر ۱۰ می‌تواند آن را ظرف مدت ۳۰ دقیقه به‌میزان ۶۵ درصد شارژ کند که عملکرد بسیار خوبی به‌حساب می‌آید.

    Honor 10 GFXBench Battery Test Failure

    جمع‌بندی

    آنر به عنوان زیر مجموعه‌ای از شرکت گروه بزرگ هواوی، وظیفه‌ی حفظ جایگاه این شرکت در بازار گوشی‌های پرچمدار و میان‌رده‌ی اقتصادی را بر عهده دارد. آنر ۱۰ به عنوان محصول سال ۲۰۱۸ آنر با پردازنده‌‌ای قدرتمند با پایداری مناسب، طراحی الهام گرفته از پی ۲۰ و عقب‌گردهایی نسبت به این گوشی همراه بوده است؛ با در نظر گرفتن برچسب قیمتی پایین‌تر این گوشی نسبت به پی ۲۰ تمام این عقب‌گردها منطقی به نظر می‌رسند. دوربین این گوشی عکس‌های شایسته‌ای در طول روز ثبت کرده و عکاسی آن در محیط‌های تاریک نیز با توجه به قیمت آن قابل قبول است. باتری آنر ۱۰ از نظر همانند پی ۲۰ عملکرد متوسطی از خود ارائه می‌دهد اما بهره‌مندی از شارژر ۲۲.۵ واتی و سریع در این گوشی ما را خشنود کرد.

    آنر 10 Honor

    روشنایی نمایشگر LCD آنر ۱۰ به مانند دیگر گوشی‌های این رده چندان بالا نیست. کنتراست، دقت رنگ، عمق رنگ مشکی و تنظیمات خوب نمایشگر تا حدودی روشنایی پایین را جبران می‌کند. طراحی جلوی آنر ۱۰ شما را به یاد پی ۲۰ خواهد انداخت و پشت آن نیز همانند نسل گذشته از شیشه‌ای با بافتی در مقیاس نانو ساخته شده است. در پایان باید گفت آنر ۱۰ برخی از ویژگی‌های پی ۲۰ را به ارث برده است اما برای حفظ قیمت رقابتی برخی از آن‌ها مانند دوربین و نمایشگر ضعیف‌تر از این پرچمدار سری پی انتخاب شده‌اند. 

    نکات مثبت

    • تراشه‌ قدرتمند و عملکرد پایدار
    • کیفیت مناسب صدای خروجی از اسپیکر
    • دوربین توانمند به خصوص در روشنایی روز
    • شارژ سریع ۲۲.۵ واتی

    نکات منفی

    • روشنایی نه چندان بالای نمایشگر
    • شارژدهی متوسط 
    • مقاوم نبودن در برابر نفوذ آب
    • فقدان درگاه حافظه


    تصادفی نیست که عملکرد اصلی خورشید در مرکز منظومه‌ی شمسی ما تولید نور است. نور عنصری است که زندگی را به پیش می‌برد. تصور این که نور در جهان و در زندگی ما وجود نداشته باشد بسیار سخت است.

    توانایی تشخیص نور تقریباً در تمام موجودات زنده اعم از جانوران و گیاهان وجود دارد. گیاهان از طریق فرآیند فوتوسنتز از نور برای رشد خود استفاده می‌کنند. جانوران از نور برای شکار کردن یا تشخیص و فرار از دست شکارچی استفاده می‌کنند.

    برخی معتقدند که توسعه‌ی دید استریوسکوپیک در کنار بزرگ شدن مغز انسان و همچنین استفاده نکردن از دست‌ها برای حرکت و در نتیجه آزاد شدن دست‌ها برای انجام کارهای پیچیده‌تر باعث شده است انسان به چنین سطح بالایی از هوش و توانمندی دست یابد. گفتنی است دید استریوسکوپیک اغلب به توانایی درک عمق و دید سه بعدی اشاره دارد که ناشی از اطلاعات بصری است که از دو چشم دریافت می‌شود. ما در این مقاله قصد داریم به‌طور خلاصه به آناتومی و عملکرد قسمت‌های داخلی چشم بپردازیم.

    چشم

    آناتومی اساسی چشم

    چشم با وجود اندازه‌ی کوچکی که دارد یک ارگان پیچیده به شمار می‌آید. چشم انسان ۲.۵۴ سانتی‌متر‌ عرض، ۲.۵۴ سانتی‌متر عمق و ۲.۳ سانتی‌متر ارتفاع دارد.

    لایه‌ی بیرونی و محکم چشم صلبیه نام دارد که همان سفیدی چشم است. صلبیه فشار داخل چشم را نگه تحمل می‌کند و به آن شکل می‌دهد. قسمت جلویی این لایه، شفاف بوده و قرنیه نام دارد. تمام نوری که وارد چشم می‌شود باید ابتدا از قرنیه عبور کند. دومین لایه‌ی چشم مشیمیه نام دارد که درواقع ماهیچه‌هایی است که به صلبیه چسبیده است و باعث حرکت چشم می‌شود. مشمیه دارای رگ‌های خونی است که وظیفه‌ی خون‌رسانی به ساختار چشم را بر عهده دارند. قسمت جلویی مشیمیه از دو بخش تشکیل شده است:

    جسم مژگانی: جسم مژگانی یک ناحیه‌ی ماهیچه‌ای است که به عدسی یا لنز چشم متصل است. این ماهیچه می‌تواند عدسی را منقبض کند و درواقع با تغییر اندازه‌ی عدسی به فوکوس نور کمک کند.

    عنبیه: عنبیه قسمت رنگی چشم است. رنگ عنبیه توسط رنگ بافت‌های همبند و سلول‌های رنگدانه‌ای تعیین می‌شود. وجود رنگدانه‌های کم‌تر باعث می‌شود چشم به رنگ آبی در بیاید و از طرف مقابل وجود رنگدانه‌های بیشتر چشم را قهوه‌ای رنگ می‌کند. درواقع عنبیه یک دیافراگم قابل تنظیم است که دورتادور یک گشودگی به نام مردمک را احاطه کرده است.

    مقاله‌های مرتبط:

    عنبیه خود از دو ماهیچه تشکیل شده است: ماهیچه‌ی گشادکننده‌ی مردمک که باعث کوچک‌تر شدن عنبیه شده و در نتیجه مردمک را بزرگ‌تر می‌کند تا نور بیشتری وارد چشم می‌شود، و همچنین ماهیچه‌ی اسفنکتر که عنبیه را بزرگ‌تر و مردمک را کوچک‌تر می‌کند و در نتیجه نور کم‌تری وارد چشم می‌شود. اندازه‌ی مردمک می‌تواند بین ۲ تا ۸ میلی‌متر متغیر باشد. این سخن به این معنی است که با تغییر اندازه‌ی مردمک، چشم می‌تواند میزان نور وارد شده به خود تا ۳۰ برابر تغییر دهد.

    داخلی‌ترین لایه‌ی چشم شبکیه است. شبکیه قسمتی از چشم است که نور را تشخیص می‌دهد. شبکیه دو نوع سلول دارد، سلول‌های استوانه‌ای‌شکل که مسئول بینایی در نور کم هستند و سلول‌های مخروطی‌شکل که مسئول دیدن رنگ‌ها و جزئیات اجسام هستند. در قسمت عقبی چشم و در مرکز شبکیه لکه‌ی زرد یا ماکولا قرار دارد. این ناحیه تنها دارای سلول‌های مخروطی شکل است و مسئول دیدن جزئیات ریز اجسام به‌صورت واضح است.

    آناتومی چشم

    شبکیه‌ی چشم حاوی یک ماده‌ی شیمیایی به نام رودوپسین است. رودوپسین یک ماده‌ی شیمیایی است که نور را به پالس‌های الکتریکی تبدیل می‌کند، پالس‌های اکتریکی که در مغز به‌صورت تصاویر تفسیر می‌شوند. عصب‌های شبکیه در پشت چشم به یکدیگر می‌پیوندند و عصب بینایی چشم را تشکیل می‌دهند. پالس‌های الکتریکی از طریق عصب بینایی به مغز فرستاده می‌شود، همچنین از مرکز عصب بینایی سیاه‌رگ‌ و سرخرگ اصلی چشم عبور می‌کنند. نقطه‌ای که در آن عصب بینایی و رگ‌های خونی از شبکیه خارج می‌شوند دیسک بینایی نام دارد. در این قسمت از شبکیه هیچ سلول استوانه‌ای یا مخروطی شکل وجود ندارد در نتیجه یک نقطه کور محسوب می‌شود. با این حال شما از وجود این نقطه‌ی کور آگاه نیستید زیرا تصویر هر چشم می‌تواند نقطه‌ی کور چشم دیگر را پوشش دهد.

    وقتی یک چشم‌پزشک به وسیله‌ی افتالموسکوپ به پشت چشم شما نگاه می‌کند چیزی که می‌بیند این است:

    در داخل کره‌ی چشم دو ناحیه‌ی دارای مایع وجود دارند که توسط عدسی چشم از یکدیگر جدا شده‌اند. بخش بزرگ‌تر که در پشت عدسی قرار دارد زجاجیه نام دارد که حاوی یک ماده‌ی شفاف ژله مانند است. بخش جلویی که کوچکتر از زجاجیه است و حاوی یک مایع آبکی شفاف است زلالیه نام دارد. زلالیه از دو قسمت تشکیل شده است. یک بخش که در جلوی عنبیه قرار دارد اتاق قدامی نام دارد و بخش دیگر که در پشت عنبیه است اتاق خلفی نام دارد. زلالیه‌ی چشم در جسم مژگانی تولید می‌شود و از طریق کانال اشلم تخلیه می‌شود. وقتی این کانال مسدود شود یک بیماری به نام گلوکاما یا آب‌سیاه بروز می‌کند.

    عدسی یا لنز چشم ساختاری شفاف دارد که از دو طرف برآمده بوده و قطر آن در حدود ۱ سانتی‌متر است. اندازه‌ی عدسی توسط ماهیچه‌هایی که در جسم مژگانی قرار دارند کنترل می‌شود. چشم از عدسی برای تنظیم نور روی شبکیه استفاده می‌کند تا یک تصویر واضح به دست آید. وقتی نور از فاصله‌ی دور به چشم وارد می‌شود عدسی چشم به حالت استراحت در می‌آید اما وقتی نور از فاصله‌ی نزدیک به چشم برسد عدسی قطور و کروی‌تر می‌شود. شما می‌توانید با نگاه کردن به اجسام دور و نزدیک با فاصله‌ی زمانی کم احساس تغییر اندازه عدسی را تجربه کنید.

    سطح خارجی چشم و درواقع قسمت جلویی صلبیه و سطح داخلی پلک‌ها را مایعی مخاطی به نام ملتحمه پوشانیده است. وجود ملتحمه باعث می‌شود سطح چشم همواره مرطوب باشد. عفونت ملتحمه منجر به بروز بیماری التهاب ملتحمه یا قرمزی چشم می‌شود. ضخامت ملتحمه روی قرنیه در حدود ۳۰ میکرومتر است.

    برای به حداکثر رساندن میدان دید، چشم توانایی حرکت در تمام جهات را دارد و از این لحاظ یک ارگان استثنایی به شمار می‌رود. با وجود توانایی حرکت در جهات مختلف، چشم در داخل یک حفره‌ی استخوانی به نام حدقه قرار گرفته است. چربی موجود در ساختار چشم تا حدی باعث انعطاف‌پذیری آن در مقابل ضربات شده است. از طریف دیگر پلک‌ها بالایی و پایینی در مواقع خطر به‌طور ناخودآگاه بسته می‌شود و از چشم محافظت می‌کنند. با پلک زدن اشک در سطح چشم پخش می‌شود. مژه‌ها و ابروها نیز از چشم در مقابل ذرات ریزی که ممکن به آن آسیب برسانند محافظت می‌کند.

    اشک‌ها در غدد اشکی چشم تولید می‌شوند. این غدد در قسمت فوقانی چشم و پشت پلک بالایی هر چشم جای گرفته‌اند. اشک تولید شده از طریق ۱۲ مجرا وارد فضای میان پلک بالایی و چشم می‌شود و در نهایت به سوی دو سوراخ ریز در گوشه‌ی داخلی چشم هدایت شده و از آنجا وارد کیسه‌ی اشک شده و در نهایت وارد مجرای بینی می‌شود. به همین دلیل است که در هنگام گریه کردن دچار آب ریزش بینی می‌شوید. غدد اشکی روزانه در حدود دو قاشق چای‌خوری اشک تولید می‌کنند. اشک وظیفه‌ی شست‌وشوی سطح چشم، ضد عفونی کردن چشم‌ها، لغزنده کردن چشم‌ها برای حرکت آسان کره چشم و پلک، جلوگیری از خشک شدن چشم‌ها و پلک‌ها و تغذیه‌ی قرنیه را بر عهده دارد، زیرا اشک حاوی آب، چربی‌ها، مواد معدنی، نمک و پروتئین است.

    شش ماهیچه به صلبیه متصل هستند که وظیفه‌ی کنترل حرکت چشم را بر عهده دارند. اسامی و وظیفه‌ی این ماهیچه به این ترتیب است:

    • ماهیچه راست داخلی: چشم را به بینی نزدیک می‌کند
    • ماهیچه راست جانبی: چشم را از بینی دور می‌کند
    • ماهیچه راست پایینی: چشم را پایین می‌آورد
    • ماهیچه راست بالایی: چشم را بالا می‌برد
    • ماهیچه‌ مایل بالایی: چشم را میچرخاند
    • ماهیچه مایل پایینی: چشم را می‌چرخاند

    در قسمت بعدی مقاله درمورد نحوه‌ی تشخیص نور توسط چشم می‌پردازیم.

    دریافت نور

    وقتی نور وارد چشم می‌شود ابتدا از قرنیه عبور می‌کند، سپس از زلالیه گذشته و وارد عدسی شده و از آنجا هم وارد زجاجیه می‌شود و در نهایت به شبکیه می‌رسد. شبکیه قسمتی از چشم از است که وظیفه‌ی تشخیص نور را بر عهده دارد. در شبکیه دو نوع یاخته‌ی عصبی وجود دارد، سلول‌های استوانه‌ای شکل و سلول‌های مخروطی‌ شکل. سلول‌های استوانه‌ای شکل با بینایی در نور کم سر و کار دارند و سلول‌های مخروطی شکل با بینایی رنگی و جزییات اشیا. وقتی نور به این دو نوع سلول می‌رسد، یک سری واکنش‌های شیمیایی پیچیده به وقوع می‌پیوندد. ماده‌ی شیمیایی ایجاد شده در نتیجه‌ی این واکنش‌های رودوپسین فعال نام دارد که باعث ایجاد پالس‌های الکتریکی در اعصاب بینایی می‌شود. در حالت کلی قسمت بیرونی سلول‌های استوانه‌ای شکل دراز و نازک هستند در حالی که قسمت بیرونی سلول‌های مخروطی شکل همان‌طور که می‌توانید حدس بزنید به شکل مخروط هستند.

    دریافت نور توسط چشم انسان

    قسمت بیرونی سلول‌های استوانه‌ای شکل و مخروطی شکل حاوی مواد شیمیایی حساس به نور هستند. در سلول‌های استوانه‌ای شکل این ماده‌ی شیمیایی رودوپسین نام دارد اما در سلول‌های مخروطی شکل این ماده‌ی شیمیایی رنگدانه نام دارد. شبکیه‌ی چشم حاوی ۱۰۰ میلیون سلول استوانه‌ای شکل و ۷ میلیون سلول مخروطی شکل است. در داخل شبکه رنگدانه‌ی سیاه نیز وجود دارد، همان‌طور که داخل دوربین عکسی سیاه است، تا از پخش نور جلوگیری کند و نورهای اضافی را جذب کرده و از انعکاس آن جلوگیری کند. در مرکز و قسمت عقبی شبکیه نقطه‌ای به نام لکه زرد وجود دارد که دارای تمرکز زیادی از سلول‌های مخروطی شکل است. لکه‌ی زرد مسئول دریافت و تفسیر جزییات تصاویر است.

    مقاله‌های مرتبط:

    وقتی نور وارد چشم می‌شود با ماده‌ی شیمیایی حساس به نور به نام رودوپسین تماس پیدا می‌کند. رودوپسین ترکیبی از پروتئینی به نام اسکوتوپسین و گروه ملکولی رنگی ۱۱ سیس رتینال است. گروه مولکولی رنگی ۱۱ سیس رتینال درواقع مشتقی از ویتامین A است به همین دلیل است که کمبود ویتامین A باعث بروز مشکلات بینیایی می‌شود. رودوپسین وقتی با نور تماس پیدا می‌کند تجزیه می‌شود به این شکل که قسمت ۱۱ سیس رتینال از رودوپسین دچار تغییر فیزیکی شده و تبدیل به رتینال ترنس می‌شود. این اولین تغییر در فرآیند تشخیص نور است که کم‌تر از یک تریلیونم ثانیه به طول می‌انجامد. ۱۱ سیس رتینال یک مولکول زاویه‌دار است در حالی که رتینال ترنس یک موکلول مستقیم است. این موضوع باعث ناپایدار شدن ماده‌‌ی شیمیایی می‌شود. در نتیجه رودوپسین به مواد مختلفی تجزیه می‌شود اما در نهایت تشکیل متادوپسین (رودوپسین فعال) می‌دهد. رودوپسین فعال باعث ایجاد پالس‌های الکتریکی می‌شود که به مغز ارسال شده و در نهایت به‌عنوان نور تفسیر می‌شوند. در این جا فرآیند شیمیایی روی داده در چشم را خلاصه می‌کنیم:

    • ۱. غشای (بیرونی‌ترین لایه‌ی سلولی) سلول‌های استوانه‌ای شکل دارای بار الکتریکی است. وقتی نور با رودوپسین برخورد کرده و آن را فعال می‌کند میزان گوانوزین مونوفسفات سیکلیک کم می‌شود در نتیجه بار الکتریکی غشای سلولی افزایش پیدا می‌کند. همین موضوع باعث ایجاد یک جریان الکتریکی در سلول می‌شود. زمانی که نور بیشتری وارد چشم می‌شود، رودوپسین بیشتری فعال می‌شود و جریان الکتریکی بیشتری تولید می‌شود.
    • ۲. پالس الکتریکی در نهایت به سلول‌های گانگولین واقع در شبکیه می‌رسد.
    • ۳. عصب‌های بینایی به چلیپای بصری می‌رسند، جایی که فیبرهای عصبی که منشا آن‌ها نیمه‌ی داخلی شبکیه است به نیم‌کره‌ی سمت دیگر مغز می‌روند اما فیبرهای نوری که از نیمه‌ی بیرونی شبکیه آمده‌اند در نیم‌کره‌ی مغزی همان قسمت می‌مانند. درواقع چلیپای عصبی قسمتی از عصب مغز است که اعصاب بینایی به‌صورت ضربدری قرار گرفته‌اند.
    • ۴. این اعصاب در نهایت به پشت مغز می‌رسند جایی که لوب پس‌سری نامیده می‌شود. لوب پس‌سری جایی است که پالس‌های الکتریکی رسیده از چشم تفسیر می‌شود و کورتکس بصری اولیه نامیده می‌شود. برخی از اعصاب بینایی به قسمت دیگری از مغز می‌روند تا به کنترل حرکات چشم، پاسخ مردمک و عنبیه و رفتار چشم کمک کنند.

    اما رودوپسین تجزیه شده باید دوباره تشکل شود تا فرآیند ایجاد پالس‌های الکتریکی ادامه یابد. در این فرآیند رتینال ترنس دوباره به ۱۱ سیس رتینال تبدیل شده و با اسکوتوپسین ترکیب می‌شود تا رودوپسین ساخته شود. رودوپسین ساخته شده دوباره وارد چرخه‌ی تجزیه و ایجاد پالس الکتریکی می‌شود.

    تشخیص رنگ‌ها و دریافت ‌آنها توسط چشم

    مواد شیمیایی حساس به رنگ در سلول‌های مخروطی شکل رنگدانه‌های مخروطی نام دارند که بسیار شبیه به ماده‌ی شیمیایی حساس به نور در سلول‌های استوانه‌ای شکل هستند. قسمت رتینال این ماده همانند رودوپسین است اما قسمت اسکوتوپسین با فوتوپسین جایگزین شده است. در نتیجه می‌توان گفت ماده‌ی شیمایی حساس به رنگ از دو قسمت رتینال و فوتوپسین تشکیل شده است. سه نوع رنگدانه‌ی حساس به رنگ وجود دارد:

    • رنگدانه‌ی حساس به رنگ قرمز
    • رنگدانه‌ی حساس به رنگ سبز
    • رنگدانه‌ی حساس به رنگ آبی

    سلول‌های مخروطی شکل دارای این سه نوع رنگدانه هستند و در نتیجه به ترکیب این رنگها با یکدیگر یا به عبارت دیگر به تمام رنگ‌ها حساس هستند. درواقع چشم انسان تقریبا تمام رنگ‌هایی که از ترکیب سه رنگ آبی، سبز و قرمز به وجود آمده‌اند را می‌تواند تشخیص دهد.

    تشخیص نور

    در دیاگرام بالا طول موج هر سه نوع از سلول‌های استوانه‌ای شکل نشان داده شده است. حداکثر جذب رنگ توسط رنگدانه‌ی حساس به رنگ آبی در طول موج ۴۴۵ روی می‌دهد، این عدد برای رنگ سبز ۵۳۵ نانومتر و برای رنگ قرمز ۵۷۰ نانومتر است.

    کوررنگی چیست؟

    کوررنگی به معنای عدم توانایی تشخیص تفاوت بین رنگ‌های مختلف است. شایع‌ترین نوع کوررنگی از نوع کوری رنگ‌های قرمز-سبز است. این نوع کوررنگی در ۸ درصد مردان و ۴/۰ درصد جمعیت زنان روی می‌دهد. کوررنگی قرمز-سبز زمانی روی می‌دهد که یکی یا هر دو نوع از سلول‌های مخروطی حساس به رنگ قرمز و سبز وجود نداشته باشند یا به درستی کار نکنند. افرادی که دارای این نوع کوررنگی هستند به این معنی نیست که اصلا نمی‌توانند رنگ‌های قرمز و سبز را ببینند بلکه توانایی تشیص تفاوت بین این دو رنگ را از دست داده‌اند.

    کوررنگی

    کوررنگی یک اختلال ژنتیکی است و بیشتر در مردان مشاهده می‌شود. دلیل این امر این است که توانایی تشخیص رنگ در کروموزوم X قرار گرفته است و از آنجا که زنان دارای دو کروموزوم X هستند از این رو احتمال این که هر دو کروموزوم X بدون توانایی تشخیص رنگ باشند بسیار کم‌ است. اما از سوی دیگر مردان تنها یک کروموزم X دارند ازین رو احتمال وقوع کوررنگی در آن‌ها بیشتر است. عدم توانایی تشخیص تمام رنگ‌ها یا احتمال این که یک شخص تنها به‌صورت سیاه و سفید ببیند بسیار نادر است.

    کمبود ویتامین A

    زمانی که کمبود ویتامین A شدید باشد ممکن است شخص دچار شب‌کوری شود. وجود ویتامین A برای تشکیل رتینال که بخشی از مولکول رودوپسین است بسیار ضروری است. زمانی که تعداد مولکول‌های حساس به نور به خاطر کمبود ویتامین A کم باشد، حداقل میزان نور لازم برای بینایی افزایش خواهد یافت. بنابراین افراد دارای شب‌کوری توانایی بینایی کمی در طول شب دارند اما در طول روز به‌دلیل وجود میزان زیادی نور، تحریک و فعال شدن رودوپسین در شبکیه با مشکل روبه‌رو نمی‌شود.

    شکست نور در چشم

    وقتی نور به یک سطح زاویه‌دار از یک ماده‌ی دیگر می‌رسد دچار شکست می‌شود و پرتوهای آن دچار انحراف می‌شوند، به این پدیده شکست نور یا انکسار می‌گویند. وقتی نور به عدسی محدب می‌رسد اشعه‌ی نور به سمت مرکز تحدب خمیده می‌شود و وقتی نور به عدسی مقعر می‌رسد اشعه‌های نور از مرکز دور می‌شوند.

    ساختار چشم دارای لایه‌های خمیده‌ی متعددی است که باعث شکست نور می‌شوند:

    • مرز بین هوا و قسمت جلویی قرنیه
    • مرز بین قمست عقبی قرنیه و زلالیه
    • مرز بین زلالیه و قسمت جلویی عدسی
    • مرز بین قسمت عقب عدسی و زجاجیه

    وقتی تمام لایه‌های چشم به خوبی کار کنند، ‌نور پس از عبور از این لایه‌ها و مرزها و پس از شکست چند باره در نهایت با فوکوس عالی به شبکیه تابیده می‌شود.

    شکست نور در چشم

    بینایی عادی

    حدت بینایی یا وضوح بینایی یک شخص با خواندن چارت اسنلن که در فاصله‌ی ۲۰ فوتی او قرار گرفته است اندازه‌گیری می‌شود. چشم‌پزشکان با انجام تحقیق روی افراد مختلف به یک استاندارد در مورد وضوح بینایی دست‌یافته‌اند. این استاندارد مشخص می‌کند که یک شخص با بینایی عادی وقتی در فاصله‌ی ۲۰ فوتی از چارت اسنلن قرار می‌گیرد چه حروفی را می‌تواند یا نمی‌تواند تشحیص دهد. اگر شما دارای بینایی ۲۰/۲۰ باشید به این معنی است که وقتی در فاصله‌ی ۲۰ متری چارت قرار گیرد همان چیزی را می‌توانید ببینید که یک شخص با بینایی طبیعی می‌تواند ببیند (البته در کشورهایی که سیستم متریک دارند این استاندارد به‌صورت ۶/۶ تعریف شده است). به عبارت دیگر وقتی شما دارای بینایی ۲۰/۲۰ هستید یعنی مشکل بینایی ندارید. گفتنی است اکثر جمعیت جهان همان چیزی را در فاصله‌ی ۲ فوتی می‌بینند که شما می‌توانید ببینید.

    مقاله‌های مرتبط:

    اگر شما دارای بینایی ۴۰/۲۰ باشید به این معنی است که وقتی شما در فاصله‌ی ۲۰ فوتی چارت قرار گرفته باشید همان چیزی را می‌بینید که یک شخص با بینایی عادی در فاصله‌ی ۴۰ فوتی می‌بیند. به عبارت دیگر اگر شما در فاصله‌ی ۲۰ فوتی چارت و یک شخص دیگر با بینایی طبیعی در فاصله‌ی ۴۰ فوتی همان چارت ایستاده باشید به یک اندازه متوجه جزئیات آن می‌شوید. اگر بینایی شما ۱۰۰/۲۰ باشد یعنی شما که در فاصله‌ی ۲۰ فوتی چارت ایستاده‌اید تنها چیزی را می‌بینید که یک شخص با بینایی طبیعی در فاصله‌ی ۱۰۰ فوتی ببیند. اگر بینایی شما ۲۰۰/۲۰ باشد طبق استاندارد وزارت بهداشت ایالات متحده قانونا یک شخص نابینا به شمار می‌آیید.

    عملکرد چشم

    شما همین‌‌طور ممکن است دارای بینایی بهتر از یک شخص عادی باشید. افرادی در جهان وجود دارند که دارای بینایی ۱۰/۲۰ هستند یعنی وقتی در فاصله‌ی ۲۰ متری از چارت ایستاده‌اند همان چیزی را می‌بینند که یک شخص با بینایی عادی در فاصله‌ی ۱۰ متری می‌بیند.

    پرندگانی مانند شاهین، جغد و برخی پرندگان دیگر وضوح بینایی بیشتری نسبت به انسان دارند. برای مثال شاهین چشمانی بسیار کوچک‌تر از انسان دارد اما سنسورهای زیادی در شبکیه‌ی کوچک خود دارد (از نوع مخروطی). همین موضوع باعث شده است که چشم شاهین ۸ برابر نسبت به چشم انسان تیزتر باشد. یک شاهین ممکن است دارای بینایی ۲/۲۰ باشد.

    مشکلات انکسار نور در چشم

    در حالت عادی چشم می‌تواند نور را دقیقا روی شبکیه فوکوس کند. نزدیک‌بینی و دوربینی زمانی اتفاق می‌افتد که فوکوس نور دچار اشکال شود.

    وقتی شخصی دارای نزدیک‌بینی است، می‌تواند اشیای نزدیک را به خوبی ببیند اما در دیدن اشیای دور دچار مشکل است. در این حالت اشعه‌های نور در جلوی شبکیه متمرکز می‌شوند. این پدیده زمانی روی می‌دهد که کره‌ی چشم طولانی‌تر از حد معمول باشد یا عدسی چشم شخص توانایی بیش از حد در متمرکز کردن نور داشته باشد. نزدیک‌بینی را می‌توان با عدسی‌های مقعر درمان کرد. این نوع عدسی‌ها باعث می‌شوند اشعه‌های نور قبل از رسیدن به چشم کمی واگرا شوند.

    اگر شخصی دچار دوربینی باشد در دیدن اشیای دور مشکلی نخواهد داشت اما اشیای نزدیک را با وضوح کم‌تری خواهد دید. در این حال اشعه‌های نور در پشت شبکیه متمرکز می‌شوند. افرادی که کره چشم آن‌ها کوتاه‌تر از حد معمول باشد یا توانایی عدسی چشم آن‌ها در فوکوس نور پایین باشد دچار نزدیک‌بینی می‌شوند. برای درمان نزدیک‌بینی از عدسی‌های محدب استفاده می‌کنند. این نوع عدسی‌ها باعث می‌شوند نور قبل از رسیدن به چشم همگراتر شوند.

    مشکلات چشم

    آستیگماتیسم چیست؟

    آستیگامیسم زمانی پدید می‌آید که منحنی قرنیه چشم دارای یک سطح نا‌هموار باشد. در این صورت تصاویر دریافتی توسط چشم دچار اعوجاج شده یا وضوح آن‌ها کم‌تر می‌شود.

    چرا با افزایش سن بینایی ما ضعیف‌تر می‌شود؟

    یکی از بیماری‌های رایج چشمی پیری چشم است که در نتیجه‌ی سفت‌تر شدن عدسی چشم ایجاد می‌شود. درواقع عدسی چشم توانایی خود را در تغییر اندازه و متمرکز کردن نور از دست می‌دهد. این بیماری زمانی بیشتر خودش را نشان می‌دهد که شخص سعی کند اشیای کوچکی که در نزدیکی او قرار دارند را ببیند. برای دیدن اشیای نزدیک، جسم مژگانی باید عدسی را جمع کند تا آن را ضخیم‌تر کند، اما کم‌ شدن الاستیک عدسی از ضخیم‌ شدن آن به وسیله‌ی جسم مژگانی جلوگیری می‌کند از این رو شخص توانایی خود برای متمرکز کردن نور دریافتی از اشیای نزدیک را از دست می‌دهد. در ابتدا افراد مبتلا به پیرچشمی سعی می‌کنند اجسام را کمی‌ دورتر از چشم خود بگیرند تا جزییات آن را بهتر ببینند. پیرچشمی از اواسط دهه‌ی پنجم زندگی شروع می‌شود. به تدریج عدسی چشم توانایی خود در حرکت و تغییر شکل را بیش از پیش از دست می‌دهد تا جایی که به‌طور کامل سفت شده و روی یک مسافت ثابت فوکوس می‌کند. این فاصله برای هر شخص می‌تواند متفاوت باشد. برای اصلاح بینایی این افراد از عدسی‌های دوکانونی استفاده می‌کنند. در این نوع عدسی‌ها دو کانون یکی در بالا برای دیدن مسافت‌های دور و یکی در پایین برای فواصل کم وجود دارد.

    مشکلات چشم

    تشخیص عمق توسط چشم‌ها

    چشم انسان برای تشخیص عمق از سه روش استفاده می‌کند:

    ·       اندازه‌ای که یک شی در شبکیه ایجاد می‌کند: اگر شما از اندازه‌ی یک شی از پیش آگاهی داشته باشید، مغز از این آگاهی و مقایسه‌ي آن با تصویر فعلی در شبکیه برای سنجش فاصله استفاده می‌کند.

    ·       اختلاف منظر حرکتی: وقتی شما سر خود را از یک سو به سوی دیگر حرکت می‌دهید، اشیایی که در نزدیک شما هستند نسبت به اشیای دورتر با سرعت بیشتر در شبکیه‌ی چشم شما جابه‌جا می‌شوند. در این صورت مغز شما به‌صورت تقریبی می‌تواند بفهمد که یک شی در چه فاصله‌ای از شما قرار دارد.

    ·       دید استریویی (دید استریوسکوپیک): هر چشم تصویر متفاوتی نسبت به دیگری از یک شی در شبکیه‌ی خود تشکیل می‌دهد چون چشم‌ها تقریبا ۵ سانتی‌متر با یکدیگر فاصله دارند. این موضوع وقتی مشهودتر می‌شود که یک شی در نزدیکی چشم شما قرار داشته باشد. مغز از این تفاوت بین تصاویر برای سنجش مسافت استفاده می‌کند. اما اگر یک شی در فاصله‌ی زیادی از شما قرار داشته باشد این روش کارایی خود را از دست می‌دهد چون در این صورت تصاویر دو چشم از آن شی تقریبا با یکدیگر تفاوتی نمی‌کنند.

    تعریف علمی کوری و برخی علل آن

    از لحاظ قانونی کوری در ایالات متحده با استاندارد ۲۰۰/۲۰ تعریف می‌شود، یعنی اگر شما حتی با وجود عینک‌های اصلاحی بینایی برابر با ۲۰۰/۲۰ یا کم‌تر داشته باشید یک شخص نابینا محسوب می‌شوید. اکنون که شما با آناتومی چشم و کارکرد آن آشنا شده‌اید، درک شرایط و بیماری‌هایی که منجر به کوری می‌شوند آسان‌تر خواهد بود:

    • آب مروارید: آب مروارید یا بیماری ابری بودن چشم در اصل به کدر شدن عدسی چشم گفته می‌شود. در نتیجه‌ی این بیماری ممکن است نور رسیده به شبکیه‌ی چشم به‌حدی کهاش یابد که باعث کوری کامل شود. آب مروارید در افراد مسن شایع‌تر است اما برخی کودکان نیز ممکن است با آب مروارید به دنیا بیایند. برای درمان آب مروارید در مراحل پیشرفته به عمل جراحی نیاز است تا عدسی چشم با یک عدسی مصنوعی جایگزین شود.
    • آب سیاه: اگر فرآیند تخلیه‌ی زلالیه چشم با مشکل روبه‌رو شود فشار داخل چشم بیشتر می‌شود. افزایش فشار داخل چشم به عصب‌های پشت چشم آسیب می‌رساند و در نتیجه ممکن است باعث مرگ آن‌ها و در نهایت کوری شخص شود. بیماری آب سیاه را می‌توان با دارو و جراحی درمان کرد.
    • رتینوپاتی دیابتی: اشخاصی که دارای بیماری دیابت هستند ممکن است رگ‌های چشمی آن‌ها مسدود یا زخم شده یا نشت کنند و در نهایت به کوری شخص بیانجامد. اشخاصی که دچاری دیابت کنترل نشده هستند ۳۵ برابر شانس کوری بیشتری نسبت به دیگر افراد دارند. درواقع ۸۰ درصد افرادی که ۱۵ سال است از دیابت رنج می‌برند دچار آسیب شبکیه‌ی چشم می‌شوند. این بیماری را می‌توان با جراحی درمان کرد.
    • دجنراسیون ماکولا: دجنراسیون ماکولا یا از بین رفتن لکه‌ی زرد شبکیه ممکن است به دلایل ناشناخته‌ای در برخی از افراد به‌خصوص افراد مسن بروز کند. این بیماری به از دست رفتن بینایی در مرکز منجر می‌شود و در موارد نادر ممکن است رفته رفته به کوری کامل منجر شود. تاثیر عوامل ژنتیکی در بروز این بیماری ثابت شده است اما در کل هیچ درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد با این حال جراحی لیزر ممکن است به درمان بیماری کمک کند.

    مشکلات چشم و نابینایی و کوری

    • تروما: ضربه‌ی مستقیم به چشم یا آسیب‌های شیمیایی ممکن است باعث از دست رفتن بینایی شود.
    • ورم رنگریزه‌ای شبکیه: یک بیماری چشمی ژنتیکی است که باعث از بین رفتن شبکیه چشم و وجود بیش از حد رنگدانه‌ها در آن می‌شود. این بیماری در ابتدا باعث شب‌کوری و سپس دید تونلی شده که در اغلب موارد به کوری کامل منتهی می‌شود. در حال حاضر درمانی برای این بیماری وجود ندارد. با این حال دانشمندان در حال تحقیق روی روش‌های درمانی همانند استفاده از ابزار ویرایش ژنتیکی کریسپر، مکمل‌ها، شبکیه‌ی مصنوعی و سلول‌های بنیادی برای معالجه‌ی ورم رنگریزه‌ای شبکیه هستند.
    • تراخم: تراخم یک نوع بیماری عفونی ناشی از باکتری کلامیدیا تراکوماتیس است. تراخم یکی از دلایل شایع کوری در سراسر جهان است اما در کشورهایی با سطح بهداشت بالا یک بیماری نادر به شمار می‌رود. تراخم را می‌توان با آنتی‌بیوتیک درمان کرد.

    دلایل متعدد دیگری برای کوری وجود دارد که از آن جمله می‌توان به کمبود ویتامین A، تومور، سکته‌ی مغزی، بیماری‌های عصبی، بیماری‌های عفونی دیگر، بیماری‌های ارثی و سم‌ها شاره کرد.


    آیفون در فروش ویژه‌ی «روز مجردها» توانست محصولات هواوی و شیائومی را پشت سر بگذارد و به‌عنوان پرفروش‌ترین گوشی در این روز شناخته‌ شود.

    علی‌بابا، غول تجارت الکترونیک چین، هرساله فروش ویژه‌ای در روز مجردها برگزار می‌کند. حراج امسال نیز با رقم‌های قابل‌توجه و شکستن رکوردهای پیشین، نشان داد که بازار کالاهای مصرفی در چین همچنان داغ است. یکی از نکات قابل توجه در فروش ویژه‌ی امسال، برتری اپل در مقابل دیگر تولیدکنندگان بود. آیفون توانست هواوی را در این روز به جایگاه دوم براند و عنوان پرفروش‌ترین گوشی را نصیب خود کند. سومین تولیدکننده‌ی سرشناس چینی، شیائومی نیز به جایگاه سوم بسنده کرد.

    به‌گزارش CNBC، فروش ناخالص کالا در حراج امسال علی‌بابا به ۳۰.۸ میلیارد دلار رسید. در ۲۴ ساعت گذشته، هزاران تولیدکننده، محصولات خود را با تخفیف‌های قابل‌توجه به مشتریان عرضه کردند. روز مجردها که در یازدهمین روز از یازدهمین ماه میلادی (نوامبر) برگزار می‌شود، به‌عنوان نقطه‌ی مقابل روز عشاق در نظر گرفته می‌شود و علی‌بابا از این فرصت برای فروش‌های رکوردشکن استفاده می‌کند؛ از این رو شاید بتوان این فروش ویژه را با رویدادهایی نظیر جمعه‌ی سیاه و Prime Day آمازون مقایسه کرد.

    هواوی میت 20 پرو / Huawei Mate 20 Pro

    هرچند به‌گفته‌ی رسانه‌ها، برندهای چینی همچون هواوی و شیائومی با محصولات ارزان‌قیمت‌شان کار را برای اپل در بازار چین سخت کرده‌اند؛ اما حقیقت این است که اپل محصولات رده‌بالا را با بالاترین حاشیه‌ی سود به‌فروش می‌رساند و از این لحاظ به‌مراتب سودآورتر از دیگر رقبای چینی است.

    مقاله‌ی مرتبط:

    اهالی کوپرتینو در گزارش مالی سه‌ماهه‌ی منتهی به سپتامبر سال‌ جاری میلادی اعلام کردند که علی‌رغم رقابت شدید از سوی تولیدکنندگان چینی، توانسته‌اند سود خود در بازار چین را به‌ میزان ۱۶ درصد افزایش دهند. جالب آن‌که در مقایسه با قیمت‌های بالای گوشی‌های هوشمند اپل، میانگین قیمت گوشی‌های چینی در حدود ۲۰۰ دلار است. در مقابل شرکت‌هایی مانند Huawei تلاش کرده‌اند تا با افزایش قیمت محصولات خود، نظر خریداران آیفون را به‌ سمت محصولات خود جلب کنند، اما این راهبرد موجب موفقیت آن‌ها نشده است.

    سامسونگ گلکسی نوت 8 / samsung galaxy note 8

    شرکت کره‌ای سامسونگ که برای مدت‌ها محصولاتی گران‌تر از گوشی‌های اپل ارائه می‌داد هم نتوانسته از نظر عرضه‌ی گوشی‌های رده‌بالا به رکوردهای رقیب آمریکایی خود دست پیدا کند. ایجاد تمایز میان گوشی‌های هوشمند سامسونگ و محصولات تولیدکنندگان چینی در کشور اژدهای سرخ برای این غول کره‌ای کار آسانی نیست؛ چرا که تمام این محصولات از سیستم‌عامل اندروید استفاده می‌کنند. همین مسأله باعث شده تا محصولات این تولیدکننده‌ی کره‌ای در چین با اقبال چندانی روبه‌رو نشوند. براساس گزارش علی‌بابا، سامسونگ در حراج روز مجردها به جایگاه هشتم بسنده کرده است.

    به‌عقیده‌ی نیل شاه، مدیر بخش تحقیقات مؤسسه‌ی کانترپوینت:

    [برتری آیفون در فروش روز مجردها] یک نشانه‌ی مثبت برای اپل بود، زیرا به‌طور معمول شیائومی و هواوی برندهای محبوب این حراج بوده‌اند.

    او همچنین اضافه کرد:

    این مسئله نشان می‌دهد که کاربران گوشی‌های هوشمند در چین به‌سرعت به‌سوی بلوغ نیل می‌کنند و بیشتر به‌دنبال دستگاه‌های بالارده هستند، این نه‌تنها یک نشانه‌ی خوب برای اپل، بلکه برای دیگر برندها است.

    البته Samsung در دهه‌ی گذشته در زمینه‌ی فروش گوشی‌های رده‌بالا در چین چندان موفق نبوده است. تولیدکنندگان چینی هم در زمینه‌ی تولید گوشی‌های رده‌بالا در ابتدای راه قرار دارند و فروش محصولات رده‌بالای آن‌ها قابل مقایسه با فروش محصولات ارزان‌قیمت‌تر نیست. در این بازار Apple تنها شرکتی است که صرفا گوشی‌های رده‌بالا عرضه می‌کند؛ کاربرانی که بودجه‌ی محدودتری دارند نیز مجبور هستند تا به آیفون‌های کارکرده و یا آیفون‌هایی که توسط اپل نوسازی (Refurbish) شده‌اند بسنده کنند.


    به گفته‌ی تحلیل‌گران تعداد استارتاپ‌های یونیکورن بر خلاف افزایش ارزش بازار، نسبت به سال گذشته کاهش چشمگیری داشته است.

    «استارتاپ‌های تک شاخ» یا «یونیکورن» به شرکت‌های خصوصی گفته می‌شود که ارزش آن‌ها به بیش از یک میلیارد دلار می‌رسد. بر اساس گزارش‌های منتشر شده تعداد استارتاپ‌هایی که تک شاخ می‌شوند به تازگی کاهش پیدا کرده است. ارزش بازارهای خصوصی هر هفته به بالاترین میزان خود می‌رسد اما تعداد استارتاپ‌های یونیکورن کاهش می‌یابد. با این حال پنج استارتاپ تکنولوژی در سه ماهه‌ی سوم سال جاری به ارزش بیش از یک میلیارد دلار رسیده‌اند.

    هدر بلینی، تحلیلگر گلدمن ساکس در آخرین نسخه از گزارش‌های سه ماهه اعلام کرد سرعت استارتاپ‌هایی که تک شاخ می‌شوند نسبت به سال گذشته کاهش چشمگیری داشته است. در سه ماهه‌ی دوم سال گذشته ۲۰ استارتاپ عنوان یونیکورن را کسب کرده بودند درحالی‌که تعداد آن‌ها در سه ماهه‌ی سوم سال جاری به پنج استارتاپ تکنولوژی کاهش پیدا کرد. در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت به معرفی بیشتر پنج استارتاپی می‌پردازیم که به تازگی یونیکورن شده‌اند.

    ۱- استارتاپ AppLovin

    adam foroughi

    آدام فروغی، مدیرعامل استارتاپ AppLovin

    معرفی استارتاپ: AppLovin پلت‌فرم بازاریابی موبایل است که در سال ۲۰۱۲ در پالو آلتوی کالیفرنیا بنیان‌گذاری شد. آدام فروغی، هم‌بنیان‌گذار و مدیرعامل این شرکت است. استارتاپ AppLovin به طراحان بازی‌های آنلاین کمک می‌کند تحلیل بهتری روی بازی‌های خود داشته باشند و از این طریق درآمد کسب کنند.

    ارزش فعلی استارتاپ: دو میلیارد دلار

    کل سرمایه‌گذاری: ۹۵۵ میلیون دلار

    سرمایه‌گذاران: این استارتاپ از ابتدا توسط سرمایه‌گذاران فرشته از یاهو و ایبی حمایت شد و آخرین سرمایه‌گذاری آن توسط یک شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی به نام KKR و به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار بود.

    ۲- استارتاپ BenevolentAI

    Joanna Shields

    جوانا شیلدز، مدیرعامل استارتاپ BenevolentAI

    معرفی استارتاپ: استارتاپ BenevolentAI در سال ۲۰۱۳ و در لندن بنیان‌گذاری شد. این استارتاپ از هوش مصنوعی در تحقیقات پیشرفته‌ی پزشکی استفاده می‌کند و یک ستاره‌ی در حال رشد در زمینه‌ی زیست فناوری و کشف دارو محسوب می‌شود.

    ارزش فعلی استارتاپ: دو میلیارد دلار

    کل سرمایه‌گذاری: ۲۰۳ میلیون دلار

    سرمایه‌گذاران: این استارتاپ در روزهای آغازین توسط سرمایه‌گذاران خصوصی حمایت شد و در فروردین ماه از سرمایه‌گذارانی مانند Lansdowne Partners ،Lundbeck ,Nortrust Nominees ،Upsher-Smith Laboratories و Woodford Investment Management سرمایه‌ی ۱۱۵ میلیون دلاری دریافت کرد.

    ۳- استارتاپ Bird

    VanderZanden

    تراویس وندرزندن، مدیرعامل استارتاپ Bird

    مقاله‌ی مرتبط:

    معرفی استارتاپ: این استارتاپ در سال ۲۰۱۷ در سانتا مونیکای کالیفرنیا بنیان‌گذاری شد و در زمینه‌ی کرایه و رزرو اسکوتر برقی فعالیت می‌کند.

    ارزش فعلی استارتاپ: دو میلیارد دلار

    کل سرمایه‌گذاری: ۴۱۵ میلیون دلار

    سرمایه‌گذاران: این استارتاپ با سرمایه‌گذاری نقدی و با چند دوره سرمایه‌گذاری با سرعت زیادی رشد کرد و شرکت‌هایی مانند Sequoia Capital و Accel بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران آن هستند. سرمایه‌گذاری اخیر ۱۵۰ میلیون دلاری روی این شرکت ارزش آن را به بیش از دو میلیارد دلار افزایش داد.

    ۴- استارتاپ Automation Anywhere

    Mihir Shukla

    ماهیر شوکلا، مدیرعامل استارتاپ Automation Anywhere

    معرفی استارتاپ: استارتاپ Automation Anywhere در سال ۲۰۰۳ بنیان‌گذاری شد و در زمینه‌ی ساخت نرم‌افزار برای ربات‌هایی فعالیت می‌کند که به شرکت‌ها امکان می‌دهد کارهای روتین را به صورت خودکار انجام دهند. منظور از ربات در این استارتاپ، ربات‌های نرم‌افزاری هستند که آموزش داده می‌شوند از طریق اپلیکیشن کارهای لازم را انجام دهند.

    ارزش فعلی استارتاپ: ۱.۸ میلیارد دلار

    کل سرمایه‌گذاری: ۲۵۰ میلیون دلار

    سرمایه‌گذاران: این استارتاپ در اولین دوره‌ی سرمایه‌گذاری ۲۵۰ میلیون دلار از شرکت‌هایی مانند NEA و گلدمن ساکس سرمایه جذب کرد.

    ۵- استارتاپ Aihuishou.com

    David-Ramos

    معرفی استارتاپ: استارتاپ Aihuishou.com یک پلت‌فرم چینی است که در سال ۲۰۱۱ بنیان‌گذاری شد و در زمینه‌ی فروش لوازم الکترونیک دست دوم مانند گوشی موبایل و لپ‌تاپ فعالیت می‌کند.

    ارزش فعلی استارتاپ: ۱.۵ میلیارد دلار

    کل سرمایه‌گذاری: ۲۷۸ میلیون دلار

    سرمایه‌گذاران: این استارتاپ در چندین دوره سرمایه‌گذاری، سرمایه‌ی خوبی دریافت کرده و با همکاری شرکت‌هایی مانند Global Management و JD.com به بالاترین ارزش خود رسیده است.


    آیا تاکنون در تخت‌‌خوابی بوده‌اید که دل کندن از آن برای شما دشوار بوده است؟ برخی از هتل‌های لوکس جهان تخت خواب‌هایی دارند که واقعا چنین حسی نسبت به آن‌ها پیدا می‌کنید.

    مقاله‌ مرتبط:

    آیا دوست دارید روی تخت خوابی بخوانید که کاملا از یخ ساخته شده است، بخوابید یا شب را در تختی بگذارنید که در فضای باز و در زیر آسمان پر ستاره قرار دارد. در مورد یک تخت شاهانه و بسیار با ارزش قدیمی چه نظری ؟ آیا دوست دارید شفق قطبی را از روی یک تخت گرم و نرم تماشا کنید؟ در ادامه شما را با ۱۰ تخت خواب رویایی و منحصر‌به‌فرد در هتل‌های لوکس جهان آشنا می‌کنیم که شما را شیفته خود می‌کنند

    هتل یخی، منطقه مسکونی یوکاسیاروی، شهر نوربوتن، سوئد

    تخت های هتل یخی سوئد

    در اتاق‌های هتل یخی سوئد (Icehotel) که کاملا از یخ ساخته شده و دمای آن‌ها در روز و شب منفی ۵ درجه سانتیگراد است، تخت‌هایی وجود دارند که کاملا از یخ ساخته شده‌اند. این هتل می‌‌تواند مکانی عالی برای گذراندن تعطیلات زمستانی باشد. مهمانان هتل قبل از ورود به اتاق‌های آن، در اتاقی که در خارج از هتل قرار دارد و همیشه در حال تغییر است، لباس‌های زیر گرم و چکمه می‌پوشند.

    در اتاق‌های هتل نیز کیسه‌های خواب با کیفیتی وجود دارد که روی تخت‌هایی که با تکه‌ای از پوست گوزن شمالی پوشیده شده‌اند و یک بالش سرد اما کاملا نرم روی آن‌ها قرار دارد، گذاشته شده‌اند. دکوراسیون داخلی اتاق‌ها که بیشتر شبیه یک چیدمان هنری است، هم‌زمان با ترمیم اتاق‌ها قبل از فرا رسیدن بهار و آب شدن اتاق‌‌ها، تغییر می‌کند.

    هتل ویچری بای کستل، ادینبرا، اسکاتلند

    هتل ویچری بای کستل

    اگر علاقه‌مند به فضاهای رمانتیک و عاشقانه هستید، احتمالا هتل ویچری بای کستل (The Witchery by the Castle) را می‌‌پسندید؛ طراحی این هتل با طراحی مینیمالیسم یا حداقل‌گرایی مدرن، کاملا در تضاد است. در این هتل تخت‌های متنوعی وجود دارد؛ برخی از تخت‌ها با پارچه‌ای شبیه به شلن پوشانده شده‌اند؛ برخی دیگر تاجدار هستند و برخی دیگر هم دارای چهار ستون هستند؛ البته تمام این تخت‌ها قرمز رنگ هستند و با اثار و اشیایی همچون نقاشی‌های با ارزش، لباس‌های فرم نظامی و پارچه‌های مخمل به رنگ جواهر احاطه شده‌اند.

    هتل برج‌العرب

    سوئیت رویال هتل برج العرب

    بدون شک هتل برج‌العرب یکی از لوکس‌‌ترین هتل‌های جهان است و در زمره بهترین هتل‌های جهان نیز قرار دارد. سوئیت رویال دو خوابه این هتل از امکانات فوق‌العاده لوکس مانند سینما، کتابخانه، آسانسور، سالن پذیرایی و جکوزی اختصاصی برخوردار بوده و چشم‌اندازی عالی به دریا نیز دارد.

    در یکی از اتاق‌های این سوئیت یک تخت لوکس با چهار ستون وجود دارد که مهمانان می‌توانند بالش دلخواه خود را از میان ۱۴ نوع بالش انتخاب کنند.

     منطقه حیا‌ت‌وحش محافظت‌شده لویسابا، لایکیپیا، کنیا

    منطقه حیا‌ت‌وحش محافظت‌شده لویسابا

    در منطقه حیا‌ت‌وحش محافظت‌شده لویسابا (Loisaba wildlife conservancy) در کنیا تخت‌های ستون‌دار دست‌سازی وجود دارد که استاربِد یا تخت ستارگان (Starbeds) نام دارد. دلیل نامگذاری این تخت‌ها این است که در فضای باز قرار دارند و شب‌ها می‌توانید با خوابیدن روی آن‌ها و تماشای آسمان پر ستاره اطراف خود، یک شب رویایی را سپری کنید.

    منطقه حیا‌ت‌وحش محافظت‌شده لویسابا

    منطقه حیا‌ت‌وحش محافظت‌شده لویسابا تنها کمی با خط استوا فاصله دارد و آسمان این منطقه از آسمان هر نقطه‌ای دیگر از جهان پرستاره‌تر است. این تخت‌ها روی سکوهای چوبی واقع شده‌اند که به برکه کیباکو (Kiboko watering hole) چشم‌انداز خوبی دارند. در ضمن این برکه مکان مناسبی برای لذت بردن از یک نوشیدنی است.

    هتل کلاسیک V8، اشتوتگارت، آلمان

    هتل کلاسیک V8

    بدون تردید هتل کلاسیک وی 8 (V8 Hotel Classic) در اشتوتگارت برای عاشقان خودروهای کلاسیک، یک مکان رویایی است. در اتاق‌های این هتل همه چیز با تم اتومبیل طراحی شده و می‌توانید در تخت‌هایی بخوابید که به شکل انواع خودرو طراحی شده‌اند؛ از یک جگوار سبز رنگ و یک جیب رانگلر آفرود با رنگ نارنجی روشن ‘VTJI تا اتاق اصلی یک کادیلایک کوپه دِویل که به شکل یک تخت تغییر داده شده است و حتی یک خودروی خیابانی آلفا رُمِئو متعلق به دهه ۱۹۷۰ (تصویر فوق)

    انواع طرح تخت‌های هتل

    دکوراسیون داخلی اتاق‌های این هتل به شکل سینما پارکینگ (drive in-cinema) طراحی شده است. سینما پارکینگ در واقع پارکینگی است که ساختار و دکوراسیون آن مانند سینما بوده و دارای پرده سینما و ویدیو پروژکتور است و افراد می‌توانند فیلم را در خودروهای شخصی خود تماشا کنند.

    هتل ویلا لا ماسا

    هتل ویلا لاماسا

    هتل ویلا لاماسا (Villa La Massa) هتلی کلاسیک در توسکانی ایتالیا بوده که در آن بیشتر اشیا و عناصر اتاق با دقت خاصی و با شیوه‌ای تاثیرگذار با الهام از مد کلاسیک طراحی شده‌اند. در اتاق‌های ساختمان اصلی هتل، تخت‌های ستون‌داری با طراحی دوره رنسانس دیده می‌شود که دارای سایبان هستند و ریشه طراحی این سایبان‌ها به دوران خاندان مدیچی که زمانی در ایالت توسکانی می‌زیسته‌اند، باز می‌گردد.

    هتل آشیاوا تاور

    هتل Ushuaïa Tower

    در سوئیت فشن ویکتیم (Fashion Victim) هتل Ushuaïa Tower در تفرجگاه پلایا دِن باسا (Playa d’en Bossa resort) تخت جذاب گردی وجود دارد که در مرکز اتاق در زیر آینه‌های دایره شکل با اندازه‌های متفاوت قرار داد و یک دوش با کابین شیشه‌ای نیز در کنار تخت توجه شما را به خود جلب می‌کند. در تراس این سوئیت یک وان حمام با چشم‌انداز دریا وجود دارد که برای ماساژ با آب پرفشار استفاده می‌شود. در این نوع ماساژ که برای بهبود دردها و بیماری‌های عضلانی و مفصلی مفید است، از فشار آب برای ماساژ بدن استفاده می‌شود.

    هتل آمانجیری، ایالت یوتا، ایالات متحده آمریکا

    هتل آمانجیری

    مهمانان هتل آمانجیری (Amangiri) دوست دارند مدتی را در فضایی دور از شهر و زندگی ماشینی بگذرانند و اغلب آن‌ها پس از ورود به این هتل به این حس دست پیدا می‌کنند. این هتل در میان طبیعت آمریکای شمالی در دل بیابان واقع شده و معماری جذابی در اطراف آن مشاهده می‌شود. بهترین اتاق‌های این هتل چشم‌انداز شگفت‌انگیزی به بیابان دارند و مهمانان می‌توانند از تخت‌های بزرگ این اتاق‌ها نیز لذت ببرند. در ضمن پنجره‌های تاشوی اتاق‌های این هتل رو به تراس خصوصی آن‌ها که یک شومینه نیز در آن‌ها قرار دارد، باز می‌شوند.

    هتل زِتِر تانهاس ماری لبون، لندن، انگلستان

    زِتِر تانهاس ماری لبون

    دکوراسیون هتل زِتِر تانهاس ماری لبون (The Zetter Townhouse Marylebone) تلفیقی از دکوراسیون معاصر و دکوراسیون سنتی با اشیای عتیقه و دکوراسیون تقلیدی است. گرامافون هندلی، کتاب‌هایی با بند چرمی، رادیوهای قدیمی، چراغ‌های رومیزی برنجی، پرده‌های نفیس و مبل‌های ابریشمی با کوسن‌های مخملی، فضای اتاق‌های این هتل را بسیار زیبا کرده‌اند. در یکی از اتاق‌های این هتل، تخت ستون‌دار مجللی که پرچم انگلستان در بالای آن قرار دارد، توجه هر فردی را به خود جلب می‌کند. پیشنهاد می‌کنیم همین اتاق را برای اقامت خود انتخاب کنید.

    هتل لوین ایگلوت، فنلاند

    هتل لوین ایگلوت

    سقف اتاق‌های هتل لوین ایگلوت (Levin Iglut) درست مانند ایگلوها (خانه اسکیموها) طراحی شده و کاملا از شیشه ساخته شده است. این ویژگی این امکان را به شما می‌دهد که منظره زیبایی شفق قطبی با رنگ سبز خیره‌کننده و دیگر مناظر حیات‌وحش فنلاند را از زیر سقف شیشه‌ای اتاق خود و در یک تخت زیبا و گرم و نرم تماشا کنید؛ بنابراین نیازی نیست برای دیدن این مناظر از اتاق خود خارج شوید و سرمای هوا را تحمل کنید.


    براساس آخرین گزارش‌ها، جدیدترین نسخه از ابرخودروی بوگاتی شیرون با پیشرانه W16 و قدرت بیش از ۱۵۰۰ اسب بخار، در نمایشگاه خودرو ژنو ۲۰۱۹ معرفی خواهد شد

    شیرون جدید با قدرت ۱۵۰۰ اسب بخار سال آینده رونمایی می‌­شود؛ به نظر می‌رسد بوگاتی قصد دارد با این خودرو، برند فرانسوی را به‌عنوان خالق سریع­‌ترین خودرو جهان دوباره بر سر زبان‌ها بیندازد. براساس شایعات و گمانه‌زنی‌ها، بوگاتی در حال آماده‌­سازی نسخه­‌ی کامل‌­تری از شیرون برای نمایشگاه خودرو ژنو ۲۰۱۹ است.

    تحریریه سایت Supercar Blog ادعا می‌کنند، در مراسم رونمایی از دیوو، طرح‌ اولیه شیرون جدید با عناوینی چون «زیبای سرعت» و «موشک زمین به زمین» برای مشتریان خاص نمایش داده شده است.
    Bugatti Divo / بوگاتی دیوو

    هنوز نام جدیدترین نسخه بوگاتی شیرون اعلام نشده است، اما به احتمال زیاد این خودرو با کد آشنای سوپراسپرت (SuperSport) همراه خواهد بود؛ باتوجه به اطلاعات موجود، تنها ۲۰ تا ۴۰ مدل از شیرون سوپراسپرت تولید خواهد شد. ابرخودروی جدید شیرون از همان پیشرانه­‌ی مدل استاندارد و دیوو، ۱۶ سیلندر W شکل ۸ لیتری با چهار توربوشارژر استفاده می‌کند؛ اما نهایت قدرت آن بیش از  ۱۵۰۰ اسب­ بخارخواهد بود.  W16 فولکس واگن در نمونه‌های فعلی شیرون، با ۱۴۷۹ اسب بخار قدرت و ۱۹۰۰ نیوتن‌متر گشتاور همراه است.

    bugatti chiron

    مقاله‌های مرتبط:

    هم‌اکنون جدیدترین خودرو با نشان بوگاتی، دیوو است؛ اما احتمالا سال آینده سریع‌­ترین خودروها و سوپراسپرت‌ها باید بوگاتی شیرون جدید رقابت کنند. درست مانند اتفاقی که پیش از این برای بوگاتی ویرون افتاد.

    حداکثر سرعت بوگاتی شیرون استاندارد و بوگاتی شیرون اسپرت به ۴۲۰ کیلومتر ­بر ­ساعت می‌رسد اما احتمالا رکورد کونیگزگ نیز دوام نخواهد داشت؛ کونیگزگ آگرا RS به‌تازگی با ثبت سرعت ۴۴۴.۶ کیلومتر بر ساعت در گینس، سریع‌ترین خودروی جاده‌ای جهان شناخته شد. این مقام پیش از این، در اختیار بوگاتی ویرون با سرعت ۴۳۱ کیلومتر بر ساعت قرار داشت.

    Bugatti Chiron Sport

     استفان وینکلمن، مدیرعامل بوگاتی اشاره می‌کند که شیرون استاندارد می تواند به آسانی رکورد سرعت‌­ ۴۴۰ یا ۴۵۰ کیلومتر بر ساعت را ثبت کند؛ البته مقامات بوگاتی درباره انجام تست‌های سرعت بوگاتی سکوت کرده‌اند.

    او ماه گذشته در همایش مونته‌ری کالیفرنیا  گفت:

    اگر رسیدن به این سرعت امکان‌پذیر باشد، تنها یک مدل از شیرون این توانایی را ندارد؛ بلکه تمام مدل‌های تولیدی این پتانسیل را خواهند داشت.

    بوگاتی شیرون / Bugatti Chiron

    با توجه به‌گفته‌های وینکلمن نسخه‌ی جدید شیرون، فرصت بی‌نظیری برای ثبت رکورد افتخارآمیز سریع­‌ترین خودرو برای بوگاتی است؛ به‌خصوص این که سوپراسپرت مدل جدیدی از شیرون محسوب می‌شود و بوگاتی از سال ۲۰۱۶ و عرضه‌ی مدل استاندارد، زمان کافی برای انجام تست‌های بالاترین سرعت، روی این خودرو داشته است.

    علاوه‌بر این، با پیشرفت و حرکت صنعت خودروسازی به‌سوی فناوری برقی، شیرون سوپراسپرت خداحافظی باشکوه پیشرانه‌ی W16 خواهد بود.


    فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ با قهرمانی لوئیس همیلتون از تیم مرسدس به پایان رسید؛ مکس وشتاپن و کیمی رایکونن به جایگاه دوم و سوم رسیدند.

    مرحله بیستم رقابت‌های فرمول یک ۲۰۱۸ که در کشور برزیل و پیست اینترلاگوس سائوپائولو برزیل برگزار شد، با قهرمانی لوئیس همیلتون راننده تیم مرسدس بنز به پایان رسید. در این رقابت زیبا، همیلتون توانست با زمان یک ساعت و ۲۷ دقیقه و ۹.۰۶۶ ثانیه در جایگاه نخست گرندپری برزیل قرار بگیرد. پس از همیلتون، مکس وشتاپن از ردبول و کیمی رایکونن از تیم فراری در جایگاه دوم و سوم ایستادند. 

    گرندپری موناکو فرمول یک

    رانندگان فراری با لاستیک‌های سافت به پیست آمده‌اند، در حالی که رانندگان مرسدس و ردبول با لاستیک‌های سوپرسافت مسابقه را آغاز خواهند کرد. گرندپری فرمول یک برزیل (Brazilian Formula 1 Grand Prix) با استارت عالی والتری بوتاس و سبقت گرفتن از سباستین فتل آغاز شد. مکس وشتاپن دو سبقت بسیار خوب از رانندگان فراری گرفت و خود را تا رده سوم بالا کشید. در ادامه وشتاپن از بوتاس نیز سبقت گرفت تا به تعقیب لوئیس همیلتون بپردازد. در ادامه بوتاس و همیلتون با مراجعه به پیت‌لین لاستیک مدیوم روی خودروی خود انداختند و جای آن‌ها به وشتاپن و رانندگان فراری رسید.

    گرندپری کانادا 2016 فرمول یک

    تعقیب و گریز در میان رانندگان پیشتاز بین رانندگان مرسدس بنز، ردبول و فراری به شدت ادامه یافت و جای نفرات بارها تغییر کرد. عملکرد بسیار خوب دنیل ریکیاردو و مکس وشتاپن با سبقت از بیش‌تر رانندگان باعث شد تا آن‌ها بتوانند خود را در میان نفرات برتر مسابقه فرمول یک برزیل قرار دهند. 

    فتل فرمول یک فراری

    فتل در اولین پیت‌استاپ، لاستیک‌های خود را با نوع مدیوم تعویض کرد؛ اما از دور ۵۴ با لاستیک سوپرسافت ادامه داد. در حالی که مسابقه از نیمه گذشته بود، برخورد استبان اکن با وشتاپن (پیشتاز مسابقه) موجب شد تا جای نفر اول و دوم (همیلتون) عوض شود؛ این برخورد تحت بررسی داوران قرار گرفت و پنالتی توقف و شروع برای اکن منظور شد که به نظر می‌رسد برای جریمه راننده فورس ایندیا کم باشد. 

    ردبول فرمول یک

    دورهای پایانی مسابقه بدون تغییر خاصی در ترتیب قرارگیری رانندگان پیشتاز انجام شد و تلاش وشتاپن برای جبران اشتباه استبان اکن و سبقت گرفتن از همیلتون ناکام ماند. راننده جوان ردبول که به دنبال پیروزی در سائوپائولو بود، نتوانست فاصله بین خود و همیلتون را جبران کند و به رده دوم رضایت داد. البته نباید از دفاع عالی لوئیس همیلتون گذشت که اجازه سبقت در دورهای پایانی نداد. 

    لوئیس همیلتون فرمول یک

    به این ترتیب لوئیس همیلتون با ثبت زمان یک ساعت و ۲۷ دقیقه و ۹.۰۶۶ ثانیه در جایگاه نخست گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ ایستاد. مکس وشتاپن با اختلاف ۱.۴۶۹ ثانیه نسبت به همیتلون در رده دوم ایستاد و کیمی رایکونن نیز با اختلاف ۴.۷۶۴ ثانیه‌ای نسبت به راننده هلندی، به رده سوم بسنده کرد. هم‌اکنون لوئیس همیلتون از تیم مرسدس با ۳۸۳ امتیاز در جایگاه نخست رانندگان فرمول یک ۲۰۱۸ قرار دارد و سباستین فتل با ۳۰۲ امتیاز او را تعقیب می‌کند. پس از فتل، کیمی رایکونن از تیم فراری، بوتاس از مرسدس، وشتاپن و ریکیاردو از ردبول در رده‌های سوم تا ششم قرار دارند. 

    رتبه راننده امتیاز
    ۱ لوئیس همیلتون ۳۸۳
    ۲ سباستین فتل ۳۰۲
    ۳  کیمی رایکونن  ۲۵۱
    ۴ والتری بوتاس ۲۳۷
    ۵ مکس وشتاپن ۲۳۴
    ۶ دنیل ریکیاردو ۱۵۸
    ۷ نیکو هالکنبرگ   ۶۹
    ۸ سرجیو پرز ۵۷
    ۹ کوین مگنوسن ۵۵
    ۱۰ فرناندو آلونسو ۵۰

    در جدول تیمی نیز تیم مرسدس بنز با توجه به عملکرد نسبتا خوب همیلتون و بوتاس در این هفته، با ۶۲۰ امتیاز جایگاه نخست را به خود اختصاص داده است. تیم فراری با ۵۵۳ امتیاز و ردبول با ۳۶۲ امتیاز در رده دوم و سوم قرار گرفته‌اند. تیم‌های رنو، هاس، مک‌لارن، فورس ایندیا، سائوبر، تورو روسو و ویلیامز نیز به رتبه‌های بعدی بسنده کرده‌اند. 

    رتبه تیم امتیاز
    ۱ مرسدس ۶۲۰
    ۲ فراری ۵۳۰
    ۳ ردبول ۳۹۲
    ۴ رنو ۱۱۴
    ۵ هاس ۹۰
    ۶ مک‌لارن ۶۲
    ۷ فورس ایندیا ۴۸
    ۸ سائوبر ۴۲
    ۹ تورو روسو ۳۳
    ۱۰ ویلیامز ۷

    مرحله بیست و یکم و پایانی رقابت‌های فرمول یک ۲۰۱۸، چهارم آذر ماه امسال در ابوظبی امارات متحده عربی برگزار خواهد شد. ویدئوی لحظات حساس گرندپری برزیل تا ساعت‌های آینده در انتهای مطلب، قابل مشاهده خواهد بود.


    فراری FXX K Evo مخصوص پیست با پیشرانه ۱۲ سیلندر و قدرت ۸۶۰ اسب بخار، برای اولین بار در خیابان‌های میلان دیده شد. 

    لذت بردن از صدای اگزوز خودروهای سوپراسپرت، حتی اگر علاقه‌مند به دنیای خودرو نباشیم، در خون ما نهفته است. باید بدانید که برای فهمیدن چگونگی پیدایش این هیجان، پژوهش‌های علمی صورت گرفته است؛ هزاران سال پیش وقتی نوع بشر تنها با شکار کردن غذایش را تأمین می‌کرد، صدای غرش شیر و گربه‌سانان به معنای خطر بود و انسان‌های اولیه به این صدا اغلب با ترس، بالا رفتن ضربان قلب و لرزش بدن واکنش می‌دادند. این عکس‌العمل در طی هزاران سال به‌ واکنش غریزی تبدیل شد و امروز به‌دلیل شباهت صدای اگزوز خودروهای قدرتمند به نعره حیوانات، واکنشی مشابه را بروز می‌دهیم.

    فراری FXX K Evo

    مقاله‌های مرتبط:

    اما حالا بهتر است خود را برای شنیدن صدایی جذاب و خشن آماده کنید؛ چراکه پیشرانه ۶.۲ لیتری ۱۲ سیلندر خورجینی فراری توان انجام چنین کاری را دارد. در ویدئوی زیر یک دستگاه فراری FXX K Evo با رنگ‌آمیزی مسابقه‌ای و شماره ۵۴ در خیابان‌های شهر میلان و در حاشیه رویداد فستیوال فراری مسابقه فرمول یک ایتالیا، جولان می‌دهد. بعد از تماشای ویدئو احتمالا متوجه خواهید شد، چرا تردد این ابر خودرو ایتالیایی در خیابان قانونی نیست.

    لینک دانلود


    ۱۰ سال پیش، تام پرستون ورنر، کریس وانستراث و پی‌جی هایت گروهی را برای انجام یک پروژه‌‌ی تقریباً تفریحی شکل دادند. هدف آنها، انجام این پروژه به‌صورت پاره‌وقت و در روزهای تعطیل بود. این گروه هیچ‌گاه تصمیم نداشت پروژه‌ی تفریحی خود را به کسب‌وکار دائمی تبدیل کند. پس از مدت کوتاهی، پتانسیل‌های این پروژه برای گروه روشن شد. ایده‌ی آنها واقعا ارزشی بیش از یک پروژه‌ی آخر هفته‌ای داشت. در نهایت این ایده،‌ شیوه‌ی برنامه‌نویسی و همکاری توسعه‌دهندگان را در جهان تغییر داد. ایده‌ی آنها، گیت‌هاب بود.

    گیت‌هاب در مدت ۱۰ سال فعالیت خود، شیوه‌ی برنامه‌نویسی مردم را تغییر داد. این سرویس نه‌ تنها کدنویسی را آسان‌تر کرده، بلکه سبک تفکر برنامه‌نویس‌ها را نیز در مورد برنامه‌نویسی تغییر داده است.

    GitHub با شناسایی و درک مشکل میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان،‌ توانست به رشدی خارق‌العاده دست پیدا کند. همکاری در کدنویسی، مشکلی بود که برای سال‌ها چالش اصلی تیم‌های برنامه‌نویسی محسوب می‌شد. راهکار گیت‌هاب در این زمینه، ساده، کاربردی و مفید بود. محصول آنها دقیقاً همان چیزی بود که مردم نیاز داشتند.

    گیت هاب / GitHub

    مقاله‌های مرتبط:

    تیم گیت‌هاب، با استفاده از ابزار خارق‌العاده‌ی گیت، محصولی به‌صورت نرم‌افزار به‌عنوان سرویس یا SaaS عرضه کرد. آنها با استفاده از این سرویس متن‌باز و پیاده‌سازی عالی ایده‌ی خود، از این پروژه و اکوسیستم متن‌باز، به‌راحتی کسب درآمد کردند. این موفقیت‌های سریع باعث شد تا مایکروسافت (که زمانی دشمن اصلی اکوسیستم متن‌باز بود) به خرید شرکت علاقه‌مند شود.

    در این مطلب زومیت، به بررسی تاریخچه‌ی فعالیت این سرویس پرطرفدار می‌پردازیم. برای درک بهتر پیشرفت گیت‌هاب، بهتر است نگاهی به اکوسیستم توسعه‌ی نرم‌افزار در سال ۲۰۰۸ داشته باشیم.

    ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱: کدنویسی تیمی و نرم‌افزارهای اجتماعی

    اگرچه استیو جابز و بیل گیتس به‌عنوان بزرگترین تأثیرگذاران در دنیای کامپیوترهای شخصی شناخته می‌شوند. پرداختن به این تاریخچه‌ی جذاب، بدون توجه به کارهای مهم بزرگانی همچون لینوس توروالدز، دور از انصاف است. توروالدز، مهندس نرم‌افزار فنلاندی بود که سیستم‌عامل محبوب لینوکس، محصول نوآوری‌های او است.

    لینوکس در سال ۱۹۹۱ عرضه شد و دوقطبی ویندوز / مک را به چالش کشید. این سیستم‌عامل متن‌باز، با سرعت بالا بین گیک‌‌های دنیای فناوری محبوب شد. افرادی که می‌خواستند کنترل بیشتری روی سیستم‌عامل خود داشته باشند.

    گیت هاب / GitHub

    عرضه‌ی یک سیستم‌عامل، برای بسیاری از افراد، بزرگترین کار زندگی خواهد بود اما توروالدز، با اکثر مردم فرق داشت. او پس از چند سال از توسعه‌ی لینوکس،‌ سرویس جدیدی برای کنترل نسخه‌های نرم‌افزارها با نام Git معرفی کرد. کنترل نسخه در پروژه‌های نرم‌افزاری تیمی بسیار مهم است. این فرآیند، تغییرات نسخه‌های مختلف را در فایل‌های کامپیوتری ذخیره می‌کند.

    گیت،‌ بهترین راهکار کنترل نسخه در برنامه‌نویسی،‌ توسط توروالدز توسعه یافت

    کنترل نسخه‌ی نرم‌افزار، شبیه به نقاط و موقعیت‌های Restore است که کامپیوترها ذخیره می‌کنند. این فرآیند، به افراد حاضر در تیم برنامه‌نویسی امکان می‌دهد تا بدون دخالت در کدهای یکدیگر، نسخه‌های خود را روی برنامه توسعه دهند. دو اصطلاح عمومی در این فرآیند، فورک کردن (Forking) و شاخه‌های مستقل (Branching) هستند.

    وقتی یکی از اعضا تغییرات لازم را در شاخه‌ی مخصوص خود انجام می‌دهد، می‌توان این شاخه را به کد اصلی بازگردانده و با آن ادغام کرد. این فرآیند با اصطلاح commit در گیت استفاده می‌شود. همان‌طور که گفته شد،‌ کار کردن روی شاخه‌های مستقل، هیچ تغییری در پروژه‌ی اصلی ایجاد نمی‌کند.

    پیش از عرضه‌ی گیت، برنامه‌نویسان برای همکاری‌های گروهی انتخاب‌های محدودی داشتند. یکی از این انتخاب‌ها با نام Subversion یک ابزار متن باز برای کنترل نسخه بود. این ابزار در آن زمان و حتی اکنون،‌ بین برنامه‌نویسان مشهور است. البته کمبودهای ساب‌ورژن مختص آن نبود. در واقع همه‌ی ابزارهای این حوزه، کمبودهایی داشتند که ناشی از ذات برنامه‌نویسی گروهی و تیمی بود.

    در ابزارهای پیش از گیت، کسب اجازه از مدیر پروژه برای فورک کردن کد و کار روی نسخه‌ی مستقل، برخی اوقات زمانی بیش از نوشتن خود کد، طلب می‌کرد. این دشواری‌ها مشکلات متعددی را تیم‌های متن‌باز ایجاد می‌کرد و اکثر تلاش‌ها، بی‌فایده بود.

    گیت

    عرضه‌ی گیت در سال ۲۰۰۵ همزمان با رنسانس دنیای متن‌باز بود. در آن زمان استفاده از لینوکس به اوج محبوبیت خود رسیده بود و اولین نسخه‌های اپلیکیشن‌های وب ۲ در حال انتشار بودند. بسیاری از شرکت‌ها، پروژه‌های خود را روی سرورهای متن‌باز منتقل می‌کردند. در آن زمان اگرچه گیت مشکل اصلی کدنویسی گروهی را با عرضه‌ی قابلیت فورک مطرح کرد، اما یک چالش بزرگ هنوز بر قوت خود باقی بود. برنامه‌نویس‌ها در پیدا کردن پروژه‌های متن‌باز مشکل داشتند. در واقع برنامه‌نویس‌های بسیار زیاد روی پروژه‌های بسیار متعدد و جذاب کار می‌کردند اما گویی کسی از دیگری خبر نداشت.

    پی‌جی و کریس پیش از صحبت در مورد پروژه‌ی خود، در وبسایت CNET مشغول به کار بودند. آنها از طرفداران پلتفرم برنامه‌نویسی Ruby on Rails بودند و در زمان کار در این وب‌سایت، بهبودهای متنوعی را به کد اصلی ریلز اضافه کردند. در این میان،‌ پیدا کردن کسی که کدهای آنها را بررسی کند، مشکل اصلی بود.

    مشکلات ارتباط و دموکراسی در جامعه‌ی برنامه‌نویسی هنوز وجود داشت

    در آن زمان، ریلز نیز مانند بسیاری از پروژه‌های متن‌باز توسط گروه کوچکی اداره می‌شد که اضافه کردن و اعمال تغییرات جدید را به‌صورت دستی و سلیقه‌ای انجام می‌دادند. این برنامه‌نویس‌ها اصطلاحا دروازه‌بان پروژه بودند. پی‌جی و کریس تلاش‌های زیادی کردند تا دروازه‌بان‌های ریلز به کد آنها نگاه کرده و در صورت صلاحدید، آن را به پلتفرم اصلی اضافه کنند.

    حتی در صورت موافقت یکی از این دروازه‌بان‌ها، باز هم اضافه کردن کد جدید چالش‌های خاص خود را داشت. در واقع، همکاری در چنین پروژه‌هایی به‌جای معلومات برنامه‌نویسی، به آشنایی با تیم اصلی نیاز داشت.

    گیت هاب / GitHub

    گیت با هدف برطرف کردن برخی از این مشکلات به‌وجود آمد. این محصول توروالدز نیز مانند سیستم‌عاملش عالی و کاربردی بود. گیت به برنامه‌نویس‌ها اجازه می‌داد تا بدون درخواست رسمی، نسخه‌ای از کد اصلی پروژه‌ی متن‌باز را برای ویرایش دریافت کنند. به بیان دیگر، گیت اولین قدم‌ها در مسیر دموکراتیک شدن اکوسیستم برنامه‌نویسی را (خصوصا در جامعه‌ی متن‌باز) برداشت.

    البته گیت هم با تمام نقاط قوت، از کمبود ابزارهای همکاری تیمی رنج می‌برد. به‌علاوه، اشتراک کد بین دو برنامه‌نویس هنوز هم دشوار بود. تصور کنید تیم برنامه‌نویسی باید دائما بسته‌های کامل کد را برای یکدیگر ارسال می‌کردند. همین مورد ساده، نیاز شدید به گیت‌هاب در آن زمان را نشان می‌دهد.

    علاوه بر مورد بالا، گیت کمبود مهم دیگری هم داشت. این سرویس رابط کاربری نداشت و اساسا بر پایه‌ی خط فرمان عمل می‌کرد. این روش کار برای مدیران سیستم و کاربران حرفه‌ای خوب و مفید بود؛ اما کاربران دیگر از شرایط راضی نبودند. به‌هرحال پس از مدت کوتاهی اولین رابط‌های گرافیکی نیز برای گیت عرضه شدند.

    ورنر در مورد روزهای ابتدایی عرضه‌ی گیت می‌گوید:

    افراد در رویدادهای دورهمی روبی، در مورد گیت صحبت می‌کردند. آنها مجذوب امکانات این سرویس جدید بودند. البته هنوز کمبودهایی وجود داشت. گیت قرار بود به‌عنوان ابزاری برای کدنویسی به‌صورت غیرمتمرکز استفاده شود اما راهکاری برای حفاظت از کدهای خصوصی وجود نداشت. تنها راهکار، ساختن حساب‌های کاربری مجزا روی ماشین‌های یونیکس برای این منظور بود.

    گیت هاب / GitHub

    با تمام این کمبودها، ورنر که برنامه‌نویس روبی در منطقه‌ی Bay Area بود، ایده‌ی جالبی در مورد گیت پیدا کرد. ورنر در حال کار روی پروژه‌ای به‌نام Grit بود. این ابزار، به برنامه‌‌نویس‌ها امکان می‌داد تا با استفاده از روشی شی‌گرا و با بهره از روبی آن ریلز، به منابع کد پروژه‌های متن‌باز در گیت دسترسی داشته باشند. ورنر و وانستراث برای اولین بار یکدیگر را در یک باشگاه ورزشی ملاقات کردند. آنها در همان دیدار در مورد این پروژه با هم بحث و تبدل نظر کردند.

    گیت‌هاب یکی از بزرگترین مشکلات دنیای نرم‌افزار را هدف قرار داد

    پرستون ورنر در این فکر بود که سرویسی برای ذخیره‌ی تمام کتاب‌‌خانه‌های برنامه‌نویسی توسعه دهد. برنامه‌نویس‌ها در این سرویس قابلیت همکاری در پروژه‌ها و یادگیری در مورد گیت را داشتند.پرستون ورنر همان‌جا نام Git Hub را برای ایده‌اش انتخاب کرد.

    کار روی اولین نسخه‌ی از گیت‌هاب در یکم اکتبر سال ۲۰۰۷ شروع شد. در ساعت ۱۰:۲۴ جمعه، ۱۹ اکتبر، وانستراث اولین کامیت را در گیت‌هاب ایجاد کرد و دنیای برنامه‌نویسی را تغییر داد.

    وقتی پرستون ورنر و وانستراث در سال ۲۰۰۷ کار روی پروژه‌ی گیت‌هاب را شروع کردند، به‌هیچ وجه هدفی برای تجاری کردن آن یا ایجاد کسب‌وکار با آن را نداشتند. آنها برای همکاری به این ابزار نیاز داشتند و به همین دلیل آن را توسعه دادند. نکته‌ی مهم در مورد راه‌حل این دو نفر آن است که تقریبا همه‌ی برنامه‌نویس‌ها صرف‌نظر از زبان و پلتفرم، مشکل مشابهی را تجربه کرده‌اند. در نتیجه‌ی این نیاز همگانی، پتانسیل بالای پروژه‌ی آنها بسیار زود روشن شد.

    گیت هاب / GitHub

    در هفته‌های بعد، ورنر و وانستراث در روزهای آخر هفته به بهبود پروژه‌ی خود می‌پرداختند. ورنر بخش‌های طراحی را بر عهده داشت و وانستراث ایده‌های مورد نظر او را پیاده‌سازی می‌کرد. ورنر در مورد آن ماه‌های اولیه می‌گوید:

    تا سه ماه پس از عرضه‌ی اولین نسخه، کریس و من زمان‌ زیادی را به برنامه‌ریزی و برنامه‌نویسی گیت‌هاب اختصاص می‌دادیم. من با استفاده از پروژه‌ی Grit، رابط کاربری را توسعه می‌دادم و کریس هم اپلیکیشن ریلز را پیش می‌برد. ما هر هفته شنبه‌ها جلسه داشتیم و تصمیمات طراحی و درآمدزایی را در آن جلسات نهایی می‌کردیم.

    سرانجام در ژانویه‌ی سال ۲۰۰۸ پس از ماه‌ها کار بی‌وقفه و جلسات و تبادل نظرهای دونفره، گیت‌هاب به‌صورت عمومی عرضه شد. این سرویس ابتدا به‌صورت آزمایشی و خصوصی ارائه شد. وانستراث و ورنر در ایمیل‌هایی به دوستانشان در سیلیکون ولی، از آنها در خواست کردند که از سرویس جدید استفاده کنند. پاسخ و نظرات افراد به این پروژه‌ی جدید، بسیار سریع، مثبت و امیدوارکننده بود. یک ماه بعد، GitHub به‌صورت رسمی به‌عنوان یک شرکت ثبت شد. نام شرکت ابتدا Logical Awesome بود که به گیت‌هاب تغییر کرد.

    اگرچه آن دو نفر ایده‌ی جدی برای تبدیل کردن پروژه‌شان به کسب‌وکار سودآور نداشتند؛ اما پتانسیل تجاری آن به‌حدی بود که کشش لازم را برای طرح درآمدزایی ایجاد کرد. در آوریل سال ۲۰۰۸، سه ماه پس از عرضه‌ی نسخه‌ی بتا و همزمان با انتشار رسمی سایت اصلی، جفری گروزنباخ بنیان‌گذار وبسایت آموزشی PeepCode پیامی برای کریس ارسال کرد. جفری در این پیام گفته بود که کدهای خود را به گیت‌هاب منتقل کرده است.

    گیت هاب / GitHub

    گروزنباخ فردی بود که با وجدان خود، روند درآمدزایی را به گیت‌هاب نشان داد. او به کریس گفت از این که به‌صورت رایگان از گیت‌هاب برای پروژه‌های شرکتی استفاده می‌کند، احساس خوبی ندارد. پیام‌های این‌چنینی در ماه‌‌های بعدی هم ارسال شدند که نشان‌دهنده‌ی ارزش بالای این سرویس بودند. کاربران فعال گیت‌هاب با وجود رایگان بودن سرویس ترجیح می‌دادند وجهی را به صاحبان سایت پرداخت کنند.

    بنیان‌گذاران ابتدا هیچ برنامه‌ای برای درآمدزایی از GitHub نداشتند

    یکی از بزرگترین دلایل رشد گیت‌هاب، سادگی مدل کسب‌وکار آنها بود. اگر بخواهید کد خود را برای دسترسی عموم در این سرویس نگهداری کنید، استفاده از آن برای همیشه رایگان است. اگر پروژه‌ی شما خصوصی است، باید وجهی را پرداخت کنید. این دو نوع استفاده از گیت‌هاب کاملا مشخص و روشن هستند و مدل درآمدی ساده‌ای را ایجاد می‌کنند. این مدل، نسخه‌ی رایگان سرویس را بدون کم و کاست به کاربران عرضه می‌کند که محبوبیت آن را دوچندان کرده است.

    شرکت گیت‌هاب به‌سادگی می‌توانست سرویس‌های خود را به عضویت یا پرداخت حق ماهانه محدود کند. این روش، درآمد خوبی هم متوجه آنها می‌کرد اما به‌هرحال اجرا نشد. نکته‌ی مهم دیگر این مدل کسب‌وکار، سهولت در جابه‌جایی از مدل رایگان به مدل پولی سرویس است. 

    درواقع، مدل درآمدی گیت‌هاب تنها مدل کسب درآمد از یک پروژه‌ی توسعه‌ی نرم‌افزار متن‌باز بود. اگر آنها از ابتدا همه‌ی منابع کد را به‌صورت پولی عرضه می‌کردند، هرگز چنین استقبالی از گیت‌هاب نمی‌شد. قطعا همان استقبال‌های اولیه از رایگان بودن سرویس‌ها، به محبوبیت امروز این شرکت منجر شده است.

    گیت هاب / GitHub

    نکته‌ی مهم دیگر در روند قیمت‌گذاری سرویس‌های گیت‌هاب، مبتنی بر وب بودن آن‌ها بود. درواقع، میزبانی کدها در اینترنت ایده‌ی بسیار عالی بود اما بالاخره باید هزینه‌ی پهنای باند، پرداخت می‌شد. در اینجا، حرکت روزنباخ به‌عنوان اولین پرداخت‌کننده‌ی وجه به گیت‌هاب، شروع روندی از طرف دیگر شرکت‌ها برای پرداخت‌های بعدی بود. این پرداخت‌ها، بنیان‌گذاران را بر آن داشت تا سرویس خود را به‌عنوان کسب‌وکاری سودده بررسی کنند.

    وانستراث در مورد اولین ایده‌ها برای درآمدزایی از پروژه می‌گوید:

    در این موقعیت، با این نتیجه رسیدیم که گیت‌هاب علاوه بر تأمین هزینه‌های خود، قابلیت‌های دیگری هم خواهد داشت. می‌توانیم آن را به یک کسب‌وکار واقعی تبدیل کنیم. ما تصمیم گرفتیم که کتابخانه‌های عمومی را برای همیشه رایگان عرضه کنیم اما برای منابع خصوصی و شرکتی، مبلغی را به‌عنوان هزینه در نظر بگیریم. به بیان دیگر، ما از افرادی پول می‌گرفتیم که به پرداخت، تمایل داشتند.

    پی‌جی هایت به‌عنوان هم‌بنیان‌گذار سوم در ژانویه‌ی سال ۲۰۰۸ به گیت‌هاب پیوست. تنها چند ماه بعد، در دهم آوریل سال ۲۰۰۸، گیت‌هاب به‌صورت رسمی رونمایی شد.

    تا سال ۲۰۰۹، رشد گیت‌هاب و استقبال از آن بسیار زیاد بود. ورنر در فوریه‌ی سال ۲۰۰۹ در کنفرانس مخصوص توسعه‌دهندگان در یاهو سخنرانی کرد. او از ۴۶ هزار مخزن کد عمومی در گیت‌هاب گفت که ۱۷ هزار عدد از آنها فقط در ماه ژانویه به سرویس پیوسته بودند. تا سخنرانی بعدی ورنر در یاهو یعنی آوریل آن سال، تعداد کاربران به ۱۰۰ هزار و تعداد پروژه‌های عمومی به بیش از ۹۰ هزار عدد رسیده بود. رشدی ۹۵ درصدی تنها در ۵ ماه.

    گیت هاب / GitHub

    نکته‌‌ی مهم در مورد رشد اولیه‌ی گیت‌هاب این است که این شرکت، در ماه‌های اولیه و تنها با تبلیغ‌های دهان به دهان، توانسته بود در کمتر از یک سال به ۱۰۰ هزار کاربر برسد. گیت‌هاب به‌عنوان یک محصول از همان ابتدا اعتیادآور بود. دلیل آن نیز مشکل همگانی بود که گیت‌هاب حل می‌کرد. البته در آن زمان ابزارهای دیگر همکاری بر پایه‌ی گیت نیز وجود داشتند اما گیت‌هاب، بازار خود را با ساختن سرویسی بر پایه‌ی یک فناوری جذاب رو به رشد ساخته بود.

    مدل کسب‌وکاری دوگانه‌ی گیت‌هاب و محبوبیت در جامعه‌ی برنامه‌نویسان، رشد این شرکت را در سال‌های بعد تضمین می‌کرد. گیت‌هاب، حل چالش همکاری را در اولویت خود قرار داده بود و دسترسی به پروژه‌ها، فاکتور رشد آن بود. این سرویس، سرعت کار را با اهدای مجوز به همه‌ی کاربران برای فورک کردن پروژه‌ها، افزایش داد. درواقع، حل این مشکل تکنیکی در برنامه‌نویسی باعث شد تا فرهنگ همکاری نیز در جامعه‌ی برنامه‌نویس‌ها دچار انقلابی بزرگ شود.

    نیاز شدید بازار و محصول عالی، المان‌های اصلی موفقیت گیت‌هاب بودند

    البته نیاز بازار و اعتیاد به محصول، تنها فاکتورهای رشد گیت‌هاب نبودند. در واقع، ماهیت اجتماعی این سرویس نیز در رشد آن بی‌تأثیر نبود. پیش از گیت‌هاب، برنامه‌نویس‌ها برای نشان دادن تخصص خود تنها به جلسات پرسش و پاسخ عمومی محدود بودند. با این سرویس، آنها کدهای خود را برای عموم و کارفرمایان احتمالی عرضه می‌کردند، به‌علاوه، شرکت در پروژه‌های بزرگ نیز ابزاری برای افزایش محبوبیت و تخصص میان برنامه‌نویس‌ها شد.

    این ماهیت اجتماعی، علاوه بر برنامه‌نویس‌ها به شرکت‌ها هم امکان داد تا متخصصان نرم‌افزاری خود را بهتر پیدا کنند. آنها با جستجو در مخازن عمومی کد، افراد بااستعداد را برای استخدام کشف می‌کردند.

    در ۲۹ ژوئن سال ۲۰۱۰، گیت هاب قابلیتی با نام Organizations Feature اضافه کرد. این بخش به شرکت‌ها امکان می‌داد تا پروژه‌های گروهی را از یک پیش‌خوان واحد کنترل کنند. این قابلیت، پاسخی به نیازهای شرکت‌ها بود که در پیوستن به گیت‌هاب مردد بودند. به‌علاوه، برنامه‌های بلندپروازانه‌ی این پلتفرم همکاری نیز در این بخش جدید نمایان شد.

    گیت هاب / GitHub

    بنیان‌گذاران این سرویس تا سال ۲۰۱۰ مطمئن شده بودند که تنها راه درآمدزایی و آینده‌ی روشن برای این سرویس، عرضه‌ی آن برای شرکت‌ها و مشتریان تجاری است. یک سال بعد، نسخه‌ی نهایی این بخش با نام Enterprise عرضه شد.

    تا پایان سال ۲۰۱۱، گیت‌هاب بزرگانی همچون SourceForge، Google Code و Microsoft Codeplex را پشت سر گذاشته بود. آنها تا آن سال میزبان ۲ میلیون مخزن کد بودند. در این میان عرضه‌ی قابلیت Enterprise، گیت‌هاب را هم برای برنامه‌نویسان شخصی و هم شرکت‌های بزرگ دنیای فناوری، به نیازی حتمی تبدیل کرده بود. این روند یعنی جذب و حفظ مشتریان درآمدزا، تمرکز اصلی GitHub در خلال سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ بود.

    نکته‌ی جالب توجه دیگر در مورد گیت‌هاب، رشد سریع آنها بدون جذب سرمایه‌ی خارجی بود. البته از سال ۲۰۱۲ اولین سرمایه‌گذار یعنی اندرسن هورویتز وارد شرکت شد.

    ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵: از رشد سریع تا گسترش جهانی

    گیت‌هاب در سال ۲۰۱۲ به سرویسی بسیار مشهور تبدیل شده بود. این سرویس نه‌تنها بدون هیچ‌گونه جذب سرمایه یا تبلیغات،‌ به پایگاهی عظیم از مشتریان دست یافته بود، بلکه تعداد پروژه‌های خصوصی و شرکتی میزبانی شده در آن نیز روز به روز افزایش می‌یافت.

    گیت هاب / GitHub

    نیاز گیت‌هاب در آن سال‌ها، نفوذ بیشتر به فضای تجاری برای کسب درآمد بیشتر بود. اولین اقدام آنها، استخدام برایان دال بود که به‌عنوان معاون بازاریابی و استراتژی از فوریه‌ی سال ۲۰۱۲، مشغول به کار شد. قدم بعدی، جذب سرمایه‌ی ۱۰۰ میلیون دلاری به‌عنوان مرحله‌ی اول جذب سرمایه بود که توسط شرکت اندرسن انجام شد.

    پرستون ورنر در مورد آن سال‌ها و استراتژی شرکت می‌گوید:

    ما یک برنامه‌ی مخصوص با نام GitHub Everywhere داشتیم. می‌خواستیم هر کس در صنعت نرم‌افزار، از گیت‌هاب استفاده کند. اشخاص، تیم های کوچک، دانشجویان و همچنین شرکت‌های معتبر و بزرگ، همگی هدف ما بودند.

    مرحله‌ی اول جذب سرمایه به گیت‌هاب فرصت داد تا مسیرش در رسیدن به هدف فوق را با سرعت بیشتری طی کند. آن‌ها تا آن زمان ۱.۷ میلیون کاربر و ۳ میلیون مخزن کد داشتند. به‌علاوه، درآمد گیت‌هاب از سال تأسیس به‌صورت سالانه ۳۰۰ درصد رشد داشت. این رشد طبیعی آن‌ها را به سمت جذب شرکت‌های بزرگ فهرست فورچن ۵۰۰ سوق داد تا درآمدهای هنگفت سال‌های بعد را از طریق این شرکت‌ها تأمین کنند.

    در چند سال اول فعالیت، هیچ نیازی به جذب سرمایه وجود نداشت

    بسیاری از کارشناسان و کارآفرینان، از جذب سرمایه‌ی گیت‌هاب استقبال کردند اما برخی دیگر، نگاهی انتقادی به سرازیر شدن پول به این سرویس داشتند. یک گروه کوچک اما تأثیرگذار از جامعه‌ی متن‌باز، جذب سرمایه‌ی خارجی توسط پروژه‌ی گیت‌هاب را نوعی خیانت به پایه‌ها و اصول متن‌بازی می‌دانست که این شرکت روی آنها بنا شده بود. درواقع، کشمکش‌ پایه‌های متن‌باز گیت‌هاب و برنامه‌های آتی آن برای تبدیل شدن به ابزاری تجاری، نیاز به تعادلی دقیق در مسیر توسعه‌ی شرکت داشت.

    گیت هاب / GitHub

    انجام یکی از بزرگترین جذب سرمایه‌های تاریخ، آزادی عمل بیشتری را به گیت‌هاب می‌داد. البته این سرمایه، فشار بیشتری را نیز به شرکت وارد می‌کرد. شرکتی که پیش از آن نیز با هویت دوگانه‌ی خود دست به گریبان بود.

    گیت‌هاب تا سال ۲۰۱۲ رشدی عالی داشت و با جذب سریع کاربران، موفقیت‌های اولیه را بسیار زود کسب کرده بود. البته پس از مدتی مشخص شد که کار کردن با همان سرمایه‌های اولیه‌ی شخصی یا اصطلاحا مدیریت به‌صورت بوت‌استرپ، سقف مشخصی را برای رشد شرکت ایجاد می‌کند. در واقع برای حفظ سرعت پیشرفت و دسترسی به بازارهای بزرگتر، قطعا نیاز به سرمایه وجود داشت. جذب سرمایه‌ی ۱۰۰ میلیون دلاری از اندرسن به آنها قدرت داد تا تیم مهندسی بزرگ‌تری برای تولید محصولات جدید تشکیل دهند.

    پس از ورود اولین سرمایه‌گذار، انتقادهای جامعه‌ی متن‌باز شروع شد

    نکته‌ی جالب توجه این است که عدم جذب سرمایه در سال‌های اولیه، به‌خاطر تقابل سرمایه با اصول گیت‌هاب و اکوسیستم متن باز نبود. در واقع، آنها نیازی به سرمایه‌گذار خطرپذیر نداشتند اما از لحاظ اصولی و اخلاقی نیز اشکالی در این حرکت نمی‌دیدند. زمانی که این شرکت به جذب سرمایه اقدام کرد، پایگاه قوی مشتریان خود را ایجاد کرده بود. به‌علاوه، آن‌ها از همان روز اول یک کسب‌وکار سودده بودند. این موارد به گیت‌هاب امکان می‌داد که نه‌تنها محصول خود، بلکه فرهنگ جامعه‌ی برنامه‌نویسی را نیز شکل دهد.

    پرستون ورنر در مورد جذب سرمایه برای شرکت می‌گوید:

    ما هنوز هم اعتقاد داریم جذب سرمایه‌ی زیاد و زودهنگام، برای شرکت‌ها مضر است. اثرات خارجی زیاد، برای شرکت خطرناک خواهد بود. ما اکنون ۴ سال و نیم عمر داریم و به اندازه‌ی کافی، شخصیت خود را تثبیت کرده‌ایم. ما هیچ‌گاه با جذب سرمایه مخالف نبودیم بلکه ارائه‌ی محصول برای مقاصد اشتباه را نقد می‌کردیم.

    گیت هاب / GitHub

    به‌هرحال گیت‌هاب پس از جذب تعداد زیادی برنامه‌نویس و تیم‌های توسعه، رشد کافی را پیش از جذب سرمایه انجام داده بود. آنها مسیر و هدف خود را نیز به‌روشنی مشخص کرده بودند. هدف بعدی، نفوذ به بازارهای جدید و افزایش درآمدهای بالقوه بود. در این میان، مهم‌ترین المان در فرآیند جذب سرمایه‌ی گیت‌هاب، زبان ورنر در اعلام این تصمیم بود:

    شرکت ما برای سال‌ها، سودده بوده است و نیازی به پول ندارد. پس چرا این چالش را بپذیریم؟ چون ما می‌خواهیم بهتر باشیم. می‌خواهیم بهترین محصولات را بسازیم. می‌خواهیم مشکلات بزرگتر را حل کنیم. می‌خواهیم زندگی را برای مردم آسان‌تر کنیم. تجربه و منابع اندرسن به ما کمک می‌کند که به این اهداف برسیم.

    تمرکز اصلی صحبت‌های ورنر، حل مشکلات بود. با توجه به این صحبت‌ها، می‌توان سوءبرداشت‌ها در مورد گیت‌هاب به‌عنوان یک محصول یا شرکت را برطرف کرد. گیت‌هاب برای ساده‌تر کردن کدنویسی برای برنامه‌نویس‌ها طراحی نشده است. در واقع این سرویس، برای ساده‌کردن کدنویسی برای همه توسعه یافت.

    گیت‌هاب در طول سال‌های فعالیت خود بسیاری از مشکلات بزرگ برنامه‌نویسی را حل کرده است. وانستراث و تیمش می‌توانستند از همان ابتدا تنها به مشکلات کوچک و جزئی توجه کنند. اما آنها چالش‌های بزرگ و اساسی این اکوسیستم را هدف قرار دادند و در نهایت، محصولی با پتانسیل رشد بالا، حول آن توسعه یافت.

    حل مشکلات جامعه‌ی برنامه‌نویسی،‌ هدف همیشگی گیت‌هاب بوده است

    جذبه‌ی گیت‌هاب به‌سرعت از جامعه‌ی متن‌باز و عاشقان هک و برنامه‌نویسی فراتر رفت. جذب شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ، بسیار سریع انجام شد. تا سال ۲۰۱۳، اکثر شرکت‌های بزرگ سیلیکون ولی از گیت‌هاب استفاده می‌کردند. ادوبی، دراپ‌باکس، فیسبوک، گوگل، و توییتر، همگی مخازن کد اختصاصی خود را در گیت‌هاب داشتند. برخی شرکت‌ها مانند موزیلا، صدها مخزن کد در این سرویس داشتند و به‌عبارتی همه‌چیز را در گیت‌هاب ذخیره می‌کردند. شرکت‌های دیگر مانند فیسبوک، مخازن کمتر اما با مشارکت بیشتر داشتند. ۱۰۲ مخزن فیسبوک، ۱۵ هزار فورک داشتند.

    گیت هاب / GitHub

    رشد سریع و محبوبیت گیت‌هاب باز هم ادامه داشت. تا سال ۲۰۱۵، آنها ۲.۸ میلیون کاربر و ۴.۶ میلیون مخزن کد داشتند. به‌هرحال با این که ریشه‌های شرکت در فرهنگ برنامه‌نویسی بود، چشم‌انداز آن‌ها فراتر از این اکوسیستم ترسیم شد. مرحله‌ی بعدی رشد این شرکت، تبدیل شدن به بزرگترین هاب نرم‌افزارهای متن‌باز و در نهایت، ساخت پلتفرمی بود که به «فیسبوک توسعه‌دهندگان» تبدیل شد.

    نفوذ گیت‌هاب به سیلیکون ولی ختم نشد و آنها راه خود را به پایتخت آمریکا نیز باز کردند. در ۹ می سال ۲۰۱۳، کاخ سفید «سیاست‌های رسمی ایالات متحده در برابر داده‌های آزاد» را در گیت‌هاب منتشر کرد. این اولین مرتبه‌ای بود که یک سیاست رسمی فدرال به‌این صورت منتشر می‌شد. اگرچه فایل‌های منتشر شده در مقایسه با پروژه‌های ذخیره شده در گیت‌هاب، استفاده‌ی آن‌چنانی نداشتند، اما نماد مهمی محسوب می‌شدند. درواقع، میزبانی اسناد سیاست‌های دولتی در سرورهای یک شرکت خصوصی، حرکت جدیدی بود. به‌علاوه با این کار، امکان فورک کردن و تغییر این اسناد نیز برای عموم آزاد بود.

    بن بالتر، مدیر محصول گیت‌هاب در مورد آن اتفاق تاریخی گفت:

    این اقدام، اولین مرتبه‌ای بود که یک دولت، قانون را به‌صورت یک سند زنده و قابل همکاری منتشر می‌کرد. باید منتظر تغییر و تحولات جذاب در این سند باشیم که توسط جامعه ایجاد می‌شود. امیدواریم که این حرکت، شروعی بر یک روند دائمی در این زمینه باشد.

    github / گیت هاب

    به‌هرحال، این خبر به‌نوعی تبلیغات و روابط عمومی رایگان را برای گیت‌هاب انجام داد. به‌علاوه، با این کار کاربردهای جدیدی نیز برای گیت‌هاب روشن شد. کاربردهایی که برای سالیان دراز توسط فعالان حرکت آزادی داده، گوشزد می‌کردند. هرچند برخی از آن کاربردها هیچ‌گاه اجرایی نشدند.

    ۲۰۱۵ تا کنون: توسعه‌ی جهانی، گیت‌هاب به واشنگتن دی‌.سی. می‌رود

    تا سال ۲۰۱۵، بسیاری از برنامه‌نویس‌ها از گیت‌هاب برای کنترل نسخه‌ی برنامه‌های خود استفاده می‌کردند. البته این سرویس، کاربردهایی فراتر نیز داشت. گیت‌هاب به پلتفرمی تبدیل شده بود که برنامه‌نویس‌ها در آنجا از یکدیگر نکات کاربردی یاد می‌گرفتند. به‌علاوه، این سرویس به شبکه‌ی اجتماعی و محلی برای تبادل نظرهای حرفه‌ای نیز تبدیل شده بود. کاربرد مهم دیگر، استفاده از این پلتفرم به عنوان محلی برای نمایش نمونه‌ کارها و رزومه‌ی برنامه‌نویسی بود.

    گیت‌هاب به محلی برای ذخیره‌ی کدهای مهم جهان تبدیل شده بود. از پروژه‌های برنامه‌نویسی شخصی تا پروژه‌های بزرگترین شرکت‌های فناوری جهان، در این سرویس حضور داشتند.

    گیت هاب / GitHub

    مانند هر شرکت بزرگ دیگر، گیت‌هاب نیز با بزرگ‌تر شدن، هدف مهمی برای مجرمان سایبری شد. در ۲۸ مارس سال ۲۰۱۵، گیت‌هاب بزرگترین حمله‌ی سایبری تاریخ خود را تجربه کرد. گفته شد که این حمله‌ی DDoS،‌ از طرف چین برنامه‌ریزی شده است. البته این حمله، تلاش یک رقیب آسیایی برای به زانو در آوردن یک شرکت آمریکایی نبود. هدف اصلی، دو پروژه‌ی مهم در گیت‌هاب بودند.

    پروژه‌ی اول، GreatFire بود که به کاربران اینترنت در چین امکان می‌داد تا محدودیت‌های دولتی را دور بزنند. هدف بعدی، صفحه‌ی گیت‌هاب وب‌سایتی چینی و کپی نیویورک تایمز بود. این صفحه نیز به کاربران چینی امکان می‌داد تا با گذر از برنامه‌های نظارتی، به این رسانه دسترسی داشته باشند. اگرچه این حملات به سرعت خنثی شد، اما خطرات نگهداری آن حجم از کد و برنامه در یک مکان را به همه نشان داد.

    اولین دفتر بین‌المللی گیت‌هاب در توکیو ژاپن تأسیس شد

    ۴ ماه پس از حمله‌ی دی‌داس چینی، مرحله‌ی دوم یا B جذب سرمایه برای گیت‌هاب به مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار و توسط Sequoia Capital انجام شد. این جذب سرمایه، ارزش گیت‌هاب را به بیش از ۲ میلیارد دلار رساند. وانستراث در مورد استفاده از این سرمایه‌های جدید، هدف آنها را سرمایه‌گذاری در بخش‌های دیگر، توسعه‌ی محصولات جدید و تلاش برای حضور بین‌المللی عنوان کرد.

    اولین دفتر بین‌المللی گیت‌هاب در توکیو تأسیس شد. انتخاب ژاپن به‌عنوان اولین مقصد خارجی توسط GitHub، استراتژی مهمی داشت. نه‌تنها ژاپن از لحاظ تولید ناخالص ملی، سومین اقتصاد جهان محسوب می‌شود، بلکه این کشور به نوآوری‌های فناورانه نیز مشهور است. این ویژگی‌ها، ژاپن را به بهترین مقصد برای شرکتی تبدیل کرد که قصد میزبانی از همه‌ی کدهای جهان را داشت. شرکت‌های بزرگ ژاپنی همچون هیتاچی و سایبرایجنت نیز جزو اولین مشتری‌های گیت‌هاب بودند.

    گیت هاب / GitHub

    توسعه‌ی گیت‌هاب باز هم ادامه پیدا کرد. آن‌ها تا جولای سال ۲۰۱۵ بیش از ۹ میلیون کاربر و ۲۱ میلیون مخزن کد داشتند. در آن زمان، این سرویس به بزرگترین مخزن کد در جهان تبدیل شده بود. اگرچه رشد کاربران با سرعت خوبی ادامه داشت، ورود به بازارهای تجاری و جلب نظر شرکت‌ها، نقش اصلی را در حفظ درآمد دائمی GitHub ایفا می‌کرد. بیش از نیمی از شرکت‌های بزرگ و مشهور آمریکایی از گیت‌هاب استفاده می‌کردند. این وضعیت،‌ نمادی از چشم‌انداز پرستون ورنر با عنوان GitHub Everywhere بود.

    مقاله‌های مرتبط:

    البته گیت‌هاب با وجود رشد زیاد و جذب ۱۰ هزار کاربر جدید در هر روز، از طرف رقبای قدرتمندی تهدید می‌شد. GitLab و Bitbucket بزرگترین رقبای این سرویس بودند که سرعت رشد کاربران گیت‌هاب را تحت تأثیر قرار می‌دادند. البته درآمد گیت‌هاب باوجود ظهور این رقبا باز هم به‌سرعت افزایش پیدا می‌کرد. درآمد این سرویس در سپتامبر سال ۲۰۱۵ حدود ۹۰ و در سال بعد حدود ۱۴۰ میلیون دلار گزارش شد.

    درآمد گیت‌هاب در دوره‌ی ۲۳ ماهه از سپتامبر ۲۰۱۴ تا آگوست ۲۰۱۶، در بخش پروژه‌های شخصی رکود نسبی داشت. البته درآمد از بخش‌های Organization دوبرابر و از بخش Enterprise نیز حدود سه برابر شد. در سپتامبر ۲۰۱۴،‌ این بخش حدود ۳۵ درصد از درآمد شرکت را تأمین می‌کرد که تا آگوست ۲۰۱۶ به بیش از نیمی از درآمد رسید.

    گیت هاب / GitHub

    تا سال ۲۰۱۷، وابستگی افزایش و حفظ درآمد به بخش‌های شرکتی و تجاری کاملا روشن شد. در آن زمان شایعه‌ی یک عرضه‌ی عمومی سهام (IPO) قوت گرفت. البته شایعات دیگر در مورد خرید یا ادغام با شرکت‌های دیگر نیز وجود داشتند. در نهایت در ۴ ژوئن سال ۲۰۱۸، خبر بزرگ دنیای فناوری منتشر شد. مایکروسافت، گیت‌هاب را به قیمت ۷.۵ میلیارد دلار خرید.

    تنها در عرض چند ساعت، سرویس‌هایی مانند هکر نیوز، ردیت و تک‌درت مملو از نظرات و پست‌های کاربران عصبانی شد. آنها خرید گیت‌هاب را نوعی خیانت می‌دانستند. بسیاری از کاربران، برنامه‌هایی جامع برای ترک گیت‌هاب طراحی کردند. بسیاری از آنها فرآیند کوچ از گیت‌هاب به سرویس‌های رقیبی مثل گیت‌لب را شروع کرده بودند.

    فروش شرکت به مایکروسافت، شوک بزرگی به کاربران وارد کرد

    کاربران با شنیدن این خبر، جوک‌هایی را از روی عصبانیت در مورد امنیت کدهایشان منتشر می‌کردند. به‌هرحال نگرانی بین اکثر کاربران وجود داشت. بسیاری از آنها این حرکت را شبیه خرید سان مایکروسیستمز توسط اوراکل و در اختیار گرفتن MySQL می‌دانستند.

    به‌هرحال در کنار تمام نگرانی‌ها و انتقادات، احساس عمومی، تیره و تار شدن آینده‌ی گیت‌هاب بود. البته، اکثر مردم متوجه این نکته نمی‌شدند که خرید گیت‌هاب در حال حاضر، تأثیری روی کلیت آن به‌عنوان یک محصول نخواهد داشت. گیت‌هاب برای مدت یک دهه به استاندارد صنعت برای توسعه‌ی نرم‌افزار به‌صورت گروهی تبدیل شد.

    قطعا گیت‌لب و بیت‌باکت تعدادی از کاربران ناراضی گیت‌هاب (به خاطر فروش به مایکروسافت) را جذب خواهند کرد اما موقعیت این سرویس و کاربرد آن نزد جامعه‌ی برنامه‌نویسی، ضامن موفقیت و رشد آتی آن خواهد بود.

    گیت هاب / Github

    به‌علاوه، تجربه‌ی مایکروسافت به‌عنوان یک سرویس‌دهنده‌ی تجاری، گیت‌هاب را به یک دارایی استراتژیک برای این غول دنیای فناوری تبدیل خواهد کرد. برای مایکروسافت، خرید گیت‌هاب به‌عنوان تصاحب یک محصول نیست. بلکه هدف اصلی، جذب اکوسیستمی است که با این سرویس همراه هستند.

    اکثر بحث و تبادل نظرهای آنلاین پیرامون هوشمندانه بودن یا نبودن خرید گیت‌هاب توسط مایکروسافت شکل می‌گیرد. سؤال اصلی این است که ایا مایکروسافت از GitHub استفاده‌ی صحیحی خواهد داشت؟ خریدهای قبلی این غول فناوری یعنی لینکدین و ماین‌کرافت نشان می‌دهد آنها به این زودی‌ها ساختار GitHub را تغییر نخواهند داد.

    مقاصد بعدی GitHub

    مقاله‌های مرتبط:

    اکنون که مایکروسافت به صاحب قدرتمند بزرگرین مخزن کد جهان تبدیل شده است، مسیر آینده‌ی گیت‌هاب به تصمیم‌گیری‌های این شرکت در زمینه‌ی رشد بلندمدت وابسته می‌شود. در این میان، برخی تصمیم‌گیری‌ها در مورد ادامه‌ی مسیر این سرویس، احتمال بیشتری دارد:

    ۱- یکپارچگی با Visual Studio

    کارشناسان معتقدند یکپارچه شدن گیت‌هاب با ویژوال استودیو، حرکت حتمی مایکروسافت خواهد بود. این مجموعه ابزار قدرتمند مایکروسافت برای توسعه‌دهندگان، پتانسیل بالایی را به گیت‌هاب می‌افزاید. این حرکت، در مسیر استراتژی‌های بزرگ‌تر مایکروسافت مبنی بر تغییر مسیر از فروش ویندوز به خدمات تحت ابر خواهد بود.

    ۲- ابزارهای بیشتر برای توسعه‌دهدنگان

    در حال حاضر هنوز هم برنامه‌نویس‌ها با مشکلات متعدد در نوشتن و توسعه‌ی کدهای خود روبرو هستند. ابزارهای متنوع برای بهبود تجربه‌ی کدنویسی، هماهنگی بیشتر با سرویس آژور یا روش‌هایی برای کشف بهتر خطاها، امکاناتی هستند که پتانسیل اضافه شدن به گیت‌هاب را دارند. در این میان ترکیب گیت‌هاب و مایکروسافت با تمرکز بر خدمات ابری، به توسعه‌ی این ابزارها کمک می‌کند.

    گیت هاب / GitHub

    ۳- خدمات و محصولات جانبی

    GitHub در حال حاضر علاوه بر مهندسان نر‌م‌افزار، برای متخصصان دیگر از جمله مدیران محصول نیز کاربردی است. این سرویس در خدمات آتی خود می‌تواند قابلیت‌ها و کاربردهایی را مخصوص این متخصصان عرضه کند. به‌عنوان مثال ابزارهای مدیریت یکپارچه‌ی پروژه، یکی از این حرکت‌های احتمالی خواهد بود. این هدف، احتمال بالایی برای وقوع دارد؛ چرا که مایکروسافت نیز به‌روشنی به‌دنبال اجرای هرچه بیشتر اپلیکیشن‌های شرکتی و ابزارهای همکاری تیمی است.

    درس‌هایی از تاریخچه‌ی گیت‌هاب برای کارآفرینان

    گیت‌هاب در نهایت به ردموند رسید و اکنون، عضوی از خانواده‌ی بزرگ مایکروسافت است. صرف‌نظر از آینده‌ی این سرویس محبوب، تاریخچه‌ی آن درس‌های بزرگی برای علاقه‌مندان به فعالیت در دنیای فناوری دارد.

    ۱- مشکل بزرگی را برای حل کردن پیدا کنید

    آسان‌تر کردن استفاده از گیت، یکی از اهداف GitHub بود؛ اما کار هیچ‌گاه به اینجا ختم نشد. مأموریت اصلی گیت‌هاب، تقویت همکاری و کدنویسی آسان‌تر بود. هر برنامه‌نویسی در جهان با مشکلاتی روبرو بود که گیت‌هاب قصد حل کردن آنها را داشت. این واقعیت، بازاری با پتانسیل بالا در اختیار این سرویس قرار داد.

    code

    اگر شما هم به فکر محصول یا خدمات هستید، پیش از انجام هر کاری این سوالات را از خود بپرسید:

    • آیا محصول شما، مشکل اختصاصی گروه کوچکی از جامعه را حل می‌کند؟ یا مشکلی متداول از جامعه‌ای بزرگ‌تر با آن حل می‌شود؟ تولید محصول احتصاصی امتیاز رقابتی خوبی است اما هدف قرار دادن مشکلات بزرگ و جامع، پتانسیل بازار را افزایش می‌دهد.
    • آیا خود شما در کارهای روزمره از محصولتان استفاده خواهید کرد؟ بسیاری از شرکت‌ها فرهنگ استفاده از محصول خود را تشویق می‌کنند اما تعداد کمی از آنها این استراتژی را به عمل می‌رسانند.
    • اگر خودتان از محصول استفاده نمی‌کنید، دلیل آن را پیدا کنید. آیا مشکل از محصول است یا چالش حل شده توسط آن ارتباطی با خود شما ندارد؟ هر دوی این سناریوها به نوبه‌ی خود خطرناک هستند. استفاده نکردن از محصول خود،‌ این سؤال را ایجاد می‌کند که آیا محصول نهایی اصلا کاربردی هست یا خیر؟ اگر خود شما، مشکل حل شده توسط محصول را تجربه نکرده‌اید، چگونه می‌توانید به بهترین شرکت برای ارائه‌ی راه‌حل تبدیل شوید؟

    ۲- حل مشکلات بزرگ را برنامه‌ی همیشگی خود بکنید

    یکی از فاکتورهای موفقیت ادامه‌دار گیت‌هاب، نه‌تنها تمرکز روی حل مشکلات بزرگ،‌ بلکه تلاش دائمی برای رفع چالش‌های همیشگی و دردناک اکوسیستم استارتاپی بود. این تلاش همیشگی، پتانسیل دست‌یابی به پایگاه بزرگ مشتریان را در مدل کسب‌وکار آن‌ها ایجاد کرد. پیشنهاد می‌شود شما هم در مورد محصول و خدمات خود این تصورات را داشته باشید:

    • قابلیت‌های جدید محصول یا خدمات شما، چه مشکلاتی را حل خواهند کرد؟
    • چرا این ویژگی در حال حاضر در محصول وجود ندارد؟ آیا بلندپروازانه یا سخت است؟ چگونه با چالش‌های توسعه‌ی این قابلیت روبرو می‌شوید؟
    • چه عاملی موجب دردناک شدن و مهم شدن این مشکل شده است؟ آیا مشکل موجود ناشی از کمبودهای انسانی یا فنی است؟

    solution

    ۳- توسعه‌ی سریع و بهینه‌ی فرهنگ سازمانی

    گیت‌هاب در روزهای ابتدایی خود به اهمیت فرهنگ سازمانی پی برد. این شرکت با قدرت فرهنگ خود را توسعه داد. فرهنگ سازمانی نه بر اساس محصول بلکه بر اساس تصمیم‌ها و عملکرد مدیران در تصویب قوانین شکل می‌گیرد. در مورد فرهنگ سازمانی شرکت خود به این سؤال‌ها پاسخ دهید:

    • فرهنگ سازمانی شما، چگونه نمایان‌گر ارز‌ش‌های سازمان خواهد بود؟ گیت‌هاب از همان روزهای ابتدایی با برنامه‌های متنوع و حتی طراحی دکوراسیون دفتر، فرهنگ همکاری و عدم وجود سلسله‌مراتب سنتی را به روشنی نشان داد.
    • کارمندان در چه زمینه‌هایی فرهنگ شرکت را تشکیل می‌دهند؟ به‌بیان دیگر، چه مقدار از فرهنگ سازمانی به‌خاطر قوانین دیکته شده و چه مقدار متأثر از استخدام‌ها خواهد بود؟
    • رقبا، شرکت و محصول شما را چگونه می‌بینند؟ چه‌مقدار از این تصور وابسته به فرهنگ سازمانی است؟

    در پایان یادآور می‌شویم که گیت‌هاب با دو رویکرد به موفقیت سریع رسید. حل مشکل عمومی و بزرگ جامعه‌ی هدف و ساخت محصولی که نیاز به استفاده از آن، همیشگی باشد.

    شاید مایکروسافت به‌عنوان یکی از مخالفان سنتی جامعه‌ی متن‌باز، خانه‌ی خوبی برای GitHub نباشد اما تلاش‌های این غول دنیای فناوری برای عرضه‌ی هرچه بیشتر و بهتر خدمات تجاری و تمرکز بر محصولات شرکتی، می‌تواند برای آینده‌ی گیت‌هاب مسیری روشن ایجاد کند. در پایان باز هم به سؤال اصلی می‌رسیم: مایکروسافت با این اسباب‌بازی جذاب و گران‌قیمت خود چه کاری انجام خواهد داد؟